pic
pic

پندها و نکته ها

سوال خود را بپرسید
موارد استهزاء به خود با استفاده از کلام امام رضا(ع)
در تاریخ ۰۵ بهمن ۱۳۹۴ و ساعت ۰۹:۴۲


روایت خوبی را بحار الانوار در جلد 75، صفحه 356، از کنز الفوائد کراجکی نقل می‌کند، از مواعظ امام هشتم(علیه‌‌السلام) است. ایوب بن نوح از امام رضا(علیه السلام) نقل می‌کند.

حضرت فرمود: سَبْعَةُ أَشْیَاءَ بِغَیْرِ سَبْعَةِ أَشْیَاءَ مِنَ الِاسْتِهْزَاءِ، هفت چیز است که اگر هفت چیز را نداشته باشد از مصادیق استهزاء است، فرمود «مَنِ اسْتَغْفَرَ بِلِسَانِهِ وَ لَمْ یَنْدَمْ بِقَلْبِهِ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ، وَ مَنْ سَأَلَ اللهَ التَّوْفِیقَ وَ لَمْ یَجْتَهِدْ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ، وَ مَنِ اسْتَحْزَمَ وَ لَمْ یَحْذَرْ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ، وَ مَنْ‏ سَأَلَ‏ اللهَ‏ الْجَنَّةَ وَ لَمْ‏ یَصْبِرْ عَلَى‏ الشَّدَائِدِ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ، وَ مَنْ تَعَوَّذَ بِاللهِ مِنَ النَّارِ وَ لَمْ یَتْرُكْ شَهَوَاتِ الدُّنْیَا فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ، وَ مَنْ ذَكَرَ الموت وَ لَمْ یستعد له فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِه، وَ مَنْ ذَكَرَ اللهَ وَ لَمْ یَشتَقْ إِلَى لِقَائِهِ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِه‏».

خیلی روایت جامع و پرمعنایی است. مواردی که انسان استهزاء به نفسه می‌کند، یعنی خودش را مسخره می‌کند نه تنها عملش اثر ندارد و مؤثر واقع نمی‌شود؛ خدای تبارک و تعالی به او توجه نمی‌کند، بلکه دائماً تنزل نفسی برای خودش ایجاد می‌کند، اگر انسان دیگری را مورد استهزاء قرار بدهد به چه ملاکی قرار می‌دهد؟ می‌گوید کار تو کار غیرعقلایی است و کار بی‌معنایی است، از مواردی که انسان باید خودش به خودش بخندد و خودش را مسخره و استهزاء کند این موارد است.

«مَنِ اسْتَغْفَرَ بِلِسَانِهِ وَ لَمْ یَنْدَمْ بِقَلْبِهِ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ» اگر کسی استغفار کند و دائماً استغفر الله ربی و اتوب إلیه می‌گوید ولی این کلمات فقط داخل دهان است و در قلب هیچ ندامتی برای او به وجود نمی‌آید از اینکه این گناهانی که کرده چقدر او را از خدا دور کرده، چقدر او را از قرب خدا فاصله انداخته است، چقدر او را از چشم خدا انداخته است. هر استغفاری باید یک ندامت قلبی در کنارش باشد ندامت قلبی هم یعنی انسان با همه‌ی وجودش احساس شرمساری و پشیمانی و حقارت کند.

عظمت خدا را دائماً در نظر داشته باشد، آن وقت هست که این استغفار منشأ می‌شود برای رحمت الهی، برای ترقی انسان، برای تعالی انسان، این سفارش‌هایی شده که در ماه رجب استغفار زیاد کنید نه اینکه انسان با زبان زیاد استغفار کند بلکه ندامت قلبی هم ... انسان می‌تواند بفهمد ندامت قلبی دارد یا ندارد؟ کسی که به زبانش استغفار کند اما قلباً نادم نباشد دارد خودش را مسخره می‌کند نه اینکه به صورت انشائی باشد که خودت را مسخره کن! نه، فقد استهزأ بنفسه إخبار از یک واقعیتی است که این کار را انجام می‌دهد که خودش را مسخره می‌کند ولی نمی‌فهمد، این یک. 

«وَ مَنْ سَأَلَ اللهَ التَّوْفِیقَ وَ لَمْ یَجْتَهِدْ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ» کسی که از خدا توفیق می‌خواهد و مکرر می‌گوید وفّقنا، اسئلک التوفیق، اسئل الله التوفیق، اما هیچ تلاشی نمی‌کند و در خانه نشسته است، فقد استهزأ بنفسه. حالا کسی بگوید من فقط با نماز شب و ذکر و این امور صبح می‌خواهم یک مجتهد جامع الشرایط بشوم! این دارد خودش را مسخره می‌کند.

اگر در طول تاریخ به یک افرادی عنایات خاصی شد، اولاً ما در تاریخ نداریم که عنایات علمی دفعی این چنینی باشد، ممکن است یک کسی در عالم رؤیا حافظ کل قرآن شود و اینطور هم شده، ولی العلم نورٌ یقذفه الله فی قلب من یشاء، خود خدا فرموده است اگر می‌خواهید من یشاء باشید باید تلاش کنید، کسی که تلاش نکند اصلاً مصداق من یشاء قرار نمی‌گیرد. طلبه هستیم و ساده همینطور روایت را می‌خوانیم العلم نور یقذفه الله فی قلب ما یشاء، صبح از خواب بیدار می‌شوم و می‌گویم کل عرفان و فلسفه را بلدم یا کل فقه را بلدم، ادعاهای این چنینی زیاد بوده، باید تلاش کرد.

این روایت من سأل الله التوفیق و لم یجتهد فقد استهزأ بنفسه را بنویسید و روی میزتان بگذارید دائماً باید تلاش کنیم تا خدای تبارک و تعالی عنایتی کند.

«وَ مَنِ اسْتَحْزَمَ وَ لَمْ یَحْذَرْ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ» آدمی که دوراندیشی می‌کند اما حذر نمی‌کند! دوراندیشی می‌کند می‌گوید این کاری که می‌خواهم انجام بدهم این اشکالات را دارد همه‌ی اینها در ذهنش می‌آید خدا در ذهنش قرار می‌دهد، رفاقت با این آقا این اشکال را دارد وقت من را تلف می‌کند، چیزی به من یاد نمی‌دهد، تقوای من کم می‌شود، همه‌ی اینها را قشنگ بررسی می‌کند ولی و لم یحذر! انگار نه انگار، شروع می‌کند به رفاقت با او. تو که نشستی فکر کردی این آدم نه از جهت علمی به درد تو می‌خورد و نه از جهت اخلاقی و نه از جهت خانوادگی، نه از هیچ جهتی، بلکه برای تو ضرر دارد. اما حالا بی‌اعتنای به همه‌ی این دور اندیشی‌ها انسان به مراوده داشتن با او شروع می‌کند.

«وَ مَنْ‏ سَأَلَ‏ اللَّهَ‏ الْجَنَّةَ وَ لَمْ‏ یَصْبِرْ عَلَى‏ الشَّدَائِدِ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ» کسی که از خدا دائماً بهشت را مسئلت می‌کند ولی حاضر نیست که تن به شدائد و سختی‌ها بدهد، افّت الجنة بالمکاره و الشدائد را باور ندارد.

«وَ مَنْ تَعَوَّذَ بِاللهِ مِنَ النَّارِ وَ لَمْ یَتْرُكْ شَهَوَاتِ الدُّنْیَا فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ» اینها خیلی توضیح می‌خواهد، من عناوینش را فقط اشاره می‌کنم، کسی که اعوذ بالله من الشیطان الرجیم زیاد می‌گوید ولی و لم یترک شهوات الدنیا، نگاه به نامحرم می‌کند و اعوذ بالله می‌گوید، مال حرام می‌خورد و اعوذ بالله می‌گوید، این که نشد! باید این استعاضه که خیلی هم سفارش شده، مخصوصاً در نماز قبل از شروع فاتحة الکتاب استعاضه را حتماً به یاد داشته باشید، یکی از چیزهایی که انسان را در نماز حفظ می‌کند که بتواند توجه به خدای تبارک و تعالی داشته باشد این است که اول نماز به خدا پناه ببرد که دست شیطان در نماز او کوتاه شود، استحباب هم دارد و همه‌ی آقایان این را فرمودند.

حالا اگر انسان استعاضه را داشته باشد اما شهوات را ترک نکند فایده‌ای ندارد.

«وَ مَنْ ذَكَرَ اللهَ وَ لَمْ یَشتَقْ إِلَى لِقَائِهِ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِه‏» از کسانی که خودش را مسخره می‌کند اینست که کسی که ذکر خدا را دارد اما اشتیاق به لقاء خدا ندارد، فقط همینطور یک ذکر زبانی دارد الله اکبر، صفات خدا، اسماء خدا، این اذکاری که وارد شده را می‌گوید اما در ذهنش نمی‌آید که من چه زمانی می‌خواهم با خدا ملاقات کنم، من آمادگی ملاقات خدا را دارم یا خیر؟ اگر همین الآن به من بگویند بسم الله باید رفت و باید بمیری چقدر آمادگی دارم، این هم از کسانی است که خودش را مسخره می‌کند.

«وَ مَنْ ذَكَرَ الموت وَ لَمْ یستعد له فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِه» کسی که به یاد مُردن می‌افتد ولی آمادگی برای مُردن و پاسخ به سؤال نکیر و منکر را در عالم قبر ندارد، این هم فقد استهزأ بنفسه.
این هفت مورد خیلی موارد عجیبی است و غالباً مورد ابتلای ما هم هست، مراقب باشید که یک وقتی از مستهزئین به انفسنا نباشید، خودمان را مسخره نکنیم و توجه نداشته باشیم، خداوند همه‌ی ما را از این هفت گروه انشاء الله خارج بفرماید.




منبع : بحار الانوار، ج 75، ص 356

۱,۰۵۹ بازدید