pic
pic

پندها و نکته ها

سوال خود را بپرسید
فواید انقلاب اسلامی
در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۹۴ و ساعت ۱۲:۰۲

اين ايام دهه‌ي فجر و سي‌امين سالي است كه از پيروزي انقلاب مي‌گذرد، و چند نكته بايد مدّ نظر ما باشد كه خدمت شما فضلا عرض مي‌كنم.
نكته‌ي اول: در مورد ضرورت كاري است كه امام(ع) و روحانيت و مردم انجام دادند. سي سال است كه از انقلاب گذشته است. ما بايد فكر كنيم كه اگر اين حركت عظيم و اين نهضت مبارك نبود، بر سر اسلام و حوزه‌ها، روحانيّت و مردم چه آمده بود؟
ما معتقد هستيم كه واقعاً اگر اين انقلاب در كشور نشده بود، امروز چيزي به نام حوزه علميه نداشتيم؛ چيزي به نام روحانيت نداشتيم. سياست‌هايي كه از كشورهاي خارجي و از پايگاه‌هاي جاسوسي دنيا براي ايران ديكته مي‌شد، و حكومت ايران آن را پياده مي‌كرد، در آن سياست‌ها حذف دين به عنوان يك هدف اصلي مطرح بود. براي گرفتن دين نيز بايد مروّجين دين را از بين ببرند؛ پايگاه‌هاي تعليم و تربيت ديني را بايد محو كنند. اين کار از زمان رضا خان شروع شد و در زمان محمدرضا پهلوي هم ادامه پيدا كرد. نمي‌دانم کدام يک از آقايان قبل از انقلاب در قم بوديد، چندين سال درب مدرسه فيضه بسته شده بود؛ مدرسه فيضيه با آن عظمت چندين سال بود كه بسته شده بود، آرام آرام دنبال اين بودند كه بقيّه مدارس را هم ببندند و به طور كل، فاتحه روحانيت را بخوانند.
حال، با قطع نظر از مسئله حوزه، ديگر دين در جامعه امروز حضور نداشت. ببينيد چقدر آثار ديني از در و ديوار اين مملكت نمايان است؟ زماني بود كه بزرگان ما، مبلّغين ما، آرزو داشتند يك دقيقه از صدا و سيما حداقل يك حديث براي مردم بخوانند؛ اما امروز مي‌بينيم كه واقعاً صدا و سيما، شبكه‌هاي مختلفي كه دارد، در قرآن، در معارف، در مسائل ديگر که در مناسبت‌ها پخش مي‌شود، اينها مردم را به مسئله ولايت ائمه معصومين: توجّه مي‌دهند. امروز ولايت در اين كشور ترويج مي‌شود؛ البته نمي‌خواهيم بگوييم همه كارهاي صدا و سيما درست است؛ نه، انتقاد هم داريم. باعث به وجود آمدن برخي از مشكلات هم شده است؛ اما وقتي مجموعه را نگاه مي‌كنيم، يك نويد بزرگي است كه مجموعه به سمت اين است كه دين در اين كشور حكومت پيدا كند؛ تمام ابعاد ديني در اين مملكت پياده شود. در زمان گذشته يك روحاني نهايتش اين بود كه يك منبر پيدا كند؛ غايتش اين بود كه پاي منبر او هزار نفر و يا دو هزار نفر بنشينند؛ اما امروز، من گاه صبح بعد از نماز بعضي از شبكه‌ها را مي‌بينم که سخنراني يكي از خطبا را گذاشته است؛ بعضي‌هايش خيلي خوب است؛ و بعضي‌هايش متوسط است، و طبعاً برخي هم ضعيف است. بعضي را اصلاً جايز نيست، بگذارند. يادم مي‌آيد يك وقتي خدمت حضرت والدمان(ره) بوديم که يك آقاي روحاني داشت از تلويزيون صحبت مي‌كرد؛ يك مطلب بسيار باطل و سخيفي را گفت. ايشان به من فرمودند: شما به مسؤول صدا و سيما زنگ بزن و از قول من بگو حرام است اين آقا سخنراني كند و شما در تلويزيون صحبت او را بگذاريد. اينها بوده و هست؛ ولي مجموع را كه انسان نگاه مي‌كند، واقعاً فضا براي ترويج دين روز به روز به بركت اين انقلاب بيشتر مي‌شود؛ و اين جاي شكر دارد.
بايد گفت همانطور كه حدوث اين انقلاب بر دوش روحانيت بود، استمرار اين انقلاب هم بر دوش روحانيت است. اگر كساني فكر كنند بدون روحانيت انقلاب استمرار پيدا مي‌كند، بسيار در اشتباه هستند؛ انقلاب با ماهيت اسلامي‌خودش، با ماهيت اصيل پيروي از مكتب اهل‌بيت: فقط در سايه هدايت مراجع و رهبري و روحانيت و حضور فعال روحانيين در همه عرصه‌هاست؛ و ما بايد به اين امر توجّه داشته باشيم.
امام عظيم الشأن(ره) كه واقعاً هرچه زمان مي‌گذرد، انسان به ابعاد وجودي آن مرد بيشتر پي مي‌برد؛ در همان ايام سال 57 که روز‌هايي بود كه هر دقيقه‌اش يك تصميم بسيار اساسي از طرف امام براي رهبري انقلاب و براي جامعه اتخاذ مي‌شد؛ كه اگر يكي از آن تصميم‌ها يك مقداري اشتباه بود، كاملاً مسئله دگرگون مي‌شد. ايشان چه خدمت بزرگي كردند؛ چه حركت بزرگي آفريدند؛ و تا پايان دنيا حق بزرگي بر همه دارد. اين مرد بزرگ بر همه ما حق دارد.
نكته دومي‌كه مي‌خواهم عرض كنم اين است: من گاه فكر مي‌كنم که واقعاً مشخصات امام چيست؟ امام استعداد در حد فوق العاده داشتند که بايد اسمش را نبوغ گذاشت. پشتكار در حد زياد، علم، جامعيت، اصلاً در اين پنجاه ساله اخير، در اين صد ساله اخير، ـ اين را كه دارم عرض مي‌كنم، واقعاً از روي تحقيق مي‌گويم ـ كسي را به جامعيت علمي ‌امام سراغ ندارم!. بزرگاني داشتيم كه جامع بين معقول و منقول بودند؛ اما جامعيتي كه امام داشتند، امام يكي از مبتكرين در علم اصول است؛ يكي از فقهاي بسيار بسيار قوي است؛ يكي از عرفاي طراز اول است؛ يكي از حكماي رده اول است؛ يكي از مفسرين بر جسته است؛ يكي از اساتيد برجسته درس اخلاق است؛ ما اگر بخواهيم در اين صد ساله‌ي اخير حوزه بگوييم دو استاد اخلاق در اين حوزه بودند، يكي حاج ميرزا جواد آقاي ملكي بوده و يكي هم امام بوده است. هم‌چنين هوش سياسي امام که هميشه از ريزترين مسائل جامعه خبر داشته است. ما گاه مي‌گوييم به ما چه ربطي دارد که امروز در مجلس چه مي‌گذرد؛ به ما چه که امروز در عراق چه مي‌گذرد؛ به ما چه ارتباطي دارد در افغانستان چه مي‌گذرد؛ ما مشغول درس خودمان باشيم. اين معنايش آن است كه شما مسؤوليت خودت را در حد خانه خودتان منحصر کرده‌ايد. آن وقت ببينيد چه نتيجه‌اي خواهد داشت؟ از همه قضايا اطلاع داشته باشيد. البته اطلاع به اين معنا نيست كه آدم واقعاً درس و بحث را كنار گذارد؛ شبانه روز پاي روزنامه و تلويزيون بنشيند. امام هم اين كار را نمي‌كرد
اما آن ويژگي كه نقش اول را داشته و عامل درجه اول بوده، كدام بوده است؟ آن، توحيدي بود كه امام به آن رسيده بود؛ و آن ارتباطي بود كه با خدا داشت. نه ارتباط عوامانه، نه ارتباط زاهدانه منفي، بلکه ايشان ارتباط عالمانه و فقيهانه با خدا داشت. كسي در آن شرايط بسيار خفقان‌آور كه اصلاً انسان جرأت نمي‌كرد لفظ شاه را بگويد، بيايد اينطور در مقابل شاه بايستد، در مقابل حكومت ظالم بايستد، و قسم هم ياد بكند كه من و الله يك لحظه هم نترسيدم! اين چيست؟ جز اين كه واقعاً يك موحّد واقعي بود؟. خدا را با همه وجود شناخته بود؛ يعني با تمام وجود خدا را حسّ كرده و شناخته بود. حوزه و ما اگر بخواهيم براي خدمت به دين موفق شويم، بايد همين را راه طي كنيم؛ البته عرض كردم عوامل ديگر هم بسيار نقش دارد؛ اگر امام مرجع تقليد نبود، اين انقلاب واقع نمي‌شد؛ اگر امام هوش سياسي نداشت، نمي‌توانست توطئه‌ها را بشناسد. اما در كنار همه اينها، آن تهذيب نفسي كه داشت و آن توحيدي كه در اثر زحمت‌هاي فراوان علمي ‌و عملي به آن رسيده بود، اينها از امام، امام ساخت.
بنابراين، ما بايد قدر انقلابمان را بعد از گذشت سي سال بدانيم كه حالا چون وقت نيست من نمي‌توانم به تمام فوائد انقلاب اشاره كنم؛ اما راجع به مجموعه روحانيت، ما اگر انقلاب را راجع به مجموعه روحانيت ملاحظه كنيم، مي‌بينيم كه واقعاً اين انقلاب يك حيات جديدي براي روحانيت است؛ حيات جديدي براي فقه است؛ حيات جديدي براي حوزه‌هاست. امروز ببينيد كه به بركت اين انقلاب دائره علمي ‌در حوزه‌ها وسعت پيدا كرده است و بايد قدر اين انقلاب را بدانيم.بايد وظيفه‌مان رابشناسيم و آن را انجام دهيم و جايي هم كه بايد انتقاد كنيم، انتقاد كنيم؛ اما براي خدا و براي حفظ انقلاب و به دور از حزب‌گرايي و گرايش‌هاي فاسدانه. اگر روحانيت استقلال خود را حفظ كند، در دائره تحزّب‌گرايي، و گرايش‌هاي سياسي قرار نگيرد، فقط در دائره خدايي‌باشد؛ از اول فلسفه وجودي روحانيت هم در همين دائره است؛ اگر در اين دائره باشد، مي‌تواند قدم بزرگي بردارد و ثمره‌ي خوبي براي مجموعه بشريت داشته باشد انشاء الله.

۱,۳۵۷ بازدید