pic
pic

پندها و نکته ها

سوال خود را بپرسید
لزوم توجه به سرنوشت پس از مرگ
در تاریخ ۲۴ دی ۱۳۹۴ و ساعت ۱۸:۲۷

مرحوم صدوق در خصال صفحه 119 از امام سجاد (ع) نقل می ‏کند که آن حضرت فرمود: «أشد ساعات ابن آدم ثلاث ساعات (ساعت در اينجا به معناي زمان است و نه به معناي ساعت اصطلاحي)؛ مي‌فرمايند: شديدترین زمان‌ها براي انسان سه زمان است؛ 1ـ الساعة التى يعاين فيها ملک الموت، ساعتى که ملک الموت را مشاهد می ‏کند؛ 2ـ الساعة التى يقوم فيها من قبره لحظه‏ اى که انسان از قبر بر می ‏خيزد و محشور می ‏شود؛ 3ـ الساعة التى يقف فيها بين يدى الله تبارک و تعالى. آن ساعتى که انسان براى حساب و کتاب در پيشگاه خدا براي پاسخ می ‏ايستد؛ فاما الى الجنة و اما الى النار يا بايد به طرف بهشت برود - رزقنا الله انشاء الله- و يا بايد به سوى نار برود. ثم قال: ان نجوت يابن آدم عند الموت فانت فانت و الا هلکت اگر وقتى که ملک الموت را مشاهده می ‏کنى، در آن لحظه نجات پيدا کنى، تو بردى و خوشا به حالت و خوشا به سعادتت و الا هلکت، و گرنه نابود شدى و ان نجوت يابن آدم حين توضع فى قبرک فأنت أنت اگر وقتى تو را در قبر می ‏گذارند، نجات پيدا کردى، باز هم خوشا به حالت و الا هلکت. و ان نجوت يابن آدم فى مقام القيامة فأنت انت و الا هلکت و ان نجوت يابن آدم حين يحمل الناس على الصراط و اگر وقتى که مردم از صراط عبور می کنند، تو نجات پيدا کردى، فأنت أنت و الا هلکت ثم تلا «وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ». حضرت بعد از آن آيه شريفه سوره مؤمنون را قرائت کرده و فرمودند: هو القبر و ان لهم فيه لمعيشة ضنکى براى انسان در عالم قبر زندگانى تنگى است و الله ان القبر لروضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النار قسم به خدا که قبر يا باغى از باغ‏هاى بهشت است و يا حفره ‏اى از حفره‌هاي آتش جهنم است. ثم اقبل على رجل من جلسائه حضرت وقتى اينها را فرمودند، نگاه کردند يا رفتند به طرف يکى از افرادى که در مجلس نشسته بودند فقال له قد علم ساکن السماء ساکن الجنة من النار. کسانى که در آسمان‌ها ساکن هستند(ملائکه) می ‏دانند چه کسي اهل بهشت و چه کسي اهل جهنم است؛ فأىّ الرجلين انت؟ تو از کدام يک از اين دو دسته هستى و أيّ الدار دارک؟ و کدام يک از اين خانه‌ها براي توست، آيا اهل خانه بهشت هستى يا جهنم؟.
تکيه و تأکيد من بيشتر روى ذيل روايت است، و الا آقايان غالباً صدر روايت را شنيده‌اند که بالاخره اين سه لحظه‏ مشکل‏ترين لحظات حيات بشر است و خيلى هم عجيب است؛ يعنى انسان هر قدر هم که بخواهد روي هر کدام از اينها فکر کند، فکرش به جاى نمی ‏رسد. بروز تمام مجموعه عمر انسان، در آن روزهاى آخر و در لحظات آخر است که به چه وضعى می ‏رسد؟ آن روز به چه اعتقادى می ‏رسد؟ نگرانى آن روز، اين است که وقتی از دنيا می ‏رود، آيا با دست خالى می ‏رود يا نه؟ نگرانى دارد!
انسان در مورد هر کدام از اينها مي‌تواند بسيار فکر کند و بالاخره نکاتي هم به ذهنش مي‌رسد. ما در مورد والد راحلمان (رضوان الله عليه)، در دو سه ماه آخر حياتشان، شايد بتوانم اين را بگويم که ايشان هر وقت که خدمتشان می ‏رسيديم، از مباحث علمى و سياسى و مسائل مربوط به حوزه و مردم غالباً سؤال می ‏کردند و آنها را دنبال می کردند، اما من دو سه ماه آخر، گاهی، دو ساعت پيش ايشان می ‏نشستم، ايشان فقط فکر می ‏کردند؛ ولى خوب ما درست متوجه نبوديم که مطلب چيست؛ پيدا بود که در يک عالم ديگرى سير می ‏کنند. در همين سال آخر، ايشان به والده ما، فرموده بودند که حتى ماه‌هاى آخر عمر من است؛ در اين زمينه نکات زيادى وجود دارد که من نمی ‏خواهم به جزئيات آن بپردازم.
در مورد قبض روح که مسئله‌اي بسيار مشکل است و واقعاً هم مشکل است. مرحله‏ اى است که بالاخره کُُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ. ولى مشکل‌تر از اين، آن است که همه حالات وجودى انسان در آن لحظات آخر، به انسان هجمه می ‏کند و اگر خداى ناکرده،انسان ملکات بدى را براى خودش تحصيل کرده باشد، تحمل آنها بسيار سخت است.
اين که امام سجاد(ع) به يکي از آن افراد رو مي‌کند و مي‌گويد از کدام دسته هستي؟ می ‏خواهند بفرمايند خود ما بهتر از اهل آسمان می ‏دانيم که از کدام دسته‌ هستيم؛ اگر انسان خودش را مقداري روي ترازو قرار دهد، و اعمالش را بسنجد، به راحتى مي‌تواند نتيجه بگيرد که اهل بهشت است و يا اهل جهنم. ولى توجه به اين محاسبه و مراقبه خيلى مهم است. معناي ذيل عبارت که مى‏فرمايد:" أىّ الرجلين أنت" اين است که تو می ‏دانى، نه اينکه نمى‌دانى و صبر کن تا قيامت که چه مى‏شود. ما خود مي‌دانيم؛ مي‌دانيم که در عبادات، خيلى کوتاهى می ‏کنيم، و بعضي‌ از ما، در عدم رعايت حق خدا، گوى سبقت را از عوام مردم هم برده‌اند. ما می دانيم که چه اندازه از دوستى‌هايمان با افراد، به خاطر خدا است و چقدر نيست. چقدر دشمنی ‏ها به خاطر خدا هست و چقدر نيست. بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ. من می ‏دانم درسى که دارم می گويم براى خدا است يا نيست؛ اگر در ظاهر هم تظاهر کند به اينکه ما براى خدا درس می ‏دهيم، ولي خودش را نمی ‏تواند فريب دهد. و البته انسان بايد از خدا استمداد کند که راه درست را به او نشان دهد. اين که ائمه (ع) گاه تلنگرهايى به افراد مي‌زدند براي آن بود که آنها را متنبه کنند. أيّ الرجلين انت يعنى تو می ‏دانى و اگر هم می ‏بينى که مقدار می ‏لنگى، از خدا بخواه تا خدا درست کند. تا هستيم بايد برای خودمان هر کارى که می توانيم انجام دهيم. اگر از حالا به فکر باشيم، روزه اى آخر در آسايش خواهيم بود؛
من گاه در اين عبارت امام فکر می ‏کنم که فرمود: بادلي آرام و قلبي مطمئن مي‌روم؛ ببينيد امام (رضوان الله عليه) يک فرد معمولى نبود، يک فقيه معمولى نبود، مردى بود که در کنار همه اجتهادات، مبارزات با طاغوت و هدايت‌هاي مردم را داشت. اين همه شهدا و جنگ و اين همه مسائل که اگر بخواهيم بگوييم پر حادثه‏ ترين فرد در تاريخ بعد از انبياء و ائمه(ع) چه کسي بوده مي‌توان گفت مرحوم امام است. اما اين مرد با اين عظمت، خيلى به صراحت می گويد: من با قلبي آرام می ‏روم. خيلى حرف است! شما الآن خودتان در مسير اجتهاد هستيد، انسان اگر يک فتوايى را زود بدهد،یا در فتوايى کم تحقيق کند، مگر می ‏تواند در روز قيامت جواب بدهد؟! من می ‏گويم امامى که اين همه فتوا و این کتب علمی از او صادر شده است، آيا در تمام اينها با خيال راحت بوده است؟ نه فقط در مسائل سياسى، نه فقط در مسائل اجتماعى، نه فقط در مسائل اخلاقى، وغیره. او چه کرده که به اين آرامش رسيده است؟
ما چه کنيم که بتوانيم به این مقام برسيم؟ هر انسانی می تواند با زحمت به اين مقام برسد. به هر حال، وقتى داريم راه می ‏رويم، اين آيه را بخوانيم که «وَ مِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ». در خانه نشسته‌ايم به خودمان بگوييم: أىّ الرجلين أنت؟ کلماتى که حضرت به ديگران فرمودند ما آنها را مرتب تکرار کنيم؛ أىّ الدارين دارک؟. خداوند متعال ان شاءالله عاقبت همه ما را ختم به خير کند.



منبع : خصال،‌ص 119

۴۹۷ بازدید