pic
pic
  • ۳۱

    ب) آيات 93 تا 99 سوره کهف:

    (حَتَّى إِذا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلاً * قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلى‏ أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَبَيْنَهُمْ سَدًّا * قالَ ما مَكَّنِّي فيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعينُوني‏ بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْماً * آتُوني‏ زُبَرَ الْحَديدِ حَتَّى إِذا ساوى‏ بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذا جَعَلَهُ ناراً قالَ آتُوني‏ أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً * فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً * قالَ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَكانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا * وَتَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ في‏ بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً)؛

    تا وقتى به ميان دو سدّ رسيد، در برابر آن دو [سدّ]، طايفه‌اى را يافت كه نمى‌توانستند هيچ زبانى را بفهمند. [به هر وسيله‌اى که شد] گفتند: «اى ذو القرنين، يأجوج و مأجوج سخت در زمين فساد مى‌كنند، آيا [ممكن است‏] مالى در اختيار تو قرار دهيم تا ميان ما و آنان سدّى قرار دهى؟» [ذو القرنين] گفت: «آنچه پروردگارم به من در آن تمكّن و توانايي داده، [از كمك مالى شما] بهتر است. مرا با نيرويى [انسانى‏] يارى كنيد [تا] ميان شما و آن‌ها سدّى استوار قرار دهم.»

    براى من قطعات آهن بياوريد، تا آن گاه كه ميان دو كوه برابر شد [و ارتفاع اسکلت ديوار آهنين با سر دو کوه برابر شد]، گفت: «بدميد» تا آن‌گاه كه آن را مانند آتشى بگداخت، گفت: «مس گداخته برايم بياوريد تا روى آن بريزم.» [در نتيجه، طايفه يأجوج و مأجوج‏] نتوانستند از آن [مانع‏] بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ كنند. گفت: «اين رحمت و بخشايشي از جانب پروردگار من است، پس چون وعده پروردگارم فرا رسد، آن [سدّ] را در هم كوبد [خُرد و هموار سازد]، و وعده پروردگارم حق است.» و در آن روز آنان را رها مى‌كنيم تا موج‏آسا بعضى با برخى درآميزند و [همين كه‏] در صور دميده شود، همه آن‌ها را گرد خواهيم آورد.

    ج) آيه 82 سوره نمل:

    (وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ)؛

    و چون [هنگام آن رسد كه‏] آن گفتار ـ وعده ما به عذاب ـ بر آنان واقع شود، براى آنان از زمين جنبنده‌اى بيرون آريم كه با آنان اين سخن گويد كه مردم به نشانه‌هاى ما يقين ـ باور بى‌گمان ـ نمى‌داشتند.

  • ۳۲

    د) آيه 61 سوره زخرف:

    (وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَاتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ)؛

    و هر آينه او ]عيسى[ نشانه‌اى است براى دانستن قيامت، پس در آن ]روز رستاخيز[ شك نكنيد و مرا پيروى كنيد، اين است راه راست.

    هـ) آيات 11 تا 16 سوره دخان:

    (يَغْشَى النَّاسَ هذا عَذابٌ أَليمٌ * رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ * أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرى‏ وَقَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مُبينٌ * ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ * إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَليلاً إِنَّكُمْ عائِدُونَ * يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى‏ إِنَّا مُنْتَقِمُونَ)؛

    ]آسمان دودی آشکار بیاورد[ كه مردم را فرو مى‌گيرد، [گفته مي‌شود] اين است عذاب دردناک. [مى‌گويند:] «پروردگارا!، اين عذاب را از ما بردار كه ما ايمان آرنده‌ايم.» آنان را كجا [جاى‏] پند [گرفتن‏] باشد، و حال آن كه به يقين براى آنان پيامبرى روشنگر آمده است. آن گاه از او روى گرداندند و گفتند: «آموخته و تعليم‌يافته‏اى است ديوانه.» [اينک] ما اين عذاب را اندكى از شما برمى‌داريم [ولى‏] شما [به كفر] بازمى‌گرديد. روزى كه [كافران را] سخت فروگيريم، كه ما انتقام‌گيرنده‌ايم!.

    و) آيه 18 سوره محمّد(ص):

    (فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها فَأَنَّى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِكْراهُمْ)؛

    آيا [كافران‏] جز اين انتظار مى‌برند كه رستاخيز به ناگاه بر آنان فرارسد؟ همانا نشانه‌هاى آن پديد آمده است. پس اگر [رستاخيز] بر آنان دررسد، ديگر كجا جاى اندرزشان است [و به آنان سود مي‌بخشد]؟

    در باب دوم نيز با عنوان «نفخ الصور وفناء الدنيا وأنّ كلّ نفس تذوق الموت» بحث نفخ صور و مردن تمام بندگان را مطرح کردند. در اين باب به 35 آيه از 14 سوره قرآن کريم به ترتيب زير اشاره مي‌نمايد:

  • ۳۳

    الف) آيه 185 سوره آل‌عمران:

    (كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ)؛

    هر جاندارى چشنده [طعم‏] مرگ است، و همانا روز رستاخيز پاداش‌هاي شما به طور كامل داده مى‏شود. پس هر كه را از آتش دوزخ دور داشته و به بهشت درآورند، به راستي [و قطعاً] كامياب و رستگار شده است، و زندگى دنيا چيزي جز کالا و مايه فريب نيست.

    ب) آيه 58 سوره اسراء:

    (وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلاَّ نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباً شَديداً كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً)؛

    و هيچ آبادى و شهرى نيست مگر اين كه ما [مردم] آن را [در صورت نافرمانى،] پيش از روز رستاخيز [به مرگ] به هلاكت مي‌‏رسانيم يا به عذابي سخت [هم‌چون قحطي و وبا] گرفتار سازيم. اين [روش و عقوبت] در آن كتاب [لوح محفوظ] نوشته شده است.

    پ) آيه 99 سوره کهف:

    (وَتَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ في‏ بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً)؛

    و در آن روز آنان را رها مى‌كنيم تا موج‌آسا بعضى با برخى درآميزند [دچار هرج و مرج شوند] و [همين كه‏] در صور دميده شود، همه آنها را جمع آورده و حاضر خواهيم ساخت.

    ت) آيه 102 سوره طه:

    (يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقاً)؛

    [همان‏] روزى كه در صور دميده مى‌شود، و در آن روز مجرمان را كبودچشم [کور و نابينا] برمى‌انگيزيم.

  • ۳۴

    ث) آيات 34 و 35 سوره انبياء:

    (وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَفَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ * كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنا تُرْجَعُونَ)؛

    و پيش از تو براى هيچ بشرى جاودانگى [در دنيا] قرار نداديم. آيا اگر تو از دنيا بروى آنان جاويدانند؟ هر نفسى چشنده مرگ است، و شما را از راه آزمايش به بد و نيك خواهيم آزمود، و به سوى ما بازگردانيده مى‌شويد.

    ج) آيات 15 و 101 سوره مؤمنون:

    (ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ * فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلا يَتَساءَلُونَ)؛

    سپس شما از پس آن هر آينه مردگانيد. * پس آن گاه كه در صور دميده شود، [ديگر] آن روز ميانشان نسبت خويشاوندى وجود ندارد، و از [حال‏] يكديگر نمى‌پرسند [يا از يكديگر درخواست نتوانند كرد].

    چ) آيات 87 و 88 سوره نمل:

    (وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ وَكُلٌّ أَتَوْهُ داخِرينَ * وَتَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ إِنَّهُ خَبيرٌ بِما تَفْعَلُونَ)؛

    و روزى كه در صور دميده شود، پس هر كه در آسمان‌ها و هر كه در زمين است به هراس افتد، مگر آن كس كه خدا بخواهد. و همه سرافكنده و فروتن به نزد او آيند. و كوه‌ها را مى‌بينى [و] مى‌‏پندارى كه بى‌‏حركتند و حال آن كه هم‌چون ابر در حركتند. [اين‏ کار و] صُنعِ خدايى است كه هر چيزى را در كمال استوارى پديد آورده است. همانا، او به آن چه انجام مى‌دهيد آگاه است.

    ح) آيه 57 سوره عنکبوت:

    (كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ)؛

    هر كسى چشنده مرگ است، سپس به سوى ما بازگردانده مى‌شويد.

  • ۳۵

    خ) آيات 48 تا 54 سوره يس:

    (وَ يَقُولُونَ مَتى‏ هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ * ما يَنْظُرُونَ إِلاَّ صَيْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ * فَلا يَسْتَطيعُونَ تَوْصِيَةً وَلا إِلى‏ أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ * وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى‏ رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ * قالُوا يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ * إِنْ كانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَميعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ * فَالْيَوْمَ لا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَلا تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ)؛

    و مى‌گويند: «اگر راست مى‌گوييد، پس هنگام اين وعده [عذاب‏] كى خواهد بود؟» اينان جز يك بانگ و فرياد [مرگبار] آسماني را انتظار نخواهند كشيد كه ناگهان در حالى كه ستيزه و كشمكش مى‌كنند بگيردشان. آن گاه نه توانايى وصيّتى دارند و نه مى‌توانند به سوى كسان و خانواده خود برگردند. و در صور دميده خواهد شد، پس آنان ناگاه از گورهاى خود به سوىِ پروردگارشان مي‌شتابند. ‏گويند: «اى واى بر ما، چه كسى ما را از آرامگاهمان برانگيخت؟ اين است همان وعده خداى رحمان، و پيامبران راست مى‌گفتند.» [باز هم‏] يك فرياد است و بس و به ناگاه همه در پيشگاه ما حاضر آيند. پس، امروز بر كسى هيچ ستمى نخواهد شد و جز آن چه مى‌كرديد، پاداشى نخواهيد يافت.

    د) آيه 15 سوره ص:

    (وَ ما يَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلاَّ صَيْحَةً واحِدَةً ما لَها مِنْ فَواقٍ)؛

    و اينان جز يك فرياد [و بانگ سهمگين عذاب] را انتظار نمى‌برند كه هيچ [مجال‏ و] مهلت و تأخيري در آن نيست.

    ذ) آيات 30 و 31 و 67 تا 70 سوره زمر:

    (إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَيِّتُونَ * ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عِنْدَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ * وَما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالْأَرْضُ جَميعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَالسَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمينِهِ سُبْحانَهُ وَتَعالى‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ * وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فيهِ أُخْرى‏ فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ * وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَوُضِعَ الْكِتابُ وَجي‏ءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَداءِ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ * وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِما يَفْعَلُونَ)؛

  • ۳۶

    همانا تو مى‌ميرى و آنان نيز خواهند مرد. * سپس شما در روز رستاخيز نزد پروردگارتان با يكديگر ستيزه خواهيد كرد. * و خداى را چنان كه شايسته اوست نشناختند، و روز رستاخيز زمين يكسره در قبضه [قدرت‏] اوست و آسمان‌ها به دست راست [يعنى به قدرت] او پيچيده شوند؛ پاك است او، و برتر است از آن كه با او شريک مى‌گيرند. * و در صور دميده شود، پس هر كه در آسمان‌ها و هر كه در زمين است بيهوش شود [بميرد] مگر آنان كه خداى خواهد، سپس بار ديگر در آن دميده شود، و بناگاه آنان بر پاى ايستاده، مى‌نگرند. *و [در آن روز] زمين به نور خداوند خود روشن شود و نامه [هاى اعمال‏] را پيش نهند و پيامبران و گواهان را بياورند و ميان ايشان [آدميان] به راستى و درستى داورى شود و بر آنان ستم نرود. * و هر كسي [نتيجه‏ و پاداش] آن چه انجام داده است به تمام بيابد و او [خداوند] به آن‌چه مي‌كنند، داناتر است.

    ر) آيات 20 تا 22 و 41 تا 44 سوره ق:

    (وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ ذلِكَ يَوْمُ الْوَعيدِ * وَجاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَشَهيدٌ * لَقَدْ كُنْتَ في‏ غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديدٌ * ... وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَكانٍ قَريبٍ * يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ * إِنَّا نَحْنُ نُحْيي‏ وَنُميتُ وَإِلَيْنَا الْمَصيرُ * يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِراعاً ذلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنا يَسيرٌ)؛

    و در صور دميده شود، اين است روز وعده عذاب [روز رستاخيز]. و هر كسى مى‌آيد در حالى كه با او [فرشته‏] سوق‌دهنده [راننده‌اى] و [فرشته‏] گواهى‌دهنده‏اى هست. [به او گفته مي‌شود:] هر آينه از اين غافل بودى، پس ما پوشش و پرده [از جلوي چشمانت] را برداشتيم، از اين رو امروز چشمت تيزبين است * و گوش فرادار [و منتظر باش] روزى را كه آوازدهنده [اسرافيل] از جايى نزديك آواز دهد؛ آن روز كه آن بانگ حق ـ دميدن دوم ـ را بشنوند، آن [روز] روز بيرون‏شدن [از گور] است. همانا ما زنده مى‌كنيم و مى‌ميرانيم و بازگشت به سوى ماست. روزى كه زمين از [روي] آنان بشكافد شتابنده باشند [شتابان از گورها بيرون آيند]، اين برانگيختنى است كه بر ما آسان است.

  • ۳۷

    ز) آيات 26 و 27 سوره الرحمن:

    (كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ * وَيَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ)؛

    هر كه بر روى آن [زمين] است، نيست شدنى است. و ذاتِ باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند.

    س) آيات 8 تا 10 سوره مدّثر:

    (فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ * فَذلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسيرٌ * عَلَى الْكافِرينَ غَيْرُ يَسيرٍ)؛

    پس چون در صور دميده شود [براى زنده‌شدن مردگان]، آن روز، روزى سخت و دشوار است، بر كافران آسان نيست.

    ابواب و آيات مذکور در جلد 7 بحار الأنوار

    مرحوم مجلسي در جلد هفتم کتاب، بقيه «ابواب المعاد» را ادامه مي‌دهند و باب سوم را با عنوان «إثبات الحشر وكيفيّته وكفر من أنكره» ـ اثبات حشر و چگونگي آن و کفر منکر حشر ـ مطرح مي‌نمايند. ايشان در اين باب، از اوّلين سوره قرآن که حمد باشد آغاز کرده و تا يک‌صد و هفتمين سوره قرآن که سوره ماعون است، از 64 سوره قرآن کريم، 269 آيه را مطرح کرده و به بيان آن‌ها مي‌پردازند.

    بعد از آن در باب چهارم با عنوان «أسماء القيامة واليوم الذى تقوم فيه وأنّه لا يعلم إلاّ الله» از هفده سوره قرآن کريم، 37 آيه را می‌آورد که اسامي قيامت در آن‌ها بيان شده است.

  • ۳۸

    در باب پنجم نيز با عنوان «صفة المحشر» از 30 سوره قرآن کريم، 209 آيه را بيان کرده، که صفات محشر در آن‌ها ذکر شده است.

    عنوان باب ششم، «مواقف القيامة وزمان مكث الناس فيها وأنّه يؤتي بجهنّم فيها» است که در آن به 16 آيه از 5 سوره قرآن کريم اشاره شده است.

    در باب هشتم، با عنوان «أحوال المتّقين والمجرمين في القيامة»، 208 آيه قرآن کريم از 36 سوره مطرح شده است.

    باب نهم تحت عنوان «يدعى الناس بأسماء أمّهاتهم إلاّ الشيعة، وإنّ كلّ سبب ونسب منقطع يوم القيامة إلاّ نسب رسول الله(صلي الله عليه وآله) وصهره»، آيات 101 از سوره مؤمنون و 33 از سوره لقمان را بيان مي‌نمايد.

    در باب دهم، بحث «ميزان» مطرح مي‌شود که در آن، به 12 آيه از 5 سوره قرآن کريم اشاره شده است.

    باب يازدهم به بحث محاسبه بندگان و محشور شدن حيوانات با عنوان «محاسبة العباد وحكمه تعالى في مظالمهم وما يسألهم عنه وفيه حشر الوحوش» پرداخته است که علاّمه مجلسي(رحمه الله) در اين باب، 20 آيه از 12 سوره قرآن کريم را ذکر مي‌نمايد.

    در باب دوازدهم، بحث «السؤال عن الرسل والأمم» آمده که به آيات زير اشاره دارد:

    الف ـ آيه 109 سوره مائده:

    (يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ قالُوا لا عِلْمَ لَنا إِنَّكَ أَنْتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ)

    روزى كه خدا پيامبران را فراهم آوَرَد و گويد: [دعوت‏] شما را چه پاسخ دادند؟ گويند: ما را دانشى نيست، همانا تويى داناى نهان‌ها.

    ب ـ آيات 6 و 7 سوره اعراف:

    (فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلينَ * فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِمْ بِعِلْمٍ وَما كُنَّا غائِبينَ)

  • ۳۹

    پس، قطعاً از كسانى كه [پيامبران‏] به سوى آنان فرستاده شده‌اند خواهيم پرسيد، و قطعاً از [خود] فرستادگان [نيز] خواهيم پرسيد. * و هر آينه [احوالشان را] بر آنان از روى دانش ـ دانشى گسترده و تمام ـ بر گوييم، و ما [از آنان‏] غايب ـ دور و بى‌خبر ـ نبوديم.

    عنوان باب چهاردهم، «ما يظهر من رحمته تعالى في القيامة» است که آيه 38 سوره نور، (لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا وَيَزيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ) ـ تا خدا بهتر از آنچه انجام مى‌دادند، به ايشان جزا دهد و از فزون‏بخشى خود بر آنان بيفزايد، و خدا [ست كه‏] هر كه را بخواهد بى‌حساب روزى مى‌دهد ـ و آيه 70 سوره فرقان، (إِلاَّ مَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَكانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً) ـ مگر كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و كار نيك و شايسته كنند، پس اينانند كه خداوند بدى‌هاشان را به نيكي‌ها بدل گردانَد، و خدا آمرزنده مهربان است ـ در آن بيان شده است.

    ايشان در باب شانزدهم، با عنوان «تطاير الكتب وانطاق الجوارح وسائر الشهداء في القيامة» بحث پرونده بندگان و به نطق آمدن اعضا و جوارح را در 18 آيه از 7 سوره قرآن کريم مطرح نموده‌اند.

    در باب هفدهم نيز با عنوان «الوسيلة وما يظهر من منزلة النبيّ وأهل بيته(عليهم السلام) في القيامة» بحث جايگاه پيامبر و اهل بيت(عليهم السلام) در قيامت و مقام شفاعت آنان را بيان مي‌کند که در اين باب، به آيه 8 سوره تحريم: (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعى‏ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَبِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَاغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ) ـ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، به درگاه خدا توبه‌اى راستين كنيد، اميد است كه پروردگارتان بدي‌هاتان را از شما بزدايد و شما را به باغ‌هايى كه از زير [درختان‏] آن جويبارها روان است درآورد. در آن روز خدا پيامبر [خود] و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند خوار نمى‌گرداند؛

  • ۴۰

    نورشان پيشاپيش آنان، و از سمت راستشان مي‌رود. مى‌گويند: «پروردگارا! نور ما را براى ما كامل گردان و بر ما ببخشاى، كه تو بر هر چيز توانايى» ـ و آيات 4 و 5 سوره ضحي: (وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى‏ * وَلَسَوْفَ يُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى) ـ و هر آينه آن جهان براى تو بهتر است از اين جهان. و هر آينه پروردگارت تو را بخششى خواهد كرد كه خشنود شوى ـ اشاره شده است.

    ابواب و آيات مذکور در جلد 8 بحار الأنوار

    در جلد هشتم، اوّلين باب، باب 18 است که در آن آيه‌اي از قرآن کريم نيامده است. بعد از آن باب 19 است با عنوان: «أنّه يدعى فيه كلّ أناس بإمامهم»، که در آن آيات 97 و 98 سوره هود: (... فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَما أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشيدٍ * يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَبِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ) ـ پس اينان فرمان فرعون را پيروى كردند و حال آن كه فرمان فرعون بر راه راست نبود. در روز رستاخيز پيشاپيش قوم خويش مي‌رود [پيشواي قوم خود مي‌شود] و آن‌ها را به آتش دوزخ در آورد، و چه ورودگاه بدي براي واردان است ـ و آيات 71 و 72 سوره اسراء: (يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَلا يُظْلَمُونَ فَتيلاً * وَمَنْ كانَ في‏ هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَأَضَلُّ سَبيلاً) ـ [به ياد آر] روزى كه هر گروه از مردم را به پيشوايشان بخوانيم، پس هر كه نامه او را به دست راستش دهند آنان نامه خويش را بخوانند و به اندازه رشته باريك ميان هسته خرما [يعنى اندكي] ستم نبينند. و هر كه در اين جهان كور [دل‏] است، در آن جهان نيز كور و گمراه‏تر باشد ـ ذکر شده است.

    در باب 20 با عنوان «صفة الحوض وساقيه صلوات الله عليه»، فقط آيه اوّل از سوره کوثر: (إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ) ـ همانا تو را کوثر داديم ـ بيان شده است.

    در باب 21 بحث شفاعت را با عنوان «الشفاعة» مطرح کرده‌اند و در آن به 18 آيه از يازده سوره قرآن اشاره شده است.

    باب 22 با عنوان «الصراط» فقط آيه 14 از سوره فجر: (إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ) ـ هر آينه پروردگارت در كمين‌گاه است ـ را در خود جاي داده است.

۴,۵۶۰ بازدید