pic
pic
  • ۱۱
    تحليل ديدگاه محقّق خوئي(ره)293
    چرایی ورود روایات تحریف در مصادر حدیثی293
    تنافي علم اجمالي به تحريف با عدم ذکر آن از سوي امامان(عليهم السلام)294
    فهرست منابع297
  • ۱۲

    مقـدمـه

    الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علی محمد خاتم النبيين وآله المنتجبين سيما بقية الله فی الارضين حجة بن الحسن المهدی روحی وارواح العالمين له الفداء وعجل الله فرجه وسهل الله مخرجه.

    قرآن کريم به عنوان سند تشريع اسلامي، کتاب تدوین و معجزه جاودان و میراث پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه وآله)، همواره در طول تاریخ مورد توجه بوده است.

    از يک سو، قرآن كريم تنها كتابى است كه اصالت خود را تاكنون حفظ كرده و راه دراز تاريخ را به سلامت و شايستگى پيموده و هميشه از گزند حوادث و دستبرد بيگانگان در امان بوده و خواهد بود؛ (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ)[1].

    و از سويی پيوسته دشمنان اسلام، با تمام توان خود در پی بي‌اعتبار کردن اين کتاب آسماني بوده‌اند.


    1. سوره حجر، آيه 9.

  • ۱۳

    یکی از دستاویزهای دشمنان برای بی اعتبار کردن قرآن، تحریف در قرآن بوده که پس از پیامبر(صلي الله عليه وآله) از همان روزهای آغازین مطرح شده است.

    مسأله تحريف‌ناپذيري قرآن در علوم مختلف اسلامي، مانند تفسير، علوم قرآني، کلام و اصول فقه با توجه به زاويه ديد و تأثير گسترده آن در نتايج حاصله آن علم، مورد بررسي و کنکاش قرار گرفته است، بنابراين مسأله تحريف‌‌ناپذيري قرآن از جهات متعددي مهم و تعيين‌کننده است و پس از مسأله اعجاز يکي از مباحث زيربنايي در قرآن‌شناسي محسوب مي‌شود.

    بحث از تحريف‌ناپذيري قرآن در علم اصول نيز از همان ابتداء در مسأله حجيّت ظواهر به طور عام و ظواهر قرآن به طور خاص در بين علما شيعه و اهل سنت مطرح بوده، چرا که اگر مسأله مصونيت قرآن از تحريف ـ‌ اعم از كاستي، افزايش، تغيير و تبديلٍِِ مؤثر در معناي آيات ‌ـ به اثبات نرسد، هرگونه استناد به آيات قرآن مورد ترديد واقع مي‌شود؛ زيرا احتمال آن كه آيات مورد استناد، تحريف شده و آن چه مقصود خداوند بوده تغيير يافته باشد، وجود دارد و با چنين احتمالي، استدلال به قرآن، نتيجه‌بخش نخواهد بود.

    علاوه بر اين، اعتبار روايات پيامبر و امامان معصوم(عليهم السلام) نيز به‌ ويژه در مقام تعارض روايات با يكديگر، به قرآن متكي است و اگر در قرآن تحريفي رخ داده باشد، اعتبار روايات نيز خدشه‌دار مي‌شود.

    در اين ميان، مشهور علماي شيعه حجيّت ظواهر قرآن را پذيرفته‌اند، اما برخي از علما که اکثر آن‌ها اخباري ‌هستند، منکر حجيّت ظواهر

  • ۱۴

    قرآن شده‌اند و براي مدّعاي خود ادلّه‌اي را مطرح نموده‌اند که مي‌توان يکي از ادلّه آنان را علم اجمالي به تحريف قرآن دانست، که نتيجة تنجّز چنين علم اجمالي‌اي، عدم جواز تمسّک به ظواهر کتاب است.

    در همين راستا جمع زيادي از علما در مقام پاسخ به شبهه تحريف قرآن بر آمدند.

    از جمله دانشمنداني كه در عصر حاضر به بحث تحريف‌ناپذيري قرآن اهتمام ورزيده و در موارد متعددي به صورت مستقل و یا در ضمن دروس خارج اصول به اجمال و تفصيل بدان پرداخته، استاد محترم حضرت آيت‌‌الله حاج شيخ محمّدجواد فاضل لنکراني (دامت برکاته) است که در اين نوشتار به مناسبت پاسخ به شبهه علم اجمالي به تحريف قرآن، در مسأله حجّيت ظواهر کتاب، بحث تحريف قرآن را به تفصيل و فراتر از دايره علم اصول، مورد بحث و بررسي قرار داده است.

    مباحث و دروس معظم‌له توسط گروه اصول مرکز فقهی ائمّه اطهار(عليهم السلام) تنظیم و در مجموعه حاضر تدوین گردیده است، امید آن است که مورد استفاده فضلا و محققان قرار گیرد؛ ان‌ شاء‌ الله.

    مدیر گروه اصول مرکز فقهی ائمه اطهار(عليهم السلام)
    احمد خوانساری ـ بهمن ماه 1394




  • ۱۵

    پيش‌گفتار


    تحریف در لغت

    تحریف از ریشه «حرف» به معنای لبه، گوشه و کناره شیء است.

    مؤلّف کتاب صحاح گوید:

    حَرْفُ‌ كلِّ شيءٍ: طَرَفُهُ وشَفِيرُهُ وحَدُّهُ‌. ومنه‌ حَرْفُ‌ الجَبل‌، وهو أعلاه المُحَدَّدُ.

    وقولُه تعالى: (وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى‌ حَرْفٍ) قالوا: على وَجهٍ واحدٍ، وهو أنْ يَعبدَه على السَرَّاءِ دونَ الضَرّاءِ؛[1]

    حرف هر چیزی، عبارت است از: طرَف، گوشه، کناره و لبه آن چيز. و از همين باب است، «حرف الجبل» که به معنای بالاترین لبه کوه است.

    و آیه (وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى‌ حَرْفٍ) یعنی خداوند را بر یک وجه پرستش می‌‌کند؛ یعنی تنها در خوشی‌‌ها خدا را می‌پرستد و نه در ناخوشی‌‌ها.


    1. الصحاح، ج 4، ص 1342.

  • ۱۶

    هم‌چنين راغب گوید:

    حَرْفُ‌ الشي‌ء: طرفه، وجمعه: أَحْرُفٌ‌ وحُرُوفٌ‌، يقال: حرف السيف، وحرف السفينة، وحرف الجبل.

    «حرف الشیء» یعنی: یک طرف و یک سوی شیء. «حرف السیف»، یعنی لبه شمشیر و «حرف السفينة» یعنی: کناره کشتی و «حرف الجبل» یعنی: لبه کوه.


    تحریف در اصطلاح

    در مورد معناي اصطلاحي تحريف دربارة قرآن کريم گفته شده است:

    والتَّحْرِيف‌ في القرآن تغيير الكلمة عن معناها وهي قريبة الشبه، كما كانت اليهود تغيّر معاني التوراة بالأشباه، فوصفهم الله بفعلهم فقال: (يُحَرِّفُونَ‌ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِه)[1]؛

    تحریف در قرآن به معنای تغییر کلمه از معنای خود است به کلمه‌‌ای که شبیه آن باشد. هم‌چنان که یهود معانی تورات را با کلمه‌‌هایی مشابه تغییر می‌‌دادند و خداوند درباره آنان فرمود: (يُحَرِّفُونَ‌ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِه).

    در مباحث آينده بيان خواهد شد اين معنايي که از تحريف ذکر شده، همان تحریف معنوی است و نه لفظی.

    راغب اصفهانی نيز در اين باره گوید:

    وتَحْرِيفُ‌ الشي‌ء: إمالته، كتحريف القلم، وتَحْرِيفُ‌ الكلام: أن تجعله على حرف من الاحتمال يمكن حمله على الوجهين، قال


    1. كتاب العين، ج ‏3، ص 211؛ تهذيب اللغة، ج ‏5، ص 12؛ لسان العرب، ج ‏9، ص 43.

  • ۱۷

    عزّ وجلّ: (يُحَرِّفُونَ‌ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ)[1] و(يُحَرِّفُونَ‌ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ)[2] ، (وَ قَدْ كانَ فَرِيقٌ‌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَ‌ يُحَرِّفُونَهُ‌ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ)[3].[4]

    تحریف شیء به معنای کج کردن آن است؛ همانند تحریف قلم که به معنای کج کردن آن است. بنابراين، تحریف کلام، یعنی کلام را به گونه‌‌ای بیان کند که دو یا چند معنا داشته باشد.

    در روایتی از پیامبر(صلي الله عليه وآله) نیز نقل شده است که تحریف به معنای کج کردن است:

    مَا رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ:‌ أَنَّهُ قَالَ لِبَعْضِ كُتَّابِهِ‌ أَلِقِ الدَّوَاةَ وَحَرِّفِ الْقَلَمَ‌ وَانْصِبِ الْبَاءَ ...‌ .[5]

    پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) به برخی از نگارندگان خود فرمود: در دوات خود لیقه بیانداز و نوک قلمت را کج بِبُر و حرف باء را بالاتر بنویس ...

    البته تذکر اين نکته ضروري است که تحریف قلم می‌تواند به معنای کج بریدن نوک قلم باشد، هم‌چنان که در میان خطّاط‌ها رایج است؛ هم‌چنين ممکن است به معنای کج نوشتن واقعیت‌ها و تغییر در آن‌ها باشد.

    از اين رو، تحریف در معنای کج کردن شیء نیز استعمال می‌شود؛


    1. سوره نساء، آيه 46.

    2. ‏سوره مائده، آيه 41.

    3. سوره بقره، آيه 75.

    4. مفردات ألفاظ القرآن، ص 228.

    5. منية المريد، ص 350.

  • ۱۸

    هرچند که این کج کردن ممکن است معنوی باشد، یا لفظی.

    بعد از روشن شدن معناي تحريف، ضروري است که قبل از بررسي ادلّه عدم تحريف قرآن کريم، اقوال فريقين در مورد تحريف قرآن ذکر گردد؛ چرا که اهمّيت اقوال در اين بحث ـ با کمال تأسّف ـ از بررسي ادلّه بيشتر است.

۲,۴۳۴ بازدید