pic
pic
  • ۱۷۱

    افراط و تفریط خودداری نمود. لازم است طبق دستورات خود ائمه(عليه السلام) که نسبت به گریه و بکاء اهمیت می‌دادند توجه نموده و در کنار آن به ظلم‌ستیزی و مقابله با کسانی که در صدد هدم دین هستند تأکید نمود.

    باید به مردم گفت یکی از واجبات برای انسان مؤمن، حفظ دین است و در زمانی که احساس کند دین در خطر است برای بقاء آن باید جان خود را تسلیم نماید. به هر صورت باید عزاداری جهت‌دار باشد و در کنار عزاداری بلکه در متن آن شعرها و شعارها از تبیین اهداف عاشورا غفلت نشود، و اینکه امامان معصوم(عليه السلام) تأکید بر حفظ عزاداری و بیان واقعه عاشورا و گریستن بر امام حسین(عليه السلام) و اصحاب و اولاد آن حضرت داشته‌اند به جهت آن بوده است که اهداف این قیام مقدس باقی بماند، چرا که در این صورت است که مردم با تمسک به کشتی نجات وسیله هدایت خود را فراهم کرده‌اند.

    سؤال: نظر حضرتعالی درباره حدیث منتسب به حضرت زهرا(عليها السلام) مبنی بر «الیوم رفع القلم» که زمینه ارتکاب انواع فعل حرام را در قالب جشن موسوم به «عید الزهرا» فراهم می‌سازد، چیست؟

    جواب: چنین حدیثی در اين مورد به هیچ وجه نداریم و هیچ یک از بزرگان چنین مطلبی را نفرموده‌اند و اساساً بر طبق حدیث مشهور که «حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة»(1) هیچ کدام از دستورات الهی نه قابل تغییر است و نه قابل تعطیل. بنابراین چنین نسبتی اولاً افتراء به دین است و ثانیاً حضرت زهرا(عليها السلام) قطعاً از آن مبرّا است. پیروان و محبان


    1. الكافي ج‏1، ص 58.

  • ۱۷۲

    حضرت فاطمه(عليها السلام) باید اعمالی را که موجب خشنودی ايشان است انجام دهند و چطور گناه می‌تواند خشنودی آن حضرت را فراهم نماید؟

    سوال: نظر حضرت تعالی درباره این سخن که «خون امام حسین(عليه السلام) کفاره گناهان ما شیعیان است» چیست؟

    جواب: به طور کلی می‌توانیم بگوییم که شهادت امام حسین(عليه السلام) دارای برکات فراوانی است، بر طبق روايات عزاداری و گریستن و حضور در مجالس آن حضرت ثواب فراوانی دارد، علاوه بر آن موجب نجات انسان از عذاب جهنم و آگاهی آنان به حقیقت و معارف دین می‌شود. مردم متوجه می‌شوند آن حضرت برای اقامه نماز و سایر احکام دین کشته شد و الگویی می‌شود برای همه دینداران.

    شیعه واقعی در اثر اطلاع بر این امور است که می‌تواند به دستورات اسلام عمل نماید و خود از مصادیق نمازگزاران واقعی شود. اگر کسی بگوید مثلاً شیعه هرکاری را می‌خواهد انجام دهد، نعوذ بالله نماز نخواند و محرمات را مرتکب شود و درعوض خون امام حسین(عليه السلام) موجب نجات او است، این همان برداشت غلطی است که مسیحیت در مورد حضرت عیسى(عليه السلام) دارند و می‌گویند او بر صلیب رفت تا گناهان مردم آمرزیده شود.

    به هرحال ما بر حسب روایات معتقدیم شیعه در اثر ارتباط قوی با جریان عاشورا و حضرت اباعبدالله(عليه السلام) می‌تواند خود را از عذاب جهنم دور کند و نجات دهد، به این معنی که با گریستن در مصیبت آن حضرت و عمل نمودن به آنچه که حضرت برای آن شهید شد، قطعاً از اهل نجات خواهد بود. البته بررسی مفصل این بحث و احادیثی که در این زمینه وارد شده، نیاز به مجال وسیعی دارد.

  • ۱۷۳

    سبک و روش آيت‌الله العظمى فاضل لنکراني(ره)
    در برگزارى عزادارى حضرت سيّد‌الشهداء(عليه السلام)(1)

    بسم الله الرحمن الرحيم

    بينندگان عزيز امروز توفيق پيدا کرديم در محضر جناب آيت الله محمد‌جواد فاضل لنکرانى فرزند بزرگوار مرجع فقيد عالم تشيع حضرت آيت‌الله العظمى فاضل لنکرانى باشيم.

    خدمت اين بزرگوار سلام عرض کرده و تشکر مى‌کنم از اين‌که وقت خود را به ما اختصاص دادند.

    حاج آقا يک سؤال که در اين ايام مى‌خواستم از محضر شما بپرسم اين است که مراجع بزرگوار ما و بخصوص اين مرجع عاليقدر رحمة الله عليه با آن مقام علمى و آن تلاش و همت والا که نسبت به نشر ارزشهاى مکتب تشيع داشتند به زمان ماه محرم که مى‌رسيدند دچار يک دگرگونى مى‌شدند مى‌خواهم مقدمتاً از شما در رابطه با اين مرجع بزرگوار سؤال کنم بعد اگر اجازه بفرماييد سؤال‌هايى را مطرح خواهم کرد.


    1. مصاحبه با شبکه دو سيماي جمهوري اسلامي ايران. (6/9/1391)

  • ۱۷۴

    بسم الله الرحمن الرحيم

    بنده هم خدمت جنابعالى و همه بينندگان عزيز عرض سلام داشته و ايام محرم را که روزهاى حزن و اندوه اهل بيت و همه شيعيان است به همگان تسليت عرض مى‌کنم.

    مراجع بزرگوار تقليد رويه بسيار مشهودى را در ايام عزادارى دارند بطورى که اين بر همه حوزويان و شيعيان کاملاً مشهود است. اولاً بر حسب روايات ائمه ما در ايام محرم خنده و شادى و رفتار و گفتارى که موجب فرح و خوشحالى باشد از خود بروز نمى‌دادند. و حزن و اندوه از چهره مبارکشان نمايان بود. بر همين اساس اين بزرگواران هم تبعيت از اين مشرب و روش داشتند.

    گفتارشان کاملاً تغيير پيدا مى‌کرد. با اين‌که در غير از ايام محرم مجالس ايشان معمولاً همراه با مزاح و مطايبات بود اما در ايام محرم به اين نکته توجه داشتند و فراموش نمى‌کنم که والد راحل ما (رضوان الله عليه) با شروع ماه محرم لباس عزا بر تن کرده و سر تا پا مشکى پوش مى‌شد عبا، قبا، پيراهن، فقط عمامه ايشان چون سيّد نبودند سفيد بود.

    به همين جهت در پاسخ به استفتاءاتى که در اين زمينه از ايشان مى‌شد مى‌فرمودند: در فقه ما وارد شده در موارد عادى بدون جهت پوشيدن لباس مشکى مرجوح است اما وقتى عنوان بسيار مهمى در ميان باشد مثل عزادارى اباعبدالله الحسين(عليه السلام) نه تنها مرجوح نيست بلکه رجحان هم دارد. حتى ايشان نقل مى‌کردند که نه تنها ما بلکه مراجع و اساتيد گذشته ما از جمله مرحوم آيت الله العظمى بروجردى رويه‌شان بر همين منوال بوده است که در ظاهر علاوه بر اينکه در کلام خود

  • ۱۷۵

    رعايت حزن اهلبيت(عليهم السلام) را مى‌کردند در لباس و پوشاک هم اين دقت را داشتند تا ظاهرى غمگين و عزادار به خود بگيرند.

    نکته سوم آن است که حوزه‌هاى علميه در دهه محرم تعطيل است يعنى بخش تعليم و آموزش آن تعطيل مى‌شود اما معناش اين نيست که همه امور دينى و علمى طلاب و فضلاء تعطيل باشد بلکه وظيفه مهمترى را بر دوش دارند. به اين نکته اشاره کنم که بزرگان ما تا مسئله بسيار مهمى در کار نباشد به آسانى درس را تعطيل نمى‌کنند و در اين مورد داستان‌ها و قضاياى فراوانى در تاريخ حوزه وجود دارد.

    سؤال: يعنى در حقيقت برقرارى کلاس درس جزء واجبات است.

    جواب: در حقيقت بعنوان يک امر لازم تلقى مى‌شود چون تحصيل و تعليم يک واجب کفايى است آن را به عنوان يک امر واجب تلقى مى‌کنند. اين‌طور نيست که امروز اگر ميل ما باشد درس بگوييم و اگر ميل ما نباشد درس نگوييم. حتى والد راحل ما (رضوان الله عليه) در همين اواخر عمرشان با وجود کسالت‌هاى بسيار فراوان که گاهى اوقات صحبت کردن برايشان خيلى مشکل بود اما در مجلس درس حضور پيدا مى‌کردند. مراجع بزرگ ما حتى در سنين 90 سالگى که الان هم برخى از آن‌ها الحمدلله در قيد حيات هستند مشغول تدريس هستند.

    مى‌خواهم به مردم عزيز اين نکته را عرض کنم که حوزه‌هاى علميه دهه محرم کاملا تعطيل است هيچ درسى در حوزه علميه نيست و در ازاى آن به مسئله عزادارى مى‌پردازند معلوم مى‌شود که مسئله عزادارى حضرت ابا عبدالله(عليه السلام) در اين ايام امرى است اهم.

  • ۱۷۶

    اهتمام به برپايى مجلس روضه و عزاداري

    طلاب و فضلاء به تبليغ مى‌روند و برنامه خود مراجع که در قم حضور دارند اين است که در بيوتشان مجالس عزادارى برگزار مى‌کنند و اين‌هم نکته‌اى است که بايد به آن توجه داشته باشيم. والد ما به لحاظ اين جهات عمومى که در حوزه وجود داشته و هم به لحاظ آنکه پدر‌شان از مجتهدين طراز اول و از هم‌بحث‌هاى امام خمينى رضوان الله عليه بودند، مقيد به اقامه مجلس عزا در بيت خود بوده و اهتمام به اين سنت حسنه داشتند يعنى از همان ايام که جدّ ما بعنوان يک مدرّس در حوزه مطرح بودند در منزل و بيت ما مجلس عزادارى برگزار شده است. شايد تاريخ عزادارى در بيت ما به حدود 70 سال پيش برگردد. البته در قم بيوتات بزرگان ديگرى هست که تاريخش بيشتر از اين است اما اهتمام جد و همچنين والد ما نسبت به مجلس عزادارى در اين بود که در طول اين هفتاد سال حتى يک بار هم تعطيل نشد و خود ايشان هم سعى مى‌کردند مرتب در مجلس حضور پيدا کنند.

    حضور در مجلس زودتر از ديگران

    بنده از حضور ايشان در مجلس عزادارى خاطرات عجيبى دارم که به بعضى از آن‌ها اشاره مى‌کنم. مثلاً اگر اعلام مى‌کرديم که مجلس ساعت ده تشکيل مى‌شود ايشان غالباً ده دقيقه يا يک ربع به ده حضور پيدا مى‌کرد به ايشان مى‌گفتم اجازه بدهيد يک مقدار جمعيت بيشتر جمع شود. (با اينکه در روضه بيت ما مرحوم آقاى بروجردى، مرحوم امام و مرحوم علامه طباطبايى و مراجع بزرگ

  • ۱۷۷

    شرکت مى‌کردند و همین‌طور استمرار پيدا کرده تا حالا) من مخصوصاً در دوران مرجعيت ايشان مى‌گفتم اجازه بدهيد جمعيت که آمدند بعد تشريف بياوريد چون قبل از شروع مجلس مى‌آييد و خسته مى‌شويد. ايشان تبسمى کرده و فرمودند: عجب من خودم را به عنوان صاحب عزا قرار بدهم اما ديرتر از ديگران شرکت بکنم؟ من وظيفه دارم که زودتر از همه این‌جا بيايم و تأدباً بنشينم. دقت فرماييد اين مسئله‌ مطلب مهمى است که ما نبايد در مجلس عزادارى حتى دير بياييم.

    پايين مجلس نشستن

    خاطره ديگر اين است که ايامى بخاطر کسالت ايشان يک صندلى گذاشته بوديم تقريبا بالاى مجلس تا از ماشين که پياده شدند زودتر بتوانند وارد مجلس شوند. اما ايشان قبول نکردند و فرمودند چه معنا دارد که من بروم بالاى مجلس بنشينم من بايد کنار درب ورودى مجلس آن‌جا که مردم وارد مى‌شوند بنشينم.

    وصيت به برپايى مجالس روضه

    واقعاً تمام حرکات ايشان نسبت به عزادارى حضرت اباعبدالله الحسين براى ما بسيار عجيب بود. الان شما و همه مؤمنين و مقلدين ايشان در وصيت نامه ايشان مى‌خوانيد که مرقوم فرمودند ميل دارم بعد از من دهه محرم و دهه فاطميه و روزهاى جمعه در اين حسينيه روضه برقرار شود که تا کنون علاوه بر اين ايام، در مناسبت‌هاى ديگر بحمدالله مجلس برقرار بوده است. اين که يک

  • ۱۷۸

    مرجع تقليد در وصيت‌نامه خود تصريح به چيزى کند يعنى نزد او مسائلى از آن مهم‌تر وجود ندارد. حتى ما دفترى در مشهد مقدس داريم که بيش از ده دوازده سال از تاريخ احداث آن مى‌گذرد. اين دفتر در ايام مرجعيت ايشان و بنا به درخواست مقلدين در مشهد تأسيس شد ايشان سفارش و وصيّت فرمودند دفتر ما در مشهد باقى بماند و من مى‌خواهم در آن دفتر روزهاى پنج‌شنبه در کنار قبر حضرت على بن موسى الرضا عليه آلاف التحية و الثناء روضه خوانى بشود. اهميت مسئله احياء عزادارى اباعبدالله اصلاً همه وجود مراجع را در برگرفته است. ما اگر زندگى مراجع را بررسى کنيم تمام زندگى علمى و دينى و سياسى این‌ها با مسئله عاشورا و عزادارى حضرت اباعبدالله الحسين(عليه السلام) پيوند عميق خورده است.

    سؤال: فرزندان بسيارى از مراجع به همين نکته اشاره نموده‌اند که در وصيت‌نامه اين بزرگواران بر اقامه عزاى امام حسين(عليه السلام) تأکيد شده و اين نشان مى‌دهد که چقدر اين مسئله مهم است حالا با توجه به اهميتى که اين بزرگواران نسبت به اقامه عزاى امام حسين(عليه السلام) داشتند حتماً تذکراتى داشته‌اند که در مجلس عزادارى امام حسين(عليه السلام) چه نکاتى بايد رعايت شود و مردم و مومنين چه نکاتى را بايد لحاظ کنند که در حقيقت بتوانند در بزرگداشت مقام شامخ حضرت حسين بن علي(عليهما السلام) سهيم باشند؟

    جواب: قبل از پاسخ به سوال جنابعالى باز يک قضيه‌اى را در همين رابطه عرض کنم چندين سال قبل در حوزه علميه قم کتابى در رابطه با قيام امام حسين(عليه السلام) به نام شهيد جاويد نوشته شد و در آن يک اظهار نظرهايى به اعتقاد آن‌ها نو و جديد مطرح شد.

  • ۱۷۹

    پدرم مى‌فرمودند ما اين کتاب را که خوانديم ديديم اشکالات بسيار فراوانى از جهات متعدد هم از نظر تاريخى و هم از نظر فهم عبارات احاديث و هم از جهات ديگر در آن وجود دارد. با مؤلف آن تماس گرفتيم که اين کتاب شما اشکالاتى دارد و چندين بار وعده داد که جلسه‌اى داشته باشيم اما نيامد.

    پدرم مى‌فرمودند از جمله کسانى که مثل من همين اعتراضات را بر آن کتاب داشتند مرحوم آيت الله آقاى شهاب الدين اشراقى داماد امام خمينى رضوان الله عليه بود. بعد از اينکه از تشکيل جلسه مأيوس شديم گفتيم حالا وظيفه ما اين است که همين اشکالات را در قالب يک کتاب جديد منتشر کنيم و لذا کتاب پاسداران وحى توسط ايشان و داماد امام در سال‌هاى حدود حدود دهه چهل و پنجاه منتشر مى‌شود. خب هم کتاب آن آقا که اول نوشته شده بود و هم رد آن کتاب توسط اين دو نفر در شرايط سياسى آن زمان و آن فضايى که حتى حاکم بر حوزه هم بود مسائل مختلفى را بدنبال داشته به طورى که ايشان مى‌فرمودند ما از نشر کتاب نسبت به جان خود از جهات متعدد احساس خطر مى‌کرديم.

    از جمله کسانى که بسيار نگران شده بودند با اين‌که خيلى هم ارادت به حضرت اباعبدالله حسين(عليه السلام) داشت پدر من بود. به من گفتند نگران شما هستم که اگر اين کتاب چاپ شود جان شما در خطر بيافتد. پدرم سه بار اين جمله را به من گفت. بار سوم به ايشان عرض کردم اگر ما احساس تکليف کرده باشيم شما چه مى‌فرماييد؟ پدرم گفتند اگر بحث از تکليف در ميان باشد ديگر من حرفى ندارم. اگر واقعاً وظيفه شرعى تشخيص داديد اين کار را

  • ۱۸۰

    انجام دهيد. به اين صورت کتاب پاسداران وحى چاپ و منتشر شد و در آن زمان هم موجى ايجاد کرد و تقريباً مى‌شود گفت جلوى رشد کتاب آن فرد کاملاً گرفته شد. البته بزرگان ديگرى هم بر آن کتاب رديه نوشته بودند.

    مى‌خواهم اين جمله را عرض کنم پدرم نقل می‌کردند که وقتى پدر من در بستر بيمارى افتاد و روزهاى آخر عمرش را مى‌گذراند به من مى‌فرمود محمد بيا اين کتابت را براى من بخوان و من مى‌رفتم اين کتاب را براى ايشان و در آن حال که در بستر بيمارى بود مى‌خواندم و بعد که تمام مى‌شد در حالى که اشک از ديدگانش سرازير بود مى‌گفت اميد من در عالم قبر به همين چند کلمه‌ايست که شما نوشته‌ايد. يعنى به آنچه پسر در حمايت از قضيه عاشورا و امام حسين(عليه السلام) نوشته بودند، و اين مسئله بسيار مهمى است. زندگى ايشان از ابتداء به حمايت از ولايت ائمه معصومين(عليهم السلام) و خصوصاً قضاياى مربوط به عاشورا و محرم و فاطميه گره خورده بود.

    اما راجع به سوالى که فرموديد اتفاقاً به نکته بسيار مهمى توجه داديد مردم ما بايد بدانند عزادارى‌هايى که در حضور مراجع ما انجام مى‌شود چگونه است به نظرم اين بهترين راه براى آشنايى با سبک عزادارى صحيح است. آيا هر منبرى و واعظى در حضور مرجع تقليد مى‌تواند صحبت بکند؟ شايد کمتر کسى در منزل ما منبر رفته باشد و بعد از منبر پدرم او را صدا نزده باشد که تو اين دو تا مطلب را اشتباه گفتى يا اين روايت را درست نخواندى. با اينکه کسانى که آن‌جا منبر مى‌روند از مشاهير حوزه و خطبا هستند و واقعاً هم افراد بسيار ارزنده‌اى هستند. اما اين يک رويه در بين

۱۳,۶۵۱ بازدید