pic
pic
  • ۸۱

    رسيده‌اند. یعنی یک موجودی که در طول حيات شريفش هیچ عیب، جهالت و گناهی در او وجود ندارد، تاریخ سراغ ندارد در مورد یک امام از ائمه ما خطا يا گناهی ثبت شده باشد، تاریخ سراغ ندارد از کسی از آن‌ها سؤالی شده باشد و نتوانسته باشند جواب آن‌را بدهند، اين کلام «سَلُونِى قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي‏» اختصاص به امیرالمؤمنین نداشت، بلکه همه ائمه(عليه السلام) همین‌طور بودند.

    تاریخ سراغ ندارد که در این‌ها نقصی وجود داشته باشد، تاریخ سراغ ندارد که این‌ها پیش کسی درس خوانده باشند، تمام علمای اهل‌سنت اساتیدشان مشخص است، احمد بن حنبل، ابوحنیفه و مالک و شافعی تمام استادها و مدارس‌شان مشخص است، اما در کجای تاریخ آمده که امام صادق(عليه السلام) پیش کسی یک دقیقه نشسته باشد تا چیزی را از او یاد بگیرد؟ برای اينکه این‌ها کلمه تام خدا هستند.

    ائمه نور واحد هستند و هیچ اختلافی بین آن‌ها نیست

    در ادامه حديث امیرالمؤمنین(عليه السلام) کلامى مى‌فرمايند که بعضی از آیات قرآن هم مؤید این جمله است، فرمود: من محمّدم و محمد من است. وقتی خدا این وجودات را کلمه تام خود قرار دهد، در این انسان‌ها دیگر اختلافی وجود ندارد. شما در کلمات ائمه ما(عليهم السلام) نمی‌توانید دو کلام پیدا کنید که مخالف هم باشند، بگویید امیرالمؤمنین این را و امام رضا(عليه السلام) آن را فرموده و این‌ها با هم مختلف هستند و با هم جمع نمی‌شوند. چنین چیزی نمی‌شود، چون این‌ها به یک منبع واحد متصل هستند. لذا هيچ اختلافى بين آن‌ها مشاهده نمى‌شود.

    حالا در قیام امام حسین(عليه السلام) که کلمه تام خداست، جای سؤال

  • ۸۲

    وجود ندارد. معنا ندارد بپرسیم چرا؟ چون این کلمه تام خداست و هر چه انجام داده به اذن و اراده خدا انجام داده. این‌طور نبوده که بگوئیم امام حسین(عليه السلام) می‌توانست این کار را بکند و یا نکند.

    یک سؤال: ‌امام حسین(عليه السلام) می‌توانست کربلا نرود؟! البته در بعضی روایات داریم که او اختيار داشت و می‌توانست اختيار نکند و به این درجه نرسد، ولی به مقتضای کلمه تام بودن اختیار کرد، تا تجلى بخش تامه اسماء و صفات الهى باشد.

    در یک قضیه(1) پیامبر(صلى الله عليه وآله) به أم سلمه فرمود من می‌خواهم بروم داخل اتاق و هیچ کس نیاید.

    پیامبر(صلى الله عليه وآله) داخل اتاق تشريف بردند. امام حسین(عليه السلام) کودک بود و دوید داخل اتاق، أم سلمه نتوانست ممانعت از ورود او کند. بعد از چند لحظه داخل اتاق رفت و ‌دید امام حسین(عليه السلام) روی سینه پیامبر خوابیده و پیامبر مشغول گریه است. عرض کرد یا رسول الله! چرا گریه می‌کنید؟ فرمود: أم سلمه جبرئیل به من خبر داد که این فرزند تو به دست امت تو کشته خواهد شد.

    ام سلمه دید چیزی در دست مبارک پیامبر است. پرسید این چیست؟ پیامبر فرمود این همان خاکی است که فرزندم روی آن شهید خواهد شد. این را نگه دار و هر روزی که دیدی این خاک تبدیل به خون شده، بدان آن روز فرزند من کشته شده است.

    شاید تا این‌جا را غالباً شنیده باشید. اما روايت اين اضافه را هم دارد: أم سلمه عرض کرد «يَا رَسُولَ اللهِ سَلِ اللهَ أَنْ يَدْفَعَ ذَلِكَ عَنْهُ»، از خدا بخواه این بلا را از فرزند تو دفع کند و گرفتار این بلا نشود.


    1. الأمالي( للصدوق)، ص 139.

  • ۸۳

    پیامبر فرمود «قَدْ فَعَلْتُ فَأَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى أَنَّ لَهُ دَرَجَةً لَا يَنَالُهَا أَحَدٌ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ»؛ پیامبر فرمود به خدا عرض کردم این بلا را از حسین من دور کن، خدا فرمود این فرزند تو درجه‌ای دارد که هیچ کسی از بشر به پاى آن نمی‌رسد.

    «وَأَنَّ لَهُ شِيعَةً يَشْفَعُونَ فَيُشَفَّعُونَ» این هم بشارتی برای شيعيان حسين است، همان موقع خدا از طریق جبرئیل به پیامبر فرمود این حسین تو شیعیان و عزادارانى دارد که شفاعت مى‌کنند، یعنی یکی از کسانی که روز قیامت به مقام شفاعت نائل می‌گردد، شيعه و عزادار امام حسین(عليه السلام) است، یعنی عزادار امام حسین(عليه السلام) خودش یک عنوان است.

    قرآن شفیع است، خدای تبارک و تعالی شفیع است، شهید شفیع است، عالم و مؤمن شفیع است، اما یک عنوان هم خدا به برکت امام حسین(عليه السلام) می‌فرماید عزادار امام حسین، شفیع است و شفاعتشان هم قبول می‌شود.

    خدا به رسول خودش جواب می‌دهد ای رسول من فرزند تو مقامی دارد که به غیر از شهادت نمی‌تواند به این مقام برسد. عزاداران و شیعیانش شفاعت می‌کنند و شفاعتشان هم قبول می‌شود و بعد فرمود «وَأَنَّ الْمَهْدِى مِنْ وُلْدِهِ فَطُوبَى لِمَنْ كَانَ مِنْ أَوْلِيَاءِ الْحُسَيْنِ وَشِيعَتِهِ هُمْ وَاللهِ الْفَائِزُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»؛ مهدی از اولاد او است. حال جمله بعدى یا کلام پيامبر یا کلام خودِ خداست، هر دو احتمال وجود دارد.

    مى‌فرمايد خوشا برحال دوستان و شيعيان حسين. بخدا قسم آن‌ها روز قيامت رستگار هستند. قدر عزاداری‌ها را بدانید، قدر امامت را بدانیم و خود را به حقيقت آن آشنا کنيم.

  • ۸۴

    امام معصوم(عليه السلام) شاهد بر اعمال همه مردم(1)

    بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم (وَجَاهِدُوا فِى اللهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِن قَبْلُ وَفِى هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ).(2)

    سخن در مورد یکی از موضوعات بسیار مهم معارفی است. یکی از اوصاف ائمه معصومین(عليهم السلام) این است که شاهد بر اعمال مردم هستند. اگر اين مطلب درست فهميده شود تحول عجیبی در مسير زندگی انسان به وجود می‌آيد.


    1. سخنرانی در کانون فرهنگي بوی سیب ـ 26 / 7 / 95.

    2. سوره حج، آيه 78.

  • ۸۵

    بیان اوصاف ائمه(عليهم السلام) در قرآن کریم

    خوشبختانه اوصاف امامان شيعه ریشه در خود قرآن کریم دارد. يعنى اگر مى‌گوييم علم ائمه يک علم وسيع و گسترده است، يا ائمه ما خطا نمى‌کردند و معصوم بودند يا همين عنوان شاهد که مورد بحث ماست، در آیه 78 سوره حج بیان شده است. اينطور نيست که بگوييم اين خصوصيات در يک روايت يا يک کتابى آمده و بايد بررسى شود سندش درست است يا نه، گرچه روايات فراوانى هم در اين زمينه داريم، اما اين از افتخارات شيعه است که صفات پيشوايان آن و هر آنچه درباره‌ى اين بزرگواران قائل است ريشه در قرآن کريم دارد.

    متأسفانه در بخشی از جامعه‌ی روشنفکری ما افرادى تحت تأثیر برداشت‌هاى غلط تاریخی، مقام ائمه‌ی معصومین(عليهم السلام) را تنزل داده و می‌گویند ائمه معصومین علمای ابرارى هستند که احکام را بلدند، هر حکمی از ایشان بپرسیم می‌توانند جواب بدهند اهل گناه هم نیستند اما به همین اندازه. یکی از مسائلی هم که انکار می‌کنند همین بحث شهادت بر اعمال امت و مردم است که محل بحث ماست.

    اعتقاد ما بر این است که اولاً رسول اکرم6 شاهد و گواه بر همه‌ی انبیاء گذشته و بر ائمه‌ی معصومین(عليهم السلام) است. ثانياً ائمه معصومین(عليهم السلام) شاهد بر اعمال همه مردم هستند چه شیعه و چه غیر شیعه، منظور از اعمال هم همه آن چيزى است که مربوط به سعادت و شقاوت انسان در دنيا و آخرت می‌شود. می‌دانند اين فرد اهل نماز هست یا نیست، اهل گناه است يا صواب ولو صدها فرسخ فاصله داشته باشد. اينکه اعتذار می‌جوئیم خدمت امام

  • ۸۶

    زمان(عج) و عرض می‌کنیم اعمال ما قلب شما را آزرده می‌کند، ریشه در این فکر اعتقادی دارد که ما حضرت را شاهد بر اعمال خود می‌دانیم.

    پس‌ ائمه ما می‌دانند چه کسی مؤمن و چه کسی غیر مؤمن است! چه کسی ولایت آنها را قبول دارد و چه کسی قبول ندارد! چه کسی اهل بهشت و چه کسی اهل جهنم است؟!

    تجلی شاهد بودن امامان درقیامت و موضوع شفاعت

    ثمره اصلى این مسئله که ائمه شاهد بر اعمال ما هستند در بحث شفاعت در قیامت ظاهر می‌شود. ما معتقدیم یکی از گروه‌هایی که در قيامت شفیع انسان می‌شود ائمه‌ی معصومین علیهم السلام هستند. اینطور نیست که فقط در محشر حضور يابند و بپرسند حساب و کتاب شما چی شد؟ مشکلی دارید یا ندارید؟! تکليف گناهانت چه شد؟ به سمت بهشت مى‌روى یا جهنم؟ بعد بگویند حالا ما یک فکری برای تو مى‌کنیم! خير، چون اعمال ما در دنیا مشهود ائمه است آنها کاملاً واقف اند چه کسی استحقاق شفاعت دارد و چه کسی ندارد؟! و در قیامت خود آنها برای شفاعت می‌آیند نه اینکه انسان‌ها فریاد بزنند و از آنها استمداد بطلبند و آنها براى کمک بيايند. گرچه فریادها در قیامت بلند است ولی آنها خود برای شفاعت می‌آیند، چون شاهد بر اعمال بندگان هستند و مى‌دانند چه کسانى نياز به شفاعت دارند.

    بعضی از بزرگان مفسرین و فقها مثل مرحوم آیت‌الله العظمی سبزواری در تفسير مواهب الرحمن این سؤآل را مطرح می‌کند که

  • ۸۷

    روز قیامت روزی است که خداى تبارک و تعالى قبل از هر کسی بر همه‌ی اعمال آدم، صغیر و کبیر شاهد است (لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً)(1)، روز قیامت روزی است که همه‌ی اعمال انسان حاضر است، (فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ)، آدم اگر ذره‌اى عمل خوب يا بد انجام داده باشد آن را می‌بیند ملائکه‌اى همچون رقیب و عتید که در قرآن آمده (مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ)(2) شاهد بر اعمال انسان هستند و آنرا ثبت مى‌کنند. البته در اينکه اینها دو تا هستند یا یکی بین اهل نظر اختلاف است و معروف این است که دو ملک مراقب اعمال انسان هستند. آنها که قائل‌اند یکی است مى‌گويند از یک جهت رقیب است و از جهت ديگر عتید.

    حال با وجود این که در قيامت اعمال انسان حاضر است و خدا و ملائکه هم از آن آگاهند، براى چه بگوئیم خدا ائمه را شاهد بر اعمال ما قرار داده؟ مرحوم سبزوارى در پاسخ‌ می‌گوید این از باب اتمام حجت خدا بر مجرمين است، منتها بايد از ايشان پرسيد مگر چقدر اتمام حجت لازم است؟ این فرد همه اعمالش حاضر است مثل اینکه در این دنیا مجرمى را بگیرند و بگویند شما فلان عمل را انجام دادید و این هم فیلمش هست، چکار می‌تواند بکند؟ می‌تواند انکار کند؟ عمل در روز قیامت حاضر است آنجا جای حضور است، (يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ)(3) است، حتى باطن افراد، کفر، نفاق و شرک، ایمان و مراتب معنوی و درونی انسان در قیامت آشکار می‌شود.


    1. سوره کهف،‌ آيه 49.

    2. سوره ق، آيه 18.

    3. سوره طارق، آيه 9.

  • ۸۸

    لذا نباید مسئله‌ی اتمام حجت را مطرح کنیم، پاسخ سؤال اين است که طرح موضوع شاهد بودن ائمه دو جهت دارد یکی اینکه هر چه افراد و عواملی که شاهد بر اعمال انسان باشند زیادتر بشود خود این یک نوع از عذاب است، همينکه می‌بیند نزد ملائکه مفتضح است، پیش خدای تبارک و تعالی مفتضح است، نزد انبیاء و ائمه طاهرین مفتضح است عذابی برای اوست. جهت دوم همین بحث مورد اشاره ماست که براى تحقق مقام شفاعت، خدا این قدرت را در دنیا در اختیار ائمه قرار داده که شاهد بر اعمال بندگان باشند. اين شهادت هم بر تمام اعمال است و هم بر تمام نيات و آنچه در قلوب آنها مى‌گذرد.

    تفاوت شهادت و آگاهی ائمه(عليهم السلام) با سایر مردم

    شهادت در بين ما معمولاً در امور ظاهری است، آدم مى‌بیند يا مى‌شنود کسی کارى کرد يا سخنى گفت شهادت بر آن می‌دهد ولی این شهادتی که قرآن مطرح می‌کند حتی بر آنچه در قلب و درون انسان می‌گذرد، جارى است. روایات فراوانی هست که فردى خدمت امام آمده بدون آنکه حرفى بزند امام می‌فرمایند صبر کن تو می‌خواهی این سؤال را بپرسی، او هم تعجب می‌کند می‌گوید شما از کجا با خبر شديد؟

    تقویت اعتقادات دینی بهترین راه برای دوری از گناه

    آیا می‌شود ما به این مسئله اعتقاد پیدا کنیم آنگاه بتوانيم حتی فکر گناه کنیم؟ نمی‌شود، یعنی اگر انسان به این مسئله اعتقاد داشته باشد که ائمه ما شاهد بر اعمال و افکار، عقاید و آنچه که در قلب او

  • ۸۹

    مى‌گذرد هستند دیگر عليه ديگران نقشه نمی‌کشد! کینه‌ی دیگران را به دل نمی‌گیرد، به فکر گناه نمى‌افتد و افکار شیطانی را از خود دور می‌کند.

    گاهی اوقات بعضی می‌پرسند چکار کنیم تا فکر گناه نکنیم؟ جواب اين است اعتقاداتمان را قوی کنیم، ما این همه معارف ناب در مکتب اهل‌بيت(عليهم السلام) داریم، که يک مورد از آنها مسئله شاهد بودن ائمه بر اعمال ماست.

    به نظرم از نظر فنی و علمی روایات اين مسئله در حد تواتر است، می‌دانید نسبت به روایت متواتر، آقایان می‌گویند بررسى سند لازم نیست. شما وقتی قضیه‌ای را حسن بگويد علی و حسین و تقی و 20 نفر دیگر هم بگويند اين به حد تواتر می‌رسد و برای شما یقین به وجود می‌آید. ديگر نمى‌گوييد حسن فرد راستگويى هست يا نه؟

    عرضه اعمال انسان خدمت امام معصوم در حیات و ممات

    در کتب روايى بابى به عنوان عرضه اعمال ما توسط ملائکه بر ائمه(عليهم السلام) است که از روایات آن استفاده می‌شود حتی بعد از شهادت و فوت ائمه(عليهم السلام) باز اعمال ما بر آنها عرضه می‌شود، درست است که حجّت حیّ و زنده خداوند اکنون امام زمان(عج) است ولی از ادله استفاده می‌شود که اعمال ما بر رسول اکرم6 و ائمه طاهرین هم عرضه می‌شود! در هر صورت اين بحث دو نتیجه‌ی خیلی خوب دارد یکی ثمره‌اش در بحث شفاعت در روز قیامت است، یکی هم در بحث برقرارى ارتباط با ائمه اطهار(عليهم السلام) است

  • ۹۰

    که قرآن مى‌فرمايد: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ)(1) و هم پاسخ به این سؤال است ما که به کربلا و حرم امام حسین(عليه السلام) مى‌رويم حضرت از کجا می‌فهمد ما زائرش هستیم؟ کسانى که از علم دین، قرآن و کلام پیامبر دور هستند می‌گویند آنها هم مثل مردم افراد معمولی‌اند، مردم معمولی وقتی از دنیا رفتند دیگر متوجه این چیزها نمی‌شوند در حالی که در همين حرف هم اشتباه می‌کنند. ما بر اساس اعتقادات خود و بر مبناى ادله‌ی محکم قرآنى و روايى مى‌گوييم انسان وقتی از دنیا می‌رود نابود نمی‌شود، شما هر وقت سر قبر مرده برويد روح او را در آن قبر حاضر می‌کنند و او می‌فهمد چه کسى بر سر قبرش آمده است.

    یکی از قمی‌ها مرحوم حاج حبیب خان خیاط که بسیار مرد مهذبی بود ـ والد استاد معظم حوزه آیت‌الله بیگدلی ـ آدم بسيار خودساخته‌ای بود که پای درس امام زیاد نشسته بود. من همين‌جا به قمی‌ها و جوانان قم عرض مى‌کنم از بزرگانی که در این حوزه حضور دارند استفاده کنید، هر موقع فرصت کردید بروید پای درس‌شان بنشینید تا نفس اینها به انسان بخورد، می‌گفتیم فلان آدم چطور است؟ می‌گفت من نشنیدم نماز شب بخواند، خیلی خودساخته بود. ایشان نقل می‌کرد من خاله‌ای داشتم که فوت کرده و در فلان جا مدفون بود هر روز می‌رفتم فاتحه و قرآنى براى او می‌خواندم، یک روز که رفتم چون عجله داشتم با سرعت فاتحه‌اى خواندم و رد شدم، شب به خوابم آمد و گفت فلانی امروز ننشستی قرآن بخوانی؟ اینقدر مسئله روشن است!


    1. سوره توبه، آیه 119.

۱۶,۵۴۸ بازدید