pic
pic
  • ۱۱

    عقلايي، كاشف از اين است كه حرمت و زشتي ربا نزد عقلا نيز موجود است.

    يهوديان مروّج انديشة ربا در جهان بوده‌اند. اينان نه تنها از دين خود تخطّي کردند، بلکه سيرة عقلا را هم ناديده گرفتند.

    ج) بنا بر نظر برخي فقیهان،(1) حرمت ربا در اسلام، مانند حرمت شراب، تدريجي است.

    اینان که با استناد به تکرار مسئلة ربا در آيات قرآن، تدريجي بودن حرمت ربا را استفاده کرده‌اند، به خطا رفته‌اند؛ زيرا تکرار زشتي ربا در قرآن، شدّت حرمت آن را نشان مي‌دهد. گواه آن، حديثي است که در کتاب فروع کافي از امام صادق(ع) روايت شده است:

    عِدّةٌ مِنْ أصْحابِنٰا عَنْ أحْمَدَ بْنِ أبى عَبْدِاللهِ عَنْ عُثْمانَ بْنِ عِيْسی عَنْ سَمٰاعَةَ قٰالَ: قُلْتُ لأبى عَبْدِاللهِ(ع) إِنّى رَأيْتُ اللهَ تَعالی قَدْ ذَکَرَ الرِّبٰا فِى غَيْرِ آيَةٍ وکَرَّرَهُ فَقٰالَ: أوَ تَدْرِى لِمَ ذلک؟ قلتُ: لا. قالَ: لِئَلاّٰ يَمْتَنِعَ النَّاسُ مِنِ اصْطِنٰاعِ المَعْروُفِ؛(2)

    سماعه مي‌گويد: به امام صادق(ع) عرض کردم: خداوند متعال بحث ربا را در آيات متعدّدي از قرآن کريم ذکر کرده است. دليل آن چيست؟ آن حضرت فرمود: دليلش را نمي‌داني؟ گفتم: نه. فرمود: تکرار آيات ربا بدين سبب است که مردم از معروف جلوه دادن آن امتناع کنند.

    د) آيا تفاوتي بين تحريم قرآني و حديثي ربا وجود دارد؟ به اين بيان که در احاديث، خصوصيتي براي رباي جاهلي نيست، امّا آيا رباي قرآني، خصوص رباي جاهلي است؟. به نظر بعضي از فقهاي اهل‌سنّت، ربای جاهلی این است که بدهکار از قرض‌دهنده در‌خواست مهلت برای پرداخت بدهی کند و قرض‌دهنده در عوض دادن مهلت، دو برابر مال را طلب کند؛ يعني اضعافاً مضاعفه، که رباي فاحشي است. در مباحث اين کتاب، ضمن بررسي آيات قرآن کريم، به اين سؤال نيز پاسخ داده خواهد شد.


    1. اکثر اهل‌سنّت اين نظريه را پذيرفته‌اند.

    2. الکافي، ج5، ص146، ح7.

  • ۱۲

    هـ) آيا هر معامله‌اي بايد تحت يكي از عناوين شناخته شدة معاملات درآيد؟ يعني معامله بايد مصداق بيع، اجاره، مضاربه، مساقاة يا يکي از عناوين رايج باشد؟

    دو نظريه در اين‌جا وجود دارد: قدما معتقدند معاملة صحيح شرعي آن است كه تحت يكي از عناوین شناخته شدة معاملات درآید.

    نظر دوم اين است که لزومي ندارد معامله تحت يكي از عناوين فوق داخل شود؛ بلکه اگر معامله‌اي عنوان «عقد» به آن صدق کند، حتی اگر تحت عناوین شناخته‌شدة معاملات نباشد، تحت عنوان «أوفوا بالعقود» قرار مي‌گيرد و از اين راه صحيح مي‌شود. مثلاً نظر بسیاری از فقیهان در مورد بيمه اين است که بيمه نوعي عقد است و «أوفوا بالعقود» شامل آن مي‌شود.

    به نظر مي‌رسد که در معاملات، صدق عنوان «عقد» نيز لازم نيست تا معامله تحت عنوان «أوفوا بالعقود» قرار بگيرد؛ بلکه شارع دو راه را فراروی معاملات قرار داده است: راه نخست، اثباتي و ايجابي است؛ يعني: ضوابط و عناويني ارائه شده و چنان‌چه معامله‌اي در يکي از آن‌ها داخل باشد، محکوم به صحّت است. از جمله اين ضوابط عبارت است از: (أحَلَّ اللهُ الْبَيْعَ)(1)، (أوْفُوا بِالْعُقُودِ)،(2) و (تِجارَةً عَنْ تَراضٍ)(3). راه دوم، راه سلبي است: معامله بايد به صورتي باشد که «أکل مال به باطل» بر آن صدق نکند. معامله نبايد ربوي، غرري و... باشد. اگر معامله‌اي تحت عنوان سلبيّات شرعيّه قرار نگيرد، يعني خوردن مال به باطل و ربا و غرر نباشد صحيح است؛ هرچند از نظر صناعت اصولي، مشمول (أحَلَّ اللهُ الْبَيْعَ) نشود، از اين جهت که در صدق عنوان بيع بر آن معامله ترديد باشد. توجّه به اين نکته ضروري است که اين بحث در معاملات جاري است؛ وگرنه در غير معاملات، به دليل تعبّدي شرعي نياز داريم.


    1. سورة بقره، آیة، 275.

    2. سورة مائده، آیة 1.

    3. سورة نساء، آیة 29.

  • ۱۳

    بنابراين، اگر معامله‌اي مصداق عنوان سَلبي «أکل مال به باطل» قرار گيرد، مثل معاملات شرکت‌هاي هرمي، فاسد خواهد بود؛ در صورتي که جهات سَلبي بر معامله‌اي صدق نکند، صحيح است، و لازم نيست تحت يکي از عناوين عقود و ايقاعات قرار گيرد. به نظر مي‌رسد دقّت در اين راه، باعث مي‌شود باب وسيعي در بحث معاملات گشوده شود.

  • ۱۴

    معناى ربا


    معناي لغوي ربا

    معاني متعدّدي براي واژة «ربا» در کتاب‌های لغت ذکر شده است. برخي لغت‌شناسان در ذکر معناي اين واژه فقط به معنای «زياده» اشاره کرده(1) و برخي ديگر معاني بيش‌تري را گفته‌اند.(2)

    در لسان العرب(3) آمده است:

    رَبا الشيء يربوا، ربواً و رباءً: زاد و نما؛

    ربا به معناي زياده و نموّ است. «ربا المال» يعني مال شخص زياد شد.

    الربوة كلّ ما ارتفع من الأرض؛

    بلندي‌ها و برجستگي‌هايي که بر روي زمين مشاهده مي‌شود، «ربوه» نام دارد.

    استعمال ديگر واژة «ربا» در اين عبارت آمده است:


    1. کتاب العين، ج8، ص283؛ صحاح اللغة، ج6، ص2349.

    2. تذکّر اين مطلب ضروری است که بحث از معناي لغوي ربا، علاوه بر اين که تفاوت معناي لغوي و اصطلاحي ربا را نشان می‌دهد، بدين جهت است که در مباحث آينده اين سؤال مطرح است که منظور از رباي بيان شده در آيات ربا به معناي لغوي‌اش است يا آن که ربا به معناي خاصّي مراد است؟

    3. لسان العرب، ج14، ص304.

  • ۱۵

    ربا السويق أي صبّ عليه الماء فانتفخ؛(1)

    آب روي آرد ريختند و آرد باد کرد.

    در مورد اسب نيز مي‌گويند:

    ربا الفَرَس إِذا انتفَخَ مِن عَدْوٍ أو فَزَعٍ؛(2)

    اين تعبير هنگامي به کار مي‌رود که پهلوهاي اسب از دويدن بسيار آماس مي‌کند.

    در کنار واژة «ربا» ـ که معتل است و در اصل، «ربو» بوده است ـ واژة «ربأ» ـ که مهموز اللام است ـ و «ربَبَ» ـ که مضاعف است ـ نيز وجود دارد که در برخي از کتاب‌ها،(3) به معناي واحد گرفته شده‌اند؛ در حالي كه بين آن‌ها فرق وجود دارد. عرب‌ها هر سه واژه را در مورد کودک استعمال مي‌كنند و از هر کدام معناي خاصّي را اراده مي‌کنند: «ربّ الصغير أي: ساق إلی الكمال»؛ کودک تربيت شد و به كمال سوق پيدا كرد. «ربيء الصغير، أي: علا»؛ کودک بلند شد. «ربا الصغير أي: انتفخ و زاد»؛ کودک باد کرد و اضافه شد (جسمش حجيم شد). در معجم مقاييس اللغة، اشتباهی آمده است: ربا يعني «الزيادة و النماء و العلوّ»،(4) در حالي که هر يک از اين معاني به مادّة خاصّي مرتبط است.

    واژة «ربا» به معنای حفظ كردن مال و از بين بردن مال هم آمده است. واژة «ربأ» به معناي فضل و منّت هم آمده است: «لفلانٍ عليّ رباءٌ أي طول».(5)

    آقاي مصطفوي مي‌نويسد:

    إنّ الأصل الواحد في هذه المادّة هو الانتفاخ مع زيادةٍ بمعنی أن ينتفخ شيءٌ في ذاته ثمّ يتحصّل له فضلٌ وزيادة. وهذا المفهوم قد تشابه به علی اللغويّين، ففسّروها بمعاني ليست من الأصل، بل هي


    1. همان، ص305؛ تاج العروس من جواهر القاموس، ج 19، ص 442.

    2. صحاح اللغة، ج6، ص2350؛ لسان العرب، ج14، ص305.

    3. ر.ک: مفردات الفاظ القرآن، ص 341.

    4. معجم مقاييس اللغة، ج2، ص483.

    5. معجم مقاييس اللغة، ج2، ص484؛ لسان العرب، ج14، ص306.

  • ۱۶

    من آثاره ولوازمه و ما يقرب منه، كالزيادة المطلقة، والفضل، والنماء والطول، والعظم، والزکا، والنشأ، والعلا؛ (1)

    معناي اصلي واژة ربا، انتفاخ است؛ به اين معنا که شيء در ذات خود باد مي‌کند و سپس فضل و زياده‌اي براي آن حاصل مي‌شود. اين مفهوم بر لغت‌شناسان مشتبه شده است و معناهایی را براي آن ذکر کرده‌اند که معناي اصلي‌اش نيست؛ بلکه از لوازم و آثار معناي اصلي اين واژه ـ يعني انتفاخ ـ است؛ مانند: زياده، علوّ، فضل، منّت، نماء و بلندي.

    نگارنده پس از تفحّص در کتاب‌هاي لغت، فقط در لسان العرب یافت که آمده است: «و ربت، قيل: معناه عظمت وانتفخت».(2) در هيچ کتابی نيامده است که: معناي اصلی «ربا» انتفاخ است؛ بلکه در همة کتاب‌های لغت آمده است: معنای اصلی «ربا» و «رَبأ»، «زياده» است و «انتفاخ» فقط در مورد اسب صدق مي‌کند؛ «انتفاخ مال»، غير از «زيادة مال» معناي ديگري ندارد. عرب‌ها در مورد مال، از كلمة «انتفاخ» استفاده نمي‌كنند؛ بلکه اين واژه در مورد موجود زنده يا چيزي که در حكم موجود زنده است، استعمال مي‌شود. بنابراین، نظر آقاي مصطفوي در مورد معناي «ربا» صحيح نيست.

    به نظر می‌رسد، ربا به معناي زياده است و عرب‌ها به هرگونه زياده‌اي، «ربا» مي‌گويند؛ اعمّ از آن زياده متصل باشد یا منفصل؛ كم باشد یا زياد؛ ذاتي باشد یا غير ذاتي، در مورد جاندار باشد يا بي‌جان.


    معناي اصطلاحی ربا

    آیا در شرع معناي خاصيّ براي ربا ذکر شده است؟ آيا فقیهان معنای خاصّی براي ربا ذکر کرده‌اند؟

    پاسخ اين سؤال‌ها منفي است. در اصطلاح شرع، ربا، معنايي غير از معناي لغوي ندارد؛ البته در شرع، شرايطی در رباي معاملي و رباي قرضي ذكر شده است. مرحوم محقّق کرکي مي‌فرمايد:


    1. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 4، ص 33.

    2. لسان العرب، ج14، ص305.

  • ۱۷

    الربا لغةً الزيادة، قال الله تعالى (فَلا يَربُوا عِنْدَ اللهِ)؛(1) وشرعاً زيادةُ أحد العوضين المتماثلين المقدّرين بالكيل أو الوزن في عهد صاحب الشرع صلّى الله عليه وآله إن علم، وإلاّ فالعادة ولو في بلد إذا اختلفت البلدان حقيقة أو حکماً، وفي غير المقدّرين قرضاً إذا لم يکن باذل الزيادة حربياً، ولم يکن المتعاقدان والداً مع ولده، ولا زوجاً مع زوجته.(2)

    بنابراین، واژة «ربا» در لغت و شرع به معناي «زياده» است؛ البته در شرع شرايطي براي آن ذکر گرديده است. مثلاً رباي معاملي عبارت است از زياد بودن يکي از دو عوض که مثل هم هستند و در زمان شارع مقدّس ـ رسول خدا و ائمّه طاهرين(عليهم السلام) به وسيله پيمان ه و وزن اندازه‌گيري مي‌شدند و با قطع نظر از زمان شارع، ملاک، عرف و عادت مردم است؛ يعني اگر جنسي در ميان مردم با وزن يا پيمانه اندازه‌گيري شود، اين عادت، هرچند در شهري خاصّ باشد، ملاک همان شهر است؛ امّا ربا در غير مقدّر، همان رباي قرضي است در صورتي که ربادهنده کافر حربي نباشد؛ و يا دو طرف قرض، پدر و پسر يا زن و شوهر نباشند.

    در مذاهب اهل‌سنّت، معناي خاصّی براي ربا ذکر شده، که با در نظر گرفتن شرايطي بوده که در آن مذهب‌ها براي ربا مطرح ‌شده است. مثلاً در فقه حنفيه آمده است:

    أنّه فَضل خال عن عوض بمعيار شرعي مشروط لأحد المتعاقدين في المعاوضة أو الزيادة المشروطة في العقد، وهذا إنّما يکون عند المقابلة بالجنس.(3)

    ربا يا اضافه‌اي است که بر اساس موازين شرع عوض ندارد و در معامله به سود يـکي از دو طرف شرط مي‌شود و يا زيـاده‌اي است که در عقد شرط


    1. سورة روم، آیة 39.

    2. جامع المقاصد في شرح القواعد، ج4، ص265.

    3. القاموس الفقهي لغة واصطلاحاً، ص143.

  • ۱۸

    مي‌شود و اين نوع ربا، در موردي است که عوضين از يک جنس باشند.

    در فقه شافعي آمده است:

    أنّه عقد علی عوض مخصوص غير معلوم التماثل في معيار الشرع حالة العقد أو مع تأخير في البدلين أو أحدهما.(1)

    معناي اين عبارات آن نيست که ربا داراي معناي شرعي جديد است؛ بلکه اينان شرايطي را که در تحقّق ربا شرط مي‌دانند در بيان معنا و تعريف ربا آورده‌اند.


    ربا در قرآن

    برخي از نويسندگان مسلمان بر اين عقيده‌اند که اسلام فقط رباي جاهلي را تحريم کرده است.


    حقيقت رباي جاهلي

    منظور از رباي جاهلي چيست؟ مصداق‌های ربای جاهلی عبارتند از:

    1) ربا در برابر تمديد مدّت: زيد بن اسلم در توضيح اين مصداق از رباي جاهلي مي‌گويد: طلبکار هنگام فرا رسیدن زمان دریافت طلبش، نزد بدهکار مي‌رفت؛ و اگر وي توانايي پرداخت نداشت، با توافق يکديگر مبلغ قرض را دو برابر مي‌کردند و مهلت پرداخت تا سال ديگر تمديد مي‌شد. در سال آينده نيز همين طور عمل مي‌شد. مثلاً اگر فردي 100 درهم بدهکار بود و نمي‌توانست آن را بپردازد، تا سال بعد مهلت مي‌گرفت؛ به شرط اين که 200 درهم به طلبکار بپردازد. اگر بدهکار سال آينده هم قادر به پرداخت بدهی نبود، طلبکار باز يک سال ديگر به او فرصت مي‌داد؛ به شرط اين‌که بدهکار 400 درهم بپردازد. بدين ترتيب، هر سال يا وام خود را مي‌پرداخت يا مقدار آن دو برابر مي‌شد.(2)


    1. مغني المحتاج، ج2، ص21؛ حاشية إعانة الطالبين، ج3، ص 25؛ معجم المصطلحات والألفاظ الفقهيّة، ج2، ص115.

    2. تفسير المنار، ج4، ص123؛ جامع البيان في تفسير القرآن، ج 4، ص 59.

  • ۱۹

    در اين نوع از ربا، هيچ شرطي به عنوان اضافه و زياده در هنگام قرض دادن مطرح نمي‌شده بلکه اضافه در زمان سر رسيد و بازپرداخت قرض تعيين و مطرح مي‌شده است.

    2) رباي فاحش: بسياري از مفسّران بر اين باورند که آية 130 سورة آل‌عمران: (يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا الرِّبَوا أضْعافًا مُضاعَفَةً) ، ناظر به رباي جاهلي بوده، و خداوند با نازل کردن اين آيه، رباي مرسوم در زمان جاهليّت را منع کرده است. ربای جاهلی، رباي فاحش با قيد «أضعافاً مضاعفة» است؛ یعنی قرض‌دهنده، مبلغ بسيار زيادي را از قرض‌گيرنده به عنوان سود طلب مي‌کرد.

    از پاره‌اي کلمات استفاده مي‌شود عنوان «اضعافاً مضاعفه» به مصداق قبل بازمي‌گردد و از برخي ديگر از سخنان استفاده مي‌شود که اين عنوان بيش از تمديد در ازاي دو برابر کردن است.

    طبري در تفسير اين آيه می‌نویسد:

    اهل جاهليّت در پايان مهلت بدهي، از بدهکاران فقير مي‌خواستند در برابر تمديد زمان بازپرداخت، بازپرداخت دو برابر قرض را متعهد شوند؛ و اگر بدهي، بچّه شتري ـ مثلاً ـ بود، به ازاي تمدید، سنّ حيوان را يک سال بالا مي‌بردند؛ يعني اگر شتر بنت مخاض (شتري که وارد سال دوم شده است) بدهکار بود، آن را به بنت لبون (شتري که وارد سال سوم شده است) تبديل مي‌کرد؛ و اگر با پایان زمان تمدید شده، باز هم بدهي خود را نمي‌پرداخت، بدهی به حقّه (شتري که وارد سال چهارم شده است) تبديل مي‌شد.(1)

    پيامبر اکرم(ص) در خطبة معروف خويش در حجّة الوداع فرمود:

    ألا إنَّ رِباً مِنْ رِبا الجٰاهِلِيّةِ موضوعٌ، لَکُمْ رُؤُوسُ أمْوٰالِکُمْ لا تَظْلِمُونَ وَلا تُظْلَمُون؛(2)

    آگاه باشيد که پرداخت رباي جاهلي، لازم نيست؛ و شما حق داريد تنها اصل سرمايه‌تان را پس بگيريد؛ نه ستم کنيد و نه ستم پذیرید.


    1. جامع البيان في تفسير القرآن، ج4، ص59.

    2. سنن ابي داود، کتاب البيوع، ج3، ص244، ح3334؛ الدّر المنثور، ج1، ص367.

  • ۲۰

    ابن جرير طبري در ذيل آية (الَّذينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاّ كَما يَقُومُ الَّذي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى‏ فَلَهُ ما سَلَفَ وَأمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عادَ فَأُولئِكَ أصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ)(1) از مجاهد نقل مي‌كند:

    قال: فِي الرِّبا الَذي نَهَی اللهُ عَنْهُ: كٰانُوا فِي الجٰاهِلِيّةِ يَكُونُ لِلرَّجُلِ عَلَی الرَّجُلِ الدَّيْنُ فَيَقُولُ: لَكَ كذا وكذا وتُؤَخِّرُ عَنّي فَيُؤَخِّرُ عَنْه.(2)

    مجاهد گفت: ربايي که خداوند از آن نهي کرده، اين است که در زمان جاهليّت بدهکار به طلبکار مي‌گفت: اگر زمان پرداخت بدهی را تمدید کنی، من پول بیشتری به تو می‌دهم.

    سيوطي نيز در الدرّ المنثور ذيل آية 130 سورة آل‌عمران از سعيد بن جبير، نظير این مطلب را نقل مي‌کند:

    إنّ الرَّجُلَ کانَ يَکونُ لَهُ عَلَى الرَّجُلِ المالُ فإذا حَلَّ الأجَلُ طَلَبَهُ مِن صٰاحِبِه فَيَقُولُ المَطْلُوبُ أخِّر عَنِّي وأزيدُكَ فِي مٰالِك فَيَفْعَلاٰنِ ذلك، فَذٰلِك (الرِّبَوا أضْعافًا مُضاعَفَةً).(3)

    فردي از ديگري مالي طلب داشت. هنگام فرا رسیدن دریافت طلبش، طلبکار مالش را از بدهکار طلب می‌کرد. بدهکار که توان پرداخت بدهی را نداشت، به طلبکار مي‌گفت: اگر زمان بازپرداخت را تأخير بيندازی، من پول بیشتری به تو مي‌دهم، او هم قبول کرد. این همان ربايي بود که خداوند در مورد آن فرمود: (الرِّبَوا أضْعافًا مُضاعَفَةً).

    اين کار در ميان اعراب جاهلي به اندازه‌اي رواج داشت که طلبکار هنگام فرارسيدن زمان دریافت طلبش نزد بدهکار می‌رفت و مي‌گفت: «أتقضى أم تُربى؛ بدهی را می‌دهی يا پول بیشتری مي‌دهي؟».(4) به عبارت ديگر، اين عنوان، عَلَم براي رباي جاهليت است.


    1. سورة بقره، آیة 275.

    2. جامع البيان في تفسير القرآن، ج3، ص68.

    3. الدّر المنثور في تفسير المأثور، ج2، ص72.

    4. المجموع، ج10، ص25؛ أحکام القرآن، ج1، ص320؛ فتح القدير، ج1، ص338.

۵۷,۵۸۹ بازدید