pic
pic
  • ۵۱

    میان مفسّران شيعه نيز مرحوم علاّمه طباطبايي نيز فرموده است: اگر اين آيه را جزء آيات مکّي بدانيم بر معناي اوّل دلالت دارد، و اگر آن را جزء آيات مدني قرآن بدانيم، بر رباي حرام دلالت دارد(1). علامه طباطبایی در جواب اهل‌سنّت که به روايت و اجماع منقول براي مکّي بودن اين آيه و بقية آيات سورة روم استدلال مي‌کنند، مي‌گويد: اعتباري به اين روايت و اجماع منقول نيست؛ بلکه اين آيه به قرينة آيات قبل، به آیات مدني شبيه‌تر است. سرانجام وی می‌گوید: این آیه مدنی است.(2)

    طبراني(3) نيز مي‌نويسد: «ما تعاطيتم من عقد الربا رجاء أن تزيدوا أموالکم فلا يزيد في حکم الله»، که اشاره به احتمال اوّل و دوم است که (فَلا يَربُوا عِنْدَ اللَّهِ) به معناي اين است که عمل شما نزد خداوند چيزي را زياد نمي‌کند، یعنی خداوند به شما ثواب نمی‌دهد. وي در ادامه احتمال ديگري ذکرده و مي‌نويسد: «وعلی الآخذ أن يردّه علي المأخوذ منه قال الله تعالي (يَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا)»؛(4) بر گيرندة مال واجب است که آن‌چه را به‌‌عنوان زياده گرفته است به صاحبش بازگرداند. اين معنا، همان رباي اصطلاحی است. وي اين آيه را نظير قول خداوند در سورة بقره مي‌داند که مي‌فرمايد: (يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ) خداوند ربا را از بين مي‌برد. علاوه بر طبراني، زمخشري نيز آية 39 سورة روم را نظير آية 276 سورة بقره مي‌داند، با اين تفاوت که در آيه سوره روم به جاي صدقات، زکات آمده است.(5)

    به اعتقاد سدّي، آية 39 سورة روم در مورد قبيلة بني ثقيف نازل شده است که کارشان انجام معاملات ربوي بوده است و همانند قريش ربا مي‌گرفتند.(6) اشکال اين نظر، آن است که قبيلة ثقيف در سال نهم هجري


    1. الميزان في تفسير القرآن، ج16، ص185.

    2. همان.

    3. التفسير الکبير، ج5، ص125.

    4. سورة بقره، آیة 276.

    5. الکشّاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج3، ص481.

    6. ر.ک: البحر المحيط في التفسير، ج8، ص393؛ روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج11، ص45؛ «قال السّدى: نزلت فى ربا ثقيف، کانوا يعملون بالربا، ويعمله فيهم قريش».

  • ۵۲

    مسلمان شده‌اند؛ از این رو، نمي‌توان گفت آية 39 سورة روم در مورد اين قبيله نازل شده است.


    نتيجه

    آیة 39 سورة روم مربوط به ربای حرام نیست و برای اثبات حرمت ربا نمی‌توان به آن استناد کرد.


    مکّی يا مدنى بودن آية 39 سورة روم

    آية 39 سوره روم در مکّه نازل شده است يا در مدينه؟

    پیش‌تر اشاره شد که مرحوم علاّمه طباطبايي مي‌فرمايد: اگر آية 39 سورة روم مکّي باشد، مربط به رباي حرام نیست؛ بلکه مقصود از آن هدية بدون قصد قربت و اخلاص است. اگر این آيه را مدنی بدانیم، آيه بر رباي حرام دلالت دارد. بنا بر قرائن و شواهد، به ویژه آيات قبل و بعد، اين آيه در مدينه نازل گرديده است. از این رو، بر اجماع‌ها، مانند اجماع علماي علوم قرآنی، و روایاتی که بر مکّی بودن این آیه دلالت دارند، اعتنايي نمي‌شود. وی در تفسير آية 275 سورة بقره می‌نویسد: سورة روم مکّي است. علامه طباطبایی نظرية تدريجي بودن حرمت ربا را ـ که بسياري از علمای اهل سنّت آن را پذیرفته‌اند ـ می‌پذیرد و مي‌فرمايد:

    ومن هنا يظهر أنّ الربا کان أمراً مرغوباً عنه من أوائل عهد رسول الله(ص) قبل الهجرة حتّی تمّ أمر النهي عنه في سورة آل‌عمران، ثمّ اشتدّ أمره في سورة البقرة بهذه الآيات السبع الّتي يدلّ سياقها علي تقدّم نزول النهي عليها؛(1)

    از اين‌جا روشن مي‌شود که ربا‌خواري از ابتدای بعثت پيامبر اکرم(ص) و قبل از هجرت، عملي منفور بوده است؛ تا آن‌که ربا در سورة آل‌عمران به صراحت نهي شد و حرام گرديد؛ و پس از آن، حرمت ربا در اين آيات


    1. الميزان في تفسير القرآن، ج2، ص408.

  • ۵۳

    هفت‌گانه از سورة بقره تشديد شد که از سياق اين آيات استفاده مي‌شود که قبلاً نهي از ربا صورت گرفته بود.

    در این‌جا لازم است اشاره‌اي اجمالي به ملاک‌‌هاي مکّي و مدني بودن آيات داشته باشيم تا بتوانيم به نظرية صحيح دست پيدا کنيم.


    ملاک مدني يا مکّي بودن آيات قرآن

    دانشمندان علوم قرآنی در مورد تقسيم آيات به مکّي و مدني، چهار نظريه را بيان کرده‌اند:

    1. تقسيم‌بندي مکاني: اگر آيه‌اي در مکّه و اطراف آن مثل مني و عرفات نازل شده باشد، مکّي محسوب مي‌شود؛ و اگر در مدينه و اطراف آن نازل شده باشد، مدني است: «إنّ المکّى ما نزّل بمکّة ولو بعد الهجرة، والمدني ما نزّل بالمدينة».(1)

    2. تقسيم‌بندي از جهت زمان: اگر آيه‌اي قبل از هجرت رسول گرامي اسلام(ص) به مدينه نازل شده باشد، هرچند در مکّه نازل نشده باشد، مکّي است. و بنابراين، آياتي که پس از هجرت نازل شده باشند هرچند که در مکّه باشد، مدني محسوب مي‌شوند؛ نظير آية ولايت که در حجّة‌الوداع نازل شد. اين نظریه، نظرية مشهور مفسّران است:

    کلّ آية نزلت علی رسول الله(ص) قبل الهجرة فهي مکّية، نزلت بمکّة أو بغيرها من البلدان؛ وکلّ آية نزلت بالمدينة بعد الهجرة فإنّها مدنيّة نزلت بالمدينة أو بغيرها من البلدان.(2)

    3. تقسيم‌بندي بر اساس مخاطبان آيات قرآن کريم: هر سوره‌اي که در آن (يا أيُّهَا النّاسُ) آمده، مکّي است؛ و هر سوره‌ای که در آن (يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا)


    1. آيات الأحکام، ج2، ص41؛ تفسير القرآن الکريم، ج1، ص14؛ روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج9، ص212.

    2. الدّر المنثور في تفسير المأثور، ج5، ص139 و 140؛ و ر.ک: آيت الأحکام، ج2، ص40؛ ايجاز البيان عن معاني القرآن، ج1، ص265، تفسير القرآن الکريم، ج1، ص14؛ الجامع لأحکام القرآن، ج6، ص31؛ روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج9، ص212.

  • ۵۴

    آمده، مدني است.(1) ابن عباس، مجاهد و علقمه این نظریه را پذیرفته‌اند. از ميان مفسّران، ابن مسعود اين نظریه را نقل کرده و پذيرفته است.(2)

    4. تقسيم‌بندي بر اساس محتواي آيات:

    «کلّ سورة ذکرت فيها الحدود والفرائض فهي مدنيّة، وکلّ ما کان فيه ذکر القرون الماضية فهي مکيّة»؛(3)

    هر سوره‌اي که در آن حدود و واجبات الاهي بیان شده باشد، مدني است، و هر سوره‌اي که در آن از قوم‌ها و قرن‌های پیشین یاد شده، مکّي است.

    برخي ديگر از دانشمندان علوم قرآن در اين رابطه گفته‌اند: براي شناخت مکّي و مدني بودن آيات و سوره‌هاي قرآن کريم، يک راه سماعي و يک راه قانونمند وجود دارد:

    لمعرفة المکّي والمدني طريقان: أـ سماعى، و هو ما وصل إلينا نزوله. ب‌ـ قياسي، ومردّه إلی أنّ کلّ سورة فيها (يا أيُّهَا النّاسُ) فقط: أو «کلاّ»، أو أوّلها حرف تهج سوی الزهراوين وهما البقرة و آل‌عمران، والرعد في وجه، أو فيها قصّة آدم وإبليس سوی الطولي وهى سورة البقرة، فهى مکّية وإلی أنّ کلّ سورة فيها قصص الأنبياء والاُمم الخالية فهي مکّية، وإلی أنّ کلّ سورة فيها فريضة أو حدّ فهي مدنيّة؛(4)

    راه شنيداري براي شناخت سوره‌هاي مکّي از مدني اين است که روايتي به ما برسد مبني بر مکّي يا مدني آن سوره؛ امّا راه قانوني و قاعده‌مند آن، اين است که هر سوره‌اي که در آن فقط عبارت (يا أيُّهَا النّاسُ) آمده باشد، يا از واژة «کلاّ» در آن استفاده شده باشد، يا آن که در اول سوره، حروف


    1. اسباب النزول، ص18؛ تفسير اثنا عشري، ج2، ص343؛ مواهب الرحمان في تفسير القرآن، ج7، ص227؛ الاتقان في علوم القرآن، ج1، ص55.

    2. همان.

    3. الموسوعة القرآنية، ج3، ص172.

    4. ر.ک: الموسوعة القرآنية، ج3، ص173؛ سيوطي اين ضابطه را از قول جعبري نقل مي‌کند. (الإتقان في علوم القرآن، ج1، ص56)

  • ۵۵

    تهجّي آمده باشد (البته غير از دو سوره بقره و آل‌عمران، و سوره رعد بنا بر قولي) يا سوره‌هايي که در آن‌ها داستان حضرت آدم و ابليس ذکر شده است جز طولاني‌ترين سوره قرآن که بقره است، تمامي اين سوره‌ها مکّي هستند و همين‌طور است سوره‌هايي که در آن‌ها داستان‌هاي پيامبران گذشته و امّت‌هاي پيشين نقل شده باشد؛ امّا سوره‌هايي که در آن‌ها به واجبات و حدود الهي اشاره شده است، مدني هستند.

    اين معيار، با آن که بسياري از اهل‌سنّت و از جمله احمد بن حنبل بر روي‌ آن تکيه و تأکيد دارند، دچار نقض و اشکالات بسياري است؛ مثلاً در سورة بقره که بر مدني بودن آن اتفاق نظر است، در ابتداي چند آيه خطاب (يا أيُّهَا النّاسُ) آمده است؛ مثل آية 21: (يا أيُّهَا النّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ) و آية 168: (يا أيُّهَا النّاسُ كُلُوا مِمّا فِي اْلأرْضِ حَلالاً طَيِّبًا وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوُّ مُبينٌ). نیز در سورة نساء که بر مدني بودن آن اتّفاق دارند؛ در آية اوّل آن خداوند مي‌فرمايد: (يا أيُّهَا النّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيرًا وَ نِساءً).

    در نقطة مقابل، در برخي از سوره‌ها که بر مکّي بودن آن اتّفاق نظر وجود دارد، عبارت (يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا) آمده است. مثلاً در آية 77 سوره حجّ آمده است: (يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ).

    4. ابن عباس مي‌گويد: «کان القرآن ينزّل مفرّقاً لا ينزّل سورة سورة، فما نزّل أوّلها بمکّة أثبتناها بمکّة وإن کان تمامها بالمدينة، وکذلک ما نزّل بالمدينة...»؛(1) قرآن، آيه آيه نازل مي‌شده و مجموع سوره يک جا نازل نمي‌شده است (مگر سوره‌هاي کوتاه). در نتيجه، آن سوره‌هايي که آيات ابتدايي آن در مکّه مکرّمه نازل شده است، ما آن‌ها را به‌عنوان سوره‌هاي مکّي ثبت کردیم؛ هرچند که آيات انتهايي آن در مدينه منوّره نازل شده باشد. نیز سوره‌هايي که آيات ابتدايي آن‌ها در مدينه نازل شده‌اند؛ مدني‌اند؛ هرچند آيات انتهايي آن‌ها در


    1. تاريخ اليعقوبي، ج2، ص34.

  • ۵۶

    مکّه نازل شده باشد.

    نظرات فوق، مجموع نظرياتي است که در باب ملاک‌هاي مکّي و مدني بودن سوره‌هاي قرآن کريم بيان شده است.

    مناقشه در ديدگاه علاّمه طباطبايى در مورد آية 39 سورة روم

    علامه طباطبايي فرمود: اگر آية 39 سورة روم را مکّي بدانیم، ارتباطي به رباي حرام پيدا نمي‌کند؛ اما اگر اين سوره را مدنی بدانیم، آيه به رباي حرام مربوط خواهد شد. از مجموع کلمات ايشان استفاده مي‌شود در مکّي و مدني بودن آيات، به مسأله زمان نزول و مکان نزول توجّهي ندارند و آن‌چه که مهم است، محتوا و مضمون آيات است.

    علاّمه طباطبایی از کجا و با استناد به چه دلیلی به اين نظر رسيده‌اند که اگر سورة روم مکّي باشد، آية 39 با رباي حرام ارتباطي پيدا نمي‌کند؟ آيا در طول مدّتي که پيامبر اکرم(ص) در مکّه حضور داشتند، هيچ حکم واجب يا حرامي جعل نشده بود؟

    به اثبات نرسيده که در مکّه، در 13 سال ابتدايي بعثت، حکمي از واجبات و محرّمات جعل نشده است، بلکه فقط يک سري کلّيّات اعتقادي در مورد توحيد، ايمان به قيامت و... در این دوره نازل شده است.

    چه فايده و اثري بر دانستن مکّي يا مدني بودن سوره‌هاي قرآن کريم مترتّب مي‌شود؟

    پاسخ اين سؤال آن است که تنها اثر آن در باب نسخ ظاهر مي‌شود. به اين صورت که اگر معلوم گردد آيه‌اي مکّي است، نمي‌توان گفت که اين آيه ناسخ است؛ اما اگر مدني بودن آن معلوم باشد مي‌تواند ناسخ باشد. مثلاً در مورد نکاح با اهل کتاب گفته‌اند که برخي از آيات قرآن، ناسخ بعضي ديگر از آيات است؛ به اين بيان که برخي ممی‌گویند ازدواج دائم با زنان يهودي و مسيحي در اوائل اسلام جايز بوده و به آية (الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلُّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلُّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ

  • ۵۷

    مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ وَ لا مُتَّخِذي أخْدانٍ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاْلإيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي اْلآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ)؛(1) استناد کرده‌اند. پس از نازل شدن آية (وَلا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتّى يُؤْمِنَّ)،(2) حکم جواز ازدواج دائم با زنان یهودی و مسیحی نسخ شده است.(3)

    در اين مورد براي اثبات ناسخيت، بايد معلوم شود که آية 221 سورة بقره بعد از آية 5 سورة مائده نازل شده است؛ و يک راه اثبات‌آن، معلوم شدن مکّي يا مدني بودن آيات است. براي مکّي يا مدني بودن آيات، اين مقدار از ثمره را مي‌پذيريم که آيات ناسخ هميشه بعد از منسوخ است؛ برخلاف مخصّص که مي‌تواند مقدّم بر عام شود؛ يعني مولا ابتدا خاص را بيان کند و سپس عام را بگويد. مثلاً ابتدا بگويد «لاتکرم زيداً العالم» و پس از گذشت چند روز بگويد «أکرم العلماء».

    بنابراین، نظر علاّمه طباطبایی درست نيست. با چشم‌پوشي از مکّي يا مدني بودن آية 39 سوره روم، قرائن روشني ذکر کرديم مبنی بر اين‌که اين آيه در مورد رباي معروف نازل نشده است و مفاد آن، مفاد آيات تحريم ربا در سورة بقره نيست.


    1. سورة مائده، آیة 5.

    2. سورة بقره، آیة 221.

    3. ر.ک: آيات الأحکام، ج2، ص326.

  • ۵۸
  • ۵۹

    (فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبيلِ اللّهِ كَثيرًا * وَأخْذِهِمُ الرِّبَوا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأكْلِهِمْ أمْوالَ النّاسِ بِالْباطِلِ وَأعْتَدْنا لِلْكافِرينَ مِنْهُمْ عَذابًا أليمًا)؛

    پس به کيفر ستمي که يهوديان [به آيات خدا و بر خود و ديگران] روا داشتند و به سزاي آن‌که بسياري از مردم را از راه خدا بازداشتند، چيزهاي پاکيزه‌اي را که بر آنان حلال شده بود [مانند صيد ماهي و خوردنِ چربي و شير و گوشت حيوانات] حرام کرديم؛ و [به سبب] ربا گرفتنشان با آن‌که از آن نهي شده بودند، و خوردن اموال مردم به باطل و نامشروع [پاکيزه‌هاي حلال شده را بر آنان حرام کرديم] و ما براي کافران عذابي دردناک آماده کرده‌ايم. (نساء، 160 ـ 161)

  • ۶۰

    بررسي دلالت آیة 160 و 161 سورة نساء بر حرمت ربا

    (فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبيلِ اللّهِ كَثيرًا * وَأخْذِهِمُ الرِّبَوا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأكْلِهِمْ أمْوالَ النّاسِ بِالْباطِلِ وَأعْتَدْنا لِلْكافِرينَ مِنْهُمْ عَذابًا أليمًا)؛

    پس به کيفر ستمي که يهوديان [به آيات خدا و بر خود و ديگران] روا داشتند و به سزاي آن‌که بسياري از مردم را از راه خدا بازداشتند، چيزهاي پاکيزه‌اي را که بر آنان حلال شده بود [مانند صيد ماهي و خوردنِ چربي و شير و گوشت حيوانات] حرام کرديم؛ و [به سبب] ربا گرفتنشان با آن‌که از آن نهي شده بودند، و خوردن اموال مردم به باطل و نامشروع [پاکيزه‌هاي حلال شده را بر آنان حرام کرديم] و ما براي کافران عذابي دردناک آماده کرده‌ايم.


    يهود مورد نظر آيه

    مراد از (مِنَ الَّذينَ هادُوا) چه کساني است: يهودیان زمان حضرت موسي(ع) يا يهوديان زمان نبوّت پيامبر اسلام(ص)؟

    قرطبي از ابن عربي نقل مي‌کند:

    «يحتمل أن يکون المقصود في الآية يهود أهل المدينة في عصر النبوّة»؛(1)


    1. الجامع لأحکام القرآن، ج6، ص12.

۵۷,۵۹۳ بازدید