pic
pic
  • ۸۱

    (الَّذينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاّ كَما يَقُومُ الَّذي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَأحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى‏ فَلَهُ ما سَلَفَ وَأمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عادَ فَأُولئِكَ أصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ * يَمْحَقُ اللّهُ الرِّبا وَيُرْبِي الصَّدَقاتِ وَاللّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفّارٍ أثيمٍ * إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ وَأقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ * يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ * فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُسُ أمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَلا تُظْلَمُونَ * وَإِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَيْسَرَةٍ وَأنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فيهِ إِلَى اللّهِ ثُمَّ تُوَفّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ) (بقره، 275 ـ 281)

  • ۸۲

    دلالت آیة 275 ـ 281 سورة بقره بر حرمت ربا

    خداوند در آیة 275 ـ 281 سورة بقره که صريح در حرمت رباست، مي‌فرمايد:

    (الَّذينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاّ كَما يَقُومُ الَّذي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَأحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى‏ فَلَهُ ما سَلَفَ وَأمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عادَ فَأُولئِكَ أصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ * يَمْحَقُ اللّهُ الرِّبا وَيُرْبِي الصَّدَقاتِ وَاللّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفّارٍ أثيمٍ * إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ وَأقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ * يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ * فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُسُ أمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَلا تُظْلَمُونَ * وَإِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَيْسَرَةٍ وَأنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فيهِ إِلَى اللّهِ ثُمَّ تُوَفّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ)؛

    کساني که ربا مي‌خورند، (در قيامت) بر نمي‌خيزند مگر مانند کسي که بر اثر تماس شيطان، ديوانه شده است (و نمي‌تواند تعادل خود را حفظ کند؛ گاهي زمين مي‌خورد،‌ گاهي به پا مي‌خيزد). اين به‌خاطر آن است

  • ۸۳

    که گفتند: «داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتي ميان آن دو نيست)». در حالي که خدا داد و ستد را حلال کرده، و ربا را حرام! (زيرا، فرق ميان اين دو بسيار است) و اگر کسي اندرز الهي به او رسد و (از ربا‌خواري) خودداري کند، سود‌هايي که درگذشته [قبل از نزول حکم تحريم] به دست آورده، مال اوست (و اين حکم، گذشته را شامل نمي‌گردد) و کار او به خدا واگذار مي‌شود، امّا کساني که بازگردند (و بار ديگر مرتکب اين گناه شوند و ربا را حلال شمارند) اهل آتش‌اند و هميشه در آن مي‌مانند.

    خداوند، ربا را نابود مي‌کند و صدقات را افزايش مي‌دهد! و خداوند، هيچ انسانِ ناسپاسِ گنه‌کاري را دوست نمي‌دارد.

    کساني که ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زکات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسي بر‌ آن‌هاست و نه غمگين مي‌شوند.

    اي کساني که ايمان آورده‌ايد، از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، و آن‌چه از (مطالبات) ربا باقي مانده، رها کنيد؛ اگر ايمان داريد!

    اگر (چنين) نمي‌کنيد، بدانيد که از طرف خدا و رسولش قتل و کشته شدن را داريد! و اگر توبه کنيد، سرمايه‌هاي شما، از آنِ شماست (اصل سرمايه، بدون سود)، نه ستم مي‌کنيد و نه بر شما ستم وارد مي‌شود.

    و اگر (بدهکار،) قدرت پرداخت نداشته باشد، او را تا هنگام توانايي، مهلت دهيد! (و در صورتي که قدرت پرداخت را ندارد،) براي خدا، به او ببخشيد بهتر است، اگر (منافع اين‌کار را) بدانيد!

    و از روزي بپرهيزيد (و بترسيد) که در آن روز، شما را به‌سوي خدا باز مي‌گردانند. سپس به هر‌کس، آن‌چه انجام داده، به‌طور کامل باز پس داده مي‌شود، و به آن‌ها ستم نخواهد شد. (چون هرچه مي‌بينند، نتايج اعمال خودشان است.)


    تاريخ نزول آيات

    اين آيات، آخرين آياتي است که در مورد ربا نازل شده است؛ و از نظر زمان نزول، از آيات سوره‌ آل‌عمران مؤخّر است. بنا بر نظر برخي، فاصله بين اين

  • ۸۴

    آيات و آيات سوره آل‌عمران، 7 سال است.(1)

    علاّمه طباطبایی در تفسير اين آيات می‌نویسد:

    اين آيات در مقام تأکيد حرمت ربا و سخت‌گيري بر رباخواران است و در مقامِ تشريع ابتدايي نيست، چون لسان آن‌ها لسان قانون‌گذاري نيست. آيه‌اي که از نظر لحن کلام، صلاحيت قانون‌گذاري دارد، آية 130 سورة آل‌عمران است که مي‌فرمايد: (يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا الرِّبَوا أضْعافًا مُضاعَفَةً). از قسمتي از آيات سورة بقره، مثل آية (يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ)، استفاده مي‌شود که مسلمانان به طور کامل رباخواري را ترک نکرده بودند و با وجود نهي شارع، هنوز ربا در ميان آن‌ها متداول بود. بدين سبب، خداوند فرمان داد که به‌طور کامل، از ربا خودداري کنند و از سودي که برعهدة بدهکاران است صرف‌نظر کنند.(2)

    مفسّران دربارة آخرين آيات نازل شده بر پيامبر اسلام(ص) اختلاف دارند. برخي مفسّران از ابن عباس و عمر نقل کرده‌اند: آيات ربا در سورة بقره، آخرين آيات نازل شده بر نبيّ اکرم(ص) است. برخي نيز بر اساس حديثي از ابن عباس و سدي، بر اين نظرند که آية 281 سورة بقره: (وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فيهِ إِلَى اللّهِ ثُمَّ تُوَفّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ)، آخرين آيه‌اي است که نازل شده است و پيامبر اکرم(ص) 9 روز پس از نزول آن رحلت کرد. بيضاوي از ابن عباس نقل مي‌کند: آية (وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فيهِ إِلَى اللّهِ ثُمَّ تُوَفّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ) آخرين آيه‌اي بود که بر پیامبر(ص) نازل شد و جبرئیل به آن حضرت گفت که آن ‌را بعد از آية 280 سورة بقره


    1. ر.ک: ربا، ص131.

    2. الميزان في تفسير القرآن، ج2، ص408.

    3. التبيان في تفسير القرآن، ج2، ص369؛ مجمع البيان في تفسير القرآن، ج2، ص677؛ البرهان في تفسير القرآن، ج1، ص 561؛ جامع البيان، ج3، ص75 و 76؛ تفسير القرآن العظيم، ج1، ص588.

    4. همان؛ اسباب نزول القرآن، ص16؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج1، ص598، الميزان في تفسير القرآن، ج2، ص424؛ لباب التأويل في معاني التنزيل، ج1، ص213.

  • ۸۵

    قرار دهد و رسول خدا(ص) پس از آن، 21 روز زنده بود.(1)

    بنا بر نظر برخي، پيامبر(ص) 9 شب بعد از نزول آية (وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فيهِ إِلَى اللّهِ ثُمَّ تُوَفّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ)(2) رحلت کرد.(3) برخي ديگر معتقدند بعد از آيه (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ)(4) به مدّت 9 روز حيات داشتند.

    در سورة آل ‌عمران، آیة 130 ـ 131، رباخواران به عذاب کافران بیم داده ‌شده‌اند: (وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ). مرحوم علامه طباطبايي در اين رابطه مي‌فرمايد:

    خداي سبحان در اين آيات در امر رباخواري شدّتي به کار برده که درباره هيچ يک از فروع دين به کار نبرده است؛ مگر يک مورد که سخت‌گيري در آن نظير سخت‌گيري در امر ربا است،‌ و آن اين است که «مسلمانان، دشمنان دين را بر خود حاکم سازند». بقية گناهان کبيره، هرچند قرآن کريم مخالفت خود را با آن‌ها اعلام کرده و در آن‌ها سخت‌گيري هم کرده، اما لحن کلام خدا ملايم‌تر از موضوع ربا و حکومت دادن دشمنان خدا بر جامعة اسلامي است و حتي لحن قرآن در مورد زنا، شرب خمر، قمار و ظلم و گناهاني بزرگ‌تر از اين، چون کشتن افراد بي‌گناه، ملايم‌تر از اين دو گناه است.(5)

    مقصود ايشان آن است که از قرآن کريم استفاده مي‌شود در ميان گناهان کبيره، ربا در درجه اوّل قرار دارد.


    تشبيه تماس با شیطان در آية 275 سورة بقره

    خداوند در آية 275 سورة بقره مي‌فرمايد: کساني که ربا مي‌خورند، به پاي نمي‌خيزند مگر مانند کسي که بر اثر تماس با شيطان، آشفته حال شده است.


    1. انوار التنزيل و اسرار التأويل، ج1، ص143.

    2. سورة بقره، آیة 281.

    3. تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ج1، ص 558؛ جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج3، ص76.

    4. سورة شعراء، آیات 88 و 89.

    5. الميزان في تفسير القرآن، ج2، ص409.

  • ۸۶

    خداوند در اين آيات، رباخوار را به کسي که گرفتار تماس با شيطان شده است تشبيه مي‌کند. مراد از اين تشبيه چيست؟

    راغب اصفهانی در مفردات الفاظ القرآن(1) مي‌نويسد:

    تخبّط به معناي «الضرب علي غير استواء» است؛ يعني به معناي حرکت کردن و راه رفتن بي‌هدف و بدون فکر و برنامه است. مثلاً اگر چکشي روي ميخ بخورد و آن را به سر ميخ بکوبند، «الضرب علي استواء» است، امّا اگر چکش به اين طرف و آن طرف ميخ زده شود، نتيجه‌اي ندارد و کاري ديوانه‌وار محسوب مي‌شود.

    مرحوم طبرسی در توضیح مي‌نويسد:

    «الخبط ضرب البعير الأرض بيده... ويقال للّذي يتصرّف في أمر ولا يهتدى فيه هو يخبط خبط عشواء».(2) «عشواء» شتري است که در اثر ضعف بينايي نمي‌داند کجا برود و در گودال و... مي‌افتد؛ گاه راه مي‌رود و سرش به درخت مي‌خورد و...؛ مانند انساني که بدون چراغ در شب راه برود. حال، در اين‌جا منظور کسي است که عهده‌دار مسئولیتی است و نمي‌داند چه کار بايد بکند.

    خداوند در اين آيه مي‌فرمايد: کساني که ربا مي‌خورند، مانند انسان‌هاي ديوانه‌اند که نمي‌دانند چه کار بايد بکنند.

    سه نظر دربارة تشبیه تماس با شیطان وجود دارد:


    1. قيام از قبر در روز قيامت

    بيشتر مفسّران بر اين عقيده‌اند که مقصود از قيام در اين آيه، قيام از قبر در روز قيامت است. از ابن عباس، مجاهد، قتاده، سعيد بن جبير، حسن، مقاتل، عکرمه، اردبيلي، طوسي، طبرسي، آلوسي، قرطبي، زمخشري و... بر این باورند و حتي ابن مسعود، آيه را به صورت «لايقومون يوم القيامة» قرائت کرده است.)3)


    1. مفردات الفاظ القرآن، ص 273.

    2. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 668.

    3. زبدة البيان في احکام القرآن، ص430؛ التبيان في تفسير القرآن، ج2، ص359؛ مجمع البيان في تفسير القرآن، ج2، ص389؛ تفسير القرآن الکريم، ص82؛ تفسير القرآن العظيم، ج1، ص308؛ الجامع لأحکام القرآن، ج3، ص354؛ جامع البيان، ج3، ص67 و 68؛ الکشّاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج1، ص320 و...

  • ۸۷

    بنا بر اين نظر، معناي آيه چنين مي‌شود: کساني که ربا مي‌خورند، روز قيامت از قبورشان بر نمي‌خيزند، مگر مانند کسي که بر اثر تماس با شيطان آشفته حال شده است. گفته‌اند: اين آشفتگی به سبب سنگيني رباها در شکم آنان است و اين نشانة رباخواران در قيامت خواهد بود.(1)

    روایاتی در تأييد اين نظريه وجود دارد. از امام صادق(ع) روايت شده است که رسول خدا(ص) فرمود:

    لمّا اُسري بي إلی السماء رأيت قوماً يريد أحدهم أن يقوم ولا يقدر عليه من عظم بطنه، قال: قلت: من هؤلاء يا جبرئيل؟ قال: هؤلاء الذين يأکلون الربوا لايقومون إلاّ کما يقوم الّذي يتخبّطه الشيطان من المسّ، وإذا هم بسبيل آل فرعون يعرضون علی النار غدّواً و عشيّاً يقولون ربّنا متي تقوم الساعة؟؛(2)

    هنگامي که به معراج رفتم، گروهي را ديدم که هرکدام از آنان مي‌خواست از جاي خود بلند شود، به سبب بزرگي شکمش نمي‌توانست (تا مي‌ايستاد، زمين مي‌خورد). از جبرئيل سؤال کردم: اينان کیان‌اند؟ پاسخ داد: اين‌ها کساني هستند که ربا مي‌خورند و از جاي برنمي‌خيزند مگر مانند کسي که براثر تماس شيطان، آشفته حال شده است و آنان بر راه آل‌ فرعون‌اند؛ هر صبح و شب بر آتش عرضه مي‌شوند و مي‌گويند: خدايا، چه زمانی قيامت فرا مي‌رسد؟


    2. قيام در دنيا

    گروه دوم ـ که علاّمه طباطبايي از اين دسته است ـ بر اين عقيده‌اند که مقصود از قيام، قيام در دنيا و چگونگي معاشرت رباخوار با مردم است.

    مقصود از واژة «يقوم»، قيام در برابر قعود؛ یعنی ايستادن در مقابل نشستن نيست. علاّمه طباطبایی مي‌فرمايد: کلمة «یقوم» در اين آيه، مانند واژه‌هاي ذکر


    1. التبيان في تفسير القرآن، ج2، ص359؛ مجمع البيان في تفسير القرآن، ج2، ص389؛ الکشّاف عن حائق غوامض التنزيل، ج1، ص320.

    2. وسائل الشيعة، ج12،‌ ص427، ح16.

  • ۸۸

    شده در آیة (لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ)(1)، (وَمِنْ آياتِهِ أنْ تَقُومَ السَّماءُ وَ اْلأرْضُ بِأمْرِهِ)(2) و (وَأنْ تَقُومُوا لِلْيَتامى‏ بِالْقِسْطِ)(3) است. مراد از قيام، «الاستواء علي الحياة والقيام بأمر المعشية» است؛ يعني انسان معيشت و زندگي خود را به درستي اداره کند، کار صحیح و داراي نفع عقلايي انجام دهد و از انجام کارهاي ناصواب و داراي ضرر اجتناب کند.

    علاّمه طباطبايي(قده) براي روشن ساختن اين معنا مي‌گويد:

    انسان در راه زندگي و بر حسب محيطي که در آن زندگي مي‌کند، حرکات و سکناتي دارد که داراي نظام مخصوصی است که آن نظام را بينش عقلايي انسان‌ها معيّن مي‌کند، و هر فردي افعال خود را (چه فردي و چه اجتماعي) با آن نظام تطبيق مي‌دهد. بر اين اساس،‌ وقتي گرسنه مي‌شود، تصميم مي‌گيرد غذا بخورد؛ و هنگامي که تشنه مي‌شود، در صدد نوشيدن آب برمي‌آيد؛ براي استراحت خود بستري فراهم مي‌کند و... تمامي اين امور ناشي از اعتقاداتي است که همه به هم مربوط، و به نحوي متّحد و سازگار است و با يکديگر تناقض ندارند؛ و مجموع اين افعال را «زندگي بشر» مي‌ناميم که به واسطه نيرويي که در او به وديعت نهاده شده تا خير و شرّ را از يکديگر تشخيص دهد، راه صحيح زندگي را مي‌يابد. اين وضع انسان معمولي است؛ امّا کسي که شيطان با او تماس گرفته و نيروي تمييز او را مختل ساخته است،‌ نمي‌تواند خوب و بد، نافع و مضرّ و خير و شرّ را از يکديگر تمييز دهد و حکم هر يک از اين موارد را در طرف مقابل آن جاري مي‌سازد؛ مثلاً به جاي اين‌که خير و نافع را بستايد، زشتي‌ها و مضرّات را مي‌ستايد.

    اين بدان علّت نیست که انسان معناي خوب و بد را نمي‌داند، بلکه از اين جهت است که زشتي را زيبايي و خير را شرّ مي‌بيند و سرانجام به‌ جايي مي‌رسد که اصلاً چيزي را خوب مي‌داند که خود انجام مي‌دهد و چيزي را بد


    1. سورة حديد، آیة 25.

    2. سورة روم، آیة 26.

    3. سورة نساء، آیة 127.

  • ۸۹

    مي‌داند که از آن بدش مي‌آيد؛ عادي و غيرعادي را نمي‌تواند تشخيص دهد. عادي آن عملي است که او عادي بداند و غير عادي آن است که او غير عادي تشخيص دهد. اگر او عملی را انجام داد، عادي است وگرنه غيرعادي است؛ درست مانند شتري که در راه رفتن مي‌لنگد و خلاف عادي راه مي‌رود، اما عادي را خلاف عادت مي‌پندارد، بدون آن‌که در نظرش بر آن مزيّتي داشته باشد.

    ايشان مي‌فرمايد:

    وضع رباخوار عيناً همين‌طور است، چون او چيزي را براي مدّتي به ديگري مي‌دهد و در عوض همان را با مقداري زياد‌تر مي‌گيرد و اين، حکم فطرت و اساس اجتماع را تباه مي‌سازد؛ براي اين‌که از طرف رباخوار منجر به اختلاس و ربودن اموال بدهکاران مي‌شود و از طرف بدهکاران، منتهي به تهيدستي و جمع شدن اموالشان در دست رباخوار مي‌گردد. اين باور غلطي است که رباخوار مبتلاي به آن است؛ براي اين‌که معاملات ربوي، او را در نهايت، دچار اين باور غلط مي‌کند که فرقي ميان معاملة مشروع (خريد و فروش) و معاملة نامشروع (ربا) نمي‌گذارد و وقتي به او مي‌گويند: دست از رباخواري بردار و به خريد و فروش بپرداز، مي‌گويد: بين ربا و بيع چه فرقي وجود دارد؟! بيع چه مزيّتي بر ربا دارد تا من ربا را ترک کنم و به خريد و فروش مشغول شوم؟! لذا، خداي سبحان به همين سخن رباخواران ـ‌که چه فرقي هست ميان بيع و ربا ـ بر خبط آنان استدلال کرده است.(1)

    بنا بر اين نظر، معناي آيه اين‌طور مي‌شود: رباخواران در اين دنيا رفتاري همچون ديوانگان دارند و فاقد تفکر صحيح اجتماعي هستند و در اثر حرص و طمع نمي‌توانند روابط صحيح و ناصحيح اقتصادي را از هم تشخيص دهند.


    3. قيام در دنيا و آخرت

    برخي از مفسّران بين دو نظر سابق جمع کرده‌اند و گفته‌اند: آيه بيانگر حال رباخواران در دنيا و آخرت است. جهان آخرت جداي از اين دنيا نيست و در


    1. الميزان في تفسير القرآن، ج2، صص410 ـ 414.

  • ۹۰

    حقيقت، بازتاب اين عالم است. حال و روز فرد در آخرت، نتيجة حالات و ملکاتي است که وي در اين دنيا کسب مي‌کند.(1)

    دليل آنان، دو دسته از روايات است: برخي روایات، مثل روايت معراج، بيانگر سيماي رباخوار در آخرت است؛ پاره‌اي روایات حال رباخوار را در دنيا بيان مي‌کند. مانند این روايتي: امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «آکل الرّبوا لا يخرج من الدنيا حتّي يتخبّطه الشيطان»(2)؛ رباخوار از دنيا بيرون نمي‌رود، مگر اين‌که شيطان او را به نوعي از جنون مبتلا خواهد کرد.

    بنابراين، «لايقومون» در آيه، نه اختصاص به دنيا دارد و نه آخرت؛ بلکه آيه اطلاق دارد و هر دو را بيان مي‌کند.

    ممکن است کسي اشکال کند: در اين ‌صورت، استعمال لفظ واحد در اکثر از معناي واحد پيش مي‌آيد؟ چون مراد از «لايقومون في الآخرة»، ايستادن در برابر نشستن است و منظور از «لايقومون في الدنيا»، تصدّي امور زندگي به نحو شايسته و درست است.

    به نظر می‌رسد، استعمال لفظ واحد در اکثر از معنای محال نیست.

    بنابراین، آيه اطلاق دارد و مراد از قيام، قيام در دنيا و آخرت است و رباخوار در دنيا و آخرت دچار تخبّط است و معناي آيه چنین است: رباخواران در دنيا رفتار اقتصادي غير طبيعي دارند و نمي‌توانند بين روابط صحيح و نادرست اقتصادي فرقي قائل شوند، و در قيامت نيز همانند افرادي که در اثر تماس با شيطان عقلشان را از دست داده‌اند و تعادل در حرکات خود ندارند، از قبر بر مي‌خيزند و همين نشانة آنان در قيامت خواهد بود.

    نکتة ديگري که در اين آيه بايد بررسي کنيم اين است که در آيه، رباخوار به کسي تشبيه شده که در اثر تماس شيطان ديوانه شده است. ديوانه شدن در اثر تماس شيطان ممکن است و بعضي از ديوانگي‌ها در اثر تماس با شيطان رخ مي‌دهد. بنا بر نظر برخي از مفسّران، اين تشبيه از باب مجارات با عموم


    1. کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج1، ص664؛ المنار، ج3، ص95.

    2. تفسير نور الثقلين، ج1، ص291.

۵۷,۵۹۷ بازدید