• ۲۱

    البته این نکته را باید متذکر شد که در زمان بعثت پيامبر بزرگوار اسلام(صلي الله عليه وآله) شرايط براى اجراى كامل دین، آن‌هم به نحو جهانى و براى جميع بشريّت، مهيّا نبوده است، لذا طبق آیات قرآن، بايد زمانى برسد كه دين، در سطح جهانى، اجرا شود و اين امر مقدس، جز با ظهور حضرت حجّت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ميسّر نمى‌شود و نخواهد شد. در پرتو اين مطلب، فهم مقصود پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) از برخی رواياتى كه بر حضور احیاگر دین در هر عصر و زمانی تاکید می‌کند، آسان می‌شود؛ از جمله این روایات، مطابق نقل اهل سنت این است که پیامبر(صلي الله عليه وآله) فرمودند:

    «إِنَّ ‌اللهَ يَبْعَثُ لِهَذِهِ الْأُمَّةِ فى رَأْسِ كُلِّ مِائَةِ سَنَةٍ مَنْ يُجَدِّدُ لَهَا دِينَهَا»[1]

    همانا خداوند متعال برای این امت در آغاز هر قرنی، کسی را مبعوث خواهد کرد تا دین آنان را تجدید نماید.

    در نتیجه روشن است که معناى اين روایت و روایات مشابه،[2] آن است كه بشر، در اثر نياز به دين و به خاطر ارتباط وثيق و محكمى كه با آن دارد، ممكن است ديندارى او به زيادی یا نقصانى آميخته شود و چون بشر، نه صاحب دين است و نه آشنايى كاملی با دين دارد، لذا لازم است مجدِّد و احیاگری برای دین قيام كند و آن را از افكار بشرى غير صحيح، غبارروبى نماید. از این رو، امام علی(عليه السلام) در تبیین اوصاف احیاگری دین توسط امام مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) می‌فرماید:


    1. ر. ک. به: سنن ابى داود، ج2، ص312 و المقاصد الحسنة، سخاوی ص149 و السلسلة الصحيحة، البانی، ص599.

    2. همچون روایتی که پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) می‌فرماید: «يَحْمِلُ هَذَا الْعِلْمَ مِنْ كُلِّ خَلَفٍ عُدُولٌ يَنْفُونَ عَنْهُ تَحْرِيفَ الْجَاهِلِينَ وَ انْتِحَالَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَأْوِيلَ الْغَالِين» ر. ک. به: مستدرك‏الوسائل، محدث نوری(رحمه الله)، ج17، ص313. یا همین مضمون در منابع اهل سنت که فرمود: «یحمل هذا العلم من کل خلف عدوله، ینفون عنه تحریف الغالین و انتحال المبطلین و تأویل الجاهلین»/ در هر دوره و زمانی افراد عادل و وارسته‌ حامل این علم می‌گردند، که آن را از تحریف افراطی‌ها، دستبرد باطل‌گرایان و تأویل بی‌مورد جاهلان، پیراسته می‌نمایند. ر. ک. به: السنن الکبری، بیهقی، ج1، ص209.

  • ۲۲

    «يَعْطِفُ الْهَوي عَلَي الْهُدي إِذا عَطَفُوا الْهُدي عَلَي الْهَوي، وَ يَعْطِفُ الرَّأْيَ الْقُرانِ إِذا عَطَفُوا الْقُرانَ عَلَي الرَّأْيِ حَتّي تَقُومَ الْحَرْبُ بِكُمْ عَلي ساقٍ بادِياً نَّواجِذُها، مَمْلُوءَ ةً أَخْلافُها، حُلْواً رَّضاعُها، عَلْقَماً عاقِبَتُها. ألا وَ فِي غَدٍ وََّسَيَأْتِي غَدٌ بِما لاتَعْرِفُونَ- يَأْخُذُ الْوالِي مِنْ غَيْرِها عُمّالَها عَلي مَساوِي أَعْمالِها وَ تُخْرِجُ لَهُ الْأرْضُ أَفالِيذَ كَبِدِها وَ تُلْقِي إِلَيْهِ سِلْماً مَّقالِيدَها، فَيُرِيكُمْ كَيْفَ عَدْلُ السِّيَرةِ وَ يُحْيِي مَيِّتَ الْكِتابِ وَ السُّنَّةِ»[1]

    [چون امام مُنْتَظَر از پس پرده‌ي غيب بيرون آيد] هواي نَفْس را به هدايت و رستگاري برمي‌گرداند، زماني‌كه مردم هِدايت را به هَواي نَفْس تبديل كرده باشند و رَأْي را به قرآن برميگرداند زماني كه مردم قرآن را به رَأي و انديشه‌ي [خود] مُبَدَّل كرده باشند؛ تا اينكه جنگ و خونريزي سخت به شما رو آورد، به طوري كه دندان‌هايش را آشكار گرداند، داراي پستان‌هاي پُر از شير كه نوشيدن شير آن شيرين است و در آخر كار تلخ و بد مزه است. آگاه باشيد در فردا واقع خواهد شد و به زودي فردا با چيزي كه نمي‌شناسيد، حاكمي از غَيْر طائفه‌ی پادشاهان، كارگردانان آن‌ها را به بدي اَعمال و كردارشان بازخواست مي‌نمايد و زمين پاره‌هاي جگرش را براي او بيرون خواهد آورد و كليدهايش را تسليم آن بزرگوار مي‌نمايد، پس عَدالت و دادگستري در رَوش مملكت داري را به شما مي‌نمايد و [قوانين] متروك شده‌ی از كتاب و سنّت را [دگر بار] زنده و احیاء مي‌كند.

    بررسی هفت تعبیر روایی، درباره چگونگى دين در عصر ظهور؛

    پس از بيان مطالب مقدماتی یادشده، اكنون لازم است رواياتى مورد بررسی قرار گیرند كه درباره «چگونگى و خصوصیت دين در زمان ظهور» وارد شده‌اند؛ تا از قِبَل فهم تعبيراتى كه در آن‌ها به كار رفته است، بتوان نمایی درست از دین در زمانِ ظهور و چهره‌اى راستین از ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را ترسيم نمود.


    1. ر. ک. به: نهج البلاغة، خطبه138.

  • ۲۳

    البته همان‌طور که محققین محترم مستحضرند، در این زمینه، روايات متعددی از نظر تعبير وارد شده‌اند که بدواً می‌توان آن‌ها را در هفت تعبیر تقسیم‌بندی نمود که عبارتند از: یک. «روایات دال بر دعوت مردم به امر جديد»؛ دو. «روایات دال بر ارائه‌ی اسلام جديد و انهدام گذشته توسط حضرت بقیة الله(عجل الله تعالي فرجه الشريف)»؛ سه. «روایات دال بر دعوت مردم به عدل و ابطال گذشته»؛ چهار. «روایات دال بر تعلیم قرآن موافق با نزول»؛ پنج. «روایات دال بر عمل به كتاب خدا در عصر ظهور»؛ شش. «روایات دال بر تكامل عقول بشرى»؛ هفت. «روایات دال بر عموميت و گستردگى دين اسلام در زمان ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف)».

    بنابراین اینک لازم است، به اندازه‌ی وسع این مجال، درباره نکات مهم هر عنوان، مطالب مختصری تقدیم خوانندگان ارجمند گردد.

    بررسی تعبیر اول: روایات دال بر «دعوت مردم به امر جدید»؛

    آن‌طور که اجمالا بیان شد، عنوان اول، روایاتی است که همگی دلالت دارند بر این‌که حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) پس از ظهور مبارکشان، مردم را به امر جدیدی دعوت می‌نمایند. به یکی از این روایات توجه فرمایید:

    «إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ دَعَا النَّاسَ إِلَى أَمْرٍ جَدِيدٍ كَمَا دَعَا إِلَيْهِ رَسُولُ اللهِ(صلي الله عليه وآله) وَ إِنَّ الْإِسْلَامَ بَدَأَ غَرِيباً وَ سَيَعُودُ غَرِيباً كَمَا بَدَأَ فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ»[1]

    هنگامى كه قائم ما قيام كند، مردم را به امر جديدى دعوت مى‌كند، همان‌گونه كه پيامبر مردم را به اصل دين اسلام دعوت كرد و اسلام، شروع آن، با غربت و مجددا قبل از [قیام] نيز گرفتار غربت خواهد شد و خوشا به حال غريبان. [احتمال دیگر آن است که اسلام در بدو حدوث غریب بود و احکام و قوانین آن برای مردم آشنا نبود و در هنگام ظهور هم نیز همین طور خواهد بود.]


    1. ر. ک. به: بحارالأنوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج52، ص366 و الغيبة، نعمانى(رحمه الله)، ص172.

  • ۲۴

    یا در روایت دیگر امام صادق(عليه السلام) می‌فرمایند:

    «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ‏ جَاءَ بِأَمْرٍ غَيْرِ الَّذِي كَانَ»[1]

    آن گاه كه قائم، قيام كند، امری را مطرح مى‌كند كه در گذشته نبوده است.

    بررسی یک پرسش و تبیین پاسخ آن در مقام؛

    همان‌طور که روشن است از روايات یادشده چنین استفاده مى‌شود كه حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، پس از ظهورشان، مردم را به «امر جديدى» یا «امری که در گذشته نبوده» فرا مى‌خوانند.

    حال سؤال این است که مراد از «امر جديد» چيست؟ آيا مراد این است که با قيام حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، قوانين و مقرّرات جدیدی وضع می‌شود و به تعبیری دیگر، دين جديدی آورده خواهد شد؟ يا اين‌كه اصلا چنین نیست و دين جديدی در كار نيست، بلكه احياى همان قوانين و دستورهايى مراد است كه در قرآن و سنت پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) آمده است؟.

    بنابر تحقیق، پاسخ به این سؤال را باید در فراز انتهایی روایت اول جستجو نمود؛ چه این‌که از بيان پایانی روایت اول كه فرمود: «وَ سَيَعُودُ غَرِيباً كَمَا بَدَأَ»/ اسلام در آخر نيز، گرفتار غربت مى‌شود، به خوبى مى‌توان استفاده نمود كه در زمان ظهور، همان قوانين زمان رسول خدا(صلي الله عليه وآله) كه دچار فراموشى يا تحريف شده‌اند، با قيام فرزند رسول خدا(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، احياء مجدد و بازسازی دوباره خواهند شد، به طورى كه دعوت آن حضرت به احكام و قوانين صحيح دينى، در نظر مردم، جديد و تازه جلوه مى‌نماید. در نتیجه احكام وارده در زمان ظهور، نه تنها جديد نيستند، بلكه عیناً همانی احکامی هستند که پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) آنها را آورده بودند، لیکن در نظر مردم، به علت دوری آنان از حقیقت دین، «جديد» جلوه خواهند نمود.

    بررسی تعبیر دوم: روایات دال بر «عرضه‌ اسلام‌ جدید و انهدام گذشته»؛

    آن‌طور که مطرح شد، تعبیر دوم، روایاتی است که دلالت می‌کنند بر این‌‌که


    1. ر. ک. به: همان، ج52، ص332.

  • ۲۵

    حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) پس از ظهور مبارکشان، نه تنها اسلامی جديد به مردم عرضه می‌نمایند، بلکه اسلام قدیم و آن‌چه قبل از آن بوده را نابود می‌سازند. به یکی از این روایات که از امام باقر(عليه السلام) نقل شده است، توجه فرمایید:

    «يَهْدِمُ مَا قَبْلَهُ كَمَا صَنَعَ رَسُولُ اللهِ(صلي الله عليه وآله) وَ يَسْتَأْنِفُ الْإِسْلَامَ جَدِيداً»[1]

    گذشته را ويران مى‌سازد همان‌طورى كه پيامبر چنين نمود و اسلام را از نو آغاز مى‌كند.

    تبیین دو نکته‌ی مهم در این روایت؛

    در اين دسته از روايات، دو نكته مهم وجود دارد که عبارتند از:

    نکته‌ی اول: انهدام اسلام قدیم؛

    نکته‌ی اول مستفاد از روایت فوق، این است ‌که با قيام حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، آن چه كه قبل از او بوده، منهدم مى‌شود. به عبارت دیگر، بدعت‌ها و تحريف‌هايى كه در طول زمان، نسبت به اسلام حقیقی و راستین، واقع شده است، به طور كلّى از بين خواهد رفت.

    نکته‌ی دوم: ظهور اسلام به شکل جدید؛

    نکته‌ی دوم مستفاد از این روایت، آن است كه با قیام حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، اسلام، به شکلی جديد، ظهور خواهد كرد.

    بررسی یک پرسش و تبیین پاسخ آن در مقام؛

    پس از ذکر دو نکته‌ی فوق، اکنون این پرسش به وجود می‌آید که آیا كلمه‌ی «جَدِيداً»، وصف برای کلمه‌ی «الْإِسْلَامَ» است، يا اين‌كه وصف برای کلمه‌ی «يَسْتَأْنِفُ» است و واژه‌ی «جَدِيداً» صفت براى مفعول مطلق محذوف خواهد بود که در اصل «يستأنف الاسلام استينافاً جديداً» بوده است.

    بنابر تحقیق، پاسخ این سؤال این است که ظاهر تعبير این روایت، آن نيست كه


    1. ر. ک. به: الغيبة، نعمانى(رحمه الله)، ص231، باب13، ح13و بحارالانوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج52، ص352.

  • ۲۶

    اسلامی جديد و با مقرّراتی جديد آورده مى‌شود كه تاكنون در قرآن و سنّت پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) ذكری از آن نشده است، بلكه منظور آن این است که شروع اسلام، به صورت مجدد خواهد بود و یا به تعبيری روشن‌تر، اسلام، تولّدى ديگر خواهد يافت و از نو به ميدان عمل، قدم خواهد گذاشت.

    به عبارت دیگر، منظور این روایت آن است که با ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، قوانين روشن و بسيار محكم و استوار اسلام که تا آن زمان به بوته‌ی فراموشى سپرده شده‌ بودند و يا گرفتار تحريف‌ها و تحليل‌هاى غلط گرديده بودند و يا موانعى در اجراى كامل آن‌ها بوده است، با قوت و قدرت به ميدان عمل خواهد آمد و همه‌ی آن‌ها اجرایی خواهد گشت.

    بررسی تعبیر سوم: روایات دال بر «دعوت مردم به عدل و ابطال گذشته»؛

    همان‌گونه که گفته شد، تعبیر سوم، روایاتی است ‌که دلالت دارند بر این‌که آن حضرت پس از ظهور، مردم را به قسط و عدل دعوت می‌کند و اسلام رایج بین مردم را جایگزین اسلام واقعی عدل گستر می‌نماید. در یکی از این روایات، امام باقر(عليه السلام) در توصیف رفتار و کردار امام مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرموده‌اند:

    «رَسُول اللهِ(صلي الله عليه وآله)... أَبْطَلَ مَا كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ وَ اسْتَقْبَلَ النَّاسَ بِالْعَدْلِ وَ كَذَلِكَ الْقَائِمُ(عليه السلام) إِذَا قَامَ يُبْطِلُ مَا كَانَ فِي الْهُدْنَةِ مِمَّا كَانَ فِي أَيْدِي النَّاسِ وَ يَسْتَقْبِلُ بِهِمُ الْعَدْلَ»[1]

    [همانگونه که] پیامبر(صلي الله عليه وآله) [همه‌ی] آن کارها[و بی‌عدالتی‌ها]يي که در عهد جاهليت بود باطل کرد و برانداخت و عدل و داد را برای مردم به ارمغان آورد و اين چنين، قائم(عليه السلام) هم چون قيام کند آن‌چه در روزگار گذشته در دست مردم بوده، باطل می‌کند و عدل و داد را برای مردم به ارمغان می‌آورد.


    1. ر. ک. به: تهذيب، شیخ طوسی(رحمه الله)، ج6، ص154، باب70، ح1 و بحارالانوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج52، ص381 و اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، شیخ حر عاملی(قدس سرّه)، ج6، ص377.

  • ۲۷

    تبیین سه نکته‌ی مهم مستفاد از این روایت؛

    در اين دسته از روايات، سه نكته‌ی مهم وجود دارد که عبارتند از:

    نکته‌ی اول: ابطال اسلام منحرف شده؛

    نکته‌ی اول مستفاد از روایت بالا، این است ‌که حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) همانند پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله)، با قیام الهی خود، آن چه كه قبل از ایشان بوده را باطل می‌نماید. به عبارت دیگر، آن حضرت، همانند جد گرامی‌شان(صلي الله عليه وآله)، انحرافات، خرافات و جهالت‌هایی كه در گذر زمان، نسبت به اسلام واقعی، شکل یافته است را باطل می‌کنند.

    نکته‌ی دوم: ظهور اسلام عدل گستر؛

    نکته‌ی دوم مستفاد از این روایت، آن است كه با قیام حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، اسلام، به همان شکل اولیه‌ای ظهور خواهد كرد که نمود بارز آن، عدالت گستری است.

    نکته‌ی سوم: اجرای عدالت جهانی؛

    سومین نکته‌ی حائز اهميّت و مستفاد از این روایت، آن است كه بر طبق این طائفه از روایات، پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) با آنكه خاتم انبیاء و پیامبر تمام عالميان بودند و همه‌ی مردم، مخاطب دعوت ایشان به شمار می‌رفتند، امّا ایشان در محدوده‌ی سرزمین جزيرة العرب، فرياد عدالت خواهى سر دادند و در تمام دنيا موفّق به اجراى اسلام نشدند، در حالی‌که خاتم اوصيای ایشان(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، فرياد عدالت خواهی را در سراسر گيتى گسترش خواهند داد و منطقه‌اى باقی نخواهد ماند كه دعوت آن حضرت به عدل و قسط، به آن‌جا نرسد.

    بررسی تعبیر چهارم: روایات دال بر «تعلیم قرآن موافق با نزول»؛

    تعبیر چهارم، روایاتی است ‌که دلالت دارند بر این‌که حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) پس از ظهور، مشغول ایفای وظیفه‌ی خطیر «تعلیم قرآن بر اساس نزول» می‌شوند. اینک به بررسی یکی از این روایات که از امام باقر(عليه السلام) نقل شده، عنایت فرمایید.

  • ۲۸

    «إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ(عليه السلام) ضَرَبَ فَسَاطِيطَ لِمَنْ يُعَلِّمُ النَّاسَ الْقُرْآنَ عَلَى مَا أَنْزَلَ اللهُ جَلَّ جَلَالُهُ...»[1]

    در زمانى كه قائم آل محمد(عليه السلام) قيام كند خيمه‌هايى بر پا كرده تا به مردم قرآن را آن‌گونه تعليم كند كه خداى متعال نازل فرموده است.

    تبیین دو نکته‌ی مهم مستفاد از این روایت؛

    همان‌گونه که از این روایت بر می‌آید، يكى از ويژگى‌هاى حكومت حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، «تعليم قرآن، طبق مقصود خدا از آيات شريفه» می‌باشد. از این رو، دو نکته قابل توجه در این روایت وجود دارد که عبارت است از:

    نکته‌ی اول: بی‌اعتنایی به قرآن، عامل رکود مسلمانان؛

    يكى از اسبابى كه جامعه‌ی مسلمانان و محافل علمى آنان را دچار ركود و توقّف كرده، همانا «اعتنا نكردن به قرآن» است.

    نکته‌ی دوم: ناتوانی مردم از فهم صحیح قرآن؛

    مسلمانان، نسبت به برخى از آيات شريفه، توان فهم كامل و تشخیص مراد اصلى خداوند متعال را ندارند و اين، يكى از آثار محروميّت از حضور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است. چه این‌که در طول دوران غیبت، مشاهده مى‌شود که صاحبان افكار و انديشه‌هاى متضارب، همزمان به برخى از آيات شريفه استدلال مى‌كنند. در نتیجه یکی از بركات ظهور حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، «تعليم قرآن، طبق مقصود اصلى خداوند متعال» است.

    دفع یک شبهه درباره قرآن کریم؛

    نبايد از فراز پایانی این روایت و یا روایات مشابه چنین توهّم شود كه ظاهر اين روايات، با حجيّت قرآن موجود، منافات دارد. چرا که قطعاً، قرآن براى تمام اعصار و تمام مردم حجيّت دارد و در هر زمانى بايد به آن عمل شود.


    1. ر. ک. به: بحارالانوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج52، ص339 به نقل از ارشاد، شیخ مفيد(رحمه الله)، ج2، ص386، با كمى اختلاف.

  • ۲۹

    به عبارت دیگر با ادله‌ی محکم و قطعی اثبات شده است که قرآن کریم در هیچ زمانی مورد تحریف قرار نگرفته و نخواهد گرفت؛ از این رو، آن‌چه از فراز مذکور استفاده مى‌شود، این است كه در زمان ظهور، تمام جزئيات و خصوصيات آيات الهی از سوى حضرت حجت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) براى مردم روشن و بیان مى‌شود و تعليم قرآن، به نحو جامع و كامل، در آن زمان خواهد بود.

    بررسی تعبیر پنجم: روایات دال بر «عمل به كتاب خدا در عصر ظهور»؛

    تعبیر پنجم، طوایفی از روایات‌اند ‌که دلالت دارند بر این‌که حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) پس از ظهور، عمل به کتاب خدا می‌کند. اینک به بررسی یکی از این روایات که از امام باقر(عليه السلام) نقل شده، عنایت فرمایید.

    «إِنَّ الدُّنْيَا لَا تَذْهَبُ حَتَّى يَبْعَثَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَجُلاً مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ يَعْمَلُ بِكِتَابِ اللهِ لَا يَرَى فِيكُمْ مُنْكَراً إِلَّا أَنْكَرَهُ»[1]

    دنيا پايان نمى‌يابد تا خداى والا و شكوهمند مردى از ما اهل بيت را برانگيزد و به كتاب خدا عمل كند، زشتى در شما نبيند مگر اينكه از آن نهى كند.

    تبیین چهار نکته‌ی مهم مستفاد از این روایت؛

    مطابق روایت فوق، چهار نکته در این روایت، چشم‌گیر است که عبارتند از:

    نکته‌ی اول: عمل به کتاب خدا؛

    یکی از خصوصياتی که توسط امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در عصر ظهور محقق خواهد شد، «عمل به كتاب خداست». چه این‌که در عصر ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) قرآن، بعد از آن كه در طى زمان‌هاى متمادى و قرون متوالى، مهجور واقع می‌شود و به دستورها و احكام آن عمل نمى‌گردد، نهایتاً به دست پر توان حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، غبار بى‌اعتنايى از آن كتاب شريف، زدوده خواهد شد و بالاخره معيار عمل تمام انسان‌ها خواهد شد.


    1. ر. ک. به: كافى، شیخ کلینی(رحمه الله) ج8، ص396 و بحارالانوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج52، ص378.

  • ۳۰

    نکته‌ی دوم: عمل به تمام احکام و زوایای قرآن؛

    مقصود از عمل به قرآن، عمل به همه‌ی احكام و قوانين آن در جميع اَبعاد و زوایاست و اين موضوع، با این مساله كه قبل از ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) اجمالاً به قرآن عمل می‌شود، منافات ندارد.

    نکته‌ی سوم: امام، تنها عالم و عامل کتاب الهی؛

    از امثال چنين روایات و تعبيراتى می‌توان به خوبی استفاده نمود كه امام معصوم(عليه السلام) تنها فرد شایسته‌ و لایقى است كه بر فهم صحیح كتاب خدا قادر بوده و بر عمل دقيق به آن، عامل است.

    نکته‌ی چهارم: امام(عليه السلام)، تنها حاکم شایسته؛

    مطابق این روایت، در دوران ظهور، حكومت را بايد مردی در اختيار گيرد که از اهل بيت پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) است و به نحو كامل به قرآن عمل می‌كند و از اين جهت است كه حكومت‌هاى قبل از حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، هرگز نمى‌توانند به نحو كامل، به كتاب خدا، عمل كنند؛ از این رو، طبق این روایت، حكومتى كه قبل از آن حضرت تشكيل شود و چنين ادعايى را بنماید، قطعاً مردود است، هر چند اين مطلب، منافات با لزوم تشكيل حكومت اسلامى قبل از ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ندارد.

    بررسی تعبیر ششم: روایات دال بر «کمال عقول بشرى در عصر ظهور»؛

    ششمین تعبیر، روایاتی ‌است ‌که دلالت دارند بر این‌که پس از ظهور، خداوند متعال دست خویش را بر سر بندگان می‌گذارد و عقول آن‌ها را جامع و آرزوهایشان را کامل می‌کند. اینک به بررسی یکی از این روایات که از امام باقر(عليه السلام) نقل شده، عنایت فرمایید.

۴۸,۵۱۲ بازدید