pic
pic
  • ۳۱۱

    ثانیاً: از مجموع مطالب پیش گفته اجمالاً معنای کلمه‌ی (مَّكَّنَّاهُمْ) نیز روشن گردید.

    موضوع سوم: بررسی چند احتمال درباره فراز «في الأرض»؛

    سومین موضوع در بررسی مفردات آیه، تحقیق درباره‌ی این سؤال است که «الف و لام» موجود در کلمه‌ی (الأَرْضِ) چه نوعی بوده و کدام یک از انواع «الف و لام» است. در پاسخ باید گفت که در این زمینه دو احتمال وجود دارد که عبارتند از:

    ‌احتمال اوّل: ال برای عهد؛

    این‌که الف و لام در (الأَرْضِ) برای عهد باشد، یعنی در زمین محدود و معینی تمکین صورت می‌گیرد. در این صورت معنای آیه چنین می‌شود که:

    «کسانی که آنان را در روى «قسمت محدود و معینی از زمين» تسلط و توان دهيم...»

    ‌احتمال دوم: ال برای جنس؛

    این‌که الف و لام در (الأَرْضِ) برای جنس باشد؛ یعنی تمکین در جنس زمین محقق خواهد شد، نه در زمین معيّنی. در این صورت معنای آیه چنین می‌شود که:

    «کسانی که آنان را در روى «تمام زمين» تسلط و توان دهيم...»

    تبیین نظریه مختار درباره دو احتمال در موضوع سوم؛

    روشن است که مقصود از الف و لام در این آیه‌ی شریفه «جنس زمین» است. یعنی این تمکین، در هر نقطه‌ای از زمین یا هر جایی که عنوان زمین بر آن صادق باشد، محقق می‌شود و به عبارت دیگر، طبق این احتمال، (الأَرْضِ) تمام زمین را شامل می‌شود، نه بعضی از آن را. بنابراین طبق این تحلیل، تمکین نتایجی دارد که عبارتند از: «برپا داشتن نماز»، «پرداختن زکات»، «سفارش کردن به کارهای خوب» و «بازداشتن از کارهای بد».

    البته در مباحث آتی تبیین خواهد شد که آیا مقصود آیه‌ی شریفه، «مطلق معروف و منکر»

  • ۳۱۲

    است یا «معروف و منکری خاص» مد نظر است؛ زیرا بی‌شک مقصود آیه‌ی شریفه از نماز و و زکات که از واجبات معینه هستند، روشن و آشکار است.

    بررسی هفت احتمال درباره «الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ» از منظر مفسّرين أهل‌ سنّت؛

    بعد از این‌که تا اندازه‌ای معانی مفرداتی که ذکر آن گذشت روشن شد، اینک لازم است نسبت به موضوعاتی که اهل سنت به آن پرداخته‌اند، مباحثی مطرح شود. تا مشخص شود که آیا استنباط قضایای مفروضه از آن‌ها ممکن و میسور است یا خیر؟

    البته واقعیت این است که محققین به هر مقدار که با تفسیر فخر رازی که مشهور به علمیت است مانوس می‌شوند و دلائلی که او ارائه می‌کند را بررسی می‌نمایند، هر آینه به ضعف علمی او بیشتر پی می‌برند. به هر جهت این احتمالات عبارتند از:

    احتمال اول: فقط خلفای اربعه؛

    در این زمینه محمد بن احمد قرطبی(578- 671هـ ق) در تفسیر «الجامع لاحکام القرآن» می‌گوید:

    « أربعة من أصحاب رسول الله صلى الله عليه و[آله و] سلم لم يكن في الأرض غيرهم».[1]

    مطابق این نظر، این آیه‌ی شریفه منحصر بر چهار نفری خواهد بود که همگی از دنیا رفته‌اند؛ نتیجه این‌که در زمان حاضر هیچ مصداقی برای این آیه‌ی مبارکه وجود نخواهد داشت و مصداقش به پایان رسیده است و یا اهل سنت از جمله فخر رازی[2] در مورد پنجاه و پنجمین آیه از سوره‌ی مبارکه‌ی نور که خداوند متعال می‌فرماید:


    1. ر. ک. به: الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، ج12، ص72.

    2. ر. ک. به: مفاتيح الغيب، فخر رازی، ج24، ص413.

  • ۳۱۳

    (وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا)

    خدا آن افراد از شما را كه ايمان آوردند و كارهاى نيك و شايسته كردند وعده داده كه هر آينه آنان را در زمين جانشين [خود‏] كند همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند و هر كس پس از آن به كفر گرايد آنانند كه نافرمانند.

    به شدت اصرار دارد که مرادِ خداوند منان از فراز (الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ) خلفای چهارگانه است! بدین معنا که خدای متعال در این آیه‌ی مبارکه، وعده‌ی حکومت چهار شخص را داده است.

    لکن مفسرین اهل سنت در مقابل این اشکال که چرا فراز (وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا) در مورد ایشان مصداق ندارد، پاسخی ندارند! چرا که خود می‌دانند که عمر و عثمان کشته شدند و امیرالمومنین(عليه السلام) نیز به شهادت رسید و هیچ یک از آن‌ها از حکومت و امنیت بهره‌ای که در آیه‌ی شریفه ذکر شده، نبردند و بدتر از آن این‌که اهل سنت همچنانکه بر نظر غلطشان در مورد آیه‌ی پنجاه و پنجم سوره‌ی نور اصرار دارند، همچنان نیز بر نظرشان در مورد آیه‌ی چهل و یکم سوره‌ی حج اصرار دارند! و قرطبی نیز یکی از همین افراد است که بر این نظریه‌‌ی نادرست پافشاری می‌کند. و یا عبدالله بیضاوی(...-716 هـ ق) در تفسیر «انوار التنزیل و اسرار التاویل» نیز یکی از همین هاست. او در این باره می‌گوید:

  • ۳۱۴

    «فيه دليل على صحة أمر الخلفاء الراشدين إذ لم يستجمع ذلك غيرهم من المهاجرين.»[1]

    البته پر واضح است که علت پیدایش این نظر در میان اهل سنت این است که چون ایشان در طول سالیان متوالی حکومت امویان و عباسیان و امرای منصوب از جانب ایشان، هیچ گاه ندیدند که آنها به چهار دستور الهی در این آیه شریفه عمل ‌نمایند! از این رو اکثریت ایشان به این احتمال متمایل شدند که این آیه شریفه فقط از خلفای چهارگانه‌ی بعد از رسول اکرم(صلي الله عليه وآله) سخن می‌گوید.

    احتمال دوم: مهاجرین، انصار و تابعین؛

    مقصود از موصول، مهاجرین و انصار و تابعین است[2]

    احتمال سوم: تمام اصحاب پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله)؛

    مقصود از موصول، تمام اصحاب پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) است. این نظریه را ابن عباس مطرح کرده و می‌گوید:

    «المقصود هو كافة أصحاب النبي و ليس أمّة النبي كما قال قتادة بأن المقصود هو أصحاب النبي»[3]

    مقصود از موصول تمام اصحاب پیامبر اکرم است و امت پیامبر نیست همنچنانکه قتاده قائل است که مقصود از الذین اصحاب پیامبر است.

    احتمال چهارم: اهل نمازهای پنجگانه؛

    مقصود از موصول، «أهل نمازهای پنج‌گانه‌ی واجب» هستند. این نظریه را عکرمه


    1. ر. ک. به: انوار التنزیل و اسرار التاویل، بیضاوی، ج3، ص146.

    2 ر. ک. به: الجامع لأحکام القرآن، قرطبی، ج13، ص73.

    3 ر. ک. به: همان.

  • ۳۱۵

    قائل شده است.[1]

    احتمال پنجم: امت رسول اکرم(صلي الله عليه وآله)؛

    ایوالعالیة نقل کرده است که مقصود از موصول، امت رسول اکرم(صلي الله عليه وآله) است آن زمان که قدرت و اقتدار دارند. یعنی زمانی که امت رسول الله(صلي الله عليه وآله) بر تمامی اقوام پیروز بشوند یعنی یاری بشوند. قرطبی نقل می‌کند که

    «هم هذه الامة إذا فتح الله عليهم أقاموا الصلاة».[2]

    آنها امت رسول اکرم هستند زمانی که خدا آنها را بر دیگران پیروز می‌گرداند، نماز برپا می‌دارند.

    در نتیجه طبق این نظر اگر امت اسلامی بر سایر اقوام یاری نشده و پیروز نشوند حکومت نیز نخواهند داشت. به عبارت دیگر، تعبیر خدا آنها را پیروز کرد کنایه از حکومت و قدرت امت رسول اکرم(صلي الله عليه وآله) است.

    احتمال ششم: مطلق حاکمان مسلمان؛

    مقصود از موصول، «مطلق حاکمان مسلمان» است، چه حاکمان مشروع و چه حاکمان نامشروع. در این باره، عبدالله بن یسار ابی نجیح (...-131 هـ ق) معتقد است که:

    «إنّ المراد هو الولاة»[3]

    مراد از (الَّذِينَ)، حکام مسلمان است.

    بدین معنا که (الَّذِينَ) در حکام مسلمانان محدود می‌شود.


    1. ر. ک. به: همان.

    2 ر. ک. به: الجامع لأحکام القرآن، قرطبی، ج13، ص73.

    3 ر. ک. به: همان و روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، آلوسی، ج9، ص157.

  • ۳۱۶

    احتمال هفتم: حاکمان مشروع مسلمان؛

    مقصود از (الَّذِينَ)، «حکام مسلمانان است که دارای مشروعیت» هستند. این نظریه مربوط به ضحاک بن قیس فهری است که گفته است:

    «هو شرط شرطه الله عزّ وجل على من آتاه الملك»[1]

    إِن مَّكَّنَّاهُمْ، شرطی است که خدای عز و جل آن را شرط کرده بر کسی که به او پادشاهی و سلطنت بخشده است.

    همان‌طور که روشن است احتمال هفتم نزدیک احتمال ششم است؛ بدین معنا که طبق نظریه‌ی ضحاک، (مَّكَّنَّاهُمْ) کسی است که خدا به او سلطنت و حکومت می‌بخشد، ولی طبق نظریه‌ی ابن ابی نجیح، (مَّكَّنَّاهُمْ) همان والیان مسلمانان هستند، چه خدا به آنها سلطنت بخشد، چه خودشان حکومت را با زور و قدرت بدست بیاورند.

    به عبارت دیگر، آنچه بین احتمال ششم و هفتم فرق می‌گذارد این است که احتمال ششم تا حدودی عام است و مقصود از متولیان امر، آن کسانی هستند که با زور یا با حق به حکومت می‌رسند؛ اما در احتمال هفتم فقط از والیانی بحث می‌شود که صاحب حق بوده و دارای مشروعیت و حقانیت الهی هستند.

    توضیح نظرات مفسرین اهل سنت در احتمال اول و بررسی آنها.

    یکی از نکات مهم این است که آیا این آیه مطابق نظریه‌ی اهل سنت بر خلفای چهار گانه دلالت می‌کند یا خیر و نیز باید بررسی شود که دلیل اهل سنت بر این ادعا چیست؟

    در مباحث قبل گفته شد گاهی اوقات ترتیب مسائل می‌طلبد که ابتدا بایسته است سخنان مفسران شیعه در این زمینه معین شود، سپس سخنان مفسرین اهل سنت مورد اشاره قرار گیرد. لکن به این علت که اهل سنت در این باره، مطالب مختلفی ذکر کردند، از این رو ابتدا لازم است نظریه‌های آنها بررسی شود. در نتیجه در این مقال شایسته دیده شد تا شیوه‌ی بحث تغییر یابد.


    1 ر. ک. به: الجامع لأحکام القرآن، قرطبی، ج13، ص73.

  • ۳۱۷

    مطابق این رویکرد، با مراجعه به تفاسیر اهل سنت، مشاهده می‌شود که ایشان مطلبی را در مورد سوره‌ی نور قائل شدند که به هیچ وجه قابل التزام نیست. آنجا که خداوند متعال در آیه‌ی 55 سوره‌ی مبارکه فرموده است: (وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ) اهل سنت آن را منحصر به اوائل ظهور اسلام دانسته‌اند! از این رو از منظر ایشان اکنون که آن دوران گذشته است، تاریخ آیه نیز به پایان رسیده است! پس در واقع ایشان خطای فاحشی نسبت به تفسیر قرآن روا داشته‌اند.

    الف. توضیح نظریه‌ فخر رازی؛

    او می‌گوید: خدا خلفای اربعه را حکومت و قدرت بخشید؛ از این رو بر آنان واجب بوده تا به دستورات چهار گانه عمل نمایند.

    ابتدا لازم است کلام فخر رازی مورد نقد قرار گیرد که می‌گوید:

    «مكن الله الخلفاء الأربعة فكان من الواجب بأن يقوموا بالأعمال الأربعة».[1]

    خدا خلفای اربعه را حکومت و قدرت بخشید؛ از این رو بر آنان واجب بوده تا به دستورات چهار گانه عمل نمایند

    طق این نظر، خدای تبارک و تعالی مهاجرین را این گونه توصیف فرمود که اگر ایشان در زمین قدرت بیابند و به آنها حکومت اعطا شود، دستورات چهارگانه را انجام می‌دادند که عبارتند از برپا داشتن نماز، پرداختن زکات و امر به معروف و نهی به منکر.

    مناقشه بر نظریه فخر رازی؛

    بنابر تحقیق، این نظر فخر رازی مورد قبول نیست و در پاسخ به او گفته می‌شود که (الَّذِينَ) وصف برای مقاتلین و مدافعین از اسلام است. فخر رازی در حاصل کلامش می‌گوید:


    1 ر. ک. به: مفاتيح الغيب، رازی، ج23، ص231.

  • ۳۱۸

    «فان الله تعالى قال في هذه الآية إذا مكنا المهاجرين فعليهم أن يأتوا أربعة أمور: و هي إقامة الصلاة و إيتاء الزكاة و الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر و قد ثبت أنّ الله تعالی مكّن الأئمة الأربعة من الأرض و أعطاهم السلطنة عليها. فوجب كونهم آتين بهذه الأمور الأربعة».[1]

    خداوند متعال در این آیه می‌فرماید: اگر ما مهاجرین را حکومت و قدرت بخشیم؛ پس بر آنها انجام چهار کار واجب است که عبارتند از برپا داشتن نماز، پرداختن زکات و امر به معروف و نهی به منکر و قبلا ثابت شد که خدای عز وجل بعد از پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله)، فقط خلفای چهارگانه را در روی زمین حکومت بخشید و به آنها سلطنت اعطا نمود. پس بر آنها واجب بوده این دستورات چهارگانه را جامه عمل بپوشانند.

    وی در صریح کلامش می‌گوید:

    «[و] إذا كانوا آمرين بكلّ معروف و ناهين عن كلّ منكر وجب أن يكونوا على الحق، فمن هذا الوجه دلّت الآية على إمامة الأربعة و لا يجوز حمل هذه الآية على علي(عليه السلام) وحده. لأن الآية دالّة على الجمع»[2] و تقول «الذين إن مكّناهم».[3]

    و اگر آنها امر کننده به کل به معروف‌ها بودند و از تمام منکرات نهی می‌کردند پس لزوما بر طریق حق بوده‌اند و در این صورت این آیه بر امامت چهار خلیفه صدر اسلام دلالت می‌کند و بدین ترتیب جائز نیست که ایین آیه را فقط بر [امیر المومنین] علی(عليه السلام) حمل شود چون آیه دلالت بر جمع دارد خدا در آن می‌فرماید کسانی که ما آنها را قدرت بخشیم و نمی‌گوید کسی که ما او را قدرت می‌بخشیم.


    1 ر. ک. به: همان.

    2 ر. ک. به: همان.

    3 ر. ک. به: همان.

  • ۳۱۹

    ب. تبیین نظریه اسماعیل بن کثیر؛

    او می‌گوید این آیه بر صحت افعال خلفاء راشدین دلالت دارد.

    همانطور که ذکر شد ابن کثیر در قرن هشتم هجری قمری و فخر رازی در قرن هفتم می‌زیسته است و این نظریه در مورد آیه، از قبل میان اهل سنت مشهور بوده است تا جایی که ابن کثیر در این زمینه می‌گوید:

    «الآية دليل على صحة أمر الخلفاء الراشدين»

    این آیه بر صحت کار خلفای راشدین دلالت دارد

    ج: تبیین نظریه آلوسی؛

    او می‌گوید: اگر آیه مخصوص مهاجرین باشد پس قدرتمندی در روی زمین، اختصاص به آنها دارد و این توانمندی در زمان خلفای اربعه اتفاق افتاده است. شهاب الدین آلوسی در تفسیر «روح المعانی» می‌نویسد:

    «قالوا: و فيه دليل على صحة أمر الخلفاء الراشدين... لان الآية مخصوصة بالمهاجرين لأنهم المخرجون بغير حق و الممكنون في الأرض منهم الخلفاء دون غيرهم. فلو لم تثبت الأوصاف الباقية لزم الخلف في المقال، تعالى الله سبحانه عنه، لدلالته على أن كل ممكن منهم يلزمه التوالي لعموم اللفظ [ويقصد المهاجرين]، و لما كان التمكين واقعاً [أي حکم الأربعة] تم الاستدلال دون نظر إلى استدعاء الشرطية الوقوع [فإن نذهب إلی القول کما قيل في النحو بأنّها جملة شرطية في موضع التقدير ولا يتحتم بأنّها وقعت بالفعل، بل إنّها ممکن الوقوع] ... فإن لزوم التالي مقتضى اللفظ لا محالة و لمّا وقع المقدم [وهو تمکن الأربعة] لزم وقوعه [أي التالي] أيضاً [يعني أنّ الأربعة عملوا بالأمور الأربعة]، و في ثبوت التالي ثبوت حقّية الخلافة البتة و هي واردة على صيغة الجمع

  • ۳۲۰

    المنافية للتخصيص بعليّ وحده رضي اللّه تعالى عنه.[1]

    برخی از مفسرین گفته‌اند که این آیه دلیلی برای صحت امر خلفای راشدین است ... زیرا این آیه مخصوص به مهاجرین است؛ چرا که بر خلاف دیگران، فقط آنها به نا حق از سرزمینشان اخراج شدند و آن گاه از جانب خدا در روی زمین قدرت یافتند و روشن است که خلفای اربعه نیز از جمله مهاجرینند. و لازمه عدم اثبات بقیه اوصاف، خلف در گفتار الهی است که خداوند متعال از آن منزه است؛ به جهت دلالت کلام الهی بر این که هر قدرت یافته‌ای از مهاجرین، بر او واجب است که تمام اوصاف را انجام دهد به خاطر عمومیت لفظ «ان مکناهم» و وقتی سلطنت به وجود آمد استدلال بر وجوب اوصاف بر متمکنین کامل است و نیازی به شرطیت وقوع نیست چون واقع شده است همانند کلام بزرگانی که با لعل و عسی در مورد این آیه سخن گفته‌اند. پس به ناچار لزوم انجام دستورات چهارگانه مقتضای لفظ تمکین است و زمانی که مقدم یا تمکین واقع شود. همچنین لازم است که تالی نیز واقع شود و در ثبوت امور اربعه، حقانیت و سلطنت خلفای اربعه روشن می‌شود و آیه با صیغه جمع الذین ان مکناهم ... وارد شده که با اختصاص به [امیر المومنین] علی(عليه السلام) منافات دارد.

    اشکالات نظریه آلوسی؛

    تا اینجا اشکالاتی بر استدلال آلوسی وارد است که ممکن است در رد نظریه ادعایی اهل سنت نیز ذکر شود. این اشکالات عبارتند از:

    اشکال اول: تمکن خلفای اربعه از ناحیه خدا اول کلام و نزاع است؛

    قدرت یافتن خلفای چهارگانه از ناحیه‌ی خداوند متعال خود اول کلام و محل


    1. ر. ک. به: روح المعاني، آلوسی، ج9، ص164.

۵۲,۴۰۴ بازدید