pic
pic
  • ۳۵۱

    جامعه صالحى كه براى اولين بار در مدينه تشكيل شده و سپس تمامى شبه جزيره عربستان را گرفت، عالى‏ترين جامعه‏اى بود كه در تاريخ اسلام تشكيل يافت، جامعه‏اى بود كه در عهد رسول خدا(صلي الله عليه وآله) در آن جامعه نماز به پا مى‏شد، زكات داده مى‏شد، امر به معروف و نهى از منكر مى‏شد، و اين جامعه به طور قطع سمبل و مصداق بارز اين آيه است.

    پس ایشان معتقد است که حکومت صدر اسلام در مدینه در زمان پیامبر(صلي الله عليه وآله) قطعاً مشمول آیه می‌شود و (الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُم) شامل پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) و اصحابش در صدر اسلام می‌گردد؛ زیرا آنان نماز را برپا کردند و زکات پرداختند و امر به معروف و نهی از منکر انجام دادند.

    و در ادامه اضافه می‌کنند:

    «و كان السبب الأول ثم العامل الغالب فيه الأنصار دون المهاجرين».[1]

    و حال آنكه مى‏دانيم در تشكيل چنين جامعه‏اى انصار عامل مهم بودند نه مهاجرين.

    جهت سوم: مهاجرین در تاریخ اسلام، چنین جامعه‌ای تشکیل ندادند؛

    جهت سومی که علامه طباطبایی(قدس سرّه) تبیین می‌کنند این است که می‌فرمایند:

    «و لم يتفق في تاريخ الإسلام للمهاجرين خاصة أن يعقدوا وحدهم مجتمعا من غير شركة من الأنصار فيقيموا الحق و يميتوا الباطل فيه»[2]

    در تاريخ اسلام در هيچ عهدى سابقه ندارد كه به دست مهاجرين چنين جامعه‏اى تشكيل يافته باشد، به طورى كه انصار هيچ دخالتى در آن نداشته باشند.


    1. ر. ک. به: همان.

    2. ر. ک. به: همان.

  • ۳۵۲

    سپس علامه(قدس سرّه) اهل سنت را مخاطب قرار می‌دهد که اگر آیه را منحصر بر مهاجرین کنیم، ضروری نیست که بگوییم مهاجرین جمعی بودند که انصار جز آنان نبودند؛ زیرا تاریخ به ما چنین چیزی نمی‌گوید.

    و در نهایت می‌فرماید:

    «اللّهمّ إلا أن يقال إنّ المراد بهم أشخاص الخلفاء الراشدين أو خصوص علي(عليه السلام) على الخلاف بين أهل السنّة والشيعة. وفي ذلك إفساد معنى جميع الآيات»[1]

    مگر اينكه كسى بگويد مراد از اين مؤمنين، اشخاص و فرد فرد خلفاء راشدين، و يا فقط على(عليه السلام)- بنا به اختلافى كه در آراء شيعه و سنى هست- بوده باشد، كه در اين صورت معناى همه آيات مورد بحث به كلى فاسد خواهد شد.

    جهت چهارم: رفتار برخی از مسلمانان صدر اسلام، احیاء حق و اماته باطل نبوده؛

    جهت چهارمی که علامه طباطبایی(قدس سرّه) بیان می‌کنند این است که می‌فرمایند:

    «إنّ التاريخ يضبط من أعمال الصدر الأوّل و خاصّة المهاجرين منهم أموراً لا يسعنا أن يسمّيها إحياء للحقّ وإماتة للباطل. سواء قلنا بكونهم مجتهدين معذورين أم لا، فليس المراد توصيف الأشخاص بل المجموع من حيث هو مجموع».[2]

    تاريخ از افراد مسلمانان صدر اول و مخصوصا مهاجرين از ايشان، افعال زشتى ضبط كرده كه به هيچ وجه نمى‏توانيم نام آن را احياى حق و اماته باطل بگذاريم، حال چه اينكه بگوييم مجتهد بوده‏اند و به رأى خود عمل مى‏كرده‏اند و مجتهد در رأى خود معذور است يا نگوييم. از اينجا مى‏فهميم كه پس توصيف در آيه، توصيف از فرد فرد مسلمانان نبوده، بلكه وصف مجموع من حيث المجموع است.


    1. ر. ک. به: همان.

    2. ر. ک. به: الميزان في تفسير القرآن، علامه طباطبایی(رحمه الله)، ج14، ص387.

  • ۳۵۳

    مناقشه بر نظریه علامه طباطبایی(قدس سرّه) از منظر مختار؛

    مطابق تحقیق، نظریه‌ی علامه طباطبایی(قدس سرّه) که قائل است این آیه متعلق به اشخاص نیست، نظریه‌ی صحیحی است، لکن در مباحث قبل مطرح شد که این آیه به عمل جماعتی اشاره می‌کند. اما به نظر مختار، اشکالاتی بر نظریه علامه طباطبایی(رحمه الله) وارد است که عبارتند از:

    ‌اشکال اول: کلیت کلام علامه(رحمه الله)، محل مناقشه؛

    اولین اشکال این است که چگونه از این آیه‌ی شریفه استنباط می‌شود که طبع مسلم این است که بر اصلاح و صلح قیام کند؟ به عبارت دیگر، ظاهر آیه این است که این اعمال مربوط به جماعت خاصی است.

    ‌اشکال دوم: نزول آیه در مورد ممسلمانان صدر اسلام، محل نزاع؛

    آیه دوم بر یک فعل خاصی دلالت می‌کند؛ بدین معنا که آیه دلالت می‌کند بر اینکه آنها اگر در روی زمین قدرت یابند به انجام امور اربعه می‌پردازند و در آن وقت هیچ مانع جلوگیری کننده در برابرشان نخواهد بود، لکن همانگونه که علامه طباطبایی(قدس سرّه) می‌فرماید: اگر مومنین در زمانی دور هم جمع شوند و قدرت نیز بیابند ولی به خاطر عارض شدن موانعی، استطاعت پیدا نمی‌کنند که دستورات چهارگانه را اقامه نمایند پس آیا می‌توان ادعا کرد که آیه در مورد آنان نازل شده است؟

  • ۳۵۴

    ‌اشکال سوم: وجود ان شرطیه در آیه، نافی نظر علامه(رحمه الله)؛

    اگر این آیه به اجتماعی از مسلمانان صدر اسلام اشاره می‌کند، پس چرا با «ان شرطیة» شروع شده است؟

    تبیین دو نکته پایانی؛

    پس از تبیین مطالب ذکر شده اینک شایسته است دو نکته‌ی پایانی درباره‌ی این آیه شریفه مورد عنایت قرار گیرد و اکنون لازم است به آن‌ها اشاره شود. این دو نکته عبارتند از:

    ‌نکته اول: اهمیت امور اربعه از منظر خداوند؛

    دستورات چهارگانه که در این آیه‌ی شریفه مورد تاکید قرار گرفته است، از منظر الهی امور بسیار مهمی هستند.

    ‌نکته دوم: وجوب مضاعف انجام امور اربعه نسبت به حکومت؛

    هر چند این سخن درست است که انجام امور اربعه از حیث فردی بر یکایک مسلمانان واجب است و لکن از حیث حکومت، وجوب مضاعف را به خود می‌گیرد. توضیح مطلب این است که:

    اولاً: این آیه در وجوب قیام حکومت بر انجام دستورات چهارگانه ظهور دارد.

    ثانیاً: اینکه از شئون حاکم اسلامی است که امر به معروف و نهی از منکر نماید. بدین معنا که امر به معروف و نهی از منکر اگر چه از فرائض شخصی است و لکن برپایی حکومت اسلامی و قدرت یابی جمعی از مردم در روی زمین، این وجوب را مضاعف می‌کند. پس بر حکومت اسلامی است که امر به معروف و نهی از منکر نماید.

    بر این اساس، حکومت اسلامی هیچ گاه از این دو وظیفه منفک نمی‌شود و این دو وظیفه از واجبات اساسی حکومت اسلامی است.

    و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

  • ۳۵۵

    گفتار دهم

    مهدویت، محور وحدت اسلامی

    سخنرانی در جمع ائمه جمعه و جماعات و روحانیون اهل سنت کردستان

  • ۳۵۶

    آنچه در گفتار دهم مطالعه خواهید کرد:

    1.یک. شناخت نقشه‌های پیچیده و شوم دشمنان اسلام؛

    2.دو. تلاش برای تبلیغ چهره حقیقی اسلام؛

    3.سه. تقویت نقاط اشتراکی، بهترین مبارزه بر ضد دشمنان؛ الف. قرآن کریم اساسی‌ترین عامل مشترک در وحدت اسلامی؛ ب. مهدویت، مهمترین اعتقاد مشترک در وحدت اسلامی؛

    4. تبیین دو رکن از ارکان مهم وحدت اسلامی؛ رکن اول وحدت اسلامی: حفظ مشترکات اسلامی؛ الف. شبهه تحریف قرآن کریم؛ ب. شبهه عدم توجه به اهل بیت(عليهم السلام)؛ رکن دوم وحدت اسلامی: مقابله با دشمن مشترک.

  • ۳۵۷

    مهدویت محور وحدت اسلامی

    (بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ)[1]

    اگر ايمان آورده‌ايد، آنچه خدا باقی می‌گذارد برايتان بهتر است.

    فرا رسیدن میلاد پر نور و پر برکت رسول گرامی اسلام حضرت محمد بن عبدالله(صلي الله عليه وآله) و آغاز هفته‌ی وحدت، بر تمامی مسلمانان سراسر جهان مبارک باد.

    تبیین موضوع بحث؛

    واقعیت اين است كه در عصر حاضر و این برهه‌ی خطیر که اسلام عزیز با تمام وجود به ميدان مبارزه با نظام کفر و شرک نوین آمده، روحانيّت اسلام اعم از شيعي و سني وظايف بسيار سنگيني بر عهده دارند؛ وظائفی که بدون مبالغه و اغراق به مراتب سنگين‌تر از وظائف صحابه‌ی رسول خدا(صلي الله عليه وآله) است.

    بر این اساس در این مقال تلاش شده است تا در مورد دو محور از محوری‌ترین ارکان وحدت اسلامی و چند وظیفه از وظائف روحانیون شیعه و اهل سنت بحث مختصری صورت گیرد. برخی از این وظائف عبارتند از:


    1. ر. ک. به: سوره‌ مبارکه‌ هود، آیه‌ شریفه‌86.

  • ۳۵۸

    یک. شناخت نقشه‌های پیچیده‌ و شوم دشمنان اسلام؛

    یکی از وظائف علمای مسلمان این است که از نقشه‌های شوم و پیچیده‌ی دشمنان اسلام در کوتاه مدت و بلند مدت مطلع باشند؛ زیرا اگر پنجاه سال پيش دنياي كفر و استكبار، از حقيقت و ابعاد دین مبین اسلام کمتر آگاهی داشته و آن را فقط به عنوان يكي از اديان می‌شناختند، اما امروز دشمنان این دین الهی، نسبت به جوهر‌ه‌ی آن اطلاع پيدا كرده‌اند و به اين نتیجه‌ی قطعی رسيده‌اند كه حتي اگر به ظواهر قرآن عمل شود، دیگر مجالي براي ظلمِ ظالمان و ستمِ ستمگران باقي نمي‌ماند و دین اسلام براي تمامی ابعاد زندگي بشر برنامه دارد.

    به عنوان مثال در آیه‌ی شریفه‌ی یکصد و چهل و یکم سوره‌ی مبارکه‌ی نساء مسئله‌ي «عدم سلطه‌‌ی کفار بر مسلمین» مطرح شده که به «قاعده‌ی نفی سبیل» معروف است و خداوند متعال فرموده است:

    (وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً)[1]

    و خدا هرگز براى كافران راهى [براى تسلّط] بر مؤمنان ننهاده است.

    مطابق این آیه‌ی شریفه که يكي از آياتي است كه به عنوان يك اصل مهم سياسي، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی اسلامی، در فقه سياسي اسلام مطرح است، حتّي به همين اندازه كه اگر يك مرد و زني هر دو مسيحي باشند ولی زن مسلمان شود، در این صورت بر طبق فقه اهل بیت(عليهم السلام) اين ازدواج قابل استمرار نيست. یعنی همين اندازه كه شوهرِ كافر بخواهد بر يك زنِ مسلمان شوهري كرده و با او زندگي كند، عرفاً تسلط کافر بر مسلمان محسوب می‌شود و اسلام چنین تسلطی را نفی می‌نماید.

    آری دشمنان اسلام به اين نتیجه رسيده‌اند كه اگر اجازه دهند تا پیام رهایی بخش و انسان ساز اسلام به گوش‌ جوانان جویای حقیقت و آزادگان پویای واقعیت در اقصی دنیا برسد، كار آن‌ها تمام است!


    1. ر. ک. به: سوره‌ مبارکه‌ نساء، آیه‌ شریفه‌141.

  • ۳۵۹

    دو. تلاش برای تبلیغ چهره حقیقی اسلام؛

    یکی دیگر از وظایف خطیر علمای مسلمان این است که مردمان مستضعف و انسان‌های تشنه‌ی به معارف الاهیه را از جمال علمی و کمال معنوی اسلام مطلع نمایند؛ زیرا مراكز علمي دنيا امروزه به اين نتيجه‌ی روشن رسیده‌اند که در فقه مبتنی بر مذهب اهل بیت(عليهم السلام) دقايق عقلی جهان شمول و حقائق شرعی جهان گستری وجود دارد كه قدرت جذب تمام آزادی‌خواهان و حقوقدانان عالم را دارد؛ به گونه‌ای که اگر تمام كتب حقوقي دنيا را در ابعاد مختلف از جمله حقوق بشر، حقوق حیوانات و حقوق محییط زیست و طبیعت، در يك طرف قرار بدهند و تمام منابع حقوقي را كه علماي اسلام از قرآن كريم و فقه اهل‌بيت(عليهم السلام) تدوین و استخراج کرده‌اند را در طرف دیگر جمع كنند، به هيچ وجه نخواهند توانست تا آن‌ها را با یکدیگر مقايسه نمایند و این امر بر افراد منصف و محقق پوشیده نیست. گواه این مطلب آمار صعودی و غیر مترقبه‌ی گرايش به اسلام و رشد این دین الهی در قاره‌ی اروپا و سایر نقاط جهان است.

    آری اسلام عزیز امروز با تمام ظرفیت به ميدان علم و عمل قدم گذاشته و دشمنان خود را به وحشت انداخته است، تا جایی که بدخواهان تاکنون از هيچ توطئه‌اي بر ضد آن فروگذار نکرده‌اند و نمي‌كنند. از این رو وظیفه‌ی علمای مسلمان، تبیین و تبلیغ چهره‌‌ی صحیح و حقیقی دین اسلام است.

    سه. تقویت نقاط اشتراکی، بهترین مبارزه بر ضد دشمنان؛

    یکی دیگر از وظایف اساسی علمای مسلمان این است که باید نسبت به مقابله با برنامه‌های تفرقه افکنانه و نیات شوم دشمنان اسلام و تقویت و تحکیم اشتراکات میان اهل سنت و پیروان اهل بیت(عليهم السلام) احساس تكليف نموده و در راستای اتحاد میان مسلمین وارد عمل شوند و حضور جدّي در ميدان وحدت داشته باشند. زیرا این گمان که اگر به دشمنان اسلام كاری نداشته باشند، پس آنها هم به مسلمانان كاري ندارند، اشتباه بزرگي است و پر واضح است که دشمنان اسلام به زعم خود در پی از بین بردن

  • ۳۶۰

    ريشه‌ی اسلام هستند و در این راه فرقي ميان شيعه و سنّي نمي‌گذارند و علت این امر را نیز باید در بحث «مشتركات اسلامی» جستجو نمود، چه این‌که اتحاد بر طبق مشترکات، تماماً بر ضد کیان حاکمیت استعمار و فرمانروایی نظام سلطه استکبار بوده و خواهد بود. بنابراین لازم است که تمام مسلمانان و در رأس آن‌ها علماي اسلام اعم از شيعه و سني احساس تكليف كرده و حضور جدّي در ميدان تقویت مشترکات و وحدت اسلامی بر پایه‌ی آن‌ها داشته باشند.

    به عبارت دیگر، اختلافات فراوان مسلمانان در فروع فقهي و یا در بعضي از مباحث اصول فقه، ضرری برای دشمن ندارد، ولی مشتركات اسلامی از قبیل كتاب الله و بسیاری از مسائل دیگر براي دشمنان اسلام ضرر دارد. یعنی همان‌طور که بين علماي شيعه در فروع فقهيه و بعضي مباحث اصول فقه اختلاف وجود دارد، همان‌طور بين علماي مذاهب اربعه اهل سنت اختلاف است و این اختلافات يك امر طبيعي است و ضرری برای دشمن ندارد؛ امّا آنچه براي دشمن ضرر دارد، مشتركات اسلامی است. از این رو همواره در صدد توطئه بر ضد این مشترکات هستند. مهترین نقاط اشتراکی عبارتند از:

    الف. قرآن کریم اساسی‌ترین عامل مشترک در وحدت اسلامی؛

    بی‌شک یکی از اساسی‌ترین ارکان وحدت اسلامی «قرآن کریم» است و از این رو یکی از توطئه‌های قدیمی بر ضد اسلام، ترویج نزاع قديمي تحریف قرآن است كه واقعاً هيچ ريشه و اساسي ندارد؛ زیرا علماي طراز اول شيعه از مراجع و مجتهدين و محقّقين‌شان خصوصاً در اين صد سال اخير تماماً قائلند كه قرآن تحريف نشده، ولی دشمنان قرآن، به شیوه‌های مختلف از جمله در حوزه‌ی مکتوب، تهمت تحريف این کتاب الهی را مرتباً مطرح مي‌كنند تا مسلمانان را تحريك كرده و بین آن‌ها نزاع ايجاد نمایند و یا در حوزه‌ی فضای مجازی و اينترنت، هفته‌اي نيست كه دشمنان قرآن، شبهه‌ای را در مورد قرآن كريم مطرح نكنند و اساساً در این زمینه ادیبان و متخصصان بسیاری را استخدام کرده یا می‌کنند تا به گمان فاسد خود شبهه‌ي جدیدی را از قرآن استخراج نموده و آن را به رخ مسلمانان بکشند تا به زعم باطلشان، بطلان را در قرآن راه بدهند، يا

۷۵,۳۰۱ بازدید