بخش "دین اسلام" - پرسش و پاسخ - پایگاه اطلاع رسانی آیت الله شیخ محمدجواد فاضل لنکرانی
pic
pic
بدعت تراویح و دست بسته نماز خواندن
در تاریخ ۲۴ دی ۱۳۹۲ & ساعت ۱۷:۱۰

همانطور که می‌‌دانیم، بدعت نماز تراویح توسط خلیفه دوم واقع شد. لطفاً بفرمائید که بدعت دست بسته نماز خواندن را چه کسی ایجاد کرده و از چه زمانی شروع شده است؟


ظاهر این است که  بدعت دست بسته خواندن نماز نیز توسط خلیفه دوم رواج پیدا کرد.
نقل شده که وقتي اسيران ايراني را نزد خلیفه دوم آوردند، عمر بن خطاب آنها را دست بسته ديد و پرسيد: چرا چنين كرده‌‌ايد؟ گفتند: رسم ما ايرانيان اين است كه در برابر پادشاهانمان چنين مي‌‌ايستيم.
عمر بن خطاب از اين حالت خوشش آمد و دستور داد از اين پس در نماز چنين بايستند و مردم هم مطابق دستور عمل كردند و به اين ترتيب دست بستن در نماز در مذهب اهل سنت به عنوان یک سنت صحابه پذیرفته شد.

۸۳۴ بازدید

نمازهای مستحبی
در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ & ساعت ۱۷:۳۵

آيا نماز‌‌هاي مستحبي ما همان نمازهاي سنت است؟ حکم نمازهاي مستحبي چيست؟


نمازهاي مستحبي يا نافله يوميه همان نماز‌‌هايي است که پيامبر(ص) براي ما بيان نموده است و توسط اهل بيت(عليهم السّلام) براي ما رسيده است.

و حکم اين نمازها آن است که اگر کسي بخواند و بتواند بخواند ثواب زيادي دارد و اگر کسي قدرت خواندن آنها را نداشته باشد گناه هم نکرده است.

۹۳۹ بازدید

دلیل قصر نماز و روزه مسافر
در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ & ساعت ۱۷:۳۳

کدام آيه‌‌ قرآن کريم، لزوم قصر روزه و نماز را نشان می‌‌دهد؟


در مورد روزه، قرآن مي‌‌ فرمايد «فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَريضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ آيامٍ أُخَرَ»(بقره: 185). كسانى كه در ماه رمضان در حضر باشند بايد روزه بگيرند، اما آنها كه بيمار يا مسافرند روزهاى ديگرى را به جاى آن، روزه مى ‏گيرند.

از اين آيه اين مقدار اثبات مي‌‌ شود که براي مسافر، در سفر روزه واجب نيست.

قرآن به صورت کلي مسائل را بيان مي‌‌ کند، اما جزئيات مسائل را اهلبيت پيامبر(ص) که مفسران قرآن هستند بيان مي‌‌کنند. به همين جهت پيامبر(ص) در حديث ثقلين که در کتاب شيعه و سني نقل شده فرمود: من دو چيز گرانبها امانت مي‌‌گذارم و اين دو از هم جدا نمي‌‌شوند، تا زماني که در حوض کوثر بر من وارد مي‌‌ شوند.

مفاد اين حديث آن است که قرآن را بايد اهلبيت تفسير کند و احکام قرآن را از اهل بيت بگيريد وگرنه گمراه مي‌‌ شويد.

روایات اهل بيت(عليهم السّلام) جزئيات تمام احکام را بيان نموده و از جمله مسئله شکسته شدن نماز و روزه نگرفتن مسافر را بطور روشن بيان نموده است.

۱,۱۸۶ بازدید

معرفی اسلام و آداب آن
در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ & ساعت ۱۷:۱۴

دانشجوي سال دوم در يکي از دانشگاه‌‌هاي دولتي هستم.20 سالم بيشتر نيست، ظاهرا مسلمانم اما خدا را خوب نميشناسم، دينم را نميشناسم، از وقتي به دنيا آمدم، اين که مسلمانم برام ديکته شده، فقط مي‌دانم مسلمانم. اگر در مورد خدا از من سؤال بپرسند، نمي‌‌دانم چه جواب بدهم. نمي‌‌دانم خدا أصلا کيست؟! فقط 1 سال است، به خاطر اين که اسمم مسلمان است، نماز مي‌‌خوانم و اولين سال بود که روزه گرفتم، اونم کامل، اما دينم را نمي‌‌شناسم، هيچ وقت به من حق انتخاب ندادند که تصميم بگيرم و دينم را انتخاب کنم.
هر موقع اسم اديان ديگر را آوردم، همه‌‌ي اين به ظاهر مسلمانها به من حمله کردند و گفتند مگر تو مسلمان نيستي؟ جالب اينجاست که خودشان هم هيچي از اسلام نمي‌‌دانند و فقط ادعا مي‌‌کنند. گاهي اوقات فکر مي‌‌کنم بايد نماز بخوانم برای اين که آن کسي که مرا آفريده و اسمش خداست و قدرتش خيلي بيشتر از من است، چيزايي که تو زندگي دارم را از من نگيرد و يا حتي در آن دنيايي که نمي‌‌دانم وجود دارد يا نه، عذابم ندهد، چون به چشم ديدم هر موقع اسمش را نياوردم و کاري کردم آن کار به نتيجه نرسيده و حتي بعضي مواقع تلاش يک عمرم به باد رفته، حتي گاهي به اوج رسيدم و وقتي فراموشش کردم با صورت به زمين خوردم.
واقعا برایم سوال است، که خدايي که از او حرف ميزنيم و من وخيلي‌‌هاي ديگر را آفريده و نيازي به عبادت من و بقيه ندارد، چرا وقتي فراموشش مي‌‌کنيم، زندگي ما را از ما مي‌‌گيرد؟ چرا با آنهايي که فقط دم از اسلام مي‌زنند و غيبت مي‌‌کنند، دروغ مي‌‌گویند و...... کاري ندارد؟
اميدوارم اين چرا‌‌هاي من بي‌‌جواب نماند، چون از هر کس مي‌‌پرسم جوابي به من نمی‌‌دهد. مي‌‌خواهم کمکم کنيد که ديد من نسبت به خدا عوض شود و اسلام را بيشتر بشناسم و بدونم چي هست و چه مي‌‌گوید؟ ممنون اگر کمکم کنيد و اگر هم لطف کنيد خدا را اول بدون در نظر گرفتن اسلام معرفي کنيد، ممنون مي‌‌شوم.

سؤال شما بسيار کلي است و جواب اين سؤال در قالب يک نامه گنجايش ندارد و نيازمند آن است که شما نسبت به حقيقت اسلام و خداوند، مطالعه عميق اعتقادي داشته باشيد تا خداوند را آنگونه که هست بشناسيد و هم چنين حقيقت اسلام را بشناسيد.

لکن به صورت کلي جواب شما را عرض مي‌‌کنيم؛

اسلام ديني است که بر پايه عقل و فطرت استوار است و کامل کننده تمام اديان آسماني قبلي مانند دين حضرت عيسي و موسي و ابراهيم مي‌‌باشد.

قوانين اسلام بر اساس مصلحت و مفسده بشر پايه گذاري و بيان شده است.

حقيقت وجود خداوند را اسلام، با دو نوع صفات که از آنها تحت عنوان صفات ثبوتي و سلبي ياد مي‌‌شود، معرفي مي‌‌کند.

در صفات ثبوتي؛ اسلام خدا را موجود ازلي که هميشه بوده و هميشه باقي مي‌‌باشد معرفي مي‌‌کند، هم چنين خداوند را قادر مطلق، داراي کمال مطلق و عالم مطلق معرفي مي‌‌کند.

خداوندي که عالم کائنات را با تمام عظمت و نظم آن با يک اراده آفريده است و عالم در اثرقدرت اراده خداوند مي‌‌چرخد و اگر يک آن نظر رحمت را از عالم برگرداند تمام هستي عالم در معرض نابودي قرار مي‌‌گيرد و نظام کائنات به هم مي‌‌ريزد.

در مورد صفات سلبي؛ اسلام تمام عيبها را از خداوند دفع مي‌‌کند و او را خداوند بي نياز از همه چيز معرفي مي‌‌کند.

هم چنين شريک را از خداوند دفع مي‌‌کند و خداوند تنها موجودي است که بدون شراکت با موجودي ديگري عالم با عظمت کائنات را خلق و آن را اداره مي‌‌کند و ميليونها نوع مخلوقات را خلق و به همه آنها روزي مي‌‌رساند.

توحيد يعني وحدانيت خداوند و يکتائي او نه به معناي عددي، بلکه به معناي بي‌‌همتائي از اساس اعتقاد اسلام براي معرفي خداوند است.

1- توحيد داراي مراتب زير مي‌‌باشد:

الف) توحيد ذات: يعني ذات خداوند يگانه و بي مثل و مانند مي‌‌باشد.
ب) توحيد صفات: يعني همه صفات خدا به يک حقيقت باز مي‌‌گردد و صفات خدا عين ذات اوست.
ج) توحيدعبادت: يعني پرستش تنها شايسته ذات پاک اوست.
د) توحيد افعال: يعني سرچشمه خلقت و آفرينش و نظم جهان خدا است و هرکار و هرحرکتي دراين عالم از فيض وجود و ذات اقدس احديت او به وجود مي‌‌آيد.

توحيد افعالي نيز شاخه‌‌هايی دارد مانند:

يک: توحيد خالقيت؛ يعني آفرينش فقط از اوست.
دو: توحيد ربوبيت؛ يعني تدبير عالم هستي تنها از اوست.
سه: توحيد مالکيت وحاکميت تکويني
چهار: توحيد حاکميت تشريعي و قانونگذاري
پنج: توحيد اطاعت؛ يعني تنها بايد از فرمان او يا فرمان کساني را که او فرمان به اطاعت آ‌نها داده است، اطاعت کرد.

2- عمدتا براي شناخت خدا شش راه وجود دارد که پنج راه عقلي و يک راه فطري مي‌‌باشد؛

الف) برهان نظم
ب) تغيير و حرکت
ج) برهان وجوب وامکان(فقر و غنا)
د) برهان علت و معلول
هـ) برهان صدّيقين
و) راه فطرت و سير درون.

البته براي توضيح هر يک از اين راه‌‌ها بايد کتب اعتقادي در زمينه توحيد را مطالعه کنيد.

3- راه‌‌هاي شناخت پيامبران:

الف) اعجاز، نخستين دليل و راه شناخت؛ داشتن معجزه است، يعني انجام کارهاي خارق العاده که از عهده ديگران حتي از عهده ساحران هم بر نيايد به همراه ادعای نبوّت، مانند شق القمر که پيامبر اسلام(ص) انجام داد.

ب) بررسي محتواي دعوت انبياء

ج) گردآوري قرائن و جمع آوري شواهد در صحت رسالت پيامبر

د) تصديق کتب آسماني قبل از آن پيامبر و گواهي پيامبران پيشين: شريعت‌‌هاي آسماني که به وسيله پيامبران الهي براي هدايت بشر فرو فرستاده شده‌‌اند، همه از نظر اصول و هدف يکسان بوده و پيوسته هر پيامبر پيشين، نويد دهنده پيامبر بعدي و هر پيام آور بعدي، تصديق کننده پيامبر آور قبلي بوده است. بر همين اساس، کتاب‌‌هاي آسماني قبلي مانند انجيل و توراة به بعثت پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) بشارت داده است.

4- راه‌‌هاي شناخت امام:

الف: آيات قرآن مجيد: قرآن کريم در بعضي از آيات نوراني اش امامت و ولايت عامه را ثابت مي‌‌کند؛ مانندآيه إنذار(سوره رعد: آیه7) و آيه اولي الامر(سوره نساء: آیه59).

ب) روایات: روایات زيادي براي اثبات امامت وجود دارد که به صورت کلي عبارتند از:
«حديث ثقلين»، «حديث سفينه»، «حديث نجوم»، «حديث امامان اثني عشر.

روایاتي که از پيامبر اسلام(ص) وارد شده که ائمه 12 گانه را به عنوان جانشين خود وامام و رهبر مردم بعد از خودش معرفي مي‌‌کند و اين روایات در منابع اهل سنت نيز فراوان وجود دارد.

هر چند درکتب اهل سنت بنابه گفته شما کلمه «امام» نيست، ولي روایاتي که از خود رسول اکرم(ص) وارد شده بيان مي‌کنند که رهبري و هدايت آينده مردم بعد ازپيامبر و جانشيني پيامبر(ص) به اين 12 امام واگذار شده است و اين خود، إثبات مسئله امامت است.

اما نسبت به اين سؤال که چرا نماز بخوانيم و خداوند چه احتياجی به نماز ما دارد؟

ما بايد توجه داشته باشيد که خداوند به نماز ما احتياج ندارد، ليکن ما به نماز خواندن احتياج داريم زيرا:
خداوند بشر را براي رسيدن به کمال خلق نموده است و راه رسيدن به کمال را ارتباط خالصانه با خود و عبادت و پرستش خودش را قرار داده است و نماز بهترين وسيله ارتباط با خدا و خالص ترين ومتواضعانه‌‌‌ترين عبادت خداوند است. همين طور هر عبادت ديگري در برابر خداوند زمينه کمال انسان را فراهم مي‌‌کند. به اين جهت انسان نياز به نماز خواندن دارد.

به علاوه خداوند نعمت‌‌هاي زيادي به انسان ها داده است و دربرابر نعمت‌‌هاي او شکر لازم است و از نظر عقل و عقلاء اگر کسي دربرابر ولي نعمت تشکر نکند، مذموم است. و نماز تشکر از نعمت‌‌هاي خداوند نيزحساب مي‌‌شود.

گذشته از همه اينها؛ نماز ارتباط انسان با خدا و سخن گفتن با خدا است و هر انسان در زندگي خود به تکيه گاه نياز دارد و بهترين تکيه گاه انسان خداوند است و نماز خواندن در حقيقت تکيه به قدرت بي انتهائي خداوند است.

۱,۲۳۷ بازدید

اسلام دین رافت و رحمت
در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ & ساعت ۱۵:۲۸

من با دوستانم در آمريکا در مورد اسلام مباحثي داريم. آنها مي‌‌گويند اسلام خشن است و من هم جوابهايي به آنها داده‌‌ام. اما مطمئنا جوابهاي شما سنجيده‌‌تر است. من تقاضا دارم يک سلسله مطالبي را در هر موردي که مي‌‌شود از اسلام گفت، به طور مستمر براي بنده بفرستيد تا به آنها بگويم. شما لطف کنيد مطالب را بفرستيد، من فقط آنها را بيان مي‌‌کنم.
اگر سؤالي پيش آمد با شما در ميان مي‌‌گذارم. لطفا حتما جواب مرا بدهيد، خيلي لازم دارم. البته من خودم مطالعاتي دارم و جواب آنها را مي‌‌دهم، اما مطمئنا جوابهای شما بهتر است. ترتيب بيان موضوعات به عهده خودتان، فرض کنيد مي‌‌خواهيد يک غير مسلمان را با اسلام آشنا کنيد. البته داخل اينها کساني هستند که اسمي مسلمانند، ولي عمل مسلمانها مثل نماز و.. را انجام نمي‌‌دهند. مطالب با دلايل محکم عقلي و نقلي باشد، که طرف قبول کند.

«دين اسلام»؛ دين رأفت، رحمت، مودّت و دوستي است و پيامبر اسلام(ص) به عنوان رحمت براي عالميان از جانب خداوند مبعوث به رسالت شده است، قوانين و کتابي که اسلام براي هدايت بشر دارد، منطبق بر عقل و منطبق مي‌‌باشد.
به طور کلي، دين اسلام بر اساس عقل و منطق، همراه با محبت و دوستي پايه‌‌گذاري شده و در اصل اولي، دين اسلام از خشونت و برخورد خشن بيزار و متنفر مي‌‌باشد.
براي اثبات اين مطلب، آيات قرآن و کتاب آسماني مسلمانان و سيره عملي خود پيامبر اسلام(ص) و هم چنين دستور العمل‌‌ها و بيانات پيامبر اسلام بايد ملاحظه گردد.
الف) قرآن کريم خطاب به پيامبر اسلام مي‌‌فرمايد: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ»(انبیاء: 107)؛ ما تو را نفرستاديم مگر به عنوان رحمت براي جهانيان.
ديني که پيامبرش را به عنوان رحمت براي مردم معرفي مي‌‌کند، مسلما نمي‌‌تواند دين خشونت باشد.
در آيه ديگر به پيامبر اسلام دستور به تواضع و فرتني در مقابل مؤمنين را بيان مي‌‌کند و مي‌‌فرمايد: «وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ»(حجر: 88)؛ «بال خويش را براى مؤمنان فرو گستر».
و نيز در جاي ديگر، خداوند به پيامبرش فرمان عفو و گذشت و مدارا را صادر مي‌‌کند. «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ»(اعراف: 199)؛ «گذشت پيشه كن و به [كار] پسنديده فرمان ده و از نادانان رخ برتاب».
تمام اين آيات، بيان گر و نشانه رحمت پيامبر اسلام و ملايم و با مودت بودن و مطابق منطق بودن دين اسلام مي‌‌باشد؛ زيرا اگر اسلام دين محبت، الفت، صميمت و دوستي نمي‌‌بود، اين همه تأکيد به عفو، گذشت، محبت، اخلاق نيک و امثال اين امور معنا نداشت. دینی که تأکيد مي‌‌کند پيامبر با عفو، گذشت، مهرباني و محبت و اخلاق نيک با ديگران رفتار کنيد و در برابر مؤمنين متواضع باشد.
ب) رفتار و سيره عملي اسلام:
1- پيامبر اسلام بسيار نسبت به ديگران دلسوز و مهربان بوده است. لذا اگر افراد از روي عناد به خداوند يکتا ايمان نمي‌‌آوردند، غم و غصه‌‌ی گمراهي ديگران، بر پيامبر سنگيني مي‌‌کرد تا جايي که قرآن مي‌‌فرمايد: «لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنينَ»(شعراء:3)؛ [گويى مى‏خواهى جان خود را از شدّت اندوه از دست بدهى بخاطر اينكه آنها ايمان نمى‏آورند]، اين کلام خدا، مهرباني و دلسوزي خالصانه پیامبر را نشان مي‌‌دهد.

2- اخلاق نيک؛ به شهادت تاريخ، پيامبر اسلام(ص) بهترين و نيکوترين اخلاق را داشته است. رفتار و گفتار خود پيامبر اسلام، هم از نظر قرآن و هم از نظر تاريخ، نشان مي‌‌دهد که حضرت نيکوترين اخلاق و بهترين گفتار، حتي با دشمنان خود را داشته است.
پيامبر اسلام آنقدر با مهرباني و نيکوئي با مردم رفتار نمود که قرآن او را به عنوان نمونه اخلاق عظيم معرفي مي‌کند «إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظيمٍ»(قلم:4).
پيامبر اسلام، در تمام مسائل با صبر، شيکيبائي، عفو وگذشت رفتار مي‌‌نمود و در برخورد با همگان با چهره باز و بشاش برخورد مي‌‌نمود. همسايه يهودي حضرت هر روز با خاکستر از آن حضرت استقبال مي‌‌کرد و پيامبر(ص) بدون هيچ واکنشي، پس از تکان دادن لباس‌ها و مرتب کردن وضع ظاهري اش به راه خود ادامه مي‌‌داد، و روز بعد، با آنکه مي‌‌دانست همان برنامه تکرار مي‌گردد، تغيير مسير نمي‌‌داد. يک روز از آنجا مي‌‌گذشت، با کمال تعجب از خاکستر خبری نشد. حضرت با لبخند بزرگوارانه‌‌اي گفت: رفيق ما امروز به سراغ ما نيامد! گفتند: بيمار است. فرمود: بايد به عيادتش برويم. بيمار يهودي، وقتي پيامبر اسلام را بالاي سرش تماشا نمود، در چهره آن حضرت صميميت و محبت صادقانه‌‌اي احساس کرد که گويي سالها است با وي سابقه دوستي و آشنايي دارد و تمام کينه‌‌هاي مرد يهودي نسبت به حضرت به مهر و صفا تبديل گرديد.

آيا ديني که رهبرش حتي با دشمنانش اينگونه برخورد می‌‌کند، ديني خشن و بي رحم است يا دين با صفا و محبت و اخلاق و مهر و عاطفه؟!!
اگر تاريخ صدر اسلام را مطالعه کنيد پي مي‌‌بريد که در اثر برخورد نيک واخلاق حميده پيامبر اسلام و مهر و عطوفتی که در دين اسلام وجود داشت، اقوام و ملل مختلف از اطراف و اکناف مدينه به اسلام مي‌‌پيوستند و شعاع خورشيد اسلام هر روز قلمرو بيشتري را فرا مي‌‌گرفت.
در نخستين فتوحات اسلامي و رفتار مهربانانه پيامبر اسلام و مسلمانان، مسيحيان شبيه جزيرة العرب و شامات و غيره شيفته اسلام شدند و از صميم دل آن را پذيرفتند.

البته يهود و مشرکان مکه موضع منفي گرفتند و دليل آن هم اين بود که علماء يهود به خاطر دنيا پرستي و رياست طلبي، حقيقت را که از تورات درباره پيامبر اسلام خبر داشتند انکار کردند و عوام يهود را فريب دادند و به آنها گفتند پيامبر موعود اين شخص نمي‌‌باشد. همچنين سران شرک و بت پرستي، منافع مادي خود را با وجود اسلام در خطر مي‌‌ديدند، لذا عليه اسلام قيام کردند و يهود با تمام قدرت، تبليغات سوء و منفي عليه اسلام را آغاز نمود که تا امروز اين تبليغات ادامه دارد و يکي از اتهامات و تبليغات آنها، اتهام خشن بودن اسلام مي‌‌باشد.

لذا قرآن کريم (مائده: آيه 82و83)، موضع مشرکان و يهود را نسبت به مسلمانان بسيار خشن و بي رحمانه و موضع مسيحيان را نرم و ملايم توصيف مي‌‌کند.
بر همين اساس، علما و مبلغان مسيحي نجران با آمدن نزد پيامبر و ديدن تواضع، اخلاق و حقانيت پيامبر(ص)، از مباهله با حضرت دست کشيدند و در واقع تسليم پيامبر اسلام شدند.

قرآن کريم نتيجه اخلاق و رفتار پيامبر را در گسترش قلمرو اسلام و توسعه مسلمانان چنين مي‌‌فرمايد: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الأَْمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ»(آل عمران: 159)؛
پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند پس از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كار[ها] با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خداوند توكل‏كنندگان را دوست مى‏دارد.

حال شما فکر کنيد، ديني که دستور العمل اصلي اش سفارش به اخلاق و تواضع و عفو وگذشت باشد و رهبرش اين گونه با توضع و اخلاق رفتار کند، آيا با خشونت سازگاري پيدا مي‌‌کند؟
3- دلسوزي پيامبر اسلام؛ وظيفه پيامبر اسلام، راهنمائي مردم به دين الهي و يکتا پرستي بوده است و دراين جهت بسیار دلسوزانه عمل مي‌‌کرد و از هدايت نشدن عده‌‌اي از گم گشته‌‌گان وادي ضلالت، غم و غصه فراوان خانه دل او را فرا مي‌‌گرفت. اين دلسوزي و مهرباني پيامبر نسبت به هدايت امت به حدّي بوده که قرآن کريم او را دلداري مي‌‌دهد: «فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى‏ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَديثِ أَسَفاً»؛(کهف:6) گويا مي‌‌خواهي خود را از غم واندوه به خاطر عدم ايمان آنها به اين قرآن هلاک کني...
به خاطر اخلاق و رفتار نيک و خداپسند و عقل پسند پيامبر اسلام(ص)، قرآن کريم او را به عنوان الگویي از انسانيت، مهر، عاطفه، صفا و صميميت، اخلاق و الگویی از همه خوبيها معرفی مي‌‌کند.

ج- روایات؛ اگر به روایاتي که از معصومين(عليهم السلام) به ما رسيده توجه کنیم [با توجه به ارتباطات آنها با منبع وحي] در بخش اخلاق و رفتار، دستور العمل‌‌هایي را بيان نموده است، آنگاه به حقيقت اسلام از نظر عطوفت مهربانی و صلح و صفا پي مي‌‌بريم.
البته نامه گنجايش ذکر روایات را ندارد ولي اين مقدار عرض مي‌‌کنيم که در روایات ما بهترين دستور العمل در رفتار و اخلاق انسان در تمام ابعاد؛ خانوادگي اجتماعي سياسي، اقتصاي، فرهنگي و... بيان شده است و در تمام روایاتي که به عنوان دستور العمل زندگي بيان شده‌‌اند، غير از خدمت به ديگران، مهرباني کردن و رفتار دوستانه و با محبت و با اخلاق نسبت به انسان‌‌هاي ديگري، کوچکترين مسئله خشنونت آميز، ديده نمي‌‌شود.

خلاصه اينکه قرآن کريم و روایات به صورت کلي براي همه مؤمنين دستور اکيد به تواضع، فروتني، برخورد نيک با ديگران، عفو و گذشت از خطاهاي ديگران، دوست داشتن مؤمنين و امثال اين امور مي‌‌دهد و از تکبر، خود خواهي، ظلم و ستم بر ديگران و امثال آنها شديدا منع مي‌‌کند.
آيا ديني که چنين پيامبری دارد و آنگونه دستور العمل‌‌هاي اخلاقي را بيان مي‌‌کند، مي‌‌تواند دين خشونت باشد. پيامبر و ديني که خدا ارسال نموده است، هرگز نمي‌‌تواند جز مهرباني و رحمت چيزي ديگري باشد.
شايد دشمنان اسلام به بعضی از آيات قرآن تمسک کنند، مثل آياتی که دستور قتل و جهاد با دشمنان را صادر مي‌‌کند. 
لکن باید به اين نکته توجه داشت که اصل اولي در اسلام؛ رحمت، رأفت و مهرباني است و لکن اگر کساني باشند که وجود آنها مخل به حال عموم باشد و امنيت و رفاه عمومي را به خطر بيندازد و با منطق و برهان گفتگو کنار نيايند، در اينجا قرآن و اسلام با آنها به شدت برخورد مي‌‌کند.
درست مانند اين مسئله که خداوند با آنکه مهربان‌‌ترين مهربان‌‌ها است و انسان ها را خلق نموده و بهشت را هم خلق نموده و در حقيقت بهشت را براي بندگانش خلق نموده است،  و لکن جهنم را نيز در کنار بهشت خلق نموده است، اما جهنم براي افراد سرکش و طاغي  است که با ظلم و ستم به بندگان خدا و معصيت در برابر خداوند، زمينه رحمت الهي را در خود نابود کرده‌‌اند و جايگاه آنها جهنم الهي مي‌‌باشد. اين مسئله به رحمت و مهرباني خداوند ضرر نمي‌‌زند.
اسلام نيز چنين است و حقا که دين رحمت، رأفت، مودت و مهرباني است.

۳,۱۳۶ بازدید