pic
pic
تفاوت ائمه در امامت و ولايت
در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۹۸ & ساعت ۱۹:۱۹

مقام کداميک از دو امام حضرت مجتبي(ع) يا حضرت حسين(ع) بالاتر است؟


مقام ائمه(عليهم السلام) از نظر ولايت و امامت يکسان است و هيچ امامي بر امام ديگر از نظر ولايت و امامت بالاتر نيست.

بر اساس روايات، تمام 14 معصوم نور واحد و حقيقت واحدند،  چنانچه فرموده‌اند: «أوّلنا محمّد و آخرنا محمّد و أوسطنا محمّد و کلّنا محمّد». ليکن مراتب ولايت فرق دارد و مراتب ولايت و امامت پيامبر، بالاتر از ساير امامان است، اما بين امام حسن و امام حسين(عليهما السلام)، فرقي در مقام و مراتب ولايت نيست، ولي امتيازات ديگري خداوند به امام حسين(ع) داده که منافات ندارد به اينکه در مقام امامت برابر باشند.

خداوند به دليل انتخاب راه شهادت در کربلا به امام حسين(ع) امتيازاتي داده که به امام حسن(ع) داده نشده، مانند انتقال مقام امامت به نسل امام حسين(ع)، و نيز امتيازات ديگري که به ساير ائمه هم داده نشده است، مانند قراردادن شفا در تربت آن حضرت، استجابت دعا نزد قبرش و امتيازات ديگري که از طرف خداوند به امام حسين(ع) إعطا شده است.

اما اين امتيازات دليل نمي‌شود که مقام ولايت امام حسن(ع) با امام حسين(ع) و ساير ائمه(ع) اختلاف پيدا کند.

۱۳۹ بازدید

وادی السلام و وادی برهوت
در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۹۸ & ساعت ۲۰:۴۷

در مورد اين حديث و حديث‌های مشابهی که فرموده‌اند:
«إِنَّ مِنْ وَرَاءِ اَلْيَمَنِ وَادِياً يُقَالُ لَهُ وَادِي بَرَهُوتَ وَ لاَ يُجَاوِزُ ذَلِكَ اَلْوَادِيَ إِلاَّ اَلْحَيَّاتُ اَلسُّودُ وَ اَلْبُومُ مِنَ اَلطُّيُورِ فِي ذَلِكَ اَلْوَادِي بِئْرٌ يُقَالُ لَهَا بَلَهُوتُ يُغْدَى وَ يُرَاحُ إِلَيْهَا بِأَرْوَاحِ اَلْمُشْرِكِينَ يُسْقَوْنَ مِنْ مَاءِ اَلصَّدِيدِ»؛
که از امام صادق(ع) نقل شده است که پشت «يمن» بياباني است که به آن وادي حضر موت مي‌گويند، در اين بيابان‌ از جانداران به جز مارهاي سياه و جغد، موجود زنده ديگري يافت نمي‌شود.
سپس فرمود: در اين بيابان چاهي است که به آن «بلهوت» مي‌گويند، اين بيابان محل سکونت ارواح مشرکين است، آنها به آن چاه رفت و آمد مي‌کنند و از آب آن چاه که مانند چرک و خون است مي‌آشامند.
اين تعبيرها که کاملاً مادي است و با احوالات برزخ نمي‌گنجد چطور است؟ مثلاً وجود «چاه آبي» که مثل چرک و خون است «از آن مي‌نوشند» اينها تعبيرات دنيايي و مادي نيست؟ مگر نوشيدن چيز عذاب‌آور، مربوط به دنيا نيست؟


آنچه واقعيت دارد آن است که باطن اين سرزمين، چنين خصوصياتي را دارد نه ظاهر آن، و برزخ در باطن همين عالم است.

عالم برزخ، صورت باطن از دنيا است و وادي السلام يا وادي أيمن و چاه برهوت نيز نمادی از عالم برزخ هستند و هر کدام صورت باطني در برزخ دارند که اگر پرده‌ها کنار برود، باطن آن‌ها در عالم برزخ نمودار مي‌گردد.

در توضيح اين مطلب عرض می‌‌کنيم: واژه برزخ در اصل به معناي چيزي است که در ميان دو شيء حائل مي‌شود و سپس به هر چيزي که ميان دو امر قرار گيرد برزخ گفته مي‌شود و دليل بر وجود چنين جهاني که گاهي از آن تعبير به عالم قبر و يا عالم ارواح مي‌شود، آيات و روايات است که بعضي به طور صريح و بعضي به طور اشاره دلالت دارد.

در حديثي که از امام سجاد(ع) وارد شده فرمود: «قبر، باغي است از باغ‌هاي بهشت يا گودالي است که از گودال هاي جهنم». تفسير نور الثقلين، ج2.

در حديثي ديگر آمده «البرزخ؛ القبر» عالم برزخ، همان عالم قبر است که پاداش و کيفر ميان دنيا و آخرت است.

همين‌طور در حديث ديگر آمده که شخصي از امام صادق(ع) سؤال کرد: «ما البرزخ؟» برزخ چيست؟ امام(ع) فرمود: «قبر از زمان مرگ تا روز قيامت ادامه دارد.»

و نيز حديث ديگر که مورد سؤال شما هم هست اين حديث است که أصبغ بن نباته مي‌گويد: «روزي حضرت از کوفه خارج شد و به سرزمين غربي نجف آمد که در آنجا قبرستاني است و از آن گذشت. ديديم که امام علي(ع) روي زمين دراز کشيد. قنبر گفت: يا علي اجازه نمي‌دهي عبايم را زير پاي شما پهن کنم؟ حضرت فرمود: نه اينجا سرزميني است که خاک‌هاي مؤمنان در آن قرار دارد و اين کار تو مزاحمتي براي آنها است. أصبغ مي‌گويد: سؤال کردم مزاحمت آنها چه معني دارد؟ امام فرمود: اي اصبغ اگر پرده از مقابل چشم شما برداشته شود، ارواح مؤمنان را مي‌بيني که در اينجا حلقه حلقه نشسته‌اند و يکديگر را ملاقات مي‌کنند و سخن مي‌گويند. اينجا جايگاه مؤمنان است و در وادي برهوت ارواح کافران قرار دارد.»

بنابراين از آيات و روايات چنين استفاده مي‌شود به طور کلي عالم برزخ همان قبر است که بين دنيا و آخرت قرار گرفته که روح انسان پس از خارج شدن از بدن جسماني و پايان زندگي دنيا در اجساد لطيقي قرار مي‌گيرد که به آن قالب مثالي يا بدن مثالي مي‌گويند که نه به کلي مجرد از ماده است و نه مادي محض که تا قيامت دوباره به فرمان خدا به بدن‌هاي نخستين بر مي‌گردد. تفسير نمونه، جلد 14.

در کنار نجف سرزميني است بنام غري، که از يک موقعيت خاصي برخوردار است، که پيامبران گذشته در آنجا مسکن گزيدند. حضرت امير(ع) وقتي به آنجا رسيد دعا کرد و فرمود: خداوندا اين سرزمين را قبر من قرار بده، چرا که عذاب قبر ندارد و سؤال نکير و منکر و حساب ندارد و آنجا وادي السلام است. وقتي مؤمنين از دنيا مي‌روند از شرق و غرب عالم روحشان به آن وادي السلام نجف منتقل مي‌شود.

اين مطلب درست است ولي اينکه آن سرزمين عالم برزخ ناميده مي‌شود صحيح نيست، بلکه؛ عالم برزخ صورت باطني عالم دنياست و براي توضيح اجمالي اين مسئله به اين مطالب توجه کنيد.
1ـ ارواح انسان‌ها بعد از مرگ در بدني غير مادّي که شبيه به بدن مادّي آنهاست وارد عالمي ديگر مي‌شوند به نام عالم برزخ.

2ـ عالم برزخ صورت باطني عالم دنياست، لذا هر جايي از اين عالم دنيا صورتي برزخي و غير مادّي در عالم برزخ دارد. بنابراين، زمين دنيا نيز صورتي برزخي و غير مادّي در عالم برزخ دارد که صورت باطني و ملکوتي اين زمين مادّي است.

3ـ باطن وادي دار السّلام که محلّي در پشت کوفه است، در عالم برزخ، بهترين محلّ است که نعمات الهي در آن جمع شده‌اند. لذا صورت برزخي دارالسّلام بهترين و عالي‌ترين بهشت برزخي است. نسبت دارالسلام ملکوتي به دارالسلام مادّي مثل نسبت روح است به بدن، يا مثل نسبت معني به لفظ است.

4ـ باطن وادي برهوت که در حضر موت يمن قرار دارد، بدترين محلّ عالم برزخ است که جهنّم برزخي است. و برهوت برزخي صورت برزخي و تنزّل يافته جهنّم آخرت است.

در نتيجه وادي السلام در اين دنيا محلي است که صورت باطن در برزخ دارد و بسيار وسيع است و وادي السلام پشت نجف نماد دنيايي آن است که اگر پرده‌ها کنار برود حقيقت آن در عالم برزخ کشف مي‌شود، هم‌چنين سرزمين برهوت و چاهي که اشاره کرده، نمادی از جايگاه کفار و مشرکين و منافقين در عالم برزخ است که برزخ کفار و منافقين صورت باطن اين سرزمين مي‌باشد.


۸۳ بازدید

منظور از صبج و شب در قيامت
در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۹۸ & ساعت ۲۰:۰۹

در مورد آيه‌ي 46 سوره غافر که خداوند فرموده بر فرعون، صبح و شام آتش نازل مي‌شود، خواستم سؤال کنم: آيا براي اينکه براي ما قابل فهم باشد فرموده شده در صبح و شب بر آنها آتش نازل مي‌شود که ما بفهميم مدام بر آنها آتش نازل مي‌شود، يا اينکه مي‌توان برداشت کرد که آنجا صبح و شب وجود دارد؟

تعبير به «غدو» و «عشي»(صبح و شام)،؛ يا اشاره به دوام عذاب است، چنان‌که مي‌گوييم فلان کس، صبح و شب مزاحم ما است، يعني همواره و هميشه. و يا اشاره به انقطاع عذاب برزخي است، که تنها در مواقع صبح و شام که مواقع قدرت‌نمائي فراعنه، و عيش و نوش آنها بوده، به آن گرفتار مي‌شوند.


تعبير صبح و شام در قيامت و بهشت نيز به کار گرفته شده است، در آيه 62 مريم درباره بهشتيان مي‌خوانيم: «و لهم رزقهم فيها بکرة وعشياً؛ هر صبح و شام روزي آنها در بهشت مقرر است.»

از آيات قبل از اين آيه به خوبی استفاده مي‌شود که اين توصيف درباره بهشت آخرت است که از آن تعبير به «جنات عدن» شده نه بهشت برزخي. حال اين سؤال پيش مي‌آيد که مطابق آيات ديگر قرآن، بهشتيان هر چه بخواهند از مواهب و روزي‌ها در هر ساعت و هر زمان براي آنها مهيا است. اين چه موهبتي است که هر صبح و شام به آنها اعطا مي‌شود؟

مسلّماً اين مواهب جديد و تازه مادي و معنوي است که در اين دو وقت به آنها داده مي‌شود، و طبعاً به مقامات بالاتري سوق داده خواهند شد. در اين زمينه حديث پرمعنايي از پيغمبر اکرم(ص) نقل شده که مطلب را روشن مي‌سازد، مي‌فرمايد: «وتاتيهم طرف الهدايا من الله تعالي لمواقيت الصلاه التي کانوا يصلون فيها في الدنيا، تسليم عليهم الملائکة»؛ هداياي نخبه و جالباز سوي خداوند بزرگ در اوقاتي که در دنيا نماز مي‌خواندند به آنها مي‌رسد، و فرشتگان به آنها سلام و درود مي‌فرستد.

بنابراين هرچند در بهشت شب و روزي وجود ندارد؛ ليکن ممکن است گفته شود که بهشت گر چه دائماً کانون نور روز و روشنايي است، ولي اين نور نوسان دارد که با نوسان و کم و زياد شدن آن، بهشتيان روز و شب را تشخيص مي‌دهند، درست مانند مناطق قطبي که شش ماه متوالي روز است ولي با کم و زياد شدن نور، روز و شب از هم تشخيص داده مي‌شود. لذا بعيد نيست که صبح و شام بيانگر زمان‌هاي خاصي در برزخ يا بهشت باشد.

در نتيجه: بعيد نيست که عرضه عذاب بر فرعونيان و اطرافيانش در صبح و شام، کنايه از زمان‌هاي خاصي باشد که اين عذاب هم روح و هم جسم آن‌ها را گرفتار عذاب مي‌کند و در قيامت به عذاب دائم جهنم گرفتار کند چنانچه از ظاهر آيه شريفه استفاده مي‌شود که مي‌فرمايد: «النار يعرضون عليها غدوا و عشياً و يوم تقوم الساعة ادخلوا آل فرعون أشد العذاب»؛ (عذاب آنها) آتش است که هر صبح و شام بر آن عرضه مي‌شوند؛ و روزي که قيامت برپا شود (مي‌فرمايد:) آل فرعون را در سخت‌ترين عذاب‌ها وارد کنيد.

و ممکن هم هست کنايه از عذاب دائمي باشد و صبح و شام، کنايه از شدت عذاب در اين دو زمان خاص باشد و حقيقت تعبير صبح و شام در آيات، برزخ و قيامت؛ روشن نيست.

۵۷ بازدید

سوالی در مورد گناه شنيع لواط
در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۹۸ & ساعت ۱۹:۵۴

دو روايت براي شما از کتاب «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» نقل مي‌کنم؛ سؤالم در رابطه‌ي با اين روايات است.

1ـ «وقال عليه السلام قال اميرالمؤمنين اللواط ما دون الدبر فهو لواط؛ والدبر هو الکفر».

2ـ «حدثني محمد بن الحسن رضي الله عنه عن محمد بن الحسن الصفار عن محمد بن الحسين بن ابي الخطاب عن علي بن اسباط عن بعض اصحابه عن ابي عبدالله عليه السلام قال ان الله عزوجلّ لم يبتل شيعتنا بأربع أن يسألوا الناس في أکفهم و أن يؤتوا في أنفسهم و أن يبتليهم بولايه سوء ولا يولد لهم أزرق أخضر».

سؤالم اين است با توجه به اين دو روايت، آيا کساني که مورد لواط واقع مي‌شوند، نشان‌دهنده‌ي اين است که آن‌ها از «أزل» طينت ولايي نداشته‌اند و از اضافه‌ي گل أهل بيت(عليهم السلام) نبوده‌اند؟


لواط از زشت‌ترين گناهان است و مورد مذمت تمام عقلاء عالم است و اگر کسي مرتکب لواط شود، اسلام شديدترين مجازات را براي آن‌ها در نظر گرفته است.

اين روايات نيز شدت حرمت گناه لواط را بيان مي کنند، که عمل لواط نزديک به کفر است.

ليکن معناي روايات اين نيست که اگر کسي لواط کند يا لواط بدهد، اصل طينتش با طينت أهل بيت فرق مي‌کند، بلکه اين نوع گناهان در اثر گرفتار شدن به دام نفس اماره و غلبه نفس اماره بر عقل و خرد است و اگر کسي مرتکب لواط شود و توبه کند، خداوند توبه‌اش را قبول مي‌کند و مي‌تواند از پيروان راستين اهل بيت(عليهم السلام) شود.

۷۰ بازدید

کلید واژه ها: لواط گناه لواط
علت ازدواج رسول خدا(ص) با دختر خليفه اول
در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۹۸ & ساعت ۱۹:۴۴

با توجه به اينکه پيامبر خاتم(ص) از تمام نقشه‌هاي شوم سازمان نفاق خليفه اول و يارانش اطلاع کامل و موثقي داشتند و بنا به شواهد تاريخي، ايشان در برابر بسياي از اين نفاق‌ها و دورويي‌ها و انعکاس آن در جامعه آن زمان و امروز ايستادگي کرده‌اند و بسياري از نفاق‌ها را خنثي نموده‌اند، به چه دليلي با دختر خليفه اول ازدواج کردند؟


هر چند پيامبر اسلام(ص)، با علم لدني الهي از حوادث و وقايع آينده آگاه بود، اما تکليف آن حضرت آن بود که مانند ساير افراد بشر بر اساس علم عادي رفتار کند و از علم غيب در امور زندگي استفاده نکند.

بنابراين ازدواج آن حضرت با دختر ابابکر و عمر ممکن است روي يکي از مسائل زير باشد:
1ـ آزمايش پيامبر و ديگران.
چون ازدواج حضرت بدون اجازه خداوند صورت نگرفته است خداوند هر کسي را به نوبه خود آزمايش مي‌کند و براي آزمايش رسول خدا از ايشان خواست که با عايشه و حفصه ازدواج کند و با اين دستور، درخانه وي کسي را قرار داد که مي‌توانست مايه آزمايش ايشان باشد؛ زيرا امتحان مردان بزرگ بايد به بزرگي خود ايشان باشد.

در بعضي از نقل‌ها آمده است که رسول خدا(ص) در مورد آينده‌ي برخي از همسران خويش سخناني فرموده‌‌اند که مي‌تواند ملاک تشخيص حق از باطل در موارد نياز باشد. به عنوان نمونه مي‌توان به روايتي که بخاري آن را نقل کرده اشاره کرد: «حدثنا موسي بن اسماعيل حدّثنا جويرية عن نافع عن عبدالله رضي الله عنه قال قام النبي صلي الله عليه وسلّم خطيباً فأشار نحو مسکن عايشة فقال هنا الفتنة ثلاثاً من حيث يطلع قرن الشيطان». رسول خدا به خانه عايشه اشاره فرمودند و سه بار گفتند: فتنه (آزمايش) در اينجاست؛ فتنه در اينجاست، فتنه در اينجاست.

و نيز اين ازدواج وسيله آزمايش خود همسران پيامبر و پدران آن‌ها است که از اين فتنه و آزمايش چگونه استفاده مي‌کند.

و هم‌چنين نسبت به افراد ديگر و فتنه‌هاي بعدي براي تشخيص تيزبيني‌هايي که عايشه خود را حق قلمداد مي‌کرد مايه آزمايش بوده است.

2ـ انگيزه سياسي
يکي از اهداف ازدواج‌هاي پيامبر(ص) جهت سياسي ـ تبليغي بود؛ يعني با ازدواج موقعيتش در بين قبايل مستحکم گردد و بر نفوذ سياسي و اجتماعيش افزوده شود و از اين راه براي رشد و گسترش اسلام استفاده نمايد.

حضرت به خاطر دست‌يابي بر موقعيت‌هاي بهتر اجتماعي و سياسي، در تبليغ دين خدا و استحکام آن و پيوند با قبايل بزرگ عرب و جلوگيري از کارشکني‌هاي آنان و حفظ سياست داخلي و ايجاد زمينه‌ مساعد براي مسلمان شدن قبايل عرب، به برخي ازدواج‌ها روي آورد.

در راستاي اين اهداف پيامبر(ص) با عايشه دختر ابوبکر از قبيله «تيم» و حفصه دختر عمر از قبيله بزرگ «عدي». و امّ حبيبه دختر ابوسفيان از قبيله نامدار بني اميه، ام سلمه از قبيله بني مخزوم، سوده از قبيله بني‌اسد، ميمونه از قبيله بني‌هلال، صفيه از بني‌اسرائيل، ازدواج نمود.

۶۲ بازدید