pic
pic
تفاوت افسانه‌‌های داستانها با معجزات معصومين
در تاریخ ۲۱ خرداد ۱۳۹۸ & ساعت ۱۷:۴۸

یکی از دوستان من مشکلي با دین و ائمه پیدا کرده و یکسری سوال در ذهنش هست، که نمی‌‌تواند خودش را قانع کند. من اين سؤالات را ارسال می‌‌کنم، لطفا راهنمایی بفرمایید.
1. ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﯾﮏ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ؛
رﺳﺘﻢ ﺩﯾﻮ ﺳﭙﯿﺪ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺍﺩ، ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ،
ﮐﺎﻭﻩ ﺿﺤﺎﮎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﺮﺩ، ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ،
ﺁﺭﺵ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺗﯿﺮ ﮐﻤﺎﻥ، ﻣﺮﺯ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺗﻮﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﺮﺩ: ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ،
ﺳﯿﺎﻭﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻧﺪ: ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ،
ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻭ ﺩﺍﺭﯾﻮﺵ ﺑﺮ ﭼﻬﺎﺭ ﮔﻮﺷﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺣﮑﻤﺮﺍﻧﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ: ﻣﯿﺸود ﻧﮋﺍﺩ
ﭘﺮﺳﺘﯽ،
اما؛ ﯾﻮﻧﺲ ﺩﺭ ﺷﮑﻢ ﻧﻬﻨﮓ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ: ﻣﻌﺠﺰﻩ است،
ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﺑﺎ ﻗﺎﻟﯽ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﺮﺩ: ﻣﻌﺠﺰﻩ است،
ﻧﻮﺡ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺭﺍ ﺳﻮﺍﺭ ﮐﺸﺘﯽ ﮐﺮﺩ: ﻣﻌﺠﺰﻩ است،
ﺁﺗﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﺷﺪ: ﻣﻌﺠﺰﻩ است،


2. ﺩﺭﺱ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺳﻼﻡ؛
ﺑﺮﯾﺪﻥ ﺳﺮ ﺣﺴﯿﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﯽ ﻭ ﺑﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﻧﺰﺩ ﻋﺒﯿﺪالله ﺑﻦ ﺯﯾﺎﺩ،
ﺳﭙﺲ ﺑﺮﯾﺪﻥ ﺳﺮ ﻋﺒﯿﺪﺍلله ﺑﻦ ﺯﯾﺎﺩ ﻭ ﺑﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﻧﺰﺩ ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺛﻘﻔﯽ،
ﺑﺮﯾﺪﻩ ﺷﺪﻥ ﺳﺮ ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺛﻘﻔﯽ ﻭ ﺑﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﻧﺰﺩ ﻋﺒﺪالله ﺑﻦ ﺯﺑﯿﺮ،
ﺑﺮﯾﺪﻩ ﺷﺪﻥ ﺳﺮ ﻋﺒﺪالله ﺑﻦ ﺯﺑﯿﺮ ﻭ ﺑﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﻧﺰﺩ ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﻠﮏ ﻣﺮﻭﺍﻥ
ﻭ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺍﯾﻨﮑﻪ:
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ، ﻧﻪ ﺭﮊﯾﻢ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺖ، ﻭ ﻧﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻧﻪ ﺍﻟﻘﺎﻋﺪﻩ ﻭ ﻧﻪ ﺩﺍﻋﺶ، ﻓﻘﻂ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ.

طرح این نوع سؤالات و مقایسه کردن بین امری که عقلاً و عرفاً باطل است با چیزی که امر ضروری و ثابت از نظر دین و عقل است، یا در اثر جهل است یا از روی عقده‌‌ای است که ناشی از عدم شناخت درست دین است.

در هر صورت:

1. بعضی از امور روشن است که افسانه است، مثل آنکه ﺭﺳﺘﻢ، ﺩﯾﻮ ﺳﭙﯿﺪ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺍد. اگر افسانه نیست، پس دیو الآن کجا است؟ چرا الآن با انسانها وارد جنگ نمی‌‌شود و آیا در جنگ رستم، نسل دیو از بین رفت؟

در مورد جنگ کاوه و ضحاک، و یا تعیین مرز با یک تیر و کمان از ایران تا توران، مربوط به تاریخ است. از نظر تاریخ ممکن است فرد ستمگري به نام ضحاک بوده و فردی مبارز به نام کاوه قیام کرده باشد و او را از بین برده باشد، این مقدار را کسی نگفته افسانه است، ولی بعضی داستانهایی که از ضحاک نقل می‌‌شود که مار از شانه‌‌هایش خارج شده و هفت سر داشته و ... این امور با واقعیت برابری نمی‌‌کند.

همینطور داستان سیاوش که چگونه مرده است باید بررسی تاریخی صورت بگیرد.
نقل تاریخ کوروش و داریوش از نظر هیچکس نژاد پرستی حساب نمی‌‌شود، بلکه ترویج فرهنگ آنها برخلاف نظر دین، با هدف إحیای نژاد آنها، می‌‌شود نژاد پرستی.

پرسشگر محترم، مناسب است با دقت و فکر بیشتر این نوع سوالات را مطرح کند که با عقل سالم سازگار باشد.

2. اگر پرسشگر محترم به خدا اعتقاد داشته باشد، و کمی به عظمت و نظم این عالم کائنات بزرگ فکر کند، به عظمت خداوند و قدرت لایتناهی او پی می‌‌برد و در برابر قدرت خداوند، زنده نگهداشتن یونس در شکم ماهی یا قرار دادن باد در اختیار سلیمان پیامبر و پرواز کردن قالیچه‌‌ای که حضرت سلیمان روی آن نشسته توسط باد مشکلی نیست.

همین طور سرد شدن آتش بر ابراهیم و بودن حیوانات در کشتی حضرت نوح.

اینها اموری است اعتقادی و تاریخی که در قرآن و روایات ثابت شده است و مخالفتي با عقل ندارد.

آیا خداوندی که میلیونها کهکشان و میلیاردها ستارگان ثابت و سیار را خلق کرده که بعضی ممکن است بیش از یک میلیون برابر زمین بزرگ تر باشد و هر کدام با چه فاصله‌‌های عظیمی از هم با نظم خاصی در حرکت هستند، قابل انکار است؟! و آیا بیان‌گر قدرت خداوند نیست؟ آیا خداوندی که این کائنات عظیم را آفریده و خالق آتش و ابراهیم است، نمی‌‌تواند آتش را بر ابراهیم سرد وسالم کند؟

3. اگر در زمان امام حسین(ع) داعش نبود، افراد داعش صفت وجود داشت، و داعشی‌‌های امروز هم یا از نسل همان ناپاکانی هستند که سر امام حسین(علیه السلام) را بریدند و یا در صفت درنده خویی با آنها شریک هستند.

در طول تاریخ افراد شبیه داعش و صهیونیست‌‌ها وجود داشته و اهل جنایت بودند و جنایتها کردند و جنایت رژیم صهیونیستی و داعشی‌‌ها و امثال آن هم ادامه جنایت همان جنایت کاران است.

۴۱ بازدید

مختار ثقفی در نگاه احاديث
در تاریخ ۲۱ خرداد ۱۳۹۸ & ساعت ۱۷:۴۲

درباره مختار ثقفي يک روايتى مشهور است که گویا رسول اکرم(ص) از کنار جهنم عبور می‌‌کند و مختار در جهنم فریاد می‌‌کند که یا رسول الله کمکم کن و رسول الله به او اعتنا نمی‌‌کند. بعد از ایشان، اهل بیت(ع) هم عبور می‌‌کنند و مختار را شفاعت نمی‌‌کنند. نوبت می‌‌رسد به امام حسین(ع) ایشان هم اعتنا نمی‌‌کند و رسول الله می‌‌فرماید که یا حسین او انتقامت را از دشمنت گرفت برو شفاعت کن.
آیا این روایت صحيح است؟ لطفا منزلت مختار را در احادیث معصومین(ع) بيان فرماييد.

این روایت در مورد مختار صحیح نیست و مختار شخصیت ارزشمندی بوده که به انتقام و خونخواهی اهل بیت(علیهم السلام) قیام کرد.

مختار از مشهورترين شخصيت‌هاي عرب است كه تاريخ اسلام به خودش ديده است. نقش زيادي در حوادث مهم سياسي - اجتماعي داشته است. در سال 61، زماني كه مسلم بن عقيل(ع) به كوفه آمد تا براي حضرت أبا عبدالله(ع) بيعت بگيرد، او اولين نفري بود كه با مسلم(ع) پيمان بست، سپس خانه‌اش را در اختيار مسلم قرار داد تا در آنجا، مسلم از مردم بيعت بگيرد.

پس از ورود ابن زياد به كوفه و فراري شدن مردم از دور مسلم، مختار به همراه عده‌اي ديگر از بزرگان كوفه به زندان افتاد. پس از جريان كربلا، با وساطت شوهر خواهرش؛ عبدالله بن عمر از زندان آزاد شد. به مکه رفت و پس از اطلاع يافتن از آمادگي مردم كوفه، در سال 64 هجري از مكه وارد كوفه شد.
در اين زمان قيام توابين با شكست روبرو شده بود. مختار پس از شكست قيام توابين، در تاريخ چهارشنبه 16 ربيع‌الثاني سال 66 هجري با شعار يا لثاراث الحسين(ع) و بر اساس كتاب خدا و سنت رسول‌الله(ص)، براي طلب خون امام حسين(ع) و ياري مظلومان قيام كرد و همه قاتلين جريان كربلا و كساني كه در آن واقعه نقش داشتند را به سزاي عملشان رساند؛ يا به قتل رساند و يا آواره كرد و خانه آن‌ها را ويران نمود، تا غم‌‌هاي دل اهلبيت(ع) و محبّين ايشان تا حدودي تسكين يابد.

از مجموع قرائن و روایات به دست مي‌آيد كه خروج و قيام مختار، مورد رضايت خداوند و چهارده معصوم(ع) بوده است.

مثلا یکی از قرائن این است؛ زماني كه ميثم به همراه مختار در زندان به سر مي‌برد، ميثم به او خبر داد كه او بر عليه قاتلين كربلا قيام خواهد نمود، بي‌شك اگر قيام او مورد رضایت اهل بيت(ع) نبود، ميثم اين امر را به مختار گوشزد مي‌كرد.

از ظاهر برخي ديگر از روايات به دست مي‌آيد كه قيام او با اذن و اجازه خاص امام سجاد(ع) بوده است.

از جمله‌‌ي اين روايات، اجازه‌اي است كه وي از محمد بن حنفيه گرفته است.

ممکن است گفته شود اجازه از محمد حنفیه دلیل بر رضایت ائمه(ع) از قیام او نمی‌‌شود.

ولی با توجه به اینکه از طرفی، مختار مي‌دانست هر گونه حكومت و سياستي جز به فرمان معصوم صحيح نيست، و از سوی دیگر با توجه به شخصیت و تقوای محمد، او بدون اذن امام زمانش، اجازه چنین کاری را صادر نمی‌‌کند، و عدم اذن مستقیم از امام(ع) به خاطر رعایت شرایط تقیه بوده است؛ او براي گرفتن اجازه به سراغ محمد بن حنفيه مي‌رود. در اين ديدار محمد بن حنفيه او را به تقوا سفارش مي‌كند و با رعايت شرايط تقيه، سخناني مي‌گويد كه مختار از آن، اجازه براي قيام می‌‌فهمد.

و با توجه به شخصيت معنوي محمد بن حنفيه، مي‌توان گفت اجازه او با اذن امام سجاد(ع) بوده است.

هرچند بعضی روایات در مذمت مختار نقل شده، لیکن این روایات از نظر سند اشکال دارد و ممکن است از جعلیات باشد، ولی در مقابل این روایات، روایات دیگری در مدح مختار وارد شده است، از جمله:

از حضرت اميرمؤمنان علی(ع) نقل شده که فرمود:
1. سيُقتل ولدي الحسين و سيَخرج غلام من ثقيف و يَقتل من الذين ظلموا...
به زودي فرزندم حسين كشته خواهد شد، ولي طولي نمي‌كشد كه جواني از قبيله ثقيف قيام خواهد كرد و از اين ستمكاران، انتقام خواهد گرفت.

2. از امام حسین(علیه السلام) نقل شده که پس از خطبه‌اي كه در راه كربلا ایراد نمودند، فرمودند: «پروردگارا، آن جوانمرد ثقيفي را بر آنان مسلط كن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ايشان بچشاند و از قاتلان ما احدي را معاف نكند. به جاي هر قتلي، كشتني و به جاي ضربت، ضربتي؛ و انتقام مرا و خواندن و دوستان و شيعيانم را از اين‌ها بگيرد».

3. پس از ارسال سر بريده عمر سعد و ابن زياد نزد امام سجاد(ع)، ايشان در حق مختار فرمودند: «حمد و ستايش، خدايي را كه انتقام ما را از دشمنانم گرفت و خداوند به مختار، پاداش و جزايي خير عطا فرمايد».

4. پس از ارسال سر بريده عمرسعد و ابن زياد، محمد حنفيه، فرمودند: «خداوند به او پاداش خير دهد و بهترين پاداش را بدهد. همانا او انتقام ما را گرفت و رعايت حق او بر همه فرزندان بني مطلب واجب گرديد».
5. نزد امام باقر(ع) سخن از مختار به ميان آمد: عده‌اي به وي ناسزا مي‌گفتند، حضرت فرمودند: «به مختار ناسزا نگوئيد، زيرا او بود كه قاتلين شهدای ما را كشت و انتقام خون، را (از دشمنان) گرفت و... .

6. از امام صادق(علیه السلام) نیز نقل شده که فرمود: «(پس از حادثه كربلا)، هيچ زني از زنان بنی هاشم آرايش نكرد و خضاب نگذاشت، تا زماني كه مختار، سر بريده ابن زياد و عمر سعد را براي ما فرستاد».
از مجموع اين احاديث به دست مي‌آيد كه در شخصيت و حُسن عقيده مختار هيچ شك و شبهه‌اي نيست و قيام او مرضیّ خدا و اهل بيت پيامبر(ص) بوده است.


۴۶ بازدید

دليل صحت احاديث منتشر شده از معصومين(ع)
در تاریخ ۲۱ خرداد ۱۳۹۸ & ساعت ۱۷:۳۴

حدیثی از یکی از ائمه اطهار(ع) خوانده‌‌ام که در امور دینی کنکاش نکنید... منظور چیست؟ از کجا می‌‌توان پی به صحت احادیث منتشر شده از پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) برد؟

سزاوار بود متن حدیثی که اشاره کرديد یا آدرس آن را ارسال می‌‌کردید.

لکن چنین حدیثی که انسان را از کنکاش و تحقیق در امور دین منع کند ندیده‌‌ایم، برعکس این حرف، در قرآن و روایات انسان به تفکر در امور دین و عالم وامثال آنها دعوت شده است.

لیکن از تفکر و تحقیق در حقیقت ذات باری تعالی منع شده است از جمله: در روایتی از امام محمد باقر(علیه السلام) چنین آمده: « قال أباجعفر(علیه السلام): إیّاکم و التفکّر فی الله و لکن إذا أردتُم أن تنظروا إلی عظمته فانظروا إلی عظیم خَلقه»؛ از تفکر درباره خداوند بر حذر باشید و هرگاه اراده کردید عظمت او را دریابید، به عظمت آفرینش بنگرید.

دلیل این مسئله هم این است که فکر و عقل انسان نمی‌‌تواند به حقیقت ذات باری تعالی راه پیدا کند، و درک حقیقت ذات خداوند از توان عقل بشر خارج است و تفکر در ذات خداوند ممکن است انسان را به انحراف بکشاند.

۴۰ بازدید

آگاهی اموات از تفکرات زندگان
در تاریخ ۲۱ خرداد ۱۳۹۸ & ساعت ۱۷:۳۲

آیا ارواح اموات از تفکرات ما آگاهند یا مثل زندگان تنها قادر به شنیدن صحبتهای ما هستند؟

آنچه از روایات استفاده می‌‌شود این است که: هر وقت انسان به زیارت قبر اموات برود، اموات صدای او را می‌‌شنوند.

در روايت امام صادق(ع) آمده است: «اگر قبل از طلوع خورشيد به زيارت قبر مردگان رفتيد و به آنان سلام داديد آنان مي‌‌شنوند و جواب مي‌‌دهند و اگر بعد از طلوع آفتاب رفتيد، مي‌‌شنوند ولي جواب نمي‌‌دهند».


از این روایت و بعضی روایات دیگر استفاده می‌‌شود که اموات در غیر از زمانی که ما به زیارت قبر اموات برویم، در زمان‌‌های دیگر صحبت‌‌های ما را نمی‌‌شنوند. هم چنین اموات، قادر به درک افکار ما نمی‌‌باشند.

۲۱ بازدید

زمان و هدف از خلقت کرات و کهکشانها
در تاریخ ۲۱ خرداد ۱۳۹۸ & ساعت ۱۷:۲۷

1. کرات و کهکشانها چگونه و چه زمانی به وجود آمده‌‌اند؟
2. فایده و دلیل بقای آنها چیست؟
3. اگر فقط در کره زمین، موجودات زنده و مکلف مانند انسان و جن یافت می‌‌شود، پس دلیل وجود سایر کرات و کهکشانها چیست؟


الف. قرآن کریم در مورد خلقت کائنات (آسمانها) می‌‌فرماید:‌«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِىَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِين‏»؛ سپس به آفرينش آسمان پرداخت، در حالى كه به صورت دود بود؛ به آن و به زمين دستور داد: «به وجود آئيد، خواه از روى اطاعت و خواه إكراه»! آنها گفتند: ما از روى طاعت مى‏‌‌آئيم.

جمله‌‌ی «هِىَ دُخان» (آسمان‌‏ها در آغاز به صورت دود بود)، نشان مى‏دهد كه آغاز آفرينش آسمان‏ها از توده گازهاى گسترده و عظيمى بوده است، و اين با آخرين تحقيقات علمى در مورد آغاز آفرينش كاملًا هماهنگ است. هم اكنون نيز بسيارى از ستارگان آسمان، به صورت توده فشرده‏‌اى از گازها و دخان هستند. («دخان» در لغت به معنى چيزى است كه به دنبال شعله و لهيب آتش برمی‌‌خيزد).

در آیه دیگر می‌‌فرماید: «وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْا رْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ أَ فَلا يُؤْمِنُون‏»؛ آيا كافران نديدند كه آسمان‏ها و زمين به هم پيوسته بودند، و ما آنها را از يكديگر باز كرديم؛ و هر چيز زنده‏‌اى را از آب قرار داديم؟! آيا ايمان نمى‏آورند؟!
در اين كه منظور از «رتق» و «فتق»(پيوستگى و جدائى) كه در اينجا در مورد آسمان‏ها و زمين گفته شده، چيست؟

مفسران سخنان بسيار گفته‏اند كه از ميان آنها سه تفسير، نزديك‏تر به نظر مى‏رسد و چنانكه خواهيم گفت هر سه تفسير ممكن است در مفهوم آيه جمع باشد.

1. بهم پيوستگى آسمان و زمين، اشاره به آغاز خلقت است كه طبق نظرات دانشمندان، مجموعه اين جهان به صورت توده واحد عظيمى از بخار سوزان بود كه بر اثر انفجارات درونى و حركت، تدريجاً تجزيه شد و كواكب و ستاره‏ها از جمله، منظومه شمسى و كره زمين به وجود آمد و باز هم جهان در حال گسترش است.

2. منظور از پيوستگى، يكنواخت بودن مواد جهان است، بطورى كه همه در هم فرو رفته بود، و به صورت ماده واحدى خودنمائى مى‏كرد، اما با گذشت زمان، مواد، از هم جدا شدند، و تركيبات جديدى پيدا كردند، و انواع مختلف گياهان، حيوانات و موجودات ديگر، در آسمان و زمين ظاهر شدند، موجوداتى كه هر يك نظام مخصوص و آثار و خواص ويژه‏اى دارد، و هر كدام نشانه‏اى است از عظمت پروردگار و علم و قدرت بى‏پايانش.

3. منظور از بهم پيوستگى آسمان، اين است كه: در آغاز بارانى نمى‏‌باريد، و منظور از بهم پيوستگى زمين، اين است كه: در آن زمان گياهى نمى‏روئيد، اما خدا اين هر دو را گشود، از آسمان باران نازل كرد و از زمين انواع گياهان را رويانيد.

روايات متعددى از طرق اهل‏بيت(عليهم السلام) به معنى أخير، اشاره مى‏كند، و بعضى از آنها اشاره‏اى به تفسير اول دارد.

بدون شك، تفسير أخير، چيزى است كه با چشم، قابل رؤيت است كه چگونه از آسمان باران نازل مى‏شود، زمين‏ها شكافته مى‏شوند و گياهان مى‏رويند، و با جمله: «أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا»: «آيا كسانى كه كافر شدند نديدند ...» كاملًا سازگار است، و با جمله «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ» نيز هماهنگى كامل دارد.

ولى تفسير اول و دوم نيز، با معنى وسيع اين جمله‌‏ها، مخالف نيست؛ چرا كه رؤيت، گاهى به معنى «علم» مى‌‌آید.

در هر صورت معنای اول که مجموعه اين جهان به صورت توده واحد عظيمى از بخار سوزان بود كه بر اثر انفجارات درونى و حركت، تدريجاً تجزيه و از هم جدا شدند استفاده می‌‌شود.

امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نیز در نهج البلاغه می‌‌فرماید: «...ثُمَّ اِنْشاءَ سُبْحانَهُ فَتْقَ الاَجْواءِ وَ شَقَّ الاَرْجاءِ وَ سَكائِكَ الْهَواءِ، فَأَجْرى فِيها ماءً مِتَلاطِما تَيّارُهُ، مَتَراكِما زَخّارُهُ، حَمَلَهُ عَلى مَتْنِ الرِّيحِ الْعاصِفَهِ، وَ الزَّعْزَعِ الْقاصِفَهِ، فَأمَرَها بِرَدِّهِ، وَ سَلَّطَها عَلى شَدِّهِ، وَ قَرَنَها الى حَدِّهِ، الْهَواءُ مِنْ تَحْتِها فَتِيْقٌ، وَ الْماءُ مِنْ فَوْقِها دَفِيقٌ، ثُمَّ أَنْشَاءَ سُبْحانَهُ رِيْحا اِعْتَقَمَ مَهَبَّها وَ أدامَ مُرَبَّها، وَ أَعْصَفَ مَجْراها، وَ أَبْعَدَ مُنْشاها، فَأمَرَها بِتَصْفِيقِ الْماءِ الزَّخّارِ، وَ اِثارَهِ مَوْجِ الْبِحارِ...»؛

«...آنگاه، خداوند سبحان فضاهاى شكافته را پديد آورد و به هر سوى راهى گشود و هواى فرازين را بيافريد و در آن آبى متلاطم و متراكم با موجهاى دمان جارى ساخت و آن را بر پشت بادى سخت وزنده توفان زاى نهاد. و فرمان داد، كه بار خويش بر پشت استوار دارد و نگذارد كه فرو ريزد، و در همان جاى كه مقرر داشته بماند. هوا در زير آن باد گشوده شد و آب بر فراز آن جريان يافت. (و تا آن آب در تموج آيد)، باد ديگرى بيافريد و اين باد، سترون بود كه تنها كارش، جنبانيدن آب بود. آن باد همواره در وزيدن بود وزيدنى تند، از جايگاهى دور و ناشناخته. و فرمانش داد كه بر آن آب موّاج، وزيدن گيرد و امواج آن دريا برانگيزد و آنسان كه مشك را مى‌‌جنبانند، آب را به جنبش واداشت. باد به گونه‌‌اى بر آن مى‌‌وزيد، كه در جايى تهى از هر مانع بوزد. باد آب را پيوسته زير و رو كرد و همه اجزاى آن در حركت آورد تا كف بر سر برآورد، آنسان كه از شير، كره حاصل شود. آنگاه خداى تعالى آن كفها به فضاى گشاده، فرا برد و از آن هفت آسمان را بيافريد. در زير آسمانها موجى پديد آورد تا آنها را از فرو ريختن باز دارد. و بر فراز آنها سقفى بلند برآورد بى هيچ ستونى كه بر پايشان نگه دارد يا ميخى كه اجزايشان به هم پيوسته گرداند.
سپس به ستارگان بياراست و اختران تابناك پديد آورد و چراغهاى تابناك مهر و ماه را بر افروخت، هر يك در فلكى دور زننده و سپهرى گردنده چونان لوحى متحرک.

این کلام حضرت نیز هماهنگ با آیات قرآن است و اینکه حضرت می‌‌فرماید: خداوند سبحان نخست موضوع بنیادین جو و فضا و هوا را به وجود آورده، آن را از هم می‌‌شکافد، با نظریات اخترشناسان نیز مطابقت دارد و با توجه به نظریات أخیری که دانشمندان پیرامون پیدایش جهان ارائه داده‌‌اند، عالم در ابتدا یک توده گسترده بخار، گاز، مواد مذاب و مانند اینها بوده آن گاه پیوستگی گسسته آن را گلوله گلوله کرده ، کرات مختلف را تشکیل داده و هم راه های آسمانی پدید آمد.

اینکه حضرت می‌‌فرماید: در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت.

از جملات امیرالمؤمنین در این خطبه روشن می‌‌شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده و شاید منظور امام مواد مذاب یا گازهای فشرده مثل هیدروژن و یا مایع اولیه‌‌ای مثل سدیم باشد که بر اثر شدت حرکت دورانی با انفجار عظیم درونی قطعاتی از آن ماده مذاب یا گازهای متراکم جدا شده و بر اثر مرور زمان و سرد شدن تدریجی به صورت ستارگان و کرات و اقمار در آمده است.

در مورد خلقت کائنات و کهکشان‌‌ها از نظر دانشمندان، نظریه‌‌ای که از سوى اكثر اخترشناسان به عنوان بهترين نظريه موجود تلقى می‌‌شود، بطور خلاصه این است که حدود 20 بيليون سال پيش تمام ماده و انرژى موجود در جهان، در نقطه‌‌اى بسيار كوچك و فشرده متمركز بوده است. اين نقطه كوچك و بی نهايت چگال و مركب از ماده- انرژى منفجر شد و به فاصله چند ثانيه پس از انفجار اين آتشگوى، ماده- انرژى با سرعتى نزديك به سرعت نور در همه سو منتشر شد. پس از مدت كمى، احتمالا چند ثانيه تا چند سال، ماده و انرژى از هم تفكيك شدند. و تمام اجزاء گوناگون جهان امروز از دل اين انفجار نخستين بيرون ريخته‌‌اند.

هواداران اين نظريه ادعا می‌‌كنند تمامى كهكشان‌‌ها، ستارگان و سيارات هنوز تحت تأثير شتاب ناشى از انفجار، با سرعت زيادى از همديگر دور می‌‌شوند و اين مطلب به وسيله مشاهدات «ادوين هابل» (1919 م) تأييد شد.

«استفن ويليام هاولينگ» كيهان شناس معروف معاصر پس از تشريح انفجار اوليه و مراحل اوليه آن تا تشكيل گازهاى داغ و سوزان، اين نظريه را به دانشمند روسى «ژرژ گاموف» نسبت می‌‌دهد و می‌‌نويسد:

«با گذشت زمان، گازهاى ئيدروژن و هليوم موجود در كهكشان به پاره‌‌هاى ابر مانند تقسيم می‌‌شدند كه تحت أثر گرانش خود در هم فرو می‌‌نشستند... سپس در اثر درجه حرارت بالا واكنش‏هاى هسته‌‌اى شروع شد. و ستارگانى مانند خورشيد ما تشكيل شد.

خورشيد ستاره نسل دوم يا سومى است كه حدود پنج هزار ميليون سال قبل از ابر متشكله از گاز چرخانى كه محتوى سوپر نواهاى پيشين بوده است(در کهکشان‌‌ها) بوجود آمده است.

ب. خلقت موجودات زمین برای انسان، تنها بدان معنا نیست که تمام آنان، منافعی مادی برای بشر داشته باشند، بلکه این تنها یک بعد قضیه است. جنبه مهم‌‌تر، آن است که تدبر و اندیشه در جهان آفرینش چه آنهایی که وجود دارند و چه آنهایی که منقرض شده‌‌اند، می‌‌تواند انسان را به خداوند هستی، نزدیک نموده و او را از مخالفت با پروردگارش باز دارد. و می‌‌دانیم که این قدرت تفکر و تدبر، امتیازی است که انسان‌‌ها را برجسته‌‌تر از سایر موجودات می‌‌نماید.

به بیان دیگر وجود کهکشانها و کائنات با عظمت، هم منافع مادی برای انسان‌‌ها دارد و هم وسیله تفکر در عظمت خالق است که از این راه انسان با فکر کردن به عظمت خداوند بیشتر پی ببرد.
البته حکمت خلقت کائنات منحصر به این نیست که عرض کردم ممکن است حکمت‌‌های زیادی داشته باشد که ما از آن بی‌‌خبر هستم و قطعا خداوند که حکیم است وچنین کائنات باعظمت و با نظم دقیق را آفریده کار لغوث و عبث و بی‌‌فایده نبوده است.

ج. عامل بقای کهکشان‌‌ها، اراده خداوند است و در قالب قانون طبیعی مشیت بقاء کائنات ادامه دارد.

د. از نظر قرآن کريم اين امر بعيد نيست و مفسران برخي آيات را دليل بر وجود موجودات در کرات ديگر دانسته است از جمله آيه «وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِيهِما مِنْ دابَّةٍ...». مرحوم علامه طباطبايي ذيل آيه 29 سوره شوري مي‌‌فرمايد: «ظاهر آيه اين است كه در آسمانها خلقي از جنبندگان(دواب) مثل روي زمين وجود دارد و اگر كسي بگويد كه منظور از جنبندگان آسمانها ملائكه هستند، مردود است چرا كه كلمه دواب بر ملائكه اطلاق نشده است».

صاحب تفسير نمونه مي‌‌گويد: كلمه «دابه» شامل موجودات ذره‌‌بيني تا حيوانات غول پيكر مي‌‌شود و اين آيه دلالت بر موجودات زنده آسمانها دارد گرچه هنوز دانشمندان به صورت قطعي در اين زمينه قضاوت نمي‌‌كنند و سر بسته مي‌‌گويند در ميان كواكب آسمان به احتمال قوي سياره‌‌هاي زيادي هستند كه داراي موجودات زنده‌‌اند، ولي قرآن با صراحت اين حقيقت را بيان مي‌‌دارد كه در پهنه آسمان نيز جنبندگان زنده فراوان وجود دارد.



۲۱ بازدید