pic
pic

مفاتیح الجنان

مطلب:
موضوع:
در باب زيارات‌

و مشتمل است بر يک مقدمه و چند فصل و يک خاتمه

مقدمه در آداب سفر است‌ چون اراده سفر کنی سزاوار آن است که روزه بداری روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را و اختيار نمايی روز شنبه را يا روز سه‌شنبه را يا روز پنجشنبه را و اجتناب کن از سفر کردن در روز دوشنبه و چهارشنبه و پيش از ظهر روز جمعه و از سفر کردن در اين ايام که در اين نظم واقع شده (هفت روزی نحس باشد در مهی زان حذر کن تا نيابی هيچ رنج سه و پنج و سيزده با شانزده بيست و يک با بيست و چار و بيست و پنج) از بعضی روايات نقل شده که بيست و يکم سفر کردن خوب است و در روز هشتم و بيست و سوم خوب نيست و سفر مکن در محاق شهر و در حالی که قمر در برج عقرب باشد و اگر ضرورتی حاصل شود برای سفر کردن در اين اوقات دعاهای سفر را بخوان و تصدق کن و هر وقت که خواهی به سفر رو .

(و روايت شده که: مردی از اصحاب حضرت امام محمد باقر عليه السلام اراده سفری کرد خدمت آن حضرت رسيد تا وداع کند با آن جناب حضرت به او فرمود که پدرم علي بن الحسين عليه السلام هرگاه اراده می‌نمود که بيرون رود بسوی بعض املاک خود می‌خريد سلامتی خود را از خدا به آنچه آسان بود برای او يعنی به دادن صدقه به هر چه که ممکن بود و اين در وقتی بود که پای خود را در رکاب می‌گذاشت و چون بسلامت از سفر مراجعت می‌کرد شکر می‌کرد خدا را و تصدق می‌داد به آنچه که ممکن بود آن مرد وداع کرد و رفت و بجا نياورد آنچه را که آن حضرت فرموده بود پس هلاک شد در راه اين خبر به امام محمد باقر عليه السلام رسيد فرمود اين مرد پند داده شد اگر می‌پذيرفت)

و سزاوار است که پيش از متوجه شدن غسل بکنی پس جمع می‌کنی اهل خود را نزد خود و دو رکعت نماز می‌گزاری و از خدا خير خود را سؤال می‌نمايی و آية الکرسي می‌خوانی و حمد و ثنای الهی بجا می‌آوری و صلوات بر حضرت رسول و آل او صلوات الله عليهم می‌فرستی و می‌گويی اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُکَ الْيَوْمَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ وُلْدِي وَ مَنْ کَانَ مِنِّي بِسَبِيلٍ الشَّاهِدَ مِنْهُمْ وَ الْغَائِبَ اللَّهُمَّ احْفَظْنَا بِحِفْظِ الْإِيمَانِ وَ احْفَظْ عَلَيْنَا اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا [اجْمَعْنَا] فِي رَحْمَتِکَ وَ لا تَسْلُبْنَا فَضْلَکَ إِنَّا إِلَيْکَ رَاغِبُونَ اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِکَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ وَ کَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَ سُوءِ الْمَنْظَرِ فِي الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَوَجَّهُ إِلَيْکَ هَذَا التَّوَجُّهَ طَلَبا لِمَرْضَاتِکَ وَ تَقَرُّبا إِلَيْکَ [اللَّهُمَ‌] فَبَلِّغْنِي مَا أُؤَمِّلُهُ وَ أَرْجُوهُ فِيکَ وَ فِي أَوْلِيَائِکَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ پس وداع کن اهل خود را و برخيز و بر در خانه بايست و تسبيح حضرت فاطمه صلوات الله عليها را بخوان و سوره حمد را از پيش رو و از جانب راست و از جانب چپ بخوان و همچنين آية الکرسي را از سه جانب بخوان و بگو اللَّهُمَّ إِلَيْکَ وَجَّهْتُ وَجْهِي وَ عَلَيْکَ خَلَّفْتُ أَهْلِي وَ مَالِي وَ مَا خَوَّلْتَنِي وَ قَدْ وَثِقْتُ بِکَ فَلا تُخَيِّبْنِي يَا مَنْ لا يُخَيِّبُ مَنْ أَرَادَهُ وَ لا يُضَيِّعُ مَنْ حَفِظَهُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ احْفَظْنِي فِيمَا غِبْتُ عَنْهُ وَ لا تَکِلْنِي إِلَی نَفْسِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ الدعاء پس بخوان سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را يازده مرتبه و سوره إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ و آية الکرسي و سوره قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ و قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ پس دست بر جميع بدن خود بمال و تصدق کن به هر چه ميسر باشد و بگو اللَّهُمَّ إِنِّي اشْتَرَيْتُ بِهَذِهِ الصَّدَقَةِ سَلامَتِي وَ سَلامَةَ سَفَرِي وَ مَا مَعِي اللَّهُمَّ احْفَظْنِي وَ احْفَظْ مَا مَعِيَ وَ سَلِّمْنِي وَ سَلِّمْ مَا مَعِيَ وَ بَلِّغْنِي وَ بَلِّغْ مَا مَعِيَ بِبَلاغِکَ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ و با خود بردار عصايی از چوب درخت بادام تلخ که (روايت شده که: هر که به سفری رود و با خود بردارد عصای بادام تلخ و بخواند وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْيَنَ تا وَ اللَّهُ عَلَی مَا نَقُولُ وَکِيلٌ و اين در سوره قصص است حق تعالی او را ايمن گرداند از هر سبع درنده و از هر دزد ظلم کننده و از هر حيوان صاحب زهری تا به خانه خود بر گردد و با او باشد هفتاد و هفت ملک که طلب آمرزش کند برای او تا برگردد و عصا را بگذارد) و سنت است که با عمامه بيرون‌ روی و سر عمامه در زير حنک بگردانی تا اينکه به تو آسيبی نرسد از دزد و غرق شدن و سوختن و قدری از تربت امام حسين عليه السلام با خود بردار و در وقت برداشتن بگو اللَّهُمَّ هَذِهِ طِينَةُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام وَلِيِّکَ وَ ابْنِ وَلِيِّکَ اتَّخَذْتُهَا حِرْزا لِمَا أَخَافُ وَ مَا لا أَخَافُ و با خود بردار انگشتر عقيق و فيروزج و خصوص انگشتری که عقيق آن زرد باشد و بر يک طرفش نقش باشد مَا شَاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ و بر طرف ديگرش محمد و علي .

(سيد بن طاوس در أمان الاخطار روايت کرده از أبو محمد قاسم بن علا: از صافی خادم امام علي النقي عليه السلام که گفت رخصت طلبيدم از آن حضرت که به زيارت جدش امام رضا عليه السلام بروم فرمود که با خود انگشتری داشته باش که نگينش عقيق زرد باشد و نقش نگين مَا شَاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ باشد و بر روی ديگر نگين محمد و علي نقش کرده باشند چون اين انگشتر را با خود داری امان يابی از شر دزدان و راهزنان و برای سلامتی تو تمامتر است و دين ترا حفظ کننده‌تر است خادم گويد بيرون آمدم و انگشتری که حضرت فرمود بهم رسانيدم و برگشتم که وداع کنم چون وداع آن حضرت کرده برگشتم و دور شدم فرمود که مرا برگردانند چون برگشتم فرمود ای صافی گفتم لبيک يا سيدی فرمود که انگشتر فيروزه هم بايد با خود داشته باشی به درستی که ميان طوس و نيشابور شيری برخواهد خورد به تو و قافله را منع خواهد کرد از رفتن تو پيش برو و اين انگشتر را به شير بنما و بگو مولای من می‌گويد که دور شو از راه و بايد که بر يک طرف نگين فيروزه اللَّهُ الْمَلِکُ نقش کنی و بر طرف ديگر الْمُلْکُ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ زيرا که نقش انگشتر أمير المؤمنين عليه السلام اللَّهُ الْمَلِکُ بود چون خلافت بر آن جناب برگشت الْمُلْکُ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ نقش کرد و نگينش فيروزه بود و چنين نگين امان می‌بخشد از حيوانات درنده و باعث ظفر و غلبه می‌شود در جنگها صافی گويد که رفتم به سفر و به خدا سوگند در همان مکان که حضرت فرموده بود شير بر سر راه آمد و آنچه فرموده بود به عمل آوردم و شير برگشت چون از زيارت برگشتم آنچه گذشته بود به خدمت آن جناب عرض کردم فرمود که يک چيز ماند نگفتی اگر خواهی من نقل کنم گفتم ای آقای من شايد فراموش کرده باشم فرمود که شبی در طوس نزديک قبر شريف شب را به سر می‌بردی گروهی از جنيان بزيارت قبر آن حضرت آمده بودند آن نگين را در دست تو ديدند و نقش آن را خواندند پس آن را از دست تو بدر آورده بردند به نزد بيماری که داشتند و آن انگشتر را در آبی شسته آن آب را به بيمار خود خورانيدند و بيمارشان صحت يافت پس انگشتر را برگردانيدند و تو در دست راست کرده بودی ايشان در دست چپ تو کردند تو از اين مطلب تعجب بسيار کردی و سبب آن را ندانستی و نزديک سر خود ياقوتی يافته برداشتی و الحال همراه تو است ببر به بازار و آن را به هشتاد اشرفی خواهی فروخت و اين ياقوت هديه آن جنيان است که برای تو آورده بودند خادم گفت ياقوت را به بازار بردم و به هشتاد اشرفی فروختم همچنان که سيدم فرموده بود)

(و از حضرت صادق عليه السلام منقول است که: کسی که بخواند آية الکرسي‌ را در سفر در هر شب سالم بماند و سالم بماند آنچه با او است و بگويد اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَسِيرِي عِبَرا وَ صَمْتِي تَفَکُّرا وَ کَلامِي ذِکْرا)

و از حضرت امام زين العابدين عليه السلام مروی است که فرمود: من پروا نمی‌کنم هر گاه بگويم اين کلمات را اگر جمع شوند برای ضرر من جن و انس بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ إِلَی اللَّهِ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ اللَّهُمَّ إِلَيْکَ أَسْلَمْتُ نَفْسِي وَ إِلَيْکَ وَجَّهْتُ وَجْهِي وَ إِلَيْکَ فَوَّضْتُ أَمْرِي فَاحْفَظْنِي بِحِفْظِ الْإِيمَانِ مِنْ بَيْنِ يَدَيَّ وَ مِنْ خَلْفِي وَ عَنْ يَمِينِي وَ عَنْ شِمَالِي وَ مِنْ فَوْقِي وَ مِنْ تَحْتِي وَ ادْفَعْ عَنِّي بِحَوْلِکَ وَ قُوَّتِکَ فَإِنَّهُ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ مؤلف گويد ادعيه و آداب سفر بسيار است و ما در اينجا اقتصار می‌کنيم به ذکر چند ادب

اول آنکه سزاوار است برای شخص هرگاه سوار می‌شود بِسْمِ اللَّهِ‌ را ترک نکند

دوم آنکه نفقه خود را حفظ کند و در جای محکم بگذارد زيرا که (روايت شده که: از فقه مسافر است حفظ کردن نفقه خود)

سوم آنکه در سفر اعانت رفقا کند و از خدمت و کار کردن در حوائج ايشان مضايقه نکند تا حق تعالی برطرف کند از او هفتاد و سه اندوه و پناه دهد او را در دنيا از هم و غم و برطرف کند از او اندوه بزرگ روز قيامت را (و روايت است که: حضرت امام زين العابدين عليه السلام سفر نمی‌کرد مگر با اشخاصی که نشناسند آن حضرت را برای آنکه در راه اعانت آنها نمايد زيرا که هر گاه می‌شناختند آن جناب را نمی‌گذاشتند که آن حضرت کاری بکند) و از اخلاق شريفه حضرت رسول صلی الله عليه و آله نقل شده که وقتی با اصحاب در سفر بود خواستند گوسفندی بکشند يکی گفت کشتن گوسفند با من ديگری گفت کندن پوست او با من و ديگری گفت پختن او با من حضرت فرمود جمع کردن هيزمش با من گفتند يا رسول الله اين کار را ما خواهيم کرد شما زحمت نکشيد فرمود می‌دانم شما اين کار را خواهيد کرد لکن من خوشم نمی‌آيد که از شما امتيازی پيدا کنم زيرا که حق تعالی کراهت دارد که ببيند بنده خود را که فضيلت داده خودش را به رفقايش) و بدان که ثقيلترين مردم در سفر نزد رفقا آن کسی است که با آنکه اعضايش صحيح و سالم است تنبلی می‌کند و مشغول کاری نمی‌شود و منتظر است که رفقای او کارهای او را بکنند

چهارم آنکه مسافر مصاحبت کند با کسی که نظير او باشد در انفاق کردن

پنجم آنکه نياشامد از آب هر منزلی مگر بعد از آنکه ممزوج کند او را به آب منزل قبل‌ و شايسته و لازم است برای مسافر که با خود بردارد از خاک بلد خويش و از طينتی که تربيت بر آن شده است و هر منزلی که وارد می‌شود مقداری از آن خاک بريزد در ظرف آب خود و آن را حرکت دهد پس بگذارد تا آب صاف شود آن وقت بنوشد

ششم آنکه اخلاق خود را نيکو کند و حلم را زينت خود کند و بيايد در آداب زيارت حضرت امام حسين عليه السلام آنچه مناسب اينجا است

هفتم آنکه توشه از برای سفر خود بردارد و از شرف آدمی است که توشه خود را نيکو گرداند بخصوص در سفر مکه بلی در سفر زيارت امام حسين عليه السلام توشه را از چيزهای لذيذ قرار دادن مانند بريانی و حلواها و غيره محبوب نيست چنانکه بيايد اين مطلب در باب زيارت آن حضرت و ابن اعسم گفته (مِنْ شَرَفِ الْإِنْسَانِ فِي الْأَسْفَارِ تَطْيِيبُهُ الزَّادَ مَعَ الْإِکْثَارِ وَ لْيُحْسِنِ الْإِنْسَانُ فِي حَالِ السَّفَرِ أَخْلاقَهُ زِيَادَةً عَلَی الْحَضَرِ وَ لْيَدْعُ عِنْدَ الْوَضْعِ لِلْخِوَانِ مَنْ کَانَ حَاضِرا مِنَ الْإِخْوَانِ وَ لْيُکْثِرِ الْمَزْحَ مَعَ الصَّحْبِ إِذَا لَمْ يُسْخِطِ اللَّهَ وَ لَمْ يَجْلِبْ أَذَی مَنْ جَاءَ بَلْدَةً فَذَا ضَيْفٌ عَلَی إِخْوَانِهِ فِيهَا إِلَی أَنْ يَرْحَلا يُبَرُّ لَيْلَتَيْنِ ثُمَّ لْيَأْکُلِ مِنْ أَکْلِ أَهْلِ الْبَيْتِ فِي الْمُسْتَقْبِلِ)

هشتم آنچه خيلی مهم است در سفر مراعات آن محافظت بر نمازهای فريضه است‌ که بجا آورده شود با شرايط و حدود در اوايل اوقات چه آنکه بسيار مشاهده شده از حجاج و زوار که در طريق مسافرت ضايع کردند نمازهای فريضه خود را بجهت آنکه در وقت بجا نياوردند يا بجا آوردند سواره و در محمل يا با تيمم يا با نجاست بدن يا جامه و امثال اينها که تمام از بی مبالاتی و استخفافشان به شأن نماز بوده و حال آنکه (در روايت است از حضرت صادق عليه السلام که فرمود: نماز فريضه بهتر است از بيست حج و يک حج بهتر است از خانه‌ای که پر از طلا باشد و آن طلاها را تصدق دهند تا تمام شود) و ترک مکن بعد از نمازهای مقصوره گفتن سی مرتبه سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ را که تاکيد در آن وارد شده است