pic
pic

درسی که از زندگی شهید سرافراز حاج قاسم سلیمانی(ره) باید گرفت

خلاصه خبر :
توصیه اخلاقی حضرت آیت الله حاج شیخ محمدجواد فاضل لنکرانی(دامت بركاته) به فضلاء حوزه در درس خارج

بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمدلله رب العالمين و صلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين

قبل از شروع بحث، شهادت سردار بزرگ اسلام و انقلاب شهید حاج قاسم سلیمانی و همراهان ایشان، و شهید ابو مهدی المهندس را که از ارکان مقاومت در منطقه بودند، به پیشگاه امام زمان(عج) و رهبر بزرگوار انقلاب فرمانده کل قوا و همه مستضعفان و دلسوزان اسلام و انقلاب و پیروان راه مقاومت تبریک و تسلیت عرض می‌کنم.

این روزها علی القاعده از رسانه ملی یا از طرق دیگر نکات زیاد و بسیار خوبی مطرح شده و در مصاحبه‌ها هم نکات خیلی اساسی بیان می‌شود. آنچه که برای ما باید به عنوان یک درس و اثر این شهادت باشد این است که انسان در هر زمانی می‌تواند مجاهد در راه خدا باشد، جهاد هم فقط جنگیدن در مرزها و مقابله ظاهری با دشمن نیست جهاد در راه خدا یعنی انسان وجود خودش را فانی برای خدا کند.

ببیند در هر جا که شیفت وظیفه‌ای که بر  عهده‌اش هست را به خوبی انجام بدهد، آنچه که در زندگی این شهید به وضوح مشاهده می‌شود همه‌اش بر همین مسیر بوده، ترس، خستگی، توقف، تردید، تزلزل، در وجودش نبود، محکم، مستقیم و مقاوم در جهاد در راه خدا بود و هیچ‌گاه دنبال نام و نشان نبود، واقعاً این خیلی مسئله مهمی است، دنبال این نبود که افتخارات زندگی‌اش را به رخ نظام یا به رخ مردم بکشد، همه چیز را برای خدا قرار داده بود. حتی در وصیت به همسرش می‌نویسد روی سنگ قبر من این عناوین سرلشگر و سپهبد و ... را ننویسید، بنویسید «سرباز اسلام»، سرباز انقلاب. این خیلی حرف است.

ما هم باید همین مسیر را دنبال کنیم، اگر بخواهیم واقعاً کمی در راه جهاد در راه خدا باشیم دنبال نام و نشان نباشیم، دنبال رفاه‌طلبی هم نباشیم. هر جا دیدیم برای اسلام کاری بر زمین مانده و ما می‌توانیم انجام بدهیم فروگزاری نکنیم. دنبال اینکه حقوقش چه‌قدر هست و چه آثار و عناوینی دارد نباشیم.

من این را هم عرض کنم در این زمان یکی از راه‌های محکم مجاهده این است که خیلی قوی درس بخوانید، می‌بینید در همین حوزه‌ها از همین هم لباسی‌ها، چطور احکام اسلام را یکی پس از دیگری مورد خدشه قرار می‌دهند. جهاد چیست؟ جهاد این است که واقعاً از این احکام محکم دفاع کنیم.

حاج قاسم سلیمانی برای چه به این مرحله رسید و خدا هم این اجر بزرگ را نصیبش کرد؟ برای اینکه می‌خواست اسلام بماند، احکام اسلام بماند، ولایت خدا بماند، غیر از ولایت خدا و ولایت کسانی که خدا تعیین کرده، ولایت ظلم و کفر بر سر مردم نباشد، دنبال همین بود. ولایت خدا یعنی چه؟ آیا همین که اسمش را بگوییم ما تحت ولایت خداییم کافی است. ولایت خدا یعنی صد در صد تسلیم احکام خدا باشیم. آنچه را خدا فرموده باور کرده و در مقام عمل اجرا کنیم.

ما هم باید در همه امور دنبال همین باشیم. نکته دیگر آنکه اسلام در هر دوره‌ای برای بیمه شدن و تثبیت خود نیاز به خون دارد، انقلاب هم همینطور، این انقلاب عزیز ما در بحران‌ها و طوفان‌ها و شدائد برای بیمه شدن نیاز به چنین خون‌های پاکی دارد. ببینید این خون چه تحولی در کشور ایجاد کرد؟ چقدر مردم به برکت این خون تحول پیدا کردند؟ اصلاً اگر خون شهید در ما تحول ایجاد نکند باید در خودمان تردید کنیم! اگر کسی بگوید مسیری که من می‌روم خیلی درست است الحمدلله جزء مجاهدین هستم اما خون شهید در او اثر نکند، باید در سلامت نفس خودش تردید کند، خون شهید اگر در انسان اثر کرد معلوم می‌شود قابلیت تحول را دارد.

بحمدالله این شهادت این تأثیر را داشت که مجدداً انقلاب ما را بیمه کرد، فریاد مقاومت نه در منطقه بلکه در صحنه بین المللی بلند شد، تاکنون می‌گفتند مقاومت در منطقه وجود دارد، ایران، عراق، لبنان، سوریه و یمن، ولی با این شهادت بانگ مقاومت علیه کفر در دنیا سر داده شد، و این بسیار مهم است، اینها شعار نیست بلکه واقعیت است که امروز مشاهده می‌کنیم.

امیدواریم خداوند ایشان را با حضرت ابا عبدالله الحسین(عليه السلام) و شهدای صدر اسلام، محشور کند و به ما توفیق ادامه راه‌شان را هر چه بیشتر عنایت کند ان شاء الله.


۱۰۷ بازدید