pic
pic

جلسه ماهانه طلاب و فضلاي قمي با حضور حضرت استاد در آستانه ماه عزاداري ابا عبدالله الحسين(ع)، شنبه 15/10/86

خلاصه خبر :
عن الصادق (ع): «حدثنى ابى عن ابيه، ان رجلاً من اهل الكوفه كتب الى الحسين بن على(ع) يا سيدى اخبرنى بخير الدنيا و الاخرة فكتب(ع) بسم اللّه الرحمن الرحيم اما بعد فان من طلب رضى اللّه بسخط الناس كفاه اللّه امور الناس و من طلب رضى الناس بسخط اللّه وكله الى الناس»


الحمد لله رب العالمين و لصلاة و السلام على سيدنا و نبينا و حبيب قلوبنا ابى القاسم محمد (ص) و على آله الطيبين الطاهرين المعصومين و لعنة الله على اعدائهم اجمعين من الان الى قيام الدين.

 عن الصادق (ع): «حدثنى ابى عن ابيه، ان رجلاً من اهل الكوفه كتب الى الحسين بن على (ع) يا سيدى اخبرنى بخير الدنيا و الاخرة فكتب (ع) بسم اللّه الرحمن الرحيم اما بعد فان من طلب رضى اللّه بسخط الناس كفاه اللّه امور الناس و من طلب رضى الناس بسخط اللّه وكله الى الناس»

 در آستانه ماه محرم الحرام قرار داريم زمانى كه وظيفه روحانيت براى احيای دين و ترويج دين يك وظيفه مضاعفى مى‏شود، و يك حركت و جوششى در اين زمينه در حوزه‏هاى علميه، در ميان فضلاء و در ميان روحانيت به وجود مى‏آيد.

 در سال‏هاى گذشته نظير اين مجلس در اين مكان مقدس و در اين حسينيه كه مربوط به ساحت مقدس ابا عبدالله  الحسين (ع) هست تشكيل مى‏شد اين جلسه

آقايان و فضلاء و شما بزرگان حوزه قم لطف فرموديد براى اين كه يك تذكره و يادبودى از اين مرجع بزرگوار باشد اين جلسه را در اينجا منعقد فرموديد، بنده خودم را كمتر از اين مى‏دانم كه وقت آقايان را تصديع بدهم و تضيع كنم اما اميدوارم نكاتى كه در ذهن خودم تنظيم كردم براى بيان آنها ان شاء الله مفيد باشد و بتوانيم از اين چند دقيقه بنحو احسن استفاده كنيم.

 من ابتدا اين روايتى را كه خواندم از امام صادق (ع) كه از پدر بزرگوارشان و تا مى‏رسد به ابا عبدالله الحسين در اين روايت نقل شده است كه حضرت فرمودند: كه هر كسى كه رضاى خدا را در مقابل سخط مردم مطالبه كند خداوند همه امور او و آنچه كه مردم در رابطه با او دارد او را كفايت مى‏كند. اين يك  مبناى بسيار مهمى است ما بايد دنبال تحصيل رضاى الهى باشيم، و اين يك مراحل بسيار متعددى دارد و چه بسا برخى از مراتبش براى ما قابل درك نباشد، بعنوان مثال عرض مى‏كنم آن كسى كه جاهل به دين هست اين در تحصيل رضاى الهى مراتب كمترى را مى‏تواند طى بكند، مراحل پاين ترى طى مى‏كند، آن كسى كه معرفتش به دين و به خدا و به حقيقت دين و حقيقت خدا ضعيف است اين دركش از آنچه كه چه چيزى مى‏تواند مطابق با رضاى خدا باشد اين خيلى محدود است. اگر يك شخص متدينى باشد، تحصيل رضاى خدا را در همين مقدار مى‏بيند كه يك واجبات ظاهرى را انجام بدهد يك محرماتى را هم ترك بكند اگر بتواند به بندگان و عباد خدا نفعى را هم عائد باشد.

 اما يك مرتبه بالاتر، آن كسانى است كه اسم خودشان را عالم مى‏گذارندو خودشان را در وادى معرفت به خدا قلمداد مى‏كنند اينها روشن است كه براى تحصيل رضاى الهى يك ميدان خيلى وسيعترى دارند اينها وقتى كه درك مى‏كنند عمق دين را وقتى كه درك مى‏كنند حقيقت دين را، وقتى ابعاد دين را و آنچه كه خداى متعال از بشر خواسته ولو تا يك حدى بتوانند او را بفهمند روشن است كه براى تحصيل رضاى الهى چنين افرادى قابل مقايسه با آن جاهل نيست، سر اين كه حالا عبادت هفتاد سال يك جاهل با عبادت يك روز يايك شبانه روز يك عالم برابرى مى‏كند سرش در همين است! يك روحانى اين توفيق را پيدا كرده ابعاد و راه‏هاى كه مى‏تواند تحصيل رضاى الهى بكند به اينها دست  يابى پيداكرده اگر جاهل بعضى از ظواهر و پوسته دين، بعضى از امور ظاهرى را برايش دست يابى پيدا كرده عالم به يك طرق متعدد دست  يابى پيدا كرده است.

 و از اين جهت است كه او مى‏تواند مراتب بسيار بالاترى از رضاى الهى را درك بكند.

 البته رضى الله عنهم همه مراتب را شامل مى‏شود و لكن اين مرتبه عالى كجا و آن مراتب ديگر كجا!

 ما اگر دنبال استنباط احكام شرعى باشيم بايد با اين معيار پيش برويم كه دنبال اين هستيم كه حكم خدارا بدست بياوريم و ببينيم خدا چه مى‏خواهد از ما، نه اينكه ما چه بخواهيم و چه ميل ماست و چه مطابق با اين نفوس و عقول ناقصه ماست، دنبال اين باشيم كه ببينيم كه خدا چه خواسته است، و اگر با اين نور رضايت الهى پيش برويم هم عنايت  مى‏كند به انسان و انسان موفق مى‏شود كه آنچه كه رضاى الهى است انجام بدهد.

 اين روايت مطلب زياد دارد و من فقط به يك معناى اجمالى اش اشاره كردم كه حالا در اثناء مطالبى كه مى‏خواهم عرض بكنم باز ممكن است به بعضى از نكاتش اشاره بكنم.

 من اولين نكته كه مى‏خواهم در آن بحث بكنم اين است كه وضعيت كنونى روحانيت در عصر حاضر را ببينيم چيست؟

 و اين از مطالب بسيار ضرورى است، روحانيت بايد بنشيند وضعيت كنونى خودش را و انتظاراتى كه از روحانيت وجود دارد و مطالباتى كه از روحانيت در جامعه كنونى است اينها را مقايسه بكنيم با زمان‏هاى گذشته، مثلاً در اين بحث اين نكته روشن مى‏شود يكى از سؤالهاى كه گاهى در افواه مطرح مى‏شود كه آيا اگر روحانيت اگر امام بزرگوار اگر شاگردان امام در خرداد 42 اينها به صحنه نمى‏آمدند آيا دين محفوظتر نبود؟ بايد به اين سؤال ما پاسخ بدهيم، آيا امروز كه به بركت رهبری هاى امام و دماء الشهداء و اين فداكارى‏ها و جانبازى انقلاب ما يك موجودى است حدود سى سال بررسى كنيم كه آيا حضور و عظمت روحانيت امروزه در چه حدى است و چگونه است من اين سؤال را براى اين مطرح مى‏كنم كه هر وقت يك انتخاباتى در كشور مطرح مى‏شود، هر وقت يك مسئله‏اى در انقلاب مطرح مى‏شود گاهى اوقات زمزمه مى‏شود كه روحانيت اگر فاصله بگيرد چه بسا اولى باشد، سؤال هم مى‏كنيم كه دليل اينها چيست؟ آنهايى كه با يك نپختگى و با يك سطحى نگرى قضاياى را دنبال مى‏كنند معتقد هستند كه چه بسا آن شاكله اصلى و آن ماهيت اصلى روحانيت و آن وظيفه اصلى روحانيت كه حفظ دين بوده چه بسا شايد نشده به آن نحوه واقعى كه انجام بشود، اين را بايد خيلى منصفانه بصورت علمى، دقيق بدور از هرگونه تعصبى ابعادش را بايد حوزه علميه بررسى بكند در اين جلسه و در امثال اين جلسه هم نمى‏شود اين مسئله را كاملاً بررسى كرد اما بنحو اجمال ما بعد از اين مدت تأثير حكومت اسلامى را در ابقاء دين بوضوح ديديم، اين از چيزهاى است كه واقعاً هيچ كسى و هيچ منصفى نمى‏تواند انكار بكند، اگر اين  حكومت اسلامى كه الان هست، اگر نبود دين در ميان مردم آن دينى كه قرآن از آن حكايت مى‏كند، آن دينى كه يك ابعاد وسيع دارد آن دينى كه دنبال سعادت بشر است آن دينى كه دنبال اين است كه جامعه يك جامعه زنده، مستقل، عزتمند پويا چنين دينى در جامه حضور نداشت، ما به بركت حكومت توانستيم تا يك حدى،  هيچ كسى هم نمى‏آيد ادعا كند امروز همه ابعاد دين اسلام و مكتب اهل بيت در جامعه پياده شده است اما يك ابعاد و اركان مهمى مرسوخ شده و در جامعه الان بصورت مستحكم وجود دارد من يك وقتى فكر مى‏كردم اين كه در فقه ما نسبت به حكومت جائر اين همه بحث‏ها و اين همه مخالفت‏ها هست، اگر كسى قاضى باشد براى حكومت جائر او حرام است به اشد حرمت، تا آن كسى كه يك قلم و دواتى را براى حكومت جائر مى‏كند چرا؟ چرا اين سؤالى است كه واقعاً در فقه دنبال بشود اين كه اين همه در اسلام و در فقه ما نسبت به حكومت جائر حتى اگر انسان قلباً هم بخواهد يك جائرى ولو براى يك ثانيه ادامه حيات پيدا بكند چرا اين قدر مورد توبيخ و مذمت و تحريم قرار گرفته است؟ اين نه فقط براى اين است كه ظلم مى‏شود، ممكن است بدون حكومت هم ظلم بشود بعضى از جاها هست حكومت هم وجود ندارد ظلم‏هاى هست بيش از ظلمى كه يك حكومت ممكن است داشته باشد اما نكته اصلى اين است همانى كه امام حسين (ع) در برخورد با يزيد بيان فرمود طبع يك  حكومت اين است كه همه چيزها و همه حقايق‏ها را دگرگون مى‏كند، اگر  حكومت حكومت جور شد، بسمت اقتضا و بسمت انحطاط و بسمت اين كه تمام ارزش‏ها از بين برود، مردم را سوق مى‏دهد طبع حكومت اين است و خاصيت حكومت اين است، شما ببينيد! در طول تاريخ حكومت كه در اختيار اهل سنت بوده اگر از اين زاويه ما بررسى بكنيم كه فتاواى كه در پرتوى بعضى از اين حكومت‏ها آمده در ظاهر دين و در جامعه تزريق شده و چه بدعت‏هاى را در جامعه براى هميشه پايدار كرده خيلى فراوان است، الان هم هست! از آن طرف وقتى  حكومت حكومت عدل باشد، حكومت مشروع باشد حكومتى باشد كه واقعاً بر اساس مبانى به وجود بيايد بر اساس اين كه مدعى اين است كه مى‏خواهيم قرآن و سنت پيامبر و ائمه را ما جارى بكنيم در جامعه اين خيلى از فرهنگ‏ها و خيلى از افعال و خيلى از كارها را مى‏تواند در جامه رواج بدهد و جامعه يك جامعه موفق و سعادتمندى بشود.

 حالا ما بياييم با اين بيان اگر اين انقلاب ما نبود، در همين حوزه علميه خودما آيا خبرى از اين حوزه مباركه با اين عظمت آيا اثرى از اين بود؟ آيا اثرى از اين تحقيقات بسيار وسيعى كه امروز توسط فضلاء اين حوزه، بزرگان اين حوزه دارد مطرح مى‏شود آيا اثرى از اينها بود؟ آيا در سطح عمومى جامعه دين تا چه اندازه‏اى مى‏توانست مطرح باشد؟ انصافش اين است كه امروز گرايش مردم به دين‏شناسى، گرايش مردم به شناخت احكام دين و ابعاد دين قابل مقايسه با قبل از انقلاب نبوده و بايد بر اين نكته ما اذعان بكنيم بايد بر اين نكته ما اعتراف بكنيم.

 صرف نظر از اينكه وقتى يك حكومتى در يك نكته از نقاط جغرافيايى به وجود مى‏آيد اين آثارى را در كل منطقه و در كل نقاط ميگذارد، امروزه روحيه اسلام خواهى، اسلام‏طلبى، روحيه گرايش به مكتب اهلبيت در دنيا خيلى عجيب رو به فزونى است، اينها به بركت اين انقلاب است.

 حالا روحانيت كه بالاخره پرچمدار اين انقلاب بوده در اين هم كه ترديدى وجود ندارد اين اقتضاى اين را دارد كه روحانيت در زمان كنونى حضور خودش را در ميدان هاى انقلاب قويتر بكند، حضور خودش را در نهادهاى تأثير گذار در اين نظام خيلى قويتر بكند، شما باز همين مسئله را يك مقدارى بيشتر ما مطرح بكنيم ببينيد ما به بركت اين انقلاب چهره‏هاى مختلفى را از دشمنى يافتيم و ياد گرفتيم، قبل از انقلاب دشمنى را در اين معنا مى‏كرديم كه يك گروهى بيايند به يك كشورى حمله بكنند بعد فهميديم كه نه، يك  دشمنى فرهنگى وجود دارد، يك هجوم فرهنگى وجود دارد، امروزه يكى از نكات (من تقاضايم اين است كه به اين نكته خوب دقت بفرماييد!) يكى از نكاتى كه مطرح است اين است كه دشمنان ما كه آنهاى قويتر از گذشته دارند كار مى‏كنند، اگر يك وقتى كسى فكر كند كه آنها حالا مأيوس شده‏اند اين يك خيال واهى است، امروزه دنبال يك هجوم علمى و يك استحاله دينى بالخصوص در كشور هست نه در كشور ما در كل جامعه‏هاى دينى هست و با برنامه  ريزى ما گاهى اوقات فكر مى‏كنيم كه اگر يك نظريه‏اى را در يك نقطه‏اى از دنيا يك كسى بعنوان دين مطرح كرده فكر مى‏كنيم كه يك آدمى است كه خودش نشسته فكر كرده يك نظريه باطلى را ابداع كرده اما حقيقتاً اينطور نيست، من نمى‏دانم اين قضيه را شنيديد! گفتنش براى انسان سخت است كه همين چندى پيش شورى پژوهشى الازهر مصر با انتشار يك اعلاميه‏ى بيان كرد كه هر زنى كه در مصر يا در هر نقطه از نقاط اسلامى در دنيا از راه زنا باردار مى‏شود سقط جنينش لازم است واقعاً آدم بيايد بررسى كند چطور شد اين فتوا از الازهر مصر در آمد سقط جنين يك مطلبى است كه مسلماً خود فقهای اهل سنت تا حالا كسى را نداشتيم در ميان آنها مواردى را حتى تجويز بكنند، يك موارد خيلى ضرورى آنجايى كه موجب مرگ مادر بشود، اما چطور مى‏شود اينها يك چنين فتواى را مى‏دهند آيا اين مسئله راه را  براى اين فساد باز نمى‏كند! كه ديگر اين فساد را انجام بدهند سقط جنينش هم كه جايز است ديگر مشكلى وجود ندارد بارى لا ابالى گرى‏ها، من نمى‏توانم باور كنم كه واقعاً اين يك پژوهش علمى و فقهى بوده كه اينها را اينجا رسانده است، يا امروز در كشور خود ما ببينيد در همين تهران گروهى هستند كه شبانه روز دارند كار مى‏كنند كه اين قوانين و اين احكامى كه در اسلام ميان زن و مرد بينش اختلاف هست همه را از بين ببرد، اصلاً بنايشان اين است  ممكن است يك طلبه‏اى را هم پيدا بكنند و يك دانشجوى را هم پيدا بكنند و يك مقدار هم بعضى از الفاظ روشنفكرى را هم به او بگويند او هم كه مبانى اجتهادى ندارد بر دارد يك مقاله، دو مقاله بنويسند بعد هم به استناد آن يك مقاله و دو مقاله بروند در مجلس و بگويند اين قانون را اصلاح بكنيد! بيدارى روحانيت در زمان معاصر بايد چند برابر باشد البته بسيارى از تحقيقات هم هست كه واقعاً يك محققى خودش از ساليان دراز دارد كار مى‏كند به يك نتيجه‏اى مى‏رسد اما اين جهات را ما بايد امروز در كشور خودمان توجه داشته باشيم.

 وظيفه روحانيت خيلى سنگين است براى دشمنان فرقى بين شيعه و سنى نيست آنها دنبال اضمحلال فقه چه فقه سنى و چه فقه شيعه است اين جمله امام بزرگوار بود كه فراموش نكرديد كه خيلى پر معناست اين جمله، امام رض فرمودند كه اگر يك زمانى اين فقه سنتى از حوزه‏ها گرفته شد آن زمان زمانى است كه انقلاب از بين خواهد رفت! ما انقلاب مان براى احياء همين احكام و اجراى همين احكام حكومت اسلامى مان براى همين است، امروز هم بحمد الله داريم مى‏بينيم در قضاى اسلامى، روزى نيست كه از مراكز قضايى استمدادى از حوزه‏هاى علميه نكنند، و حوزه‏هاى علميه هم بكار افتاده‏اند در پاسخ گويى به اين مطالبات، اينها نكات بسيار مهمى است كه بايد به آنها توجه داشته باشيم.

 بالاخره من در اين بخش مى‏خواهم اين را عرض كنم اگر كسى منصفانه بررسى بكند حكومت اسلامى منشأ ارزش‏هاى‏

 بسيار بسيار مهمى بوده است، كسى هم منكر اين نيست كه بعضى از نواقص و كاستى‏ها بوده اما اين منشأ ارزش بوده كسى ترديد نكند، كسى نگويد ما در ميدان‏هاى قبلى كه حضور پيداكرديم چه شد؟ حالا براى چه حضور پيدا كنيم، دشمن امروز دنبال القاء روحيه بى تفاوتى در درجه اول در خود روحانيت است ما اين را بوضوح داريم مى‏بينيم دنبال اين هستند كه روحانيت مخصوصاً آنهايى كه دستى در علم و تحقيق دارند اينها را يك مقدار جدا كنند از بدنه نظام و از بدن انقلاب و اين می طلبد كه ما توجه داشته باشيم.

 اين نكته را باز من يادم آمد از والد راحل مان (رضوان اللّه تعالى عليه) قبلاً هم من عرض كردم اينجا هم عرض بكنم، ايشان مكرر حتى تا روزهاى آخر مى‏فرمودند از زمانى كه ما به دنبال امام (رض) حركت كرديم تا اين زمان (دو سه ماه قبل از فوت شان) فرمودند من لحظه‏اى در حقانيت راه امام ترديد نكردم بلكه هر روز بر ضرورت او بيشتر واقف شدم، و اين خيلى ارزش دارد خيلى مهم است اگر اين انقلاب نبود چه از دين باقى مانده بود، چه از حوزه‏ها باقى مانده بود و چه از دين باقى مانده بود؟ حالا گاهى اوقات مى‏داند يك مجموعه‏اى بعضى از اشكالات يا گاهى اوقات بعضى از محرمات را دارد بايد آرام آرام اينها را حل كرد و برايش يك تدبيرى را انديشيد اين نكته و من دنبال اين نكته باز اين تقاضا را عرض مى‏كنم كه وقتى ما وظيفه مان سنگينتر است وقتى ما دشمنى‏هاى گسترده‏ترى را داريم مى‏بينيم اين مى‏طلبد كه از جهت علمى بيشتر كار كنيم باز يادتان نرفته و در ذهن شريف تان هست والد راحل ما مى‏فرمودند كه قميون از يك استعداد بسيار خوبى برخوردار هستند استعدادى كه در طلبه‏ها و فضلاى قم هست يك استعداد قابل توجهى هست و بيشتر بايد كار بكنند و بيشتر بايد از اين استعداد خودشان استفاده كنند ما نيازى به اين داريم كه امروز بيش از گذشته در مسائل علمى كار كنيم امروز رسيديم به اين نقطه كه فقه ما موارد پژوهشى خيلى فراوان دارد، من يادم است وقتى ما مكاسب مى‏خوانديم يك استادى داشتيم يك روزى او مى‏گفت ديگر در فقه و اصول كفگير به ته ديگ خورده و همه مطالب را همه بيان كرده‏اند، حالا مى‏فهميم نه تازه در اين ديگ برداشه شده است تازه ميدانهاى فراوانى است كه بزرگان و فقهاء بايد پژوهش كنند و كار كنند و اين مطالبات و اين چيزهاى كه در دنياى امروز وجود دارد اينها را پاسخ بگويند و مورد بحث قرار بدهند.

 به دنبال اين نكته مناسبت بسيار مهم ماه محرم است، شما بهتر از ما، ماه محرم را مى‏دانيد اقتضائاتش را بهتر مى‏دانيد ضرورت حفظ شعائر حسينى بدست روحانيت است اين نكته‏اى است كه روشن است.

 اما باز ما يكى از نكاتى كه مى‏بينيم كه دارد از خارج از ايران دارد برنامه ريزى مى‏شود براى خاموش كردن و كم رنگ كردن ماه محرم است.

 سى دى‏هاى بسيار فراوان و متنوع در اشكال به اين قضيه در اشكال به ابعاد اين قضيه در همه امورى كه مربوط به عزادارى است امروز وجود دارد شايد بعضى از اينها را شما هم ديده باشيد تعابيرى كه نسبت به ابا عبدالله الحسين در اين سى دى‏ها بكار برده مى‏شود كه واقعاً بدن يك انسان بما هو انسان مى‏لرزد از اين تعابير آنها دنبال اين هستند كه اين را از ما مردم بگيرند دنبال اين هستند كه كم رنگ بكنند، البته يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ آنها مى‏خواهند اين كار را بكنند اما خدا كه اجازه نمى‏دهد، اما وظيفه ما چيست؟

 ما بايد هر سال با شكوه بيشترى برگذار كنيم، هيچ وقت اين را بعنوان يك كار عادى تلقى نكنيم هر سالى يك جلوه جديدى است هر سالى يك بروز جديدى است هر سالى يك ظهور كامل‏ترى از اين حادثه را ما بياوريم در ميدان، آنچه كه بزرگان ما فرمودند، آنچه كه در طول تاريخ بوده، آنچه كه امام مى‏فرمود كه مكرر مى‏فرمود كه همين عزادارى‏هاى سنتى را حفظ كنيد، بلى بايد جلوگيرى بكنيم از اينكه عده‏ى مى‏خواهند خرافاتى را راه بدهند و تزريق بكنند به اين قضيه، از طريق اشعارى كه مداحان محترم اهل بيت اينها مى‏خوانند كار مى‏كنند اشعارى را درست كردند در اختيار اينها قرار دادند كه شما برخوردهاى مراجع را با اين گونه كه حالا بحمد الله تعداد نادرى هم هست اشعارى را درست كردند درش تعابيرى را قرار دادند كه اصلاً درست نقطه مقابل هدف امام حسين (ع) است و هم وهن براى شيعه و هم براى ضد براى دين و مبانى دين تعابير مثل زينب اللهى و اين تعابيرى كه بوى كفر و شرك ازش مى‏آيد حالا هرچه مى‏خواهند توجيه كنند، قابل توجيه نيست اينها.

 اما بايد مراقب باشيم كه ديگران رخنه نكنند نه اينكه بياييم آنچه كه هست اين را از دست مردم بگيريم مردم به خوبى در طول تاريخ توانستند اين عزادارى را به بهترين نحو انجام بدهند و هيچ هم فرو گزار نكردند در اين قضيه، بايد همين‏ها حفظ بشود، بايد يك مقدارى حالا بعضى از امورى كه موجب سامان دادن و بهتر برگزار كردن است اينها باشد اما اينكه بگوييم حالا امسال اين قسمتش را حذف كنيم به نظر ما، نه به نظر ما يعنى مراجع بزرگ قبلاً هم فرموده‏اند و حالا هم مى‏فرمايند اگر يك چيزى به خيال يك كسى شباهت به يك چيزى دارد اين مجوز اين نمى‏شود كه انسان بگويد كه اين را نبايد در اينجا قرار داد! بلى اگر يك چيز بين الفسادى است بايد با آن مقابله كرد يك چيزى واقعاً موجب وهن است بايد با آن مقابله كرد اما چيزى كه اين چنين نيست ما نمى‏توانيم تغيير بدهيم، بايد عزادارى‏ها را با شكوه بيشتر بر گزار بكنيم، بايد پيوند بين انقلاب و بين حادثه عاشورا را براى مردم بيشتر روشن كنيم كه هم امام فرمود و هم يك واقعيت عينى است كه اين انقلاب ما متخذ و مقتبس از حركت ابا عبداللّه الحسين (ع) است .

 و اين هم نكته بسيار مهمى است در قضاياى عزادارى كه فضلا و بزرگان مورد توجه قرار داده‏اند و اميدواريم كه امسال يك عزادارى با شكوه بيشترى يعنى هرچه عزادارى ما شكوهش بيشتر باشد ترديدى و يأس در دشمنان بيشتر مى‏شود و ما اگر مظاهرش را كم رنگ بكنيم اين موجب خشنودى آنها خواهد بود.

 و آخرين نكته كه عرض مى‏كنم بحث انتخابات مجلس شورى اسلامى است كه اين مرتبط به همان نكته اول است فرمودند شرايط كنونى حالا چه در قم و چه در مجموعه كشور يك شرايط بسيار حساسى است، عمل كردهاى اين مجلس و مجلس ششم دور از انظار و نظرات آقايان نيست، و من اين نكته را اينجا عرض بكنم حالا با قطع نظر از اين كه بايد اين  را تصريح بكنيم به اينكه روحانيت موفقيتش در طول اين انقلاب مرهون اين بوده كه در يك جناح خاص قرار نگرفته است و بايد همه ما مراقب اين قضيه باشيم اگر روحانيت را بخواهند (مقصودم از روحانيت، بدنه روحانيت است) حالا ممكن است يك طلبه‏اى برود در يك حزبى حالا او امر عليحده‏اى است اگر روحانيت را ازش بخواهند بعنوان جناحى و بعنوان سياسى و بعنوان حزبى استفاده بكنند اين روحانيت ديگر تأثيرى در جامعه نخواهند داشت به او نگاهى يك حزب مى‏كنند نگاه يك اهداف آن حزب را مى‏كنند رنگ آن حزب را در جبين او مى‏بينند ديگر نمى‏گويند براى خدا دارد حرف مى‏زند ديگر نمى‏گويند او براى اسلام دارد فرياد مى‏زند و اين نكته خيل مهمى است اگر خداى ناكرده اين ضعيف بشود و روحانيت در يك جناح قرار بگيرد يك خطر بسيار بزرگى هم براى انقلاب و هم براى حوزه است.

 روحانى وقتى دارد حرف مى‏زند ،وقتى دارد از انقلاب صحبت مى‏كند وقتى دارد از مسائل مربوط به نظام صحبت مى‏كند واقعاً از سر ديانت و از سر دين دارد با اآنها حرف مى‏زند اگر جناحى شد اين تلقى را ديگر مردم ندارد، ديگر مردم اين اعتبار را براى او قايل نيستند الان كه مى‏خواهم اين نكته را عرض مى‏كنم نه اينكه بخواهيم بگوييم آقا گروهى كه در اين كشور هستند اين گروه باطل است و آن گروه درست است كارى نداريم به گروه‏ها، كارى نداريم به جناح‏ها نه آن اسمى كه براى اين گروه است درست با مسمى مطابقت مى‏كند و نه بالعكس، كارى به اينها نداريم ما اصلاً، ولى من ياد اين نكته افتادم كه در مجلس ششم وقتى كه جمعى از نمايندگان مجلس آن تحصن را به وجود آوردند بر آن زمانى كه بحث خروج از حاكميت و اين شعارهاى اين چنينى داده مى‏شد من يادم نمى‏رود كه والد ما (رضوان الله تعالى عليه) بقدرى از اين قضيه ناراحت بودند كه يك روزى يكى از همان نمايندگان مجلس ششم آمده بود خدمت ايشان ايشان با پرخاش فرمودند شما با اين تحصن انقلاب را لبه پرتگاه برديد! ببينيد چقدر حساسيت دارد، يك عمل يك كار چه اثرى مى‏تواند داشته باشد كه حالا ما بگوييم حالا مجلس مى‏خواهد تشكيل بشود كارى نداريم كه چه كسى مى‏خواهد برود مجلس اين بر مى‏گردد به همان روايتى كه من اول خواندم ان من طلب رضى اللّه آن كسى كه بى تفاوت است نسبت به مسائل جامعه و مسائل انقلاب اين طلب رضى نفسه، بگويد من اينطورى آسيب نمى‏بينم من اينطورى راحت‏تر هستم، اين براى من اعتبار بيشترى دارد كه من دخالتى نكنم حرفى نزنم سكوت كنم بى تفاوت باشم بين آن روحانى كه منعزل از جامعه و حوادث جامعه است و چه بسا در بيت خودش به شب زنده دارى و تهجد مشغول است و آن كسى كه آمده در صحنه مى‏خواهد ببيند چه چيزى دين مردم را حفظ مى‏كند بلى البته يك عده‏اى هم خداى ناكرده مى‏آيند در صحنه براى قدرت‏طلبى، براى تكاثر اموال، ولى همان نحوى كه امام آمد در صحنه، همان نحوى كه بزرگان ما حضور داشتند در صحنه نگران دين مردم بودند، نگران معيشت مردم بودند، نگران مشكلات مردم بودند آيا بين اين دو نفر از روحانيت آ يا مى‏شود ما بگوييم هردو طلب رضى الله؟ آن كسى كه مى‏گويد من مى‏روم در گوشه خانه‏ام مى‏نشينم كارى ندارم به من چه ارتباطى دارد، و آن كسى كه واقعاً براى خدا مى‏آيد در ميدان هردويشان رضى الله است قطعاً يكى از آنها رضى الله است يكى اش رضى نفسه است يكيش رضاى غير الله است و رضاى شيطان است، نمى‏فهمد رضاى شيطان است.

 واقعاً توجه داشته باشيد چه مى‏خواهد در جامعه ما اتفاق بيفتد، مجلس باز فراموش نمى‏كنم شايد من بتوانم بگويم اگر انسان بررسى كند در فرمايشات امام (رض) نسبت به مجلس از هر چيز ديگرى بيشتر برايش اهميت قايل بودند، مجلس است كه دارد قوانين را مطرح مى‏كند، مجلس است كه قوانين را دارد تصويب مى‏كند قوانين اگر قوانين اسلامى باشد اين موجب عزت است، موجب بقاء دين است، و بايد نسبت به اين مسئله ما اهتمام داشته باشيم.

 باز من فراموش نمى‏كنم در همين مجلس هفتم گاهى اوقات يك قضاياى به وجود مى‏آمد مراجع بزرگوار دخالت مى‏كردند تذكر مى‏دادند و بحمد الله در اين مجلس هفتم از اين جهت ما بايد اين را بگوييم واقعاً آنچه را كه اينها مى‏فرمودند مورد عنايت اينها قرار مى‏گرفت.

 بايد بسيار توجه بكنيم واقعاً افرادى كه من حالا باز اين ضابطه را خود شما بهتر از ما بلد هستيد، قم يك خصوصيت ويژه دارد آنهايى كه در مجلس حضور پيدا مى‏كنند بايد افرادى باشند كه بتوانند انعكاس دهنده نظرات روحانيت و حوزه و مرجعيت باشد، اين غير از يك نماينده‏اى است كه در يك شهر ديگر انتخاب مى‏شود، قم امروز بعنوان ام القرى علمى است بعنوان ام القرى دينى است همه به آن توجه دارند، بايد افرادى كه واقعاً بتوانند انعكاس دهنده باشد، بتوانند نظرات حوزه و نظرات بزرگان را بخوبى منتقل بكنند به اين مجلس و در قوانين اين مجلس تأثير گذار باشد.

 بايد كسانى باشند كه واقعاً ارزش‏هاى انقلاب را درك كرده باشد ارزش‏هاى اسلام را درك كرده باشند اينها معيارهاى كلى است كه عرض كردم هم از قبل مطرح بوده و هم بزرگان فرمودند و مطالبى است كه آقايان مد نظر دارند و اميدوارم كه انشاء اللّه در اين دوره از قم يك افرادى كه واقعاً ارزشمند باشند و مورد توجه بزرگان اينها در مجلس حضور پيدا كنند، من خاتمه عرايضم باز اين سه محورى كه عرض كردم مجدداً تكرار مى‏كنم كه يك محور اين است كه آقايان بيايد هر روحانى، هر گروهى هر مجمعى از روحانين از هر شهرى واقعاً شرايط كنونى روحانيت در عصر حاضر را كاملاً بررسى كند، حالا منتظر اين هم ننشينيم كه سمينارها برگزار بشود كه حالا توضيحش را دادم و مسئله ماه محرم و توجه به احيا عزادارى سنتى و مسؤوليت بسيار خطير انقلابى كه در رابطه مجلس شوراى اسلامى داريم، من عذر خواهى مى‏كنم از شما بزرگان، شما سروران و خودم را هم در حدى نمى‏دانم كه براى شما صحبت كنم اما ديگر آقايان اين وظيفه را بر عهده من گذاشتند و الا من خودم را يكى از طلاب كوچكى از شما بزرگان قم مى‏دانم.

 پروردگارا! انقلاب ما را محفوظ بفرما!

 حوزه‏هاى علميه ما را مراجع ما را علمااو بزرگان ما را محفوظ بفرما!

 مسئولين نظام را خدمت گذاران به اين انقلاب را رهبر معظم انقلاب را مؤيد و محفوظ بدار!

 بما توفيق خدمت به دين بيش از گذشته عنايت بفرما!

 خداوندا دين را هرچه بيشتر در جامعه مازنده بفرما!

 امام زمان را از ما راضى و خشنود بدار!

 ما را موفق به وظايف شرعى بفرما!

 ما را مديون خون شهداء قرار نده!

 خدايا يك مجلس بسيار با عظمت كه موجب قوت اسلام و انقلاب هست براى ما مقرر بفرما

 و السلام عليكم و رحمت اللّه و بركاته.

پرسش و پاسخ :

 س 1 - آيا اين شهريه‏ى را كه پرداخت مى‏كنيد از كجاست و آيا بيشتر مى‏شود و استمرار خواهد داشت يانه؟

 ج - اين قضيه شهريه از وجوهاتى است كه يك مقدارى از قبل در اختيار مرحوم والد بوده، يك مقدارى از چك‏هاى است كه در اختيار ماست و يك مقدارى هم از دست گردان‏هاى كه دارند مى‏آورند و ما خودمان را بعنوان يك امانت دار مى‏دانيم البته آقا در آن وصيت نامه شان اين اختيار را دادند به ما كه يا شهريه بدهيد يا براى مركز فقهى نگهداريد مإ؛ّّ واقعاً باتوكل بر خدا و الان با خيلى‏ها كه مشورت كرديم گفتند همين مقدار موجود را حفظ كنيد براى مركز فقهى، مركز فقهى ما، بحمد الله هم در قم و هم در مشهد و هم در افغانستان و هم در سوريه در اين سال تحصيلى دائر است و ان شاء الله دعا بفرماييد كه اينها اگر مورد رضاى خداست باقى بماند اگر هم نيست كه هرچه خدا مى‏خواهد انجام بشود.

 اين شهريه ارتباطى به هيچ مرجع ديگرى ندارد، ارتباطى به هيچ شخصيت ديگرى ندارد مربوط به خود مرحوم والد است.

 س 2 - اينكه مى‏گوييد بعضى از تعابير بووى شرك را مى‏دهد واقعاً بوى شرك مى‏دهد يا شرك است؟

 ج -  واقعاً شرك است، در يك استفتاى كه از والد ما شد، ايشان تصريح فرمودند اين تعابير اگر با قصد جدى گفته بشود شرك است.

 يك استفتائاتى از ايشان در سه چهار سال پيش در همين رابطه شد، من تقاضا مى‏كنم آقايان آن را ببينند حتماً.

 س  3 - به فكر معيشت طلاب باشيد!

 ج - اين را از بزرگان بايد بخواهيد من هم مثل شما به بزرگان عرض مى‏كنم به فكر معشيت طلاب باشند.

س4 - فرمايشات رهبرى را در حوزه زنده كنيد.

  ج - اين مطلب بسيار خوبى است من هم در درس اول به مناسبت اين فرمايشاتى كه رهبر بزرگوار انقلاب فرمودند آنجا من نكاتى را گفتم حالا آقايانى كه با روزنامه‏ها ارتباط دارند حتماً ديده‏اند من يكى از نكاتى كه نوشته بودم اينجا مى‏خواستم بگويم اين جمله ايشان است كه عده‏اى از زنها از نمايندگان مجلس جلسه‏اى داشتند خدمت ايشان جمله‏اى كه ايشان دارند اين است  «در مورد ارث، زن از همه اموال شوهر ارث مى‏برد فقط در بحث زمين از قيمت آن ارث مى‏برند، در باره تساوى ديه زن و مرد نظرات ديه زن و مردم را ديدم تساوى نظريه محكمى ندارد، همه نظرات تساوى مخالف اسلام است، شما هم دنبال تساوى ديه زن و مرد نرويد، تساوى مرد و زن غلط است و با مسائل فقهى انطباق ندارد تعجب مى‏كنم يك عالم چگونه به اين حكم مى‏رسد؟

س5- نظر جامعه مدرسين را خواسته‏اند.

 ج - جامعه مدرسين يك جلسه‏ى را فردا شب دارند تصميم مى‏گيرند در اين زمينه.

س6 - چرا از طلاب قمى كه در بين آنها عالم انقلابى و با هوش كم نيستند در قضا و حاكم شرعى استفاده نمى‏شود و نمى‏كنيد؟

 ج - درست است اين مطلب البته يك جلسه بسيار خوبى را برادر بزرگوار ما جناب حجة الاسلام و المسلمين بنایی تشكيل دادند با يك جمع محدودى از فضلاء در آن جلسه حركت‏هاى بسيار خوبى مربوط به حوزه و استفاده از طلاب فاضل و با استعداد قمى دارد تدارك مى‏شود.

س7 - چرا براى طلاب قمى يك شهريه علحيده ماهانه ترتيب داده نشده است؟

 ج - اين را بايد از نمايندگان طلاب قم سؤال كنيد كه چرااينها دنبال اين قضيه نبودند

س8-  شما مسائلى را در عزادارى مطرح كرديد براى تبيين بيشتر مثال‏هاى را در رابطه با عزادارى سنتى ذكر كنيد!

 ج - عزادارى سنتى همينى است كه هست، گريه كردن، سينه زدن، زنجير زدن، پرچم آوردن بيرون، علم آوردن، علم آوردن آن مقدارش كه مزاحم يك خيابان را ميگيرد بلى نمى‏شود آورد ولى آن علم‏هاى كه قديم هم محدود مى‏آوردند اگر آقايان عزادارى يزد را ديده باشند از تلويزيون يك چيزهاى است كه چندين برابر اين علم‏هاى معمولى است در سال گذشته سؤال شد از والد ما (رض) كه اين علم‏ها اشكالى دارد مسؤول صدا و سيما يك وقت تلفونى اين را سؤال كرد ايشان فرمودند هيچ اشكالى ندارد.

س9- راجع به نظر مقام معظم رهبرى در مور تحول جدى در حوزه

 ج - عرض كردم اين را ما قبلاً در مجلس درس مفصل بحث كرديم آقايان به نوار آن بحث‏ها مراجعه كنند.

س10 - چرا دفاتر مرحوم آقا هنوز فعال است؟

 ج - عرض مى‏كنم كه ما بعد از ارتحال آقا تصميم بر اين بود كه بعد از چهلم دفاتر را بصورت كلى ما ديگر ببنديم من رفتم تهران كه در تهران دو دفتر هم داريم آنجا دو جلسه گذاشتيم با اعضاء دفاتر تهران اينها به آنها اعلام كرديم كه چهلم تمام شد و بنا داريم دفاتر را جمع كنيم، نكته مهم اين است كه مقلدين زيادى از ايشان بر ايشان باقى مانده‏اند، و اينها سؤالات دارند آن آقايان تهران هم به ما گفتند كه جواب اين سؤال را كى بايد بدهد؟ حتى من يك روز خودم از ساعت 10 تا 12 رفتم آنجا ما ده خط تلفن در يكى از دفاتر داريم يك دقيقه قطع نمى‏شد، و من واقعاً شبهه كردم در اينكه فعلاً اينها را ببنديم هر وقتى ديديم نياز نيست مى‏بنديم، آقايان هم نگران نباشند بر باز بودن اين دفاتر.

 حسينيه اينجا راهم آقايان مى‏دانند كه اين از ثلث مرحوم جد ما بوده و بعد هم مرحوم والد ما مجموعاً اينجا را وقف براى حسينيه كردند و ملك شخصى نيست.

 واقعاً آقايان! من اين را عرض كنم روحانيت واقعاً افتخار بكند نه از باب اينكه ايشان پدر ما بود، من اين را عرض مى‏كنم و خدا را شاهد مى‏گيرم بر آنچه كه مى‏گويم هيچ كم و زياد نيست اين جمله كه ما اينجا نوشتيم و زديم كه تمام اموالى كه مربوط به اينجانب است هيچ كدام مال شخصى نيست ما بعد از ارتحال ايشان حتى بگوييم يك دانه ليوان مورد بحث واقع بشود كه اين به كى مى‏رسد وجود ندارد، ايشان وقتى از دنيا رفت غير از اين اموال كه همه‏اش مربوط به بيت المال است يك مقدار عبا و قباى شخصى داشتند و اين واقعيت دارد كم و زياد هم نيست و شما ببينيد از اين ثبت قم يا ثبت كل كشور مى‏توانيد سؤال كنيد اين مرجع تقليد در طول عمر خودش، نه در جوانى، نه قبل از مرجعيت نه بعد از مرجعيت يك سر سوزن ملك شخصى ايشان نداشته و اين مطلب روشنى است و واقعاً بايد افتخار كرد اين را.

۱,۳۰۰ بازدید