علم ائمه معصومین(ع)، متصل به علم خدای تبارک و تعالی است
۰۹ دی ۱۴۰۴
۱۱:۳۰
۱۰
خلاصه خبر :
آخرین رویداد ها
-
انقلاب اسلامی یک امانت بزرگ الهی است
-
همه روحانیت یک صدا از رهبری معظم انقلاب حمایت کرده و تبعیت از ایشان را بر خود واجب میدانند
-
لزوم تبیین قرآنی مهدویت
-
دفاع از قرآن، زیباترین وجهه راهپیمایی ۲۲ دی
-
آمریکا و اسرائیل نقشه خود را بر اغتشاش و برهمزدن امنیت داخلی ایران متمرکز کردهاند
-
آئین عمامه گذاری طلاب در جشن میلاد امیرالمؤمنین(ع) در حسینیه دفتر آیت الله فاضل لنکرانی
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحيمْ
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ
مناسبتهای ماه مبارک رجب را خدمت همه شما سروران و عزیزان محترم، و نیز همه کسانی که این جلسه را مشاهده میکنند، تبریک و تهنیت عرض میکنم.
امشب مصادف است با شب دهم ماه مبارک رجب، که میلاد با سعادت نهمین پیشوای شیعیان، امام جواد(علیهالسلام) میباشد. این ولادت مبارک را به محضر مقدس امام زمان(عج) و به همه شیعیان، همه مسلمانان و بلکه همه بشریت تبریک عرض میکنم.
امام جواد(علیهالسلام) در سن کودکی به مقام امامت رسید. همانگونه که در میان انبیاء، حضرت عیسی(علیهالسلام)، در مهد تکلم فرمود و گفت خدا مرا به مقام نبوت رسانیده است، امام جواد(علیهالسلام) نیز هنگامی که متولد شد، در همان لحظات نخست این جمله را بر زبان جاری ساخت: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا ٱللهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللهِ» و در روز سوم ولادت، شهادت بر ولایت امیرالمؤمنین و ائمه معصومین(علیهمالسلام) داد.
پس از آنکه امام هشتم(علیهالسلام) به شهادت رسید، امام جواد(علیهالسلام) را ـ با آنکه سن بسیار کمی داشت ـ به مسجد رسول خدا(ص) در مدینه آوردند. هنگامی که حضرت وارد مسجد شد و بر فراز منبر قرار گرفت. بیش از هفت سال از عمر شریفشان نگذشته بود و همه حاضران در شگفتی بودند. حضرت شروع به معرفی خود فرمود و گفت: «من محمد بن علی الرضا هستم، من جواد هستم، من عالم به انساب مردم در اصلابشان هستم». من میدانم پدر هر کسی کیست وجدّش که بوده، و از کدام طایفه و عشیره است.
سپس فرمود: «من به اسرار و ظواهر شما آگاهم و میدانم در درون قلبهای شما چه میگذرد». دقت کنید؛ یک کودک هفتساله بر منبر رسول خدا نشسته و چنین مطالبی را بیان میکند، و نیز فرمود: «عاقبت همه شما مردم را میدانم اینکه کدام یک به حُسن عاقبت رسیده و کدام یک به سوء عاقبت گرفتار خواهد شد، همه اینها را میدانم.
حضرت فرمود: خداوند علمی به من عنایت کرده است؛ -این نکته را خوب دقت کنید:- امیرالمؤمنین(علیهالسلام) که علم اولین و آخرین در قلب مبارک او قرار داشت، و نیز همه ائمه معصومین(علیهمالسلام)، نزد هیچ استادی درس نخواندهاند. از همان دوران کودکی، علم امامت را خداوند در درون وجود آنان قرار داده بود، و این از امتیازات مذهب شیعه است.
شما ببینید پیشوایان تمام مذاهب دیگر سالها با زحمت به تحصیل علم پرداختهاند تا به مراتبی رسیدهاند؛ اما ائمه ما نیازی به درس خواندن نداشتند. این علم را خداوند در درون آنها قرار داده است و همین امر سبب امتیاز شیعه است که چنین پیشوایانی دارد. این بزرگواران حتی یکبار، یک سخن اشتباه بر زبان نراندهاند؛ هرگز خطا نکردهاند و گناهی از آنان سر نزده است.
علم این حضرات متصل به علم خدای تبارک و تعالی است. در روایتی که از امام باقر(علیهالسلام) نقل شده، حضرت فرمود: «ما محدَّث هستیم»، یعنی ملائکه الهی میآیند و هر آنچه لازم باشد، در هر موضوعی، به ما القا میکنند. البته محدث به این معناست که امام، مَلَک را نمیدید، اما صدای او را میشنید. همه ائمه ما(علیهمالسلام) محدَّث بودهاند.
اکنون به این جمله توجه کنید: کودکی هفتساله بر منبر نشسته و میفرماید: «وَلَوْلَا تَظَاهُرُ أَهْلِ الْبَاطِلِ، وَدَوْلَةُ أَهْلِ الْجَوْرِ، وَوُثُوبُ أَهْلِ الشَّكِّ، لَقُلْتُ قَوْلًا تَعَجَّبَ مِنْهُ الْأَوَّلُونَ وَالْآخِرُونَ» اگر نبود که اهل باطل برای مقابله با حق، دست در دست هم دادهاند، و اگر این حکومت غاصب و دولت جور وجود نداشت، و اگر این شکها در دلهای مردم پدید نمیآمد، سخنی میگفتم که اولین و آخرین از آن در شگفت میماندند. یعنی اگر این موانع نبود، مطالبی را بیان میکردم که همگان تعجب میکردند که چگونه یک انسان میتواند چنین معارفی را مطرح کند و از چنین علمی برخوردار باشد.
منتها بعد، «ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ الشَّرِيفَةَ عَلَى فِيهِ» دست مبارکشان را بر دهان خود گذاشتند و خطاب به نفس خویش فرمودند: تو هم سکوت کن، همانگونه که پدران تو سکوت کردند.
معنای این سخن آن است که بشر، چه بشر آن زمان، چه بشر امروز، و چه بشر تا قیامت، هر مقدار که عقلش رشد کند، هر مقدار که علمش پیشرفت نماید، هر مقدار که تواناییهای علمی او افزایش یابد، و هر اندازه به امکاناتی مانند همین فناوریهای نوین، از جمله هوش مصنوعی و امثال آن، دست یابد، هرگز با علم امام قابل مقایسه نخواهد بود. اینها بمراتب دونِ علم امام خواهند بود. علم امام فوق همه علوم بشر و فوق همه قدرتهای بشری است. این علم را خداوند به ایشان عطا عنایت فرموده است.
حتماً شنیدهاید عموی پدر امام جواد(علیهالسلام) علی بن جعفر در مسجد پیامبر(ص) نشسته بود. امام جواد(علیهالسلام) وارد مسجد شدند در حالی که کودکی بیش نبودند. با شتاب از جا برخاست، بهگونهای که عبایش بر زمین افتاد، و به استقبال امام جواد رفت، در حالی که خود شخصیتی سالخورده و پیرمردی محترم بود، خم شد و دست امام جواد(علیهالسلام) را بوسید. پیرمردی شصت، هفتاد ساله، دست کودکی هفت یا هشت ساله را بوسید.
امام جواد(علیهالسلام) به او فرمودند: «اِجْلِسْ يَا عَمِّ رَحِمَكَ اللهُ» یعنی: عمو جان، بنشینید، خدا شما را رحمت کند. عرض کرد: نه، تا شما ایستادهاید من نمینشینم، به خودم اجازه نمیدهم بنشینم. هنگامی که امام جواد(علیهالسلام) نشستند، این پیرمرد سالخورده به جای خود بازگشت و در میان اصحاب و دوستانش نشست. آنان به او اعتراض کردند و گفتند: آقا، شما با این محاسن سفید پیش پای یک کودک برمی خیزید و دست او را میبوسید؟ این چه کاری است؟
علی بن جعفر گفت: «اُسْكُتُوا» ساکت شوید. شما نمیدانید، خداوند من را با این ریش سفید شایسته مقام امامت ندانست اما این کودک را اهل دانست و امام قرار داد.
ببینید آقایان، گاهی در زمان ما افرادی پیدا میشوند که میگویند شما درباره امامت غلو میکنید؛ امام هم انسانی بوده مانند سایر علما، فقط اندکی بالاتر. این سخنان ناشی از نادانی و بیاطلاعی است. این افراد نه تاریخ را میشناسند، نه قرآن را، و نه روایات را.
عموی پدر امام جواد(علیهالسلام)، پس از آنکه فرمود: «اُسْكُتُوا»، گفت: خداوند «يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ» خدا به هر که بخواهد عطا میکند. خدا این شخص را لایق دانسته و به او علم داده است. سپس فرمود: «أَنَا لَهُ عَبْدٌ» این پیرمرد با آن جایگاه و اعتباری که نزد مردم داشت گفت: من عبد و بنده این کودک هستم.
اینها باید برای ما درس باشد. ما که شیعه هستیم، باید در همه امور زندگیمان ببینیم ائمه ما چه فرمودهاند. آنچه ائمه(علیهمالسلام) برای ما به یادگار گذاشتهاند، در هیچ کتابی، در هیچ قانون و در هیچ کشوری یافت نمیشود.
برای نمونه به این جمله معروف امام جواد(علیهالسلام) توجه نمایید: «الثِّقَةُ بِاللهِ ثَمَنٌ لِكُلِّ غَالٍ، وَسُلَّمٌ لِكُلِّ عَالٍ» اینگونه جملات دقیقی را چه کسانی میتوانند بر زبان آورند؟ کسانی که علمشان به خدای تبارک و تعالی متصل است.
حضرت میفرماید: اگر انسان اطمینان به خدا داشته باشد، از غیر خدا قطع امید کند، یقین داشته باشد که اگر توکل بر خدا کند و اعتمادش به خدا باشد، و غیر از خدا را مؤثر در عالم نداند؛ بگوید اگر من بیمارم، خدا بخواهد شفا میدهد و اگر نخواهد، نمیدهد؛ اگر فقیرم، خدا بخواهد غنی میکند و اگر نخواهد، نمیکند؛ اگر مقامی ندارم، خدا بخواهد میدهد و اگر نخواهد، نمیدهد، و هر دو حالت برایش علیالسویه باشد و شکوه نکند. اگر مقام داد، بگوید خدایا مرا حفظ کن تا از این مقام در راه دینت استفاده کنم؛ اگر نداد، بگوید خدا را شکر. فقیرم، خدا را شکر؛ غنیام، خدا را شکر.
«الثِّقَةُ بِاللَّهِ ثَمَنٌ لِكُلِّ غَالٍ وَسُلَّمٌ لِكُلِّ عَالٍ» بهای هر شیئ قیمتی و نردبان رسیدن به هر تعالی، اطمینان به خداست. اگر انسان میخواهد سعادتمند و خوشبخت شود و زندگی پرباری داشته باشد، با دست پُر از این دنیا برود و به مراتب بالا برسد، باید ثقه به خدا داشته باشد.
انسانی که برای رسیدن به پول و مقام و دنیا، به مخالفت با دیگران برخیزد و تهمت بزند و برخوردهای نادرست کند، به جایی نخواهد رسید، «ثَمَنٌ لِكُلِّ غَالٍ، وَسُلَّمٌ لِكُلِّ عَالٍ».
اگر علم میخواهیم، باید به خدا اطمینان داشته باشیم؛ خداست که به انسان علم میدهد. اگر عبودیت میخواهیم، باید به خدا اطمینان داشته باشیم؛ خداست که انسان را برای نماز شب بیدار میکند. میدانید که در ماه رجب، خدای تبارک و تعالی میفرماید: «أَنَا جَلِيسُ مَنْ جَالَسَنِي» این تعبیر بسیار عجیبی است. هرچه فکر میکنم، به عمق معنای آن نمیرسم. کسی که با خدا بنشیند، خدا نیز همنشین او میشود. این همان ثقه به خداست. اگر اطمینان به خدای تبارک و تعالی در دل انسان باشد، همه موفقیتها به دست خواهد آمد.
انشاءالله زندگی ائمه(علیهمالسلام) را الگوی خود قرار دهیم و زندگی ما، زندگی امامزمانی باشد. امروز حجت حیّ خدا، امام زمان(عج) است. توجهمان را به آن حضرت بیشتر کنیم، خود را در محضر ایشان بدانیم و در زندگیمان، برادران و خواهران، یاد امام زمان را زنده نگه داریم.
به تناسب یاد امام زمان(ع) این داستان الان به ذهنم آمد. امام حسین(علیهالسلام) باغی داشتند و کارگری در آن باغ مشغول کار بود. روزی غذایی به او دادند و او غذا را تناول کرد. پس از آن، حضرت دیدند که این کارگر مشغول دعا شد. امام حسین(علیهالسلام) فرمود: چه دعایی کردی؟ گفت به خدا عرض کردم: خدایا، به این مولای ما که این غذا و این امکانات را برایم فراهم کرده، برکت بده. امام حسین(علیهالسلام) آنقدر از این دعا خوششان آمد که همان باغ را به آن کارگر بخشیدند و فرمودند: تو نمیدانی چه دعایی کردی.
بنا بر اعتقادات شیعه، اعتقاداتی که با دهها دلیل قرآنی، عقلی و روایی قابل اثبات است ـ که الان مجال بیان آنها نیست ـ امروز همه برکات عالم از وجود مبارک امام زمان(عج) است. آب مینوشید، یاد امام زمان باشید؛ غذا میخورید، یاد امام زمان باشید. این جمله را هرگز فراموش نکنید: «اللَّهُمَّ بَارِكْ لِمَوْلَانَا صَاحِبِ الْعَصْرِ وَالزَّمَانِ».