لزوم تبیین قرآنی مهدویت

۰۱ بهمن ۱۴۰۴

۱۶:۱۹

۶

خلاصه خبر :
بیانات حضرت آیت الله فاضل لنکرانی(دامت برکاته) در انجمن علمی امامت
آخرین رویداد ها

بسم الله الرحمن الرحیم

حلول ماه مبارک شعبان و موالید این ماه محفوف به رحمت‌های خاص الهی، میلاد باسعادت اباعبدالله الحسین، امام سجاد و قمر بنی هاشم(علیهم السلام) و مهم‌تر از همه میلاد با سعادت حجت حیّ خدا، امام زمان(عج) را به همه مسلمین و شیعیان و شما سروران، حضرات علمای اعلام حاضر در جلسه و محضر مراجع بزرگوار تقلید، نواب عام آن حضرت و رهبر معظم انقلاب تبریک عرض می‌کنم.

جلسه به مناسبت دهه مهدویت و ترویج فرهنگ مهدویت تشکیل گردیده است. اساس این جلسات در این مجموعه مبارک که تحت اشراف حضرت آیت الله میلانی قرار دارد با ارشادات مراجع بزرگوار خصوصاً مرحوم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی(رضوان الله تعالی علیه) با موضوع بسیار مهم ترویج مهدویت در زمان معاصر پی‌ریزی شده است، موضوعی که طرح آن در زمان معاصر بسیار ضرورت دارد.

در مورد قضیه مهدویت باید اعتراف کرد که بعد از انقلاب در حوزه مقدسه قم قدم‌های خیلی خوبی برداشته شده و تحقیقات نسبتاً قابل عرضه و قابل قبولی ارائه گردیده، مجلات خوبی امروز در حوزه قم و در مراکز تحقیقی مهدویت معارف زیادی را منتشر کرده‌اند که اگر این مراکز نبود و این تحقیقات در حوزه قم ارائه نشده بود، چه بسا انحرافات خیلی سنگینی در قضیه مهدویت به وجود می‌آمد. گرچه الآن هم مواجه با انحراف‌های بزرگی هستیم ولی اگر این مراکز و تحقیقات و معارف منتشر شده آنها نبود قضیه خیلی مشکل‌تر از این بود.

نکته‌ای که می‌خواهم در این جلسه عرض کنم اینست که به نظر من امروز برای آشنایی بشر و خصوصاً جهان اسلام با موضوع مهدویت، بزرگان و اصحاب تحقیق باید آن را بیشتر از منظر قرآن، پژوهش و تبیین کنند، اساساً این سؤال مهم مطرح است: قرآن که معجزه ختمیه رسول اکرم(ص) است راجع به قضیه مهدویت چه آیاتی دارد؟ قطعاً آیاتی دارد و الا به جامعیت قرآن ضربه وارد می‌شود. اگر بگوئیم قرآن در مورد مهدویت آیه روشنی ندارد یا به اجمال دارد، این با جامعیت قرآن سازگاری ندارد.

بزرگان ما در دوره‌های مختلف آیاتی را که درباره حضرت حجت (عج) یا قضیه کلّی مهدویت است، مطرح و مصنفاتی در این موضوع نگاشته‌اند، اما کار عمیق میدانی پیرامون این آیات کم شده، نه اینکه نشده! مرحوم مجلسی کار کرده، قبل و بعد از ایشان هم کار کرده‌اند، منتها ظرفیت خوب امروز حوزه اقتضا می‌کند که دهها مجلّد (بلکه بیشتر) در رابطه با آیات قرآن پیرامون مهدویت، آن هم به صورت عمیق اجتهادی تحقیق و منتشر شود، نه اینکه یک آیه‌ای را ترجمه‌ کنیم.

آیات مهدویت نظیرآیات امامت دو دسته هستند؛ آیاتی که دلالتش بر حضرت یا قضیه مهدویت نیاز به روایت دارد، دسته دیگر آیاتی که بدون مراجعه به هیچ حدیثی از منابع سنّی یا شیعه، خود آیه گویای قضیه مهدویت است.

من این خاطره را فراموش نمی‌کنم یک وقتی جناب آقای قرائتی(حفظه الله) خدمت والد ما آمده بودند، مرحوم والد ما خیلی از ایشان تعریف کرده و فرمودند: من هم این برنامه درسهایی از قرآن را که شبهای جمعه از تلویزیون پخش می‌شود می‌بینم و استفاده می‌کنم، آنگاه سوال کردند آیا می‌توانید برای من آیه‌ای از قرآن راجع به امامت بیان کنید که بدون ضمّ روایتی دلالت بر امامت داشته باشد؟ آقای قرائتی چند آیه را خواند و گفت اما اگر حدیثی کنار اینها نباشد نمی‌شود به این آیات استدلال کرد. سپس خود ایشان شروع کرد از انضمام سه چهار آیه بدون اینکه نیازی به حدیثی باشد، اصل قضیه امامت را از قرآن استفاده کردند که این آیات را در انتهای کتاب الخمس در چند صفحه به قلم خودشان نوشته‌اند.

من در این جلسه می‌خواهم یکی از این دسته آیات را مطرح کنم، گرچه مجال نیست کاملاً درباره آیه بحث بشود، اما تأکید می‌کنم برای قضیه‌ی مهدویت و نشر جهانی آن باید بیشتر با قرآن به میدان‌ سخن با دانشگا‌هیان و اهل مذاهب دیگر برویم، قرآن حرف‌های خیلی اساسی راجع به مهدویت دارد. از جمله آیات این آیه 39 سوره انفال است: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»، آیه 193 سوره بقره نیز شبیه این آیه است: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ»، منتها در آیه قبل کلمه کلّه در «و یکون الدین کلّه لله» ذکر شده و در این آیه نه.

معمولاً  به این آیه شریفه در بحث جهاد ابتدایی استدلال می‌شود و از آیات محکم قرآن در دلالت بر جهاد ابتدائی است. موضوع جهاد دفاعی و ابتدایی از صدر زمان غیبت تاکنون در بین مفسران و فقها مطرح است و در این چند دهه اخیر بعضی‌ها پیدا شده و ادعا کرده‌اند چیزی به نام جهاد ابتدایی نداریم در حالی که قرآن کریم در آیات متعدد بحث جهاد ابتدایی را مطرح نموده است.

در این آیه مبارکه خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ»، دو غایت برای قتال با مشرکین ذکر می‌نماید. البته در فقه فقهاء می‌گویند جهاد ابتدایی منوط به دعوت است، یعنی قبل از جهاد، مسلمین باید کفار را دعوت به اسلام کنند طبق آیه شریفه« وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللهِ»، حتی اگر کفار ده سال مهلت خواستند تا راجع به اسلام تحقیق کنند، باید به ایشان مهلت داد.

متأسفانه یک عده بی‌سواد یا معاند با اسلام می‌گویند اسلام دین شمشیر است و می‌گوید یا مسلمان شو یا کشته می‌شوی! در حالی که اینطور نیست. جهاد با کفار باید مسبوق به دعوت باشد و دعوت هم شرایطی دارد.

به هر حال در این آیه شریفه قتال مشروع شده و غایت آن هم دو چیز است:

1) «حتی لا تکون فتنة»، بساط فتنه (شرک) در جهان از میان برداشته شود.

2) «و یکون الدین کلّه لله»، تمام دین (نه بعض دین)  در روی زمین برای خدا باشد.

اما درمورد غایت اول، کلمه‌ی فتنه در قرآن به نُه معنا استعمال شده، به معنای سوزاندن: «إن الذین فتنوا المؤمنین و المؤمنات»، به معنای عذاب: «وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ»، به معنای فریب: «یا بنی آدم لا یفتننکم الشیطان»، به معنای گمراه کردن: «و من یرد الله فتنته»، به معنای آزمایش: «إنما اموالکم و اولادکم فتنة». فعلاً وارد بحث‌های لغوی نمی‌شویم که اصحاب لغت چه گفته‌اند؟ میان فتنه، اختبار، ابتلاء، امتحان و... فرق‌های دقیقی است که کتب لغت مطرح کرده‌اند.

عرض من این است که فتنه در این آیه به معنای توطئه‌ی دشمن علیه مسلمانان نیست که بعضی از روشنفکرهای حوزوی اینطور معنا کرده و گفته اند قرآن می‌گوید قتال تا زمانی است که کفار و مشرکین دست از توطئه بردارند و علیه مسلمان‌ها نقشه نکشند. نخیر. به قرینه چندین آیه قرآن یکی از معانی مهم فتنه شرک و کفر است، غایت اول در جهاد ابتدایی این است که روی زمین هیچ اثری از کفر و شرکی باقی نماند، زمین مال خداست، ارض الله است و نباید فتنه و شرکی در روی زمین میان بشر باشد. در آیه 91 نساء خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: «كُلَّ مَا رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيهَا» ، این فتنه به معنای کفر است. یا در آیه 14 احزاب «وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَیْهِم مِّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ»، اگر کفار از اطراف مدینه هجوم بیاورند و به افراد ضعیف الایمان و منافق بگویند به کفر بازگردید زمان کوتاهی تأمل می‌کنند ولی زود به دامن کفر و شرک می‌روند.

پس اولاً در خود قرآن فتنه به معنای شرک آمده، ثانیاً در کارزار با مشرکین دو غایت برای جهاد ابتدایی ذکر شده. اول آنکه «لا تکون فتنة» خدای تبارک و تعالی می‌خواهد یک زمانی فرا رسد که در روی زمین اثری از شرک و کفر نباشد، و اصلاً جریان دائمی ادیان آسمانی مبارزه با شرک بوده و مهندسی آن در اسلام نیز اقتضا می‌کند که مسلمان‌ها در طول تاریخ در این کارزار حضور داشته باشند، حال در برخی از برهه‌ها قدرت پیدا کرده و با کفر و شرک مبارزه می کنند ولی غایت الغایات این است که یک زمانی بساط کفر و شرک در جهان برچیده شود.

غایت دوم اینکه «و یکون الدین کلّه لله»، با از بین رفتن کفر و شرک، دین فقط دین خدا باشد یعنی روشنایی دین توحیدیِ ابراهیمی، (حنیفاً مسلماً) در جهان فراگیر شود.

حال سوال اول این است که آیا با قتال یک گروه از مؤمنین با کفار و مشرکین در یک زمان و مکان، جمیع أرض از فتنه و شرک خالی می‌شود؟ خیر، چه زمانی و با چه وسیله‌ای تمام دین در روی زمین سیطره پیدا می‌کند؟ زمان ظهور حضرت.

دلالت این آیه بر قضیه مهدویت نیاز به هیچ روایتی ندارد، سؤال دوم این است که تمام دین را چه کسی می‌تواند بفهمد و آنرا اجرا کند؟ ولیّ دین و حجت خدا، و الا از امام معصوم که بگذریم کسی قدرت فهم همه‌ی دین را ندارد. باید یک انسانی و خلیفه‌ای از جانب خدای تبارک و تعالی باشد که همه دین را بفهمد و همه دین را پیاده کند و آن امام عصر است. ما دعوایی هم بر سراسم او نداریم، می‌گوئیم این آیه می‌گوید هدف از قتال و مقاتله، دستیابی به چنین چیزی است، «لا تکون فتنة» شرک کنار برود و توحید سر جای او بیاید «و یکون الدین کلّه لله».

من یک وقتی فکر می‌کردم روایاتی که می فرمایند: وقتی امام عصر(عج) بیاید «یأتی بدینٍ جدید» این یعنی چه؟ از طرفی روایات می فرمایند: سیره آن حضرت مطابق کتاب و سیره رسول خداست، پس یأتی بدینِ جدید یعنی چه؟ احتمالات متعددی دارد، یکی از احتمالاتی که می‌شود از این آیه استفاده کرد آنست که هنوز برخی از ابعاد دین برای بشر بیان نشده. هنوز کل دین به بشر عرضه نشده، زمان ظهور آن حضرت زمانی است که کلّ دین عرضه می‌شود و این احتمال شواهد زیادی دارد.

در همین بحث قتال و جهاد ابتدایی راوی می‌گوید خدمت امام باقر(ع) عرض کردم که آیا ما و شما هم مخاطب این آیه هستیم یا نه؟ چون قرآن می‌فرماید: قاتلوهم، امر دلالت بر وجوب دارد وخطاب نیز عام است حتی مفرد هم نیست! جاهد فی سبیل الله نیست که بگوئیم مخاطبش فقط رسول خدا بوده، لذا از حضرت سوال می‌کند ما و شما هم مخاطب این خطاب هستیم؟، حضرت فرمود بله، ما هم مخاطب آیه هستیم، عرض کرد پس چرا شما جهاد ابتدایی نمی‌کنید؟

امام باقر(ع) فرمود: «لم یجد تأویل هذه الآیة» هنوز زمان تأویل این آیه نیامده، و بعد فرمود: «رخّص رسول الله لنفسه و لأصحابه لحاجته و حاجة اصحابه»، پیامبر وجوب جهاد ابتدایی بر خود و پیروانش را تا یک زمانی کنار گذاشتند و فرمودند در زمان ظهور فرزندم حضرت حجت تأویل این آیه محقق می‌شود. همین جا این نکته شایان ذکر است که آیا پیامبر اکرم و ائمه(ع) منصب تشریع داشته‌اند یا نه؟

برخی از بزرگان و مراجع معاصر معتقدند منصب تشریع فقط مختص خدای تبارک و تعالی است و حتی در بعضی از کتاب‌هایشان از آن تعبیر به توحید در تشریع کرده اند، در حالی که وقتی انسان ادله را می‌بیند خدای تبارک و تعالی آن قوه‌ی قدسیه‌ی مدرکه‌ی ملاکات احکام را به پیامبر و بعد هم به ائمه معصومین(ع) عنایت فرموده، لذا این ذوات هم دارای منصب تشریع هستند. هر جا در روایات وضع رسول الله یا جعل رسول الله و یا مثل اینجا رخّص رسول الله ذکر شده، دلالت بر تشریع حضرت می نماید.

در هر صورت زمان حضرت، زمانی است که جهاد ابتدایی با شرایطش از جمله دعوت کفار به پذیرش اسلام به استناد همین آیه برای رفع شرک و برای اینکه دین کلّه لله باشد انجام می گیرد. ما چه پیامی از این بالاتر برای ظهور حضرت داریم؟

باز من یک وقتی از خود می پرسیدم چرا می‌گویند وقتی حضرت ظهور کند عدالت می‌آید، یعنی چرا مهم‌ترین خصیصه و ویژگی ظهور حضرت را عدالت قرار می‌دهند در حالی که بالاتر از عدالت بیان ابعاد دین و اجرا همه زوایاتی دین به دست مبارک آن حضرت است که عدالت هم در پرتو آن اقامه خواهد شد، دین در آن زمان یک تلألؤ خاصی خواهد داشت، اینکه الآن می‌گوئیم تا قبل از ظهور حضرت با دو حرف  از 27حرف، دین به جامعه منتقل  گردیده و هنوز 25 حرف دیگر باقی مانده، یعنی اگر آنها در صحنه زندگی بشر درآید دین اصلاً از حیث عمق، توسعه و زوایا و ابعاد قابل مقایسه با آنچه الآن مطرح می شود نخواهد بود!

ما پیام به این مهمی را که قرآن راجع به ظهور آن حضرت بیان کرده منحصر می کنیم به عدل گستر، بله حضرت عدل گستر است ولی این یکی از زوایای ظهور است. مهم آن است که در زمان ظهور دین با آن حقایق و زیبایی‌ها و جاذبه‌هایش برای جامعه انسانی بیان می‌شود.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


برچسب ها :

فاضل لنکرانی مهدویت انجمن علمی امامت لزوم تبیین قرآنی مهدویت مهدویت در قرآن