روحانیت؛ وارث انبیاء و امین دین و دنیای مردم است
۰۸ دی ۱۴۰۴
۱۰:۵۴
۳
خلاصه خبر :
آخرین رویداد ها
-
انقلاب اسلامی یک امانت بزرگ الهی است
-
همه روحانیت یک صدا از رهبری معظم انقلاب حمایت کرده و تبعیت از ایشان را بر خود واجب میدانند
-
لزوم تبیین قرآنی مهدویت
-
دفاع از قرآن، زیباترین وجهه راهپیمایی ۲۲ دی
-
آمریکا و اسرائیل نقشه خود را بر اغتشاش و برهمزدن امنیت داخلی ایران متمرکز کردهاند
-
آئین عمامه گذاری طلاب در جشن میلاد امیرالمؤمنین(ع) در حسینیه دفتر آیت الله فاضل لنکرانی
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت فضلای بزرگوار، ائمه محترم جماعاتی که در یکی از حساسترین مناطق تهران و مشغول انجام وظایف دینی هستید. خوشآمد عرض میکنم.
امیدوارم از برکات موالید این ایام میلاد امام جواد و امیرالمؤمنین(علیهما السلام) و برکات مبعث، انشاءالله همه ما بهرهمند شویم.
حرف برای گفتن بسیار زیاد است و متأسفانه زمان و مجال کم است. فقط من به بعضی از نکات اشاره میکنم.
اولین مطلب این است که نظام روحانیت، نشأتگرفته از قرآن و کلمات پیامبر و ائمه(ع) است. اینگونه نبوده که در طول تاریخ، خودبهخود یک حوزه علمیهای درست شده باشد و روحانیونی در آن تربیت شده و رفتهاند. امام جماعتاند؛ نه. اگر کسی سیره ائمه ما از امام باقر تا امام جواد(علیهماالسلام) خصوصاً سیره امام هادی و امام عسکری و امام زمان(علیهم السلام) در دوره غیبت صغری را واقعاً ملاحظه کند، میبیند که چگونه تشکیلات روحانیت را چه در زمان حضور و چه در زمان غیبت پایهگذاری کردهاند و این از ممیزات شیعه است.
روحانیت اهل سنت را حاکمان اموی و عباسی در مقابل ائمه شیعه بنا نهادند، اما نظام روحانیتی که اهل بیت رسول خدا(ص) به عنوان «کافِلِينَ أَيْتَامَ آلِ مُحَمَّدٍ» و نگهبانان پایهگذاری کردند، چیز دیگری است.
واقعاً این عناوینی که در روایات برای یک روحانی آمده، عناوین بسیار مسئولیتسازی است، بهگونهای که انسان از اینکه چنین مسئولیتهایی بر عهدهاش نهاده شده تنش به لرزه میآید و نمیداند چقدر به آنها عمل میکند.
یک عنوان دیگر روحانیت «أُمَنَاءُ الرُّسُلِ» است. عنوان علما، هر عالم و هر روحانی را در بر میگیرد و مختص ائمه معصومین(ع) نیست بلکه آنان مصداق تام و اعلای آن و ما امنای رسولان و ورثه انبیا هستیم. این عناوین بار بسیار سنگینی دارد. معنای این لباس، این است که من وارث انبیاء و امین دین و دنیای مردم هستم، همینطور و عناوین متعدد دیگری که در روایات آمده است.
میخواهم عرض کنم بنیان نظام و تشکیلات روحانیت را ائمه(ع) را نهادند و این عناوین را هم خود ائمه قرار دادند. از طرف دیگر، بر اساس روایات زیر این آسمان هیچ توفیقی بالاتر از این نیست که انسان دین خدا را بفهمد و برای مردم بیان کند. هیچ چیزی نمیتواند با این امر برابری کند.
پیامبر اکرم(ص) به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:
«لَأَنْ يَهْدِيَ اللهُ بِكَ رَجُلًا وَاحِدًا، خَيْرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ»؛
اینکه یک نفر به دست تو هدایت شود، بهتر است برای تو از هر آنچه خورشید بر آن میتابد، در عالم چه چیزی وجود دارد که بتواند با این برابری کند؟
اما نکته دوم، شرایطی است که ما در آن قرار داریم. شرایط، بسیار حساس، دقیق و مشکل است.
اولاً دشمن در تلاش است تا تمام مناصب را از روحانیت بگیرد. حتی کار به اینجا کشیده شده که امام جماعت مساجد قم روحانی نباشد. اگر یادتان باشد در زمان امام، تا حدودی در تهران و شهرهای دیگر، این مسئله در حال شکلگیری بود که آن فتوای امام مبنی بر اینکه با وجود روحانی، اقتدا به امام جماعت غیر روحانی، و غیرمعمم جایز نیست جلوی آن را گرفت.
اما سیاست آنها این است که منبر و امامت جماعت را از ما بگیرند، چه رسد به مسئولیتهای اجتماعی. قضاوت را کلاً از ما بگیرند، مشاور امین مردم بودن را از ما بگیرند. این جزو برنامهها وطرحهای آنان است و شبانهروز روی آن کار میکنند.
حال در مقابل این نقشه ما چهکار باید بکنیم؟ اولاً این ارتباطاتی که با هم دارید، بسیار مبارک است و واقعاً جای تشکر دارد. امروز یک روحانی در مسجد بهتنهایی نمیتواند کار کند. من نمیخواهم بگویم تحت پوشش مرکز رسیدگی به امور مساجد؛ آن، روال قانونی خودش را دارد. منظور من نفسِ ارتباط حضرات با یکدیگر است. واقعاً اگر در شمیرانات، نمایندگان مناطق اینچنین با هم ارتباط داشته باشند، در ارتباطها این بحث مطرح میشود که الان چه باید برای مردم بیان کنیم؟ مشکلات اعتقادی مردم چیست؟
این شبهات اعتقادی که این روزها توسط آن شیخِ علیه ما علیه مطرح شده و امثال این را میتوانید در همین جمع خودتان، دقیق بررسی کنید؛ کدام کتاب بهصورت محکم به این مسائل پرداخته، به آن مراجعه کنید.
مثلا همین جمع خودتان همه سراغ این موضوع بروید که مثلاً راجع به مسئله شهادت امام جواد(ع) چند قول وجود دارد؟ کجا مطرح شده؟ کدام درست است؟ اینها را برای مردم منتقل کنید تا شبهات القائی در آنها اثر نکند.
واقعاً ببینید برای تحکیم دین مردم، تحکیم اعتقادات مردم، تحکیم اخلاق مردم، حتی نیازهای عمرانی چه کارهایی میشود کرد. هر چند منطقه شمیرانات معمولاً وضعیتش خوب است، ولی آنجا هم قطعاً فقیر وجود دارد. رسیدگی به فقرا، حضور در مجالس ترحیم اهل محل حتی اگر دعوتتان هم نکردند، شما در مجلسشان به عنوان اهل محل شرکت کنید و تسلیت بگویید.
در مجلس عروسی بدون دعوت نمیشود شرکت کرد، ولی میتوان پیام تبریکی داد.
باید توجه داشت در این زمان، یکی از حربههای دشمن قطع ارتباط روحانیت با مردم و بالعکس مردم با روحانیت است. از اول انقلاب این کار را کردهاند. ما باید ببینیم چه راهی باید پیدا کنیم برای اینکه با جوانها، با بازاریها، با مردم، با بانوان ارتباط داشته باشیم. برای بانوان جلسه مستقل قرار داده، و آنها را تکریم کنید، جلسات قرآن بسیار مفید است. من خبر دارم در همان منطقه، جلساتی را خود بانوان برای خودشان برگزار میکنند که خیلی هم خوب است.
اما این مانع از این نیست که خود امام جماعت بداند که در محل او مثلاً ۲۰ یا ۳۰ خانم مذهبی درجهیک وجود دارند و برای آنها جلسه بگذارد. مرحوم آقای ملکی امام جماعت مسجد نیاوران. در خانهاش سه، چهار نفر خانم حضور مییافت و برای آنها شرح لمعه تدریس مینمود. خانمها آن طرف پرده و ایشان این طرف مینشست. اینها را ترغیب کنید؛ سراغ تفسیر قرآن و فقه بروند. پیشنهاد دهید اگر چند نفر بشوید، من برایتان یک بحث فقهی میگویم از تحریرالوسیله یا عروه، یا هر کتاب فقهی که مورد نیازشان است.
ما نمیخواهیم برای خود شخصیتسازی کنیم که این اصلاً جایز نیست. ما میخواهیم آخوندی خود را کامل انجام بدهیم.
بعضی از امام جماعتها ـ که به نظرم رهبری هم در فرمایشاتشان اشاره هم کردهاند ـ اینگونهاند که فقط موقع نماز میآیند و مستقیم به محراب رفته و بعد از نماز سریع میروند. این اشتباه محض است. مرحوم آقای اردکانی، که همه شما او را میشناختید، واقعاً آدم عجیبی بود.
میگفت قبل از انقلاب، از این خانه تا مسجد که میرفتم، مسخره و اهانتم میکردند، ولی من وظیفهام را انجام میدادم. نیم ساعت قبل از اذان در مسجد حاضر میشد، و بعد از نماز با مأمومین مینشست و خوشوبش میکرد.
امام جماعت، خطیب، روحانی محل، باید با مردم حشر و نشر داشته باشد. از اینکه فقط برود نماز بخواند و بیاید بیرون، هدف اصلی محقق نمیشود. نماز جماعت، فقط در خود نماز خلاصه نمیشود؛ جماعتش در جمع شدن مردم، توجه به هم و انس با یکدیگر است. همانطور که درباره نماز جمعه گفته میشود اجتماع واجب است و مردم باید جمع بشوند.
در هر صورت، امروز با همه مشکلاتی که برای حوزه وجود دارد، که واقعاً سختترین دوران معیشتی حوزه و طلبههاست، استاد کفایهای را میشناسم که شبها نگهبانی یک دانشگاه را پذیرفته، آن هم طوری که کسی او را نبیند، فقط برای اینکه ماهی 10 میلیون تومان دستمزد بگیرد. طلبههایی که در اسنپ اشتغال دارند. این واقعاً فاجعهای است که آدم باید خون گریه کند.
اما از حیث علمی، دوران طلایی حوزه است. چه بسیار معارفی که در حال شکوفایی است، چه مقدار فضا و میدانهای تحقیق برای طلبهها و محققین باز شده که واقعاً آدم فرصت سر خاراندن ندارد.
امروز معارف دین بسیار گسترده در اختیار من و شما قرار دارد. یک کلید کامپیوتر را میزنیم، صد آیه با صد تفسیر و صد حدیث مناسب و صد قضیه تاریخی میآید. منبرها باید غنی باشد و به هیچ وجه تکراری نباشد. مگر ما چقدر وقت داریم که مدام یک مطالب را تکرار کنیم؟
باید از این شرایط نهایت استفاده را نموده و مردم را با حوزهها مرتبط کنیم. یکی از رسمهای که علمای تهران این بود که هر از گاهی با ده، پانزده نفر از مسجدیهای برای زیارت حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) و دیدار با مراجع و بزرگان به قم میآمدند. این کار به نظرم الان منسوخ شده و اگر باشد من خبر ندارم.
هر چه بیشتر مردم را با مرکزیت دین و حوزههای علمیه، آشنا کنید که فواید زیادی دارد و در دینداری آنها و خانوادهشان مؤثر است و چه بسا فرزندانشان را به حوزه بفرستند تا طلبه بشوند.
این ارتباطات بسیار مهم است. ما برای مردم حرف برای گفتن بسیار داریم، و مردم هم وقتی ببینند دین شیعه اینقدر حرف دارد ـ از نحوه خوردن آب در شب و روز گرفته تا مسائل اخلاقی و اعتقادی ـ میفهمند خدا چه گنجینهای در اختیارشان گذارده است. من امسال بحثی درباره حسد داشتم؛ واقعاً در مورد عوامِل حسد، آثار حسد، و راههای معالجه حسد و هر رذیله یا صفت اخلاقی دیگر، چیزهایی در قرآن و روایات ذکر شده که در هیچ کتاب روانشناسی پیدا نمیشود، اما ائمه ما همه اینها را به زیباترین شکل بیان کردهاند.
لذا خودتان را از حیث علمی غنیتر کنید. پیشنهادم این است همانطور که مرحوم آقای اردکانی با آقای هاشمی چیذری و علماء بزرگ آن منطقه بعد از نماز صبح مباحثه داشتند، شما هم این کار را بکنید. یک کتاب را محور قرار بدهید و مباحثه کنید. ساعاتی از این اجتماع هفتگی شما طر مباحث علمی باشد.
الان در قم، جمعی از فضلا هم منبری هستند، هم امام جماعتاند و هم مدرس حوزه. یکی از برنامههایشان حدیثخوانی است دور هم جمع میشوند و از صبح زود تاکنون یک دوره کامل سفینة البحار را خواندهاند. آثار فوقالعادهای هم بر آنها داشته است.
بعد از نماز صبح تا حدود ساعت هشت، بهترین وقت برای مطالعه و بحث و ارتزاق علمی است که خیلی از افراد از آن استفاده نمیکنند، در حالی که قدما خیلی استفاده میکردند.
امیدوارم انشاءالله این جمع، جمع مبارکی باشد و بتوانیم از فرصتها بیش از این برای خدمت به دین و این انقلاب که در شرایط بسیار حساسی قرار گرفته است استفاده کنیم.