نیاز کشور به مسئولین جهادی

۰۸ دی ۱۴۰۴

۱۱:۱۶

۱۰

خلاصه خبر :
بیانات حضرت آیت الله فاضل لنکرانی(دامت برکاته) در دیدار مدیر کل آموزش و پرورش استان قم
آخرین رویداد ها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

مناسبت‌های ماه مبارک رجب خصوصاً ولادت امام جواد و ولادت امیرالمؤمنین(ع) و مبعث پیامبر اکرم(ص) را تبریک عرض می‌کنم.

امیدوارم از برکات این ایام همه ما بهره‌مند بشویم و در وجود هر یک از ما یک بعثت و تحول جدید ان‌شاءالله ایجاد شود و بتوانیم منشأ اثر برای جامعه وشهرو مردم خوبمان باشیم.

گزارشی که جناب آقای مدیرکل فرمودند، انصافاً جای تشکر دارد؛ هم از این همه گستردگی کار و هم از این میزان توجه به ابعاد مختلف. هر نکته‌ای که من می‌خواستم تذکر بدهم، ایشان در بخش‌های بعدی فرمایشات‌شان اشاره کردند که این کار در حال انجام است یا انجام شده.

خدا را شکر می‌کنیم که امروز مسئولین ما واقعاً بر محور اسلام و انقلاب حرکت می‌کنند و یک تحول در مسئولیت‌ها به وجود آمده است. امروز مسئولیت‌ها نباید مثل گذشته صرفاً مسئولیت‌های کلیشه‌ای خشک اداری باشد؛ برای رسیدن به اهداف والای انقلاب هر مسئولی باید جهادی کار کند.

یعنی واقعاً آنچه را که رهبر معظم انقلاب در فرمایشات متعدد و در مناسبت‌های مختلف بیان کرده‌اند، باید محقق شود. یک طلبه باید جهادی باشد، یک معلم باید جهادی باشد، یک پزشک باید جهادی باشد، یک مسئول، وزیر، معاون وزیر، مدیرکل، همه باید تحت این عنوان حرکت کنند.

ما اگر بخواهیم فعالیت خود را بر محور کار جهادی هدف‌گذاری ‌کنیم باید در درجه اول مفهوم «جهادی بودن» را برای خود روشن کنیم. اگر بنا باشد فقط در حد شعار باقی بماند، با شعار کسی جهادی نمی‌شود.

ما به لطف خدا در دوره‌های مختلفی که این انقلاب پشت سر گذاشته، جهادهای گوناگونی را مشاهده کرده‌ایم؛ جهاد نظامی را دیده‌ایم، و امروز هم جهاد تبیین مطرح است، که این عنوانِ جهاد تبیین نسبت به مسئولیتی که شما بزرگواران دارید، پررنگ‌تر هم می‌شود.

یک معلم یا یک مسئولی که مثلاً در رأس مراقبت از دانش‌آموزان یک استان قرار دارد، واقعاً باید اندیشه‌اش جهادی باشد. این خلأیی است که امروز در دانشگاه‌ها، در وزارت‌خانه‌ها و در بسیاری از مسئولیت‌ها وجود دارد. آن مسئول اصلی می‌گوید من می‌خواهم جهادی باشم، اما این در حد لفظ باقی مانده و به مجموعه تزریق نمی شود. این کار فکر می‌خواهد، اندیشه می‌خواهد، طرح می‌خواهد؛ اینکه من چه کار کنم تا این عنوان در مجموعه تزریق شود؟

در درجه اول، اخلاص یکی از ارکان جهادی بودن است؛ اینکه انسان برای خدا کار کند. این تعبیر از امام(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) که «معلمی شغل انبیاست» تعبیر افتخارآمیزی است و باید برای خود معلم‌ها به‌طور جدی تبیین شود. شغل انبیا یعنی شغلی که خدا بر عهده آن‌ها گذاشته، نه شغلی که صرفاً خودشان انتخاب کرده باشند؛ این دو با هم تفاوت دارد. درست است که امروز یک معلم استخدام می‌شود و خودش وارد یک مجموعه می‌شود، اما حقیقت کار او شغل انبیاست.

همان‌طور که طلبگی نیز همین‌گونه است؛ علما ورثه انبیا هستند. این شغل، شغل انبیاست؛ شغلی است که خدا به آن‌ها داده وآن‌ها را موفق کرده برای هدایت: هدایت علمی، هدایت معنوی، هدایت سیاسی، هدایت اخلاقی و تربیتی.

شما ملاحظه کنید که پیامبران به همه ابعاد وجود انسان توجه دارند. امروز به برکت افکار و اندیشه‌های امام، این حقیقت روشن شده که بخش عظیمی از دستورات دین ناظر به اجتماع است و دستورات فردی تنها بخشی از دین را تشکیل می‌دهد. این‌که جامعه چگونه باید باشد، جامعه‌ مسلمانان چه مسیری را باید طی کند و چه حرکتی باید داشته باشد، همگی از جمله دغدغه‌های اصلی دین است.

پیامبر اکرم(ص) همه این امور را با دقت بیان فرموده است. پس اولاً کار باید برای خدا باشد و ثانیاً دقیق و بی ‌کم ‌و کاست انجام شود. یکی از خلأهای ما نیز همین‌جاست. متأسفانه گاهی دیده می‌شود ـ و این مسئله اختصاصی به مدرسه، دانشگاه یا حتی حوزه ندارد ـ که فردی تلاش می‌کند افکار شخصی خود را در قالب دین به دیگران منتقل کند. چنین فردی در حقیقت نه معلم است، نه روحانی و نه عالم ربانی. عالم ربانی کسی است که جلوه‌ای از تربیت الهی را به نمایش می‌گذارد؛ کسی که می‌گوید خدا این را می‌خواهد و این کار مورد رضای الهی است. بنابراین باید آنچه مطابق با دین است، دقیق و صحیح مطرح شود.

از این‌رو عرض می‌کنم که عنوان «جهادی» برای معلمان، اساتید و مسئولان، عنوانی بسیار مهم است و تقاضا دارم این مسئله به‌صورت جدی پیگیری شود؛ این‌که کدام مسئول واقعاً جهادی عمل می‌کند. البته نه از باب برخورد و حذف دیگران، بلکه به عنوان یک امتیاز. باید مورد توجه قرار گیرد. کسی که جهادی عمل می‌کند، خود را در چارچوب ساعت اداری محصور نمی‌سازد.

مدیر و مسئول جهادی حتی در خانه نیز دغدغه مجموعه را دارد، دائماً مسائل را پیگیری می‌کند و تلاش دارد کارها را به نتیجه برساند. اگر همین رویکرد حتی به میزان سی یا چهل درصد تحقق پیدا کند، تحولی جدی در آموزش و پرورش ایجاد خواهد شد.

در همین چارچوب، نخستین تحول، ایجاد دغدغه دینداری دانش‌آموزان در معلمان است. همان‌گونه که یک معلم نسبت به فرزندان خود نگران دینداری صحیح و مصون ماندن از انحراف است، باید همین دغدغه را  متناسب با سن و سطح دانش‌آموزان نیز داشته باشد.

در کنار آن، دغدغه اخلاق و ادب اهمیت ویژه‌ای دارد. هرچند از نظر سوادآموزی در قم توفیقات ارزشمندی حاصل شده، اما از نظر اخلاق اجتماعی نیازمند کار جدی هستیم. این مسئله باید از دوران دانش‌آموزی برجسته و ملموس شود. مدرسه نمی‌تواند نسبت به رفتار و ادبیات دانش‌آموزان بی‌تفاوت باشد؛ حتی اگر بخشی از این آسیب‌ها ریشه در خانواده یا محیط زندگی داشته باشد، خود مدرسه موظف است برنامه‌ریزی کند.

در کنار دغدغه دینی و اخلاقی، دغدغه علمی نیز بسیار مهم است. دانش‌آموزان قمی از استعداد بالایی برخوردارند؛ ذهنی سریع، قدرت درک عمیق و توان علمی قابل توجه دارند. این ظرفیت اقتضا می‌کند که درخشش علمی آنان در سطح کشور در بالاترین مراتب باشد.

معلم نباید به صرف قبولی در امتحان اکتفا کند. هویت معلم زمانی معنا پیدا می‌کند که دانش‌آموز را به رشد و کمال برساند. اگر در پایان سال تنها قبولی حاصل شده باشد، اما رشد علمی شکل نگرفته باشد، این یک خسارت بزرگ است؛ هم برای شهر، هم برای جامعه و هم برای انقلاب. اما اگر دانش‌آموزان در عرصه‌های علمی، المپیادها و مسابقات کشوری بدرخشند، این نشانه رشد واقعی است.

در کنار همه این‌ها، دغدغه انقلاب نیز باید وجود داشته باشد. انقلاب اسلامی بخشی از هویت ماست. مسئله شهدا، به‌ویژه در ایامی که به سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی نزدیک هستیم، باید پررنگ شود. مکتب شهیدحاج قاسم سلیمانی، آن‌گونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند، باید در نسل آینده تجسم پیدا کند. جوانان ما اگر بدانند حاج قاسم چه کسی بود؛ انسانی که خالصانه سال‌ها در غربت و میدان‌های خطر، جان خود را کف دست گرفت و برای اسلام ایستاد، قطعاً الگوی بزرگی پیش روی خود خواهند داشت.

در زمانی که غربی‌ها و غربگرایان، تلاش می کنند برخی افرادی فاسد و بی‌ارزش را تحت عنوان «سلبریتی» الگوی جوانان ما قرار‌دهند، چرا ما از این سرمایه‌های افتخارآفرین انقلاب استفاده نکنیم؟ سرمایه‌هایی که امروز دنیا به آن‌ها افتخار می‌کند؛ دنیا به امام افتخار می‌کند، به رهبری افتخار می‌کند، به شهدا افتخار می‌کند. مگر می‌شود به انسانی در آن‌سوی دنیاست بگوییم جوانی بیست‌ساله جان خود را داد تا کشورش بماند، دینش حفظ شود و در برابر قدرت‌ها بایستد و او تحسین نکند؟ همه تحسین می‌کنند.

این الگوسازی را با جدیت دنبال کنید. باید کاری کرد که اساساً ذهن جوان به سمت الگوهای فاسد نرود. البته در برخی حوزه‌ها ـ مثلاً در ورزش ـ انسان‌های باارزش و شایسته‌ای وجود دارند که اگر الگو قرار بگیرند، هیچ اشکالی ندارد؛ اما غالباً سراغ هنرمندانی می‌رویم که زندگی‌شان سراسر فساد است و آن‌ها را الگوی نوجوان پانزده، شانزده ‌ساله قرار می‌دهیم. این کاری است که غرب انجام داده است. ما باید ببینیم از چه شیوه‌ای برای الگوسازی استفاده کرده‌اند؛ روان‌شناسان آن‌ها سال‌ها کار می کنند تا چهره‌های فاسد را الگوی حتی بچه‌های مذهبی قرار دهند.

من از هر اقدامی که در جهت الگوسازی صحیح انجام شده تشکر ویژه می‌کنم. ما باید مجاهدان، عالمان و نخبگان واقعی را معرفی کنیم. وقتی از عالمان سخن می‌گوییم، منظور صرفاً روحانیون نیست؛ بلکه عالمان و نخبگان علمی نیز مدنظرند. افتخارات علمی آموزش‌وپرورش قم باید مطرح شود. در زندگی‌نامه مرحوم والد ما آمده است که ایشان در ششم ابتداییِ قدیم، در امتحان نهایی قم رتبه اول شده بودند و رئیس آموزش‌وپرورش آن زمان به ایشان جایزه‌ای داده بود. این‌ها باید برجسته شود. قم در فیزیک، شیمی، ریاضی، ادبیات و دیگر رشته‌ها نخبگان بزرگی داشته و دارد. این‌ها باید در کنار مجاهدان و شهدا، الگوی جوانان شوند.

در هر صورت، دنیا برای آموزش‌وپرورش ما طراحی‌های فراوانی ترسیم کرده و می‌کند. در همین سال‌های اخیر دیده‌اید که با چه دستورالعمل‌ها و به چه شیوه‌هایی تلاش شد اخلاق، دیانت و روح جوان را از مسیر واقعی منحرف کنند. از جمله همین سند موسوم به ۲۰۳۰؛ که هرچند در ظاهر برخی نکات مثبت در آن گنجانده بودند، اما در دل خود مواد بسیار خطرناک و ویرانگری را جای داده بود. من همان زمان عرض کردم که این سند، به‌وضوح رنگ‌وبوی امنیتی دارد، نه این‌که حاصل فکر تربیتیِ سالم باشد.

در مقابل، ما سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را داریم؛ سندی بسیار خوب که مورد تأکید رهبر معظم انقلاب نیز هست. امتیاز بزرگ آموزش ‌و پرورش قم این است که در کنار حوزه علمیه قرار دارد. باید ارتباطی عمیق و واقعی با حوزه برقرار کنید. طرح امین جای خود را دارد، اما پیشنهاد من این است که از برجستگان اخلاقی، فقهی و عقیدتی حوزه استفاده شود؛ یا آن‌ها را دعوت کنید، یا دانش‌آموزان را به دیدارشان ببرید. می‌توان هر ماه چند دبیرستان را در یک مکان جمع کرد و یکی از این بزرگان در آنجا حضور یابد و به مسائل ریشه‌ای بپردازد.

مطالبات، سؤالات و شبهات دانش‌آموزان به‌صورت دقیق منتقل شود. به‌ویژه در مسئله حجاب، آموزش‌وپرورش قم نباید دچار دغدغه و تزلزل باشد. ما در میان طلاب خود افرادی داریم که سال‌ها پیش با فعالیت‌های فرهنگی، مسئله حجاب را به‌گونه‌ای تبیین می‌کردند که دختران با جان و دل آن را می‌پذیرفتند.

حجاب را نمی‌توان با زور تحمیل کرد؛ باید تبیین شود. باید گفته شود که این دستور خداست، در قرآن آمده و اراده الهی بر آن تعلق گرفته است. وقتی این حقیقت فهمیده شود، پذیرش حاصل می‌شود.

در این مسیر از حوزه مقدسه، از مؤسسات پژوهشی عمیق و اثرگذار ـ از جمله مراکز فقهی و علمی ـ باید نهایت استفاده را برد. حتی پیشنهاد می‌کنم بررسی شود که در هر محله چه تعداد روحانی حضور دارند و چگونه می‌توان ارتباط مستمر میان آن‌ها و دانش‌آموزان برقرار کرد. این ارتباط‌‌ها آثار بسیار خوبی خواهد داشت.

تصاویری از این دیدار


برچسب ها :

حجاب فاضل لنکرانی مدیر کل آموزش و پرورش استان قم آموزش و پرورش استان قم مسئولین جهادی الگوسازی وظیفه آموزش و پرورش وظیفه معلم مطالبات دانش آموزان