pic
pic

نہج البلاغہ


مردم پيش از بعثت
 پرنٹ
ومن خطبة له عليه السلام
في الرسول الاعظم صلي الله عليه وآله وبلاغ الامام عنه
أَرْسَلَهُ عَلَي حِينِ فَتْرَة مِنَ الرُّسُلِ، وَطُولِ هَجْعَةٍ مِنَ الْأُمَمِ، وَاعْتِزَامٍ مِنَ الْفِتَنِ، وَانْتَشَار مِنَ الْأُمُورِ، وَتَلَظٍّ مِنَ الْحُرُوبِ، والدُّنْيَا کَاسِفَةُ النُّورِ، ظَاهِرَةُ الْغُرُورِ، عَلَي حِينِ اصْفِرَارٍ مِنْ وَرَقِهَا، وَإِيَاسٍ مِنْ ثَمَرِهَا، وَاغْوِرَارٍ مِنْ مَائِهَا، قَدْ دَرَسَتْ مَنَارُ الْهُدَي، وَظَهَرَتْ أَعْلاَمُ الرِّدَي، فَهِيَ مُتَجَهِّمَةٌ لاَِهْلِهَا، عَابِسَةٌ فِي وَجْهِ طَالِبِهَا، ثَمَرُهَا الْفِتْنَةُ، وَطَعَامُهَا الْجِيفَةُ، وَشِعَارُهَا الْخَوْفُ، وَدِثَارُهَا السَّيْفُ. فَاعْتَبِرُوا عِبَادَ اللهِ، وَاذْکُرُوا تِيکَ الَّتي آبَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ بِهَا مُرْتَهَنُونَ، وَعَلَيْهَا مُحَاسَبُونَ. وَلَعَمْرِي مَا تَقَادَمَتْ بِکُمْ وَلاَ بِهِمُ الْعُهُودُ، وَلاَ خَلَتْ فِيَما بَيْنَکُمْ وَبَيْنَهُمُ الأَحْقَابُ وَالْقُرُونُ، وَمَا أَنْتُمُ الْيَوْمَ مِنْ يَوْمَ کُنْتُمْ فِي أَصْلاَبِهِمْ بِبَعِيدٍ. وَاللهِ مَا أَسْمَعَکُمُ الرَّسُولُ شَيْئاً إِلاَّ وَهَا أَنَا ذَا الْيَوْمَ مُسْمِعُکُمُوهُ، وَمَا أَسْمَاعُکُمُ الْيَوْمَ بِدُونِ أَسْمَاعِکُمْ بِالْأَمْسِ، وَلاَ شُقَّتْ لَهُمُ الْأَبصَارُ، وَجُعِلَتْ لَهُمُ الْأَفْئِدَةُ في ذلِکَ الْزَمَانِ، إِلاَّ وَقَدْ أُعْطِيتُمْ مِثْلَهَا فِي هذَا الزَّمَانِ. وَوَاللهِ مَا بُصِّرْتُمْ بَعْدَهُمْ شَيْئاً جَهِلُوهُ، وَلاَ أُصْفِيتُمْ بِهِ وَحُرِمُوهُ، وَلَقَدْ نَزَلَتْ بِکُمُ الْبَلِيَّةُ جَائِلاً خِطَامُهَا، رِخْواً بِطَانُهَا، فَلاَ يَغُرَّنَّکُمْ مَا أَصْبَحَ فِيهِ أَهْلُ الْغُرُورِ، فَإِنَّمَا هَوَ ظِلٌّ مَمْدُودٌ، إِلَي أَجَلٍ مَعْدُودٍ.
ترجمہ پرنٹ
وصف روزگاران بعثت پيامبر (ص) خدا پيامبر اسام را هنگامي مبعوث فرمود که از زمان بعثت پيامبران پيشين مدتها گذشته، و ملتها در خواب عميقي فرو خفته بودند، فتنه و فساد جهان را فرا گرفته و اعمال زشت رواج يافته بود، آتش جنگ همه جا زبانه مي‌کشيد و دنيا بي‌نور، پر از مکر و فريب گشته بود، برگهاي درخت زندگي به زردي گراييده و از ميوه آن خبري نبود، آب حيات فرو خشکيد و نشانه‌هاي هدايت کهنه و ويران‌شده بود، پرچمهاي هلاکت و گمراهي آشکار و دنيا با قيافه زشتي به مردم مي‌نگريست، و با چهره‌اي عبوس و غم‌آلود با اهل دنيا روبرو مي‌گشت. ميوه درخت دنيا در جاهليت فتنه، و خوارکش مردار، و در درونش وحشت و اضطراب، و بر بيرون شمشيرهاي ستم حکومت داشت. عبرت‌آموزي از روزگار جاهليت اي بندگان خدا! عبرت گيريد، و همواره به ياد زندگاني پدران و براداران خود در جاهليت باشيد، که از اين جهان رفتند و در گرو اعمال خود بوده و برابر آن محاسبه مي‌گردند، به جان خودم سوگند! پيمان براي زندگي و مرگ و نجات از مجازات الهي بين شما و آنها بسته‌نشده است، و هنوز روزگار زيادي نگذشته، و از آن روزگاراني که در پشت پدران خود بوديد زياد دور نيست. به خدا سوگند ! پيامبر اسلام (ص) چيزي به آنها گوشزد نکرد جز آن که من همان را با شما مي‌گويم، شنوايي امروز شما از شنوايي آنها کمتر نيست، همان چشمها و قلبهايي که به پدرانتان دادند به شما نيز بخشيدند. به خدا سوگند، شما پس از آنها مطلبي را نديده‌ايد که آنها نمي‌شناختند، و شما به چيزي اختصاص داده نشديد که آنها محروم باشند. راستي حوادثي به شما روي آورده مانند شتري که مهار کردنش مشکل است، و ميانبندش سست و سواري بر آن دشوار است. مبادا آنچه مردم دنيا را فريفت شما را بفريبد! که دنيا سايه‌اي است گسترده و کوتاه، تا سرانجامي روشن و معين.