pic
pic
  • ۱



    جعل در طرق و کیفیت جمع میان حکم واقعی و ظاهری

    حضرت آیت‌الله آقای حاج شیخ محمدجواد فاضل لنکرانی(دام‌ظله)




    سخن آغازین

    بسم الله الرّحمن الرّحیم و به نستعین

    بدون هیچ تردیدی شکوفایی و رونق فقه در عصر حاضر مرهون تلاش‌های بی‌وقفه و تحقیقات عمیق اصولیون امامیه در دانش اصول فقه است. کسانی که اندک آشنایی با مبانی اسطوانه‌های علم اصول خصوصاً متأخرین داشته باشند، به خوبی اذعان دارند که بدون توجه به این تحقیقات کثیری از فروعات جدید فقهی لا ینحلّ باقی خواهد ماند و با غور و تعمّق هرچه بیشتر در آن بسیاری از مسائل مستحدثه را می‌توان به نتیجه رساند. تفکیک میان «علّت و حکمت» یا «حیثیت تعلیلی و حیثیت تقییدی»، توجه به «ملاکات احکام»، فروق دقیق و اساسی میان «ملاک در احکام عقلی و شرعی»، و توجه به «جایگاه عقل در استنباط احکام» و «کارایی عرف، عقل، بناء و سیره عقلا» خصوصا سیره‌های مستحدث آنان از زمره مباحثی است که در اثر پژوهش‌های ژرف بزرگان در دوره‌های اخیر، به منصه‌ظهور علمی رسیده است. حقّاً در عناوین مورد اشاره و سایر موضوعات باید فضلا و محقّقان جویای فقه ناب محمّدی(صلی‌الله‌عليه‌وآله) کاری بزرگ از خود نشان دهند.

    از میان مباحث ضرور و لازم بررسی «تقسیم حکم ظاهری و حکم واقعی» و فرق جوهری میان آن دو و «کیفیت توفیق میان آن‌ها در خطاب و ملاک» است. به نظر می‌رسد در دانش اصول این عنوان به صورت مستقل لزوم بحث و کنکاوش دارد.

    آن‌چه در کتاب پیش رو ملاحظه می‌شود مباحثی است که در خارج اصول در سال‌های متمادی به مناسبت‌های مختلف پیرامون موضوع مزبور مورد بحث و تعرّض قرار گرفته است.

    بحمد الله تعالی فاضل و محقّق گرانقدر جناب مستطاب حجة الإسلام و المسلمین آقای محیی‌الدین آزادمنش اصفهانی (دامت إفاضاته) که سالیانی است از محقّقین و اساتید مبرز و موفق سطوح عالی حوزه علمیه قم هستند، با حضور حدود یک دهه در دروس خارج اصول، فقه و تفسیر اینجانب، با دقّت، حوصله و تتبّع فراوان این موارد را استخراج و با قلمی بسیار شیوا، متین و محکم همراه با تحقیقات و تعلیقات ارزنده بدین نحو عرضه داشته‌اند.

    امید آن‌که مورد استفاده و تحقیق اهل نظر قرار گیرد. إن شاء الله تعالی.

    محمدجواد فاضل لنکرانی
    27/ 05/ 95






    پیش‌گفتار

    بسم الله الرّحمن الرّحیم و به ثقتی و له الحمد

    دانش اصول فقه گرچه بر حسب آن‌چه بر السنه مشهور است در خدمت استنباط احکام شرعی می‌باشد، لکن با تأمّل در منابع، فرآیند و برآیند مسائل این دانش به خوبی استفاده می‌شود که هر محقّق و پژوهشگری در رابطه با هرگونه موضوعی که نیاز به استخراج نظر شرع مقدّس دارد، از این دانش

    ـ حداقل در مباحث لفظی، عرفی و عقلی ـ محتاج است، بلکه در برخورد با تمامی متون، گرچه متضمن کشف شریعت نیز نباشد، نیازمند این دانش است. و چه زیبا اساتید و بزرگان به ما آموختند که اصول، دانش فهم است.

    با این بیان جای بسی تعجب و تأمل است که چگونه می‌توان ادعای فهم مراد شارع متعال را در قرآن حکیم و تراث روایی داشت در حالی که آن‌چنان حظّی از این دانش نبرده باشیم. و بدتر آن‌که با مخالفت‌های برخاسته از جهل،[2] راه نرفته یا کج رفته‌ی خود را به سایرین پیشنهاد و توصیه می‌کنند! (وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ‏ صُنْعا).[2]

    آن‌چه پیش روی شماست دفتری است پیرامون مسأله‌ای از این دانش که با نظریه‌های متعدد مقرون گشته است. این پژوهش درصدد آن است که با نگاه دقیق و مبسوط، بر اساس روایات، بناء عقلا و مبانی شناخته شده و مقبول، به تحلیل و نقد اندیشه‌های مطرح و سپس به تثبیت یا ابداع نظریه‌ای بپردازد.

    خواننده‌ی محترم به خوبی مستحضر است که بخش عظیمی از دانش‌ها، نظریه‌های پیرامون موضوعات و مسائل آن‌ها محسوب می‌شوند. نظریه دیدگاه‌ فراگیری بوده که با پوشش سایر گزاره‌های یک علم و تسلط کافی بر آن دانش، سبب رشد و تعالی آن دانش می‌شود.

    بر این اساس، به خوبی می‌توان ادعا نمود که این نظریه‌ها هستند که موجب پیدایش و کمال علوم می‌شوند.

    تأثیر نظریه‌ها را از زوایای گوناگونی می‌توان مورد توجه قرار داد: پیدایش مسائل جدید، انسجام و انضباط در مسائل، روشن شدن موضوعات مرتبط، تقویت یا نقد جدید نسبت به یک اندیشه، نوسازی در ادبیات حاکم بر علم، ایجاد نظریه‌ی بدیع و جدید.

    دانش فقه و اصول در میان سایر دانش‌ها به سبب همت عالی و سعی مشکور اندیشمندانی متخصص، عالمانی زبردست و متفکرانی بس محقّق، در طول تاریخ در حال رشد و پیشرفت بوده است و همیشه راه نظریه‌پردازی و نوآوری در آن مفتوح بوده است.

    در ایستگاه زمان ما، با همّت عالی متفکری نواندیش، فقیهی منضبط، اصولی مسلّط و نظریه‌پردازی زبردست حضرت آية‌الله استاد حاج شیخ محمدجواد فاضل لنکرانی(دام‌ظله)، در عرصه‌ی تحقیق، تدریس و کتابت، این حرکت مقدس نه این‌که از پا نایستاده است، بلکه با شوری مضاعف بر آن تکیه دارد.

    برخورداری از خصوصیاتی چون: بهره‌مندی از خرمن دانش اعاظم عصر و دانشمندانی که هرکدام نماینده‌ای از مکتب و گفتمانی حاکم بر دو دانش فقه و اصول هستند هم‌چون حضرات آیات عظام محمد فاضل لنکرانی(قدس‌سره)، حسین‌علی منتظری(قدس‌سره)، حسین وحید خراسانی(دام‌ظله) و سید کاظم حائری(دام‌ظله)، تسلط کافی بر دانش فقه و اصول، ذهن جوّال و منسجم، قدرت تحلیل، نقد و إبداع، تدریس مستمر سطوح عالی و خارج فقه، اصول، قواعد فقهی و تفسیر، ورود در عرصه‌های نوپیدا با اعتماد و خوض در تراث گران‌بها، قویم و قوی امامیه، و ارتباط با نشست‌های علمی و آثار جدید علمی ایشان را شخصیتی موفق، غیور، هوشمند، مقبول، دارای توفیقات کثیر، مدرس و محقّق توانا، پیش‌گام در نظریه‌پردازی و نوآوری، معنون کرده است.

    از مباحثی که در دانش فقه، اصول و کلام بسیار مؤثر بوده است موضوع «چگونگی عملکرد قانون‌گذار اسلام در تعیین امارات و اصول عملی به عنوان طرق کشف قوانین یا رفع تردّد و تحیّر» و «کیفیت توفیق میان دو حکم واقعی و ظاهری» است که با وجود طرح در محافل علمی و تراث، لکن شیخنا الأستاذ(دام‌ظله) همانند سایر موضوعات و مسائل به صورت مبسوط بدان پرداخته‌اند.

    گرچه آبشخور و ریشه‌ی بحث مزبور در عبائر متأخرین بوده و در میان معاصرین مسیر تکامل را طیّ کرده است، لکن تتبّع مبسوط، انسجام مباحث، روشن شدن زاویه‌های بحث، نقد و تحلیل گسترده‌ی انظار و اندیشه‌ها، و در نهایت با استفاده از بنای عقلای و امضای شارع با عدم ردع یا حتی امضای شارع، ختم شدن به اندیشه‌ی انکار صحت تقسیم احکام به ظاهری و واقعی، و به تبع، عدم لزوم توفیق میان دو حکم ظاهری و واقعی از امتیازات گفتار آن شخصیت والامقام دانش فقه و اصول است.

    البته طیّ این نوشتار، در فرآیند و برآیند این نظریه، زوایای موضوعات و مسائل مهم و تاثیرگذار دیگری با تمرکز و محوریت مبانی و اندیشه‌های حضرت استاد(دام‌ظله) مورد لحاظ قرار می‌گیرد؛ اموری چون «مثبتات طرق (امارات و اصول)»، «تفریق میان اماره و اصل»، «تقدیم اماره بر اصل»، «صحت تقسیم اصول به محرز و غیرمحرز و تقدیم اول بر دوم»، «حکت و علت»، «حیثیت تعلیلی و تقییدی»، «تقسيم اراده به استعمالي و جدي»، «عدم لزوم تفکيک ميان عناوين تقديم ادله بر يک‌ديگر مانند تخصيص، حکومت و ورود و...»، «میز میان امور مهمّ و غیر مهمّ در اعتبار اخبار»، «إجزاء و کفایت امتثال حکم ظاهری از واقع»، و «تفسیر صحیح از روایات ناظر به بحث»، و... .

    آن‌چه در این نوشتار مطرح گردیده، برآمده از سالیان متمادی تدریس خارج فقه و اصول شیخنا الأستاذ(دام‌ظله) است که حقیر با افتخار استفاده و بهرمندی از محضر شریف ایشان، به ثبت این مباحث و نکات پرداخته و سپس آن را در طیّ قریب به ده سال به رشته تحریر درآورده و مورد تحقیق و تحلیل قرار دادم.

    در ختام تذکر این نکته را بر خود لازم می‌شمارم: آن‌چه در این نوشتار به عنوان نقاط قوّت محسوب می‌شود نشأت گرفته و منسوب به حضرت استاد(دام‌ظله) می‌باشد و نقطه‌ي ضعفی اگر مشاهده شود، بدون تردید منتسب به نو بودن آستین و ناپختگی این حقیر است.

    بايسته و شايسته است که از عزيزاني که اين کمترين را به هر نحوي در به ثمر رسيدن اين نگاشته ياري نمودند به‌ويژه استاد معظم حضرت آيت‌الله فاضل لنکراني(دام‌ظله)، جناب حجت‌الاسلام والمسلمین فاضل کاشانی و حجت‌الاسلام والمسلمین طبسی(دامت برکاتهما)، مديريت محترم مرکز فقهي ائمه اطهار(علیهم‌السلام) و رفيق شفيق جناب حجت‌الاسلام آقاي امير مباشري (زيده عزه)، صميمانه سپاسگزاري کنم؛ که فرمود «من لم يشکر المخلوق لم يشکر الخالق».

    امید است مقبول یزدان پاک و حضرت بقية الله الأعظم(عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف افتد.

    محیی‌الدین آزادمنش اصفهانی
    17 ربیع الأول 1439ه‍.ق






    [1]. عَن أمِیرِالمُؤمِنِین(عليه‌السلام):‏ النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا. نهج البلاغة، ص501.

    [2]. كهف: 104.


    فهرست مطالب

    سخن آغازین5
    پیش‌گفتار7
    تبیین اجمالی موضوع12
    موقعیت مسأله13
    بخش اوّل: مفهوم‌شناسی15
    حکم واقعی15
    حکم ظاهری18
    أماره24
    اصل عملی (تنزیلی و غیرتنزیلی)25
    بررسی و تحقیق26
    بخش دوّم: مجعول در اسناد غیر علمی27
    گفتار اول: رویه‌های ارائه شده در متون (تبیین و تحلیل)29
    یک؛ اندیشه‌ی «جعل مؤدّی»29
    نقد و بررسی32
    دو؛ اندیشه‌ی «منجّزیّت و عذریّت»33
    نقد و بررسی35
    سه؛ اندیشه‌ی «طریقیت و تتمیم کشف»؛39
    نقد و بررسی42
    چهار؛ اندیشه‌ی «حجّیت»48
    نقد و بررسی50
    پنج؛ اندیشه‌ی «انکار»52
    گفتار دوم: بیان و تثبیت گزینه‌ی مختار57
    بخش سوّم: کیفیت جمع میان حکم ظاهری و حکم واقعی65
    تبیین محلّ بحث65
    مبحث اوّل: محذور ملاکي69
    گفتار اول؛ راه حلّ‌های ارائه شده در متون (تبیین و تحلیل)71
    یک؛ «مصلحت نوعی و لازم الإستیفاء»74
    دو؛ «مصلحت تسهیل»74
    نقد و بررسی83
    سه؛ «مصلحت سلوکیه»، مصحّح حجّیت امارات ظنّی بنا بر سببیت92
    نقد و بررسی101
    چهار؛ «مصلحت حفظ دین و بقای شریعت»111
    پنج؛ «اقربیت اماره به واقع و عدم ترقیق شریعت با جریان برائت»113
    گفتار دوم؛ تبیین و تثبیت اندیشه‌ی مختار؛113
    مبحث دوّم: محذور خطابی117
    فصل اول: محذور خطابی در فرض اجتماع مثلین119
    گفتار اول؛ راه حلّ‌های ارائه شده در متون119
    یک؛ امکان اجتماع مثلین119
    دوّ؛ انشاء متعدد و حکم واحد120
    سه؛ وحدت در مبادی و مبانی، عدم استقلال در دو حکم121
    چهار؛ جعل حجّیت یا منجزیت و عذریت122
    گفتار دوم؛ نقد و بررسی122
    فصل دوّم: محذور خطابی در فرض اجتماع ضدین125
    گفتار اول؛ راه حلّ‌های ارائه شده در متون، (تبیین و تحلیل)125
    یک؛ حکم ظاهری وضعی؛ و حکم واقعی تکلیفی125
    نقد و بررسی126
    دوّ؛ طریقیتِ حکمِ مستفاد از اماره134
    نقد و بررسی139
    سه؛ فعلیت تنجیزیِ حکم ظاهری و فعلیت تقدیریِ حکم واقعی146
    نقد و بررسی149
    چهار؛ حکم واقعی، انشایی؛ و حکم ظاهری، فعلی166
    نقد و بررسی170
    پنج؛ اختلاف مرتبه در حکم واقعی و ظاهری178
    نقد و بررسی180
    شش؛ عدم تنافی در مبدأ و معاد183
    نقد و بررسی185
    هفت؛ عدم تنافی در ملاک و منتهای احکام191
    نقد و بررسی194
    هشت؛ تفاوت در موضوع و عدم قابلیت اجتماع195
    نقد و بررسی200
    نه؛ طریقیت در امارات، الغای شک در اصل محرز و اخذ یک طرف شک در اصل غیرمحرز203
    نقد و بررسی232
    ده؛ جعل حکم واحد؛ عدم فعلیت آن در فرض مخالفت طرق263
    گفتار دوم؛ اندیشه‌ی مختار265
    کتاب‌نامه277

۱,۲۷۶ بازدید