امام خمینی(قده) و نگاه اجتماعی به دین
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
۱۵:۰۲
۶۳
خلاصه خبر :
آخرین رویداد ها
-
شهادت سبط اکبر رسول خدا؛ امام حسن مجتبی(ع) تسلیت و تعزیت باد
-
برگزاری مجلس بزرگداشت شهادت رهبر شهید و خانواده ایشان در مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)
-
مجلس بزرگداشت قائد عظیم الشأن در مسجد مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)
-
مجلس بزرگداشت قائد عظیم الشأن در مسجد مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)
-
مجلس بزرگداشت قائد عظیم الشأن در مسجد مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)
-
خیزش مردم در خونخواهی رهبر شهید
بیستمین نشست رسالات، با حضور جمعی از خطبای سراسر کشور برگزار شد.
در این نشست که با حضور قریب به 130 نفر از خطبای کشور، روزهای پنجشنبه و جمعه در مجتمع یاوران مهدی(ع) درجمکران قم برگزار گردید، آیت الله فاضل لنکرانی به ایراد سخن پرداختند.
مشروح بیانات معظم له به شرح ذیل است.
بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت امام باقر(علیه السلام) پنجمین پیشوای شیعیان را محضر مقدس امام زمان(عج) تسلیت عرض مینمایم، امیدوارم از دعای آن حضرت ریشههای علم، ایمان، تقوا، یقین و بصیرت، روز به روز در همه روحانیت، حوزهها، فضلا، خطبا و مدرسین بیشتر شود و ما بتوانیم گوشهای از آن میراث گرانبهای امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) را درست بفهمیم و به نسل امروز و آینده صحیح منتقل کنیم.
در مقدمه بحث باید خدا را شکر کنیم که ما را در دورهای قرار داده است که در طول تاریخ به مثل زمان ما گستردگی، عظمت و تأثیرگذاری دین مطرح نبوده است.
به برکت امام، انقلاب، خون شهدا، رهبری شهید ما و به برکت مجادتهای علما و بزرگان و مردم، چهره ی درخشان دین از زیر خروارها خاک بیرون کشیده شده و تلالو آن روزبروز بیشتر جلوه میکند.
قبل از انقلاب برای ما فقط اسمی از دین مطرح بود و شناخت از دین فقط یک شناخت محدودِ جزئی و فردی و یک امر کمخاصیتی نظیر دیگر ادیان بود تا جایی که تودهایها و مخالفان دین آن زمان شعارشان این بود که دین افیون تودههاست و دین را مانع رشد و کمال جامعه میدانستند، این مطلبی است که نیاز به بیان ندارد.
هنر امام خمینی(قده) این بود که دین را احیا کرد و فریاد سر داد که دین این نیست که ما خیال میکنیم و تا به حال به ما گفته اند و آنرا در یک مناسک ظاهری مثل نماز و روزه و حج خلاصه کرده اند، فقه تنها یک فقه فردی نیست بلکه فقه اجتماعی بمراتب مهمتر از فقه فردی است. اصولا دستورات اجتماعی دین قابل مقایسه با دستورات فردی آن نیست. اما ما فقط دین را در همان دستورات فردی شناخته بودیم.
الآن بعد از گذشت47 سال از انقلاب مشاهده میکنیم چه واژههای جامعهساز، حرکتساز و سرنوشتسازی از دل قرآن بیرون آمده و در جامعه به بار نشسته است، نظیرمسئله شهادت، جهاد، مقاومت در راه خدا و دین.
این به جهت آنست که آیات اجتماعی قرآن مطرح شده، محور موارد زیادی از آیات قرآن فرد نیست بلکه قوم، ناس، امت و طایفه است که در کتاب آیات حکومت در قرآن_ که مبانی قرآنی نظریه «الاسلام هو الحکومة» امام است_ اشاره به بعضی از آیات اجتماعی قرآن کردهام. مثل آیه شریفه یازده سوره رعد که خدای تبارک و تعالی میفرماید: «إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ»[1] محور آیه قوم و تغییر قوم است نه فقط تغییر اشخاص، البته تغییر اشخاص هم میتواند مقدمه تغییر قوم باشد، ولی برای ایجاد تحول در یک قوم، جامعه و مردم باید در خودشان تغییر ایجاد کنند.
روایاتی هم که در ذیل این آیه شریفه آمده عمدتاً بر این محور است که اگر خدا یک نعمتی را به جامعهای ارزانی نماید، چنانچه در آن جامعه فساد و گناه رواج یابد خدا نعمتش را از آنها میگیرد، ولی این آیه در مقام بیان یک سنت قطعی به صورت مطلق است یعنی اگر قومی صلاح و رستگاری را بخواهند خدا هم جامعه را به همان سمت میبرد، اگر قومی دنبال فساد بروند خدا هم آن جامعه را گرفتار فساد میکند، یعنی فعل خدا به دنبال حرکت و فعل مردم است.
نمیگوئیم رابطه فعل مردم با فعل خدا رابطه علّی و معلولی است که این حرف معقول نیست و محال است، اما سنت خدا برای تغییر در یک جامعه، تغییر مردم آن جامعه است و این آیه از محکمات قرآن است.
این آیه بیان یک سنت قطعیه است که هیچ تغییری در آن به وجود نمیآید، بعضی از آیات و تهدیدهایی که خدا در قرآن فرموده به نحو اقتضاء است اما اینجا بحث اقتضاء نیست و حتی در بعضی روایات از امام صادق(علیه السلام) در ذیل این آیه نقل شده «إن الله قضی قضاءً حتماً»[2] یکی از سنتهای غیر قابل تغییرخداوند همین است نعمتی را که به بنده اش عنایت کرده مادام که مرتکب گناهی که مستوجب سلب نعمت است، نشود از او نمیگیرد! «لا ينعم على عبده بنعمة فيسبلها إياه قبل أن يحدث العبد ما يستوجب بذلك الذنب سلب تلك النعمة» پس محوراین آیه شریفه قوم است.
اگر بخواهد بعد از گذشت چهل و چند سال از انقلاب در حوزه های علمیه نگاه ما به دین همان نگاه قبل از انقلاب باشد از همه چیز عقب میافتیم، بلکه اصلاً به درد نمیخوریم! نگاه یک فقیه به دین اگر نگاه فردی باشد، فقیهی نخواهد بود که مصداق «اما الحوادث الواقعه» قرار بگیرد، حافظاً لدینه حافظ همه ی ابعاد دین است نه فقط ابعاد فردی.
یک خطیب که رسالت رساندنِ پیام دین به جامعه را دارد، اگر نگاهش به دین یک نگاه محدود و فردی باشد، اگر رابطهی بین دین و مردم و همچنین رابطه مردم و دین را درست متوجه نشود، اگر این مبانی محکم دین را که فقط دین باید حکومت کند، -«ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ»[3] دین قیّم یعنی دین باید قیومت و حکومت بر بشر را به عهده بگیرد-، متوجه نشود به اینجا میرسد که برخی هزار و چند صد سال است به شیعیان گفته اند دست روی دست بگذار و حرف نزن، تقیه کن تا زمان ظهور! این یکی از آثارمنفی نگاه فردی به دین است، تو برو نمازت را بخوان، چه کار داری که صهیونیسم چکار میکند؟ چه کار داری که آن طرف دنیا مسلمین را میکشند یا کشوری را غصب میکنند! به تو چه؟ اینها نتیجه نگاه فردی به دین است که بسیار نگاه خطرناکی است، همین سبب شد هزار و چندصد سال دست شیعه را از حکومت کوتاه کنند تا دنبال حکومت نرود! آنها میدانند که اگر شیعه در رأس حکومت بیاید جذابیت دارد و میتواند بشر را جذب خودش کند.
یک وقت در جلسه خطبای محترم تهران برخی به من گفتند ما که انقلابی هستیم و برای بقای حکومت و رهبری با تمام وجود دعا میکنیم ولی چه کنیم با این روایاتی که میگوید هر قیام و حکومتی قبل از قیام و حکومت حضرت حجت(عج) طاغوت است؟
پاسخ من این بود که ائمه(ع) به ما فرموده اند: هر روایتی از ما به شما رسید بر قرآن عرضه اش کنید، اگر مخالف قرآن بود آنرا کنار بگذارید، اگر کسی آن توجیهات هفت - هشت گانهای که در محل خودش مطرح شده را هم نپذیرد باید بپذیرد که این روایات با قرآن مخالف است! مگر قرآن مسئله امر به معروف و نهی از منکر را به صورت عمومی مطرح نمیکند؟ آیا میتوان گفت امر به معروف و نهی از منکر تا زمان ظهور تعطیل باشد؟، مسلم نه. حال چگونه به کسی که غیبت میکند حق داشته باشیم بگوئیم غیبت نکن، اما به کسی که ظلم میکند حق نداریم حرف بزنیم؟، واقعاً باید بررسی شود چطوراین فرهنگ قبل از انقلاب جا افتاده بود.
البته الآن هم زمزمههایی وجود دارد که تقاضا میکنم این جمعِ با مسمّای شما این رسالت دین را هم تبیین و تبلیغ کند، چطور به کسی که در حال غیبت کردن است واجب است بگوئیم حق نداری غیبت کنی، تهمت بزنی، اما به حاکم ظالم آدم کش که مسلمانها را از بین میبرد، نباید حرفی بزنیم! این چطور قابل جمع است؟
من این روایات را مفصل مورد بحث قرار داده ام و به زودی کتابش منتشر میشود، اگر آن توجیهات را هم کسی نپذیرد میگوییم این روایات با قرآن سازگاری ندارد، حتی اگر سندش هم صحیح باشد! اساساً در مبانی رجالی گفته ایم این حرف که در تشخیص صحت روایت اول باید به سراغ سند رفت، حرف باطلی است، اول باید دید این روایت مطابق قرآن هست یا نه؟ خود ائمه(علیهم السلام) این راه را یاد دادهاند. روایاتی که مطابق با قرآن نیستند باید کنار گذاشته شوند؛ در بحث سهو النبی(ص) مرحوم صدوق بر اساس یک روایت صحیحه سهو النبی را جایز میداند در حالیکه این حرف با آیات محکم قرآن که انبیاء را از هر خطایی مصون میداند سازگاری ندارد.
پیشنهاد میکنم موضوع یک نشست خود را به تفاوت های نگاه فردی و اجتماعی به دین قرار بدهید، نتیجه نگاه فردی به دین بیان جدایی دین از سیاست است، نتیجه نگاه فردی سکوت در مقابل ظلم ظالم است، نتیچه نگاه فردی کنار گذاردن بسیاری از آیات سلطه ستیز کفار است که میگوید «لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً»[4]، چیزی که کشورهای به ظاهر اسلامیِ منطقه را بردهی کفار کرده است! اینها نتایج نگاه فردی است.
اگر گاهی نمیتوانیم نسل امروز را آنطور که شایسته است به دین جذب کنیم یک جهتش این است که نگاهمان به دین نگاه اجتماعی نبوده است. باید نگاه اجتماعی به دین داشته باشیم نه فقط نگاه فردی.
ما اگر بخواهیم در رسالت خودمان موفق باشیم، باید نگاهمان به دین را روز به روز عمیقتر کنیم.
نگاه امام خمینی به دین، یک نگاه جامع و کلان محور بود که فرمود: «الاسلام هو الحکومة»، متأسفانه بعد از 47 سال در همین حوزه علمیه قم هنوز راجع به این مبحث عمیق امام کار نشده است.
اگر از منِ طلبه بپرسید، بالاترین و عمیقترین و دقیقترین نظریه امام چیست؟ میگویم همین نظریه است، نظریه ولایت مطلقه فقیه یکی از شاخههای این نظریه است. نظریه خطابات قانونیه امام یکی از شاخههای این نظریه است، عدم جدایی دین از سیاست یکی از شاخههای این نظریه است، ببینید این نظریه چه فروعاتی پیدا میکند.
امام در کتاب البیع میفرماید: « الاسلام هو الحکومة»، نمیگوید حکومت جزئی از اسلام است، نمیگوید حکومت مقدمه ای برای اجرای احکام اسلام است، البته یک تطوراتی در فرمایشات و سخنرانیهای ایشان هست و گاهی عنوان مقدمه را هم فرموده اند اما این در دیدار با مردم عادی بوده که در مقام استدلال میگفتند اگر بخواهیم حدود را اجرا کنیم باید حکومت داشته باشیم، اگر بخواهیم امر به معروف و نهی از منکر را درست اجرا کنیم باید حکومت داشته باشیم، اگر بخواهیم بیت المال مسلمین را حفظ کنیم باید حکومت داشته باشیم ولی کُنه نظریهشان این است که اصلاً دین همان حکومت است، در«ذلک الدین القیم»، دین یعنی حکومت.
پیامبر دستورات خدا را برای حکومت بر مردم آورده است، این آیات قرآن است که میفرماید: « وما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن الله» ما هیچ رسولی را نفرستادیم مگر برای اینکه مورد اطاعت قرار گیرند، این سخن را رهبر شهید(رضوان الله علیه) هم در فرمایشات خود داشتند. امام خمینی(قده) که میفرماید: دین یعنی حکومت، معنایش اینست که اعتقادیات، احکام، اخلاق، سیاسیات، همه را که کنار هم بگذاریم ارکان حکومت تشکیل میشود.
حال عمده بحث در جملهی دوم امام است که میفرماید: «الاسلام هو الحکومة و الاحکام مطلوباتٌ بالعرض» همه احکام اعم از نماز، روزه، حج، زکات و ... مطلوبات ثانوی در دین ودر درجه بعد هستند. آنچه که امام را امام کرد انس ایشان با قرآن بوده، آنچه را که رهبری شهید را به این مراتب رساند انس با قرآن بوده، در مورد آیه شریفه «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ»[5] امام فرمود پیامبردر غدیر نمیخواست ولایت باطنی امیرالمومنین را به مردم بگوید، بلکه غدیر اعلام حکومت امیرالمؤمنین و اولاد او بر بشر تا روز قیامت بود لذا خدا به پیامبر میفرماید: اگر این دستور را اعلام نکنی اصلاً رسالت من را انجام نداده ای!
در عربستان بعضی از اهل تسنن به منگفتند به چه دلیل قرآنی شما میگوئید اگر کسی تمام عمرش نماز بخواند و روزه بگیرد و هر سال حج برود و همه اموالش را انفاق کند ولی ولایت امبرالمومنین را نداشته باشد اعمال او هیچ ارزشی ندارد؟ اگر با روایات خودتان جواب دهید ما آن را قبول نداریم، «ما نودی بشیٍ مثل ما نودی بالولایة» را شما قبول دارید ولی ما قبول نداریم! من میگفتم قرآن را که قبول دارید، گفتند بله. گفتم یک دلیل ما این آیه شریفه است «فما بلغت رسالته» را برای من معنا کنید، قرآن میفرماید: ای رسول ما اگر ولایت امیرالمؤمنین را ابلاغ نکنی تمام زحمات 23 ساله ات از بین خواهد رفت، اگر این یک حکم جزئی بود که عدم بیان آن «فما بلغت رسالته» نبود، پس باید بگوئید وجوب ابلاغ ولایت امیرالمومنین(علیه السلام) ظاهر کالصریح در آیه قرآن است.
خب این یکی از ریشههای این مبنای امام است که میفرماید: اصل دین، حکومت است. لذا یک وقتی هم این تعبیر را داشتند که حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است، گاهی پیش خود میگفتیم در میان واجبات یک واجب به نام نماز و یک واجب هم به نام حکومت است، پس اینکه امام میگوید حفظ نظام از اوجب واجبات و مقدم بر نماز و دیگر واجبات است حتما بدین جهت است که ملاک حکومت قویتر است! در حالیکه نه، اسلام عین حکومت است و به وسیله حکومت است که تمام دین باقی میماند. حتی حفظ اسلام و حکومت هم بر حفظ جان امام(علیه السلام) مقدم است.
دین فوق همه چیز است، فوق عبادات و مناسک است، فوق شخص امام معصوم(علیه السلام) است، متصدی حکومت امام(علیه السلام) است ولی در جایی که امام معصوم(علیه السلام) متصدی حکومت نیست شخصیتی مثل امام حسین و امام حسن(علیهما السلام) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) هم باید برای حفظ اسلام شهید بشوند. این از افتخارات شیعه است که تمام پیشوایانش شهید شده اند، در عصر غیبت هم میراث بزرگ امامت برای علماء شهادت است، پیام شهادت هر امامی به ما اینست که برای حاکمیت دین باید تا پای جان ایستاد و شهید شد.
هزار و چند صد سال بود که شیعه حکومت نداشت آیا در جامعه بشری دین حاکم بود؟ در این کشورهایی که ادعای اسلام گرایی داشته و دارند آیا دین حاکم بوده؟ چند سالی هست که در ایران، آن هم با دشمنیهای فراوان که قابل مقایسه با دشمنیهای صدر اسلام نیست! دین میخواهد حکومت کند، هر چند با کارشکنی ها و سنگ اندازی های فراوان هنوز هم نگذاشته اند که در این کشور دین حکومت کند، چون میدانند اگر دین به معنای صحیح حکومت کند این آیه شریفه تحقق مییابد که «وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ»[6] اگر مردم دین را اقامه کنند، اقامه تورات یعنی تورات و انجیل و اسلام واقعی حاکم بشود، از آسمان و زمین برکات الهی بر مردم نازل میشود. کنایه از این که جامعه به رفاه و عقل میرسد.
یک سؤال این روزها مطرح است که در این اجتماعات مردمی که واقعاً از معجزههای خدای تبارک و تعالی است، من گاهی با مشاهده این اجتماعات توفیق مییابم که بعضی از آیات قرآن را با آن تطبیق نموده و مصداق یابی کنم. مثل این حدیث که نزدیک زمان ظهور یا در زمان ظهور حضرت، خدا دست عنایتش را بر سر بندگان میکشد، «إذا قام قائمنا وضع یده على رؤوس العباد»[7] یعنی مردم به چنان کمال عقلی میرسند که جز حق چیزی را نمیخواهند، همین چیزی که الآن گوشه ای از آن در ایران ما بروز پیدا کرده است.
شگفت انگیز است که خدا چگونه این کلمات را بر لسان امام شهید ما جاری کرد که فرمود: اگر حادثهای پیش بیاید خدا مردم را مبعوث میکند، این مبعوث شدن مردم در دایرهی همان نگاه اجتماعی به دین است، اگر ما نگاه فردی به دین کنیم اصلاً این حرفها معنا ندارد، باید نگاه ما به دین یک نگاه اجتماعی باشد تا مبعوث شدن مردم را بفهمیم و باور کنیم. الآن هم با این بعثت مردمی میتوان گفت تا یک حدی خداوند دست عنایتش را بر سر مردم ایران گذارده است، زمان ظهور مربوط به جمیع و کل بشراست که ان شاء الله آن زمان را ببینیم و غالب بشر دنبال حق گرایی میروند.
مبعوث شدن یعنی چه؟ مبعوث شدن حق طلب شدن جامعه که بگوید فقط حق را میخواهم، بگوید خدا و اولیای او که فقط مظهر حق هستند باید حکومت کنند، حکومتهای ظالم آمریکا و دیگران باید به کنار بروند، میایستد و جان و مال و هستیاش را میدهد. این یعنی مبعوث شدن.
پیامبری که از طرف خدا مبعوث میشود تا پای جان میایستد و میگوید من باید دستورات خدا را به مردم برسانم و آنرا اقامه کنم، ملتی که مبعوث میشود نیز برای حاکمیت دین از همه چیز خودش میگذرد و ما الآن در این زمان به چشم خود این عنایت الهی را میبینیم.
من این نکته را عرض میکنم و شما خطبای بزرگوار هم بر آن تأکید کنید، این مردم مبعوث شده بیش از 80 شب است که در میدان ها و خیابان ها حضور دارند، برای هر شب از این شبها باید هزاران کتاب نوشته شود و نوشته خواهد شد، باید عظمت مردم در این شبها را به تصویر کشاند و بر بالای منابر مطرح کرد.
من خودم که یک شب به یکی از این میدانها رفته بودم زمانی که صحبتم تمام شد و خواستم سوار ماشین شوم دیدم یک پیرمرد با یک دست همسر پیر خودش را گرفته و با دست دیگر پرچم ایران را گرفته است، به نظرم متجاوز از 80 سال داشت، گفتم خدایا با دلهای این مردم چه کرده ای؟ آن رهبر شهید عظیم الشأن ما با خون پاک خود با این دلهای مردم چه کرد؟ که بیان آن یک فصل مستقل میخواهد.
به مردم تأکید کنید که این ایام بسیار حساستر از روزهای اول است، مبادا خیابانها را ترک کنند یا اجتماعات کمرنگ بشود، دشمن دنبال همین است. ما نباید دلمان را به مذاکرات خوش کنیم. خباثت و رذالت دشمن اصلاً قابل حد و اندازه نیست و هر چه را هم که امضا کند اگرببیند منفعتش در چیز دیگری است همان را هم پاره میکند.
ما باید دست این مردم را ببوسیم و در برابر این مردم تعظیم کنیم، بزرگان ما در مقابل این عظمت مردم اشک میریزند. از مردم تقاضا کنیم به این تجمعات ادامه دهند تا زمانی که رهبری معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای(دام ظله) بفرمایند کفایت میکند.
«إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ»[8] خدا دید مردم ایران شهادت طلبی میکنند و در میدان هستند، 47 سال تحریم های ظالمانه به کمر مردم فشار آورد ولی اینها برای اعتلای اسلام و ایران ایستادهاند، این بعثت مردم یکی لز ابعاد اجتماعی دین است و همان چیزی است که امام فرمود «الاسلام هو الحکومة و الاحکام مطلوبات بالعرض».
من در جای دیگرعرض کرده ام که هیچگاه در زمان جنگ از کسی که جبهه آمده، نمیپرسند نماز میخوانی یا نه؟ حتی از دین او هم نمیپرسند. ابدا، فرد غیرتمندی است که به جبهه آمده تا برای اسلام و کشورش بجنگد و من حق ندارم چنین سؤالی از او بپرسم. اینکه امام میگوید «والاحکام مطلوباتٌ بالعرض» یعنی در این اجتماعات آدم عادل حضور مییابد و آدم فاسق هم میآید، با نماز و بینماز میآید، با حجاب و بیحجاب میآید، پس در این میدان نبرد، مردم را تفکیک نکنید! آنها را دسته دسته نکنید، همه اینها برای حفظ اسلام و ایران اسلامی آمدهاند و باید قدردان همه شان باشیم، دین این را میگوید.
اینکه من بگویم تو امشب نماز خواندی و به اینجا آمدی یا نه؟ این نگاه فردی به دین است. البته حجاب خیلی اهمیت دارد، شاید یکی از افرادی که افتخار و توفیق داشته در طول 30 سال گذشته در مورد حجاب زیاد کار کرده خودِ من باشم، خدا را شکر میکنم و ان شاءالله در قیامت دست ما را بگیرد، یادم هست از زمان ریاست جمهور آن فردی که بسیاری از انحرافات را در این کشور به وجود آورد و معاونش گفت این چادر مشکی سوغات غرب به ایران است، همان زمان من یک رسالهای در جوابش نوشتم، آیه قرآن میگوید «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ»[9] روایتی در ذیل این آیه میفرماید بعد از نزول این آیه و ابلاغ آن از سوی پیامبر زنها با همین روپوش مشکی که امروز زنهای ما دارند از خانه خارج میشدند.
به جای خودش در مورد حجاب و دیگر احکام باید فریاد بزنیم و هیچ کسی هم نباید بگوید این اهمیت ندارد، من غلط میکنم بگویم! این حکم ضروری اسلام است، ولی الآن در زمان جنگ و لزوم حضور همه مردم در میدان که اولویت اول، حفظ اسلام و کشور است دنبال این باشید که دین چه میگوید و از این تفکیکها و دستهبندیها اجتناب کنید.
ما باید تاثیر نگاه اجتماعی به دین را حتی در فتواها بررسی کنیم که چقدر اثرگذار است؟. شما در این مسئولیت و رسالتی که دارید، در رسانه هاخیلی پررنگ باید مطرح کنید که در این حضور اجتماعی مردم، روحانیت نقش کلیدی داشته است، متأسفانه شاید خیلی از مردم خبر نداشته باشند که دانشگاهها و مدارس به نحوی اشتغال به درس دارند، کسبه کارشان را انجام میدهند، اما حوزه علمیه تعطیل است، چون رسالت بزرگتری بر عهده دارد، چون شبها طلبهها پنج شش ساعت در میدان ها وخیابانها در خدمت مردم هستند برای بیان آنچه که دانستنش لازم و ضروری است.
ابعاد این حضور را باید به مردم بگوئیم که این یک کار سیاسی یا یک نمایش سیاسی نیست، بلکه یک نمایش دینی است، هر چند دین هم یعنی سیاست، اما این حضور یک نمایش دینی قوی و به تعبیرمن جهاد حضور است. در یکی از صحبتهایم گفتم واقعاً امروز بر اساس آیه شریفه: «وَيُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ»[10] مردم از مصادیق کلمات خدا هستند، طلبهها این شبها بخوبی تلاش میکنند اما متأسفانه در رسانه خیلی بروز ندارد، این را شما سعی کنید به مردم بگویید.
امام میفرمود این کارها را به مردم بگوئید، در اینگونه امور و در این مواقع برای تشویق مردم، ریا و نمایاندن کار به مردم اشکالی ندارد و باید انجام شود، امروز این رسالت بزرگ را روحانیت انجام میدهد و امیدواریم در این شرایط حساس که حساسترین دوره تاریخ دین و ایران است خدا الطافش را بر این ملت جاری سازد، ما چقدر باید خدا را شکر کنیم که در این دوره و به فرمایش رهبر شهیدمان در این پیچ تاریخی قرار گرفته ایم، ان شاءالله بتوانیم وظیفه خودمان را بخوبی بشناسیم و به آن عمل کنیم.
مخصوصاً که خون پاک امام شهیدمان، شهدای جنگ رمضان و جنگ دوازده روزه، فرماندهان قهرمان، مردم بیگناه، مسئولیت ما را چند برابر میکند و بدن انسان باید در مقابل این خونها به لرزه درآید و فکر نکند که آنها به یک مقام بالا رسیده اند و من ده درجه پائینترم، نه! در قیامت اینطور نیست که با «بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ»[11] فقط از قاتل سؤال شود؟ از من هم که خون او را پایمال کنم، یا حق او را ادا نکنم سؤال میشود، ما وظیفه داریم که دین را بشناسیم، منبرهایمان را با مطالعه و مراجعه، مستند و عمیق کنیم، الآن کمکم وارد ایام غدیر میشویم ان شاء الله بتوانیم یک رسالت قوی درباره غدیر پیاده کنیم و وظیفهمان را بخوبی انجام دهیم.
---------------
[1]. سوره رعد: آیه 11.
[2]. بحار الانوار: ج 6، ص 56.
[3]. سوره روم: آیه 30.
[4]. سوره نساء: آیه 141.
[5]. سوره مائده: آیه 67.
[6]. سوره مائده: آیه 66.
[7]. بحار الانوار: ج 52، ص 336.
[8]. سوره رعد: آیه 11.
[9]. سوره احزاب: آیه 59.
[10]. سوره یونس: آیه 82.
[11]. سوره تکویر: آیه 9.