جهاد ذبی، مبنای فقهی قیام امام حسین(ع)

۲۳ خرداد ۱۴۰۵

۱۳:۳۴

۴۲

خلاصه خبر :
بیانات حضرت آیت الله فاضل لنکرانی(دامت برکاته) در دیدار با امام جمعه محترم، استاندار، ائمه جمعه و جماعات، اساتید حوزه و مسئولین استان یزد
آخرین رویداد ها

بسم الله الرحمن الرحیم

از بزرگوارانی که محبت فرمودند‌ و توفیق این دیدار را فراهم آوردند که خدمت آقایان مشرف گردیده تا از نزدیک حضرات را زیارت کنم تشکر می‌نمایم.

اکنون که در آستانه ورود به ماه محرم هستیم اقتضائاتی در زمان ما‌‌ وجود دارد که لازم است منبرها و سخنرانی‌های ما بسیار ریشه‌ای‌تر از گذشته باشد.

واقعیت این است که با همه تحلیل‌های هفت یا هشتگانه‌ای که برای قیام امام حسین(ع) ارائه شده است، برخی مانند صاحب جواهر(ره) فرموده‌اند: این قیام یک تکلیف شخصی برای امام(ع) بوده است همانند احکام خاصی که برای وجود مبارک پیامبر(ص) وجود داشت. لازمه روشن این دیدگاه آن است که این حرکت قابل تعدّی به دیگران نیست و نمی‌توان از آن به عنوان الگویی برای بشر تا قیامت استفاده کرد؛ بلکه تکلیفی بود که واقع شد و پایان یافت.

برخی دیگر نیز تحلیل کرده‌اند که امام به قصد تشکیل حکومت حرکت کردند و تحلیل‌های مختلف دیگر که در برخی از نوشته‌هایی که چاپ شده است، همه این دیدگاه‌ها را آورده‌ و مورد بحث و بررسی قرار داده‌ام.[گفتارهای حسینی. انتشارات مرکزفقهی ائمه اطهار(ع)]

مطلبی که در چند سال اخیر به آن رسیده‌ام این است که حرکت امام حسین(ع) را اگر بخواهیم از نگاه فقهی تحلیل کنیم، می بایست آن را براساس «جهاد ذَبّی» مورد بررسی قرار دهیم. تاکنون در کتب فقهی، جهاد را به جهاد ابتدایی و دفاعی تقسیم نموده‌اند؛ اما با دقت در کلمات فقها مشاهده می‌کنیم قسم سومی از جهاد نیز وجود دارد تحت عنوان: «الذَّبُّ عَنْ بَيْضَةِ الْإِسْلَامِ».

البته از جهت لغوی، این عنوان تحت جهاد دفاعی قرار می‌گیرد، ولی احکام آن با جهاد دفاعی متعارف تفاوت دارد؛ تفاوت‌های فراوانی میان این نوع جهاد و آنچه به عنوان جهاد دفاعی معمول مطرح می‌شود، وجود دارد. این نوعی جهاد خاص است که توجه به آن، شبهات بسیاری را از قیام حضرت رفع می‌نماید.

نظیر شبهه‌ای که در تحلیل قیام حضرت بر مبنای امر به‌ معروف و نهی از منکر مطرح است که می‌گویند امام حسین(ع) تصریح فرموده‌اند «أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ»؛ ‌بر مبنای این فرمایش حضرت برای عمل به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر قیام کردند. سؤال می‌شود مگر در فقه نمی‌گوییم از جمله شرایط امر به معروف و نهی از منکر این است که اوّلا احتمال تأثیر داشته باشد ثانیاً موجب ضرر نباشد؛ حال این چه امر به معروفی بوده است که خود حضرت، اصحاب و اولاد حضرت همگی به شهادت برسند و خاندان حضرت نیز به اسارت بروند؟

بنابراین نمی‌توان این حرکت را بر اساس امر به معروف و نهی از منکر فقهی موجود تحلیل کرد. ولو خود حضرت نیز فرموده‌اند: «إِنِّي أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ»؛ اما این بیان غایت و هدف از قیام نیست. اینکه در لحظات آخر حضرت علی‌اصغر را مطالبه کند و بفرماید: «ائْتُونِي بِوَلَدِيَ الصَّغِيرِ حَتَّى أُوَدِّعَهُ»؛ این با کجای امر به معروف و نهی از منکر ارتباط دارد؟ آیا حضرت نمی‌دانستند که اگر این کودک را به میدان ببرند، به شهادت خواهد رسید؟ مسلماً می‌دانستند. نه تنها حضرت، بلکه دیگران نیز می‌دانستند که دشمن خون‌خوار آن زمان در نهایت قساوت و سنگدلی به سر می‌برد. با این حال، حضرت این کودک را می‌آورند و آن طفل به شهادت می‌رسد. آیا این عمل را می‌توان بر مبنای امر به معروف و نهی از منکر تحلیل کرد؟ خیر. همچنین جهات دیگر مانند اسارت خاندان نبوت.

انسان وقتی دقت ‌کند، متوجه می‌شود که حرکت امام(ع) بر اساس «جهاد ذَبّی» بوده است. برای دفاع از اصل و کیان اسلام، گاهی باید کودک شش‌ماهه هم شهید شود و زنان نیز به اسارت درآیند. تمام این مسائل در این نگاه، یک تحلیل بسیار قوی فقهی پیدا می‌کند.

در وجوب جهاد ذَبّی تفاوتی نمی‌کند که دشمن به شخص ما و کشور ما حمله کند یا به کشور مسلمان دیگر ـ البته همه شما بهتر از من می‌دانید، این را عرض می‌کنم و تعارف هم ندارم ـ از ابتدای انقلاب می‌گفتند: امام خمینی به اسرائیل چه کار دارد؟ اسرائیل کشوری را غصب کرده؛ مردم همان کشور باید وظیفه خود را انجام دهند؛ یا این غصب را می‌پذیرند یا نمی‌پذیرند، به ما ایرانی‌ها چه ارتباطی دارد؟

در حالی که امام یکی از آرمان‌های مهم خود را دفاع از فلسطین قرار داده بود. رهبرشهید ما (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه و حشره‌الله مع أجداده) نیز مکرر می‌فرمودند: موضوع فلسطین مسئله اول جهان اسلام است. در همین حوزه علمیه برخی از آقایان می‌گفتند: ما نمی‌فهمیم فلسطین مسئله اول جهان اسلام است یعنی چه؟ حتی امروز نیز افرادی که انقلابی هم هستند، اما می‌گویند ما نمی‌توانیم این را بفهمیم؛ یعنی چه مسئله اول جهان اسلام است؟ آیا مسئله اول جهان اسلام این است که ما برویم از عده‌ای دفاع کنیم که مذهبشان نیز با ما مخالف است؟!

پاسخ همه این حرفها در جهاد ذبی است. امروز کاملا دشمنی‌ اسراییل با اسلام و مسلمین آشکار شده است اما حدود هفتاد سال پیش امام و مراجعی که در آن زمان حضور داشتند ـ البته نه در حد فهم امام ـ مسئله مقابله با اسرائیل را یک امر واجب مسلّم دانسته و می‌گفتند هدف اسراییل هدم و نابودی اسلام است؛ اصلاً فلسفه وجود آن برای این است که اسلام را از بین ببرد و کشورهای اسلامی را تصرف کند.

بر مبنای جهاد ذَبّی، بر منِ ایرانی و بر منِ مسلمان، وقتی می‌بینم اسرائیل قصد دارد اسلام را از بین ببرد، مقابله با آن واجب است؛ به هر نحوی که انسان توانایی داشته باشد و به هر شیوه‌ای که بتواند.

لذا باید با این نگاه حادثه کربلا را مورد بررسی قرار دهیم که امام حسین(ع) جان خود و یارانش را برای دفاع از اسلام فدا کرد.

برخی گفته اند یعنی چه که امام خمینی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه فرموده برای حفظ دین و حتی حفظ حکومت اسلامی اگر لازم باشد امام معصوم(ع) ‌نیز باید فدا شود. این مطلب برای کسی که طعمی از فقه را چشیده باشد معلوم است؛ زیرا دفاع از اسلام و دین بر همه چیز مقدّم است. دین ناموس خدای تبارک و تعالی است. باید دین باقی بماند تا بشر هدایت پیدا کند. حال اگر برای بقای این دین لازم باشد که معصوم نیز به شهادت برسد، باید چنین شود.

این همان مبنای جهاد ذَبّی است؛ از ماده «ذَبّ». این تعبیر در کلمات فقها تحت عنوان «الذَّبُّ عَنْ بَيْضَةِ الْإِسْلَامِ» مطرح شده هرچند تعبیر«جهاد ذَبّی» را بیان نفرموده‌اند. بنده در رساله‌ جهاد ذبی آیات و روایاتی که این معنا به‌خوبی از آن‌ها استفاده می‌شود را ذکر کرده‌ام.

پس در محرم امسال، به‌ویژه با توجه به شرایطی که به وجود آمده، ما باید مردم را از این نگاه آگاه کنیم. بالاخره برای بسیاری از افراد، به‌خصوص جوانان، این سؤال مطرح است که تا چه زمانی باید مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل بگوییم؟ دلیل شرعی و دلیل قرآنی آن چیست؟

منبرها باید امسال رنگ دیگری پیدا کند و از غنای بیشتری برخوردار شود. امسال که مردم ما عزادار شهدای گرانقدر خود، شهدای هوافضا و امام شهیدمان هستند این مسائل را در مجالس عزاداری‌ مطرح نمایید تا از قیام آن حضرت در مقابله با یزید و شمر زمان امریکای جنایتکار و اسراییل کودک‌کش الگوپذیرند.

اما به این نکته مهم باید توجه شود که مراقب باشید هیچ چیزی نباید با خون امام حسین(ع) مقایسه شود. خون هزاران امامِ شهیدِ ما با یک قطره خون امام حسین(ع) قابل مقایسه نیست. با همه اعتقاد، با همه ارادت و با تمام وجودمان که فانی در امام بوده است، صدها امام خمینی نیز گوشه‌ای از مقام یک امام معصوم نمی‌شود. هرچند ما می‌گوییم این‌ بزرگواران نایب امام زمان هستند، اما این عنوان نیز از باب تسامح در تعبیر است. نباید برخی تصور ‌کنند که این فقهاء گرانقدر دو درجه، پنج درجه یا ده درجه پایین‌تر از امام معصوم هستند؛ فاصله به قدری زیاد است که اصلاً نمی‌توان برای آن درجه‌ای قائل شد. امیرالمومنین(ع) فرمود: «لَا يُقَاسُ بِنَا أَحَدٌ»؛ اصلاً نباید وارد اینگونه مقایسه‌ها شد. بله، بعد از انبیا و ائمه معصومین(ع)، نوبت به فقها، علما و صدیقین می‌رسد و این جایگاه‌ برای آنان وجود دارد؛ اما فاصله بین آن بسیار زیاد است. باید روی مسئله شهادت امام حسین(ع) و عظمت کاری که امام حسین(ع) انجام داد، تأکید شود.

یک تعلیقه‌ای هم عرض کنم برفرمایش شهید مطهری (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) که مکرر از آن بزرگوار نقل می‌شود: «شمر آن زمان مُرد، شمر زمان خودت را بشناس»، این جمله از یک جهت سخن صحیحی است؛ یعنی ما در هر زمانی باید دشمن اسلام را بشناسیم. اما این به معنای آن نیست که شمر آن زمان مرده است؛ نه. یزید باید «إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ» مورد لعن قرار بگیرد. معاویه، ابوسفیان و آلِ کذا و کذا که در زیارت عاشورا آمده است باید مورد ‌لعن‌ باشند؛ چراکه خبیث‌ترین و کثیف‌ترین انسان‌هایی بودند در مقابل حضرت ایستادند. لعن این افراد نباید از ذهن جوانان ما دور شود.

اینکه بگوییم «شمر آن زمان مُرد»، تعبیر دقیقی نیست؛ اما اینکه «شمر زمان خودت را بشناس» حرف بسیار درستی است. ما باید شمر زمان خودمان را بشناسیم؛ باید کفر مطلق زمان خودمان را که امروز در ترامپ و نتانیاهو متمثل است، بشناسیم.

باید به مردم بگوییم که به هزار و یک دلیل، امروز تمام اسلام در مقابل تمام کفر قرار گرفته است. در یکی از مصاحبه‌های روزهای اول جنگ رمضان ‌به مردم عرض کردم: حضور شما در این تجمعات شبانه، از هزاران نماز شب بالاتر است.

برخی اساتید حوزه گفتند: شما این حرف را به چه ملاکی می‌گویید؟ عرض کردم: اولاً از شما تعجب می‌کنم که چنین سؤالی می‌پرسید؛ اما دو دلیل برای شما عرض می‌کنم.

یک دلیل این است که وقتی امیرالمؤمنین(ع)‌ در مقابل عمرو بن عبدود ایستادند، پیامبر اکرم(ص) که فرمودند: «ضَرْبَةُ عَلِيٍّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ الثَّقَلَيْنِ» این فضیلت را با چه تعلیلی بیان کردند؟ مگر نفرمودند: به این دلیل که امروز تمام اسلام در مقابل تمام کفر قرار گرفته است. خود شما می‌گویید: «الْعِلَّةُ تُعَمِّمُ»؟ هر جا علت وجود داشته باشد، حکم نیز تعمیم پیدا می‌کند. آیا امروز واقعاً تمام اسلام در مقابل تمام کفر قرار نگرفته است؟ گفتند: چرا. گفتم: پس دیگر برای چه اشکال می‌کنید؟

دلیل دوم هم این روایت از وجود مبارک پیامبر(ص)‌ است (که در کتاب کنز العمالِ متقی هندی آمده است) و فرمودند: «حَرَسُ لَيْلَةٍ أَفْضَلُ مِنْ قِيَامِ أَلْفِ لَيْلَةٍ».

در این روزها خدمت فضلا، مدرسین و حضرات آیات عرض می‌کنم: تلاش کنید این وجه شرعی، دینی و فقهیِ حضور مردم را برای آنان تبیین کنید تا به عظمت این حضور پی ببرند؛ فقط نروید مانند دیگران پرچم بچرخانید. البته آن هم کاری است که باید انجام شود؛ خود بنده نیز رفتم و پرچم به دست گرفتم. اما ما باید مبنای فقهی این مسئله و مبانی دینی آن را برای مردم تبیین کنیم.

نه تاریخ ایران، بلکه تاریخ بشر هم چنین مردمی را با این‌ استقامت، مقاومت و پایداری سراغ ندارد که علیرغم تمام مشکلات و خطرات به هیچ‌وجه حاضر نیستند میدان را رها کنند. حق هم دارند؛ زیرا مردم صاحبان این انقلاب هستند. وظیفه ما این است که مبانی دینی این حضور و این حرکت را برای آنان روشن کنیم.

در این جلسات محرم باید بیشتر روی ماهیت نهضت عاشورا و قیام امام حسین(ع) کار کنیم. ما گاهی تصور می‌کنیم که یک بار مقتل را خوانده‌ایم و یک بار قیام امام حسین(ع) را بررسی کرده‌ایم و تمام شده است؛ در حالی که این‌گونه نیست. بنده هر سال که فرا می‌رسد، مطالب تازه‌ای از نهضت امام حسین(ع) برایم روشن می‌شود.

گاهی انسان با برخی روایات مواجه می‌شود که هفت، هشت یا ده احتمال در معنای آن داده‌اند؛ اما با تأمل بیشتر، معنای جدیدتر و دقیق‌تری از آن روایت پیدا می‌کند پس باید با دقت افزون‌تر، با تطبیق بر شرایط موجود و نگاه به نتیجه‌ آن، این مباحث را مطرح کنیم. برای تقویت حضور مردم در صحنه انقلاب هیچ‌چیزی قوی‌تر، محکم‌تر و مؤثرتر از حرکت امام حسین(ع) نیست. هر مقدار این حرکت را بیشتر و دقیق‌تر برای مردم تحلیل کنیم، این مطلب ماندگارتر خواهد بود و دوام بیشتری خواهد داشت.

از حضور همه عزیزان که بنده را مفتخر فرمودید و به دعوت حضرت آیت‌الله ناصری در این مجلس تشریف آوردید تشکر می‌کنم.

یاد همه علمای بزرگ یزد را گرامی می‌دارم؛ از مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری، مرحوم سید کاظم یزدی، مرحوم آیت‌الله غلامرضا و بزرگان دوران معاصر شهید صدوقی و مرحوم آقای وزیری(قدس سرهما)، خطبایی که در این شهر حضور داشتند و بسیاری از آنان اکنون از دنیا رحلت کرده‌اند، و همه علما، مدرسین، خاندان‌های علمی و بیوتات بسیار کهن، علمی و ریشه‌داری که در این یزد وجود داشته‌اند.

البته در ذهن داشتم درباره حوزه علمیه یزد مطالبی عرض کنم، اما آن نیازمند جلسه دیگری است. مرحوم والد ما (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) بسیار آرزو داشتند که حوزه یزد، حوزه‌ای بسیار قوی و استوار باشد لذا با مرحوم آقای صدوقی نیز مطالبی درباره تقویت حوزه یزد داشتند.

ان‌شاءالله به برکت وجود بزرگانی که امروز چشم حوزه و مردم به وجود آنان روشن است؛ حضرت آیت‌الله ناصری، آیت‌الله مدرسی و دیگر بزرگان، این حوزه روزبه‌روز قوی‌تر و مستحکم‌تر شود.

یاد همه این علما و بزرگان را گرامی می‌دارم. امیدوارم بتوانیم این امانتی را که هزاران سال، نسلی پس از نسل بر دوش کشیده‌اند و به ما سپرده‌اند، به بهترین شکل و با قوت بیشتری به آیندگان منتقل کنیم.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته


برچسب ها :

فاضل لنکرانی جهاد ذبی مبنای فقهی قیام امام حسین(ع) جهاد ذبی؛ مبنای فقهی قیام امام حسین(ع) یزد سخنرانی در یزد قیام امام حسین(ع) علت قیام امام حسین جهاد دفاعی