pic
pic

موضوع «حکومت» در سرتاسر قرآن وجود دارد

خلاصه خبر :
بیانات آیت الله فاضل لنکرانی در جمع جامعه مبلغین تهران

بسم الله الرحمن الرحیم
«وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ»

خدمت شما خطبای معظم و روحانیون بزرگواری که هم مسئولیت تبلیغ و هدایت مردم و هم امامت جماعت مساجد را به عهده دارید عرض ادب و سلام مي‌نمايم.

در اين محفل علمي لازم مي‌دانم بحث‌هایی مطرح گردد که شاید کمتر به آن توجه می‌شود ولي از يك منظر ضروری‌تر هستند.

برای ما روحانیون در زمان معاصر یک انقلابی واقع شد كه رهبری آن بر عهده یک فقیه برجسته‌ی بسیار قوی از نظر فقهی، اصولی، تفسیری و عرفانی قرار گرفت.در همراهي با مجاهدت‌هاي اين رهبر بي‌بديل، علمای بزرگی از میان مجتهدان و خطبا به زندان‌ها رفته و تبعید و شکنجه شدند و بسياري هم شربت شهادت نوشيدند مردم متدين هم به تبع علما و بزرگان به میدان آمدند و شهدای فراوانی تقدیم انقلاب کردند.

خُب هدف از اين انقلاب چه بود؟ امام به دنبال چه بود؟ آیا این یک حرکت سیاسی محض بود که مورد شمول قانون «لكل قوم اجل» و يا «تلک الایام نداولها بین الناس»، قرار گیرد! يا نه چيزي فراتر از آن بود؟

مطلب دوم اينكه وظيفه روحانیت در اين زمان با همه گرفتاری‌ها، سرزنش‌ها و ناسزاهایی که نثار آنها می‌شود چيست و چکار باید بکند؟

امام دنبال تشكيل حکومتي به عنوان جمهوری اسلامی بود كه بحمدالله محقق شد البته به حسب شکل کار، نه اينكه بگوئیم اكنون همه ابعاد اين حكومت، اسلامی است. مهم اين است كه در شکل، قانون اساسی، نهادها، مسئولیت‌ها، مسئله اعتقاد به اسلام و تحقق اسلام جزء ارکان و زوایای حكومت است.

حال جدای از بحث‌هاي رائج یک سؤال اینجا مطرح مي‌شود؛ امام که به دنبال ولايت فقيه بود -که به نظر من اصل وجود حکومت در اسلام بالاتر از مسئله ولايت فقيه است- آيا اين هدف امام بر اساس یک اجتهاد بود كه بگوئیم مجتهد ممکن است مصیب باشد يا مخطئ و شايد در این اجتهادش به خطا رفته باشد؟

پاسخی که ما به آن واقف شده‌ایم این است که امام مسئله حكومت را به عنوان یک مسئله‌ی بیّن و یکی از واضحات دین مطرح کرد. كداميك از ما تا قبل از انقلاب به هنگام بيان ولایت امیرالمؤمنین(ع) برای مردم مسئله حکومت را هم مطرح می‌کردیم؟ می‌گفتیم ا‌میرالمؤمنین(ع) ولیّ بلا فصل بعد از پیامبر(ص) بوده و غالباً بُعد معنوی و قلبی ولايت را از روايت «بنی الاسلام علی خمس، الصلاة و الصیام و الزکوة و الحج و الولایة» بيان مي‌كرده و مي‌گفتيم بايد اعتقاد قلبی داشته باشيم که امیرالمؤمنین(ع) را پیامبر(ص) از طرف خدا منصوب کرد.

به جنبه قدسی، نورانی و معنوی آن توجه می‌کردیم اما به بحث حکومت ظاهری و اینکه زمام مامور باید بالفعل دست امیرالمؤمنین باشد توجه نداشتیم.

اما امام آمد و برای جامعه‌ی طلاب در حوزه‌های علمیه و مراکز علمی مطرح کرد كه اصل ماجراي غدیر برای اعلام حکومت امیرالمؤمنین(علیه السلام) بوده، يعني آن جنبه‌ی معنوی، نورانی و قدسی، آن ولایت تکوینی و آن ولایت تشریعی سر جای خودش محفوظ ولی آن بيعتي که پيامبر بر اساس «الستُ اولي بكم من انفسكم» از مردم گرفت آن‌گاه فرمود «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»، اعلان ولایت ظاهری و حکومت رسمی اميرالمؤمنين(علیه السلام) بود.

ما وقتی به قرآن مراجعه می‌کنیم، قرآن می‌فرماید «‌يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ‌«، ‌یهود و نصارا را ولی خودتان قرار ندهید، معناي «لا تتخذوا الاولیاء» اين نيست که علاقه به آنها نداشته باشید، علاقه شاید یک امر قلبی خارج از دایره تکلیف باشد، ممکن است کسی به یک مسیحی علاقمند باشد. اين چه اشکالی دارد؟ مخصوصاً در اين زمان که مسيحيان در دسته‌جات عزاداری ما شركت مي‌كنند. بلكه معنايش اين است كه آنها را  ولیّ و حاکم خودتان قرار ندهید.

در چند آیه بعد هم تكليف مردم را در مورد انتخاب ولي و حاكم روشن ساخته و مي‌فرمايد: «إِنَّمَا وَلِيكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا» ولي و حاكم بر شما فقط من، پیامبر و الذین آمنوا يعني ائمه معصومين(علیهم السلام) هستند. بر طبق اين آيه كه دال بر حصر است فقط و فقط یک حکومت مشروع است، حکومت خدا، رسول خدا و ائمه معصومین(علیهم السلام)، بعد هم با ادله ولایت فقیه، فقیه جامع الشرایط هم ملحق می‌شود.

این مطلب یکی از محکمات قرآن است، در محکمات که نمی‌شود اجتهاد کرد، یعنی در هر جا يا هر آیه‌ی دیگری که بويی غیر از ولايت خدا و رسول و اهل‌بيت(علیهم السلام) استشمام شود همگي باید تحت این آیه تفسیر گردند، این از محکمات است و در محکمات که نمی‌شود اجتهاد کرد، آیا یک فقیه می‌تواند بگوید من می‌خواهم اجتهاد کنم ببینم خدا حق حکومت دارد یا نه؟ به او می‌خندند! اگر كسي بخواهد اجتهاد كند رسول خدا حق حکومت دارد یا نه؟ به او می‌گویند تو اولیّات قرآن را هم بلد نیستی!

در مورد بحث حكومت یک وقتی در ذهنم بود که شاید اين مسئله اختصاص به اسلام داشته باشد، اما وقتی به این آیه شریفه «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيطَاعَ بِإِذْنِ اللهِ» رسیدم دیدم این مربوط به هر دینی و هر رسولی است، هر کسی از ناحیه خدا رسالت داشته باید حکومت می‌کرده، حالا قلمرو حكومت‌شان فرق مي‌‌كرده، گاهي رسولی حاكم یک قریه بوده و رسولی ديگر برای یک منطقه و يا جاهای وسیع‌تر بوده است.

اين آيه شامل زمان آدم ابوالبشر مي‌شود تا خاتم الانبیاء که آخرين رسول خدا تا روز قيامت است. در فرمایشات رهبری معظم هم اشاره به اين مطلب بود. در مورد آیاتی که مسئله‌ی اطاعت رسل را مطرح می‌کند نظير «مَنْ يطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ» در اين آيات فقط بحث اطاعت خدا نیست چون نمی‌گوید هيچ رسولي را نفرستاديم مگر اینکه خدا اطاعت بشود، چرا؟ به چه قرینه‌ای؟ به قرينه کلمه «باذن الله». اطاعت خدا که به اذن الله معنا ندارد، بگوئیم خدا رسول را فرستاده تا به مردم بگويد به اجازه خدا از خدا اطاعت كنيد! اطاعت خدا يك حكم عقلي صد در صدي است و بحثي ندارد. اينكه اينجا مي‌گويد «إِلَّا لِيطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ» يعني به اذن پروردگار از خود رسول اطاعت كنيد، اگر رسول گفت جنگ، اگر گفت اموالتان اين چنين يا قيمت‌ها آن‌چنان، هر چه كه دستور مي‌دهد، بايد اطاعت كنيد. به اذن الله فقط در مورد دستورات حكومتي رسول معنا دارد.

در قرآن آيات فراواني وجود دارد كه از آن استفاده مي‌شود اصلاً دين براي حكومت است. امام خميني(رضوان الله تعالی علیه) اين را فهميد. ما اگر از امام تعريف مي‌كنيم اين تعريف بدون هيچ‌گونه تعصب است.

امام يك حقيقتي را از دين به نام حكومت فهميد و آن را براي مردم بيان كرد، اين را در نجف گفت و در كتاب‌هايش نوشت. امام در كتاب البيع اين جمله را مي‌آورد كه «الاسلام هو الحكومة»، اگر كسي با امام آشنا نباشد فكر مي‌كند مبالغه كرده است، اما از جملاتي كه بايد ساعت‌ها و روزها و ماه‌ها در موردش بحث كرد همين جمله امام است. بعد هم جمله‌اي را اضافه مي‌فرمايند كه فهمش مشكل‌تر از قسمت قبل است و مي‌فرمايند احكام، عنوان آليت داشته و مطلوب بالعرض هستند، آنچه مطلوب اولي و ذاتي است حكومت است.

آن زمان که امام می‌فرمود حکومت یکی از احکام اولیه اسلام است، در همین حوزه قم یک عده می‌گفتند امام این حرف را از کجا آورده است؟ ما در اینکه حكومت یکی از احکام اسلام باشد شک داریم چه رسد به اینکه از احکام اولیه باشد؟ در‌ حالي‌كه هزار سال و بلکه بیشتر از دوران اموی و عباسی و غربی و شرقی و بالا و پائین گفته‌اند حکومت یک امر عقلائی است، به دین چه ربطی دارد؟ عقلا دور هم بنشینند ببینند چطور باید حکومت کرد؟ البته در مورد شکل حکومت ما قبول داریم، دین در هر زمانی شکل حکومت را در اختیار آن حاکم قرار داده، اينكه سه تا نهاد باشد، قوه قضائیه و مقننه و مجریه، اما اصل حکومت در اختيار خداست نه عقلا.

ممکن است عده‌ای با برگزاري انتخابات فردي را به عنوان رئیس قرار بدهند ولی آن حکومت مورد تأييد خداوند نیست، حکومتی که اگر حاکم گفت فردا باید جنگید همه از لحاظ شرعي مكلف به جنگ باشند نيست.

یک وقتی رئیس جمهور اسبق که مشکلاتی هم با مراجع و بزرگان داشت پیش مرحوم والد ما آمده بود، والد ما فرمود می‌دانید چرا آقای کاشانی موفق نشد و آقای خمینی موفق شد؟‌ برای اینکه آقای کاشانی مرجع تقلید نبود و نفوذ کلمه نداشت، مردم نمی‌توانستند بپذیرند که اگر با دستور او فرزندشان را جلوی گلوله قرار دادند، شهید می‌شود، اما آقای خمینی مرجع تقلید است، وقتی می‌فرماید واجب است، خود مردم هم جانشان را با طیب خاطر و اعتقاد صد در صد در خطر قرار مي‌دهند.

به هر حال امام گفت «الاسلام هو الحکومة»، من خیلی روشن عرض کنم که اگر امروز انقلاب ما دچار تلاطم‌هایی است که شاید یک مقدارش هم طبیعی باشد یک جهتش این است که واقعاً خود ما روحانیت هنوز ننشستيم آن فکر عمیق و دقیق امام را درست روشن کنیم.

به طعنه می‌گویند امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) با یک روایت مقبوله عمر بن حنظله (که هم در سندش بحث است و هم در دلالتش) انقلاب کرد! یعنی امام حواسش نبود که با یک روایت نمی‌شود این کارها را کرد؟! ما بايد ببينيم رمز موفقيت امام چه بود؟ باید فکر کنیم که امام چطور امام شد؟ يك جهتش تدبر و انس با قرآن است.

در سرتاسر قرآن مسئله حکومت مطرح است، این همه آیاتي كه مربوط به جهاد ابتدایی است نظير 16 آیه اول سوره توبه، مي‌فرمايد جهاد ابتدایی دست حاکم است، بدون حکومت که نمی‌شود جهاد ابتدایی کرد.

قطع نظر از اینکه در زمان غیبت آیا می‌شود یا نمی‌شود(كه حرف دیگری است)، ولی ما می‌گوئیم دین جهاد ابتدایی دارد. آقايي کتابی نوشت به نام جهاد در اسلام، اول کتابش هم نوشت یک اشتباهی رخ داده كه از شیخ طوسی تا اين زمان همه مفسران و فقها جهاد را تقسیم به ابتدایی و دفاعی كرده‌اند و اين غلط است. ریشه حرف او هم حرف نويسنده تفسير المنار است! در حالی که آیات جهاد ابتدایی قرآن فراوان است و چنانچه بحث علمی صورت گيرد به خوبی معلوم مي‌شود كه از واضحات است.

اينكه از قدیم به ما گفته‌اند یکی از فروع دین، جهاد است، يعني چه؟ آنچه جزء فروع دین است جهاد دفاعی است یا ابتدایی؟ مسلم جهاد ابتدایی است. چون جهاد دفاعی را عقل هم می‌گوید و نیاز به دین ندارد. وقتی دشمن به انسان حمله کند غریزه دفاع در انسان و حیوان وجود دارد. آنچه جزء فروع دین است و کنار امر به معروف و نهی از منکر و صوم و صلاة است جهاد ابتدایی است.

جهاد ابتدایی از شئون حکومت است، ما اگر بگوئیم اسلام حکومت ندارد این همه آیات جهاد ابتدایی را چکار کنیم؟ این بحث‌ که آیا در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) جهاد ابتدایی داشتیم یا نه؟ كاملاً روشن است اولاً که داشتیم، فتح مکه با تعریفی که فقها برای جهاد ابتدایی دارند يكي از مصاديق آن است. بر فرض هم که نداشته باشیم ولی هم از  آیات جهاد ابتدایی نظير «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ» كه در همان کتاب جهاد در اسلام همین آیه ذكر شده و نيز از آیات دیگر قرآن كه از آن استفاده می‌شود فتنه به معنای شرک است و هم روایت معتبري كه در ذیل این آیه وجود دارد و مي‌فرمايد فتنه به معنای شرک است بر اساس اين آيات و روايات یکی از وظایف مسلمانان البته با شرایطش این است که مقاتله کنند تا شرک از روی زمین برداشته شود، این یکی از مبانی محکم دین است.

این آیه‌ای که در ابتداي سخن خوانده شد «وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ»، اگر يهود و نصاري تورات و انجیل واقعی را و به‌طور کلی هر قومی هر چه از ناحیه خدا به آنها نازل شده را اقامه کنند، برکات آسمان و زمین بر آنها فراوان می‌شود، یعنی قرآن وعده داده که اگر حکومت دینی، خوب محقق شود برکات زیادی می‌آورد، اينكه در روایات ذكر شده هنگام برپايي حکومت حضرت حجت‌(عج) زمین و آسمان همه برکاتش را بر مردم نازل می‌کند، برگرفته از همین آیه است.

يا در آيه13 سوره شوري «شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَينَا إِلَيكَ وَمَا وَصَّينَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسَى وَعِيسَى»، خداوند می‌فرماید ای پیامبردینی که ما بر تو قرار دادیم همان است که بر نوح و ابراهيم و موسي و عيسي سفارش نموديم و همه اينها هم برای این است كه شما دین را اقامه کنید، پیامبران برای اقامه‌ی دین آمده‌اند.

اقامه دین یعنی چه؟ یعنی بیان دین؟‌ یعنی به مردم بگوئید ایها الناس در دین نماز هست اگر خواستید بخوانید اگر نخواستید نخوانید به ما ربطی ندارد، در دین روزه هست اگر خواستید بگیرید و اگر نخواستید نگیرید به ما ربطی ندارد، با آنكه یک معنای اقامه دین تبیین است نمی‌گوید «لیبیّنوا» بلکه می‌گوید «لیقیموا الدین» باید دین در جامعه پیاده شود، اقامه نماز یعنی انجام دادن نماز کما هو حقّه، آن‌چنان كه شايسته نماز است با رعايت آداب و شرایط و مستحبات این می‌شود اقامه نماز. اقامه دین هم یعنی از اول تا آخر دین، هر چه كه دین در عبادات، معاملات، سیاست، قضاء امور فردي و اجتماعي می‌گوید بايد عمل شود‌.

بايد هر چه بيشتر تأمل ‌کنیم در اینکه امام چطور شد به میدان آمد؟ یک عمری را با دقت صرف مطالعه کرد، آن هم با آن استعداد و نبوغی که داشت. آنگاه یک فهم جدید از دین بيان فرمود برخلاف آنچه که تا به حال اکثریت و بلکه همه فقهای ما گفته بودند، کتابهای فقها را ملاحظه كنيد هیچ فقیهی نگفته الاسلام هو الحکومة، هیچ فقیهی نگفته حکومت از احکام اولیه اسلام است و در تعارض و تزاحم با فروعات دیگر حتی نماز، حكومت مقدم است، مگر ما یادمان رفته که امام حج را سه سال تعطیل کرد؟ چون رفتنِ مردم به حج وهن حکومت و نظام اسلامی بود، حكومت یک امر اجتهادی نيست که بگوئیم نیاز به مقدمات و مبانی دارد بلكه از واضحات است. هر دینی باید حکومت کند، دین برای حکومت آمده. تا زماني که منتهی به حکومت عالیه حضرت حجت(عج) شود.

مطلب ديگر اين است كه در این زمان روحانيت چه کار باید بکند؟

امروز تمام هجمه‌ها روی این است که چرا دین حکومت می‌کند؟‌ حتی اگر روحانیت هم نباشد و عده‌ای متدين و انقلابي بخواهند به نام دین حکومت کنند دنیا با آن مخالفت می‌کند، این واضح است،‌ مخالفت دنیا با نظام جمهوری اسلامی با صنف ما طلبه‌ها و روحانیت نیست، این را باید برای مردم روشن کنیم. بحمدلله قاطبه مردم ما دیندارند، با همه مظاهر فساد و بی‌بند‌و‌باری‌هایی که متأسفانه وجود دارد، امسال ماه رمضان به نقل طلبه‌هايي كه به تبليغ رفته بودند مردم از جلسات مساجد بسيار استقبال کردند، اين مردم ریشه دینی دارند. البته نسبت به مشكلات و ناكارآمدي‌ها عصبانی و ناراحت هستند اما پايبند به اصول انقلاب خود هستند. حال اگر ما کوچکترین تزلزلی بر اصل نظام و حکومت اسلامی پیدا کنیم کبیره‌ای است که فوق آن نخواهد بود، این يك اعتقاد با هزاران پشتوانه علمي است.

اينكه یک کسی بگوید این شد حکومت دینی شما؟ ما هم بگوئیم چه عرض کنیم؟ این از هزاران تهمت و غیبت بدتر است، بله اسلام حکومت دارد و امام عظيم‌الشأن ما هم همان حرفی که قرآن زده را پیاده کرده، هرچند برخي مسئولين خیانت کردند یا آلت دست خارجی‌ها قرار گرفتند يا تحریم‌هاي ظالمانه که البته ضرر بی‌تدبیری‌ها در طول اين دوران‌ها بیشتر از تحریم‌ها بوده ‌است.

ما هم باید مراقب باشیم یک امانت و عنایتی از ناحیه خدا شده است اگر ناشکری کنیم گرفتار خواهيم شد مراقب باشیم، با مطالعه حرف بزنیم، واقعاً برای روحانیون امروز منبر رفتن بدون مطالعه حرام است، با مطالعه حرف بزنید، ببینید سؤال مردم چیست؟ قبل از رفتن بر منبر از مردم سؤالات‌شان را بپرسید و بگوئيد امشب یک بحثی را آماده کرده‌ام، اما وظیفه‌ام این است که ببینم سؤالات شما چیست؟ روی سؤالات کار کنید و جواب‌های دقیقی بدست آوريد. ببینید در این فضای مجازی چگونه به سوي افکار و اذهان جوانان هجوم آورده‌اند و از طریق فساد یا بدعت‌گذاري یا بيان خرافات،‌ می‌خواهند جوانان را از دست دین بگیرند نه روحانیت. چرا با حجاب مخالفت می‌کنند؟ بعد هم مخالفت‌شان متأسفانه به بعضی از عمامه به سرها برمی‌گردد و آنها هم مؤید می‌شوند.

من در سفری که به نجف مشرف شدم خدمت حضرت آیت الله العظمی سیستانی دام ظله العالی رسيدم، ایشان فرمودند از فضای مجازی زیاد اطلاع دارم، سایت الف در ایران را دیدم که دیشب این مطلب را گفت، من خدا را شکر کردم و به ایشان عرض کردم که آقا شما از فلان آقا هم اطلاعی دارید؟ فرمودند نه، گفتم فلان آقا در همین فضای مجازی چند سال است هزار صفحه علیه حجاب نوشته، حوزه نجف چه کرده است؟ مناسب است فضلای حوزه نجف را وادار کنید جوابش را بدهند، امروز بايد جواب داد.

من به تازگي ديدم ببینید دشمن چقدر کار می‌کند فرمایشات رهبری را کلمه به کلمه از امروز تا 30 سال پیش، جمع مي‌كنند دست یک بی‌حیای بی‌شرمي كه به استهزاء بکشاندآنها شبانه‌روز كار مي‌كنند اما ما چه می‌کنیم؟ آيا فقط به درس و منبر و کتاب اکتفا کنیم یا اینکه به میدان بیائیم ببینیم در فضای مجازی چه می‌گذرد؟ در محل و مسجدمان چه می‌گذرد؟ دبستان‌ها، دبیرستان‌ها، دانشگاه‌های ما چه نيازهايي دارند؟

چند روز پیش در مراسم فارغ التحصیلی فضلاء مرکز فقهی عرض ‌کردم که در زمان ما نیاز به روحانی واجد‌الشرایط و مُلا بسيار است، روحانی‌ای که نیاید اولیات را انکار کند. آن آقای روحانی كه در فضای مجازی حرفي زده و به خیال خام خودش استنباطات فقهی دارد و بعد هم می‌گوید اگر امروز بخواهیم مردم به ما اقبال کنند باید این حرفها را بزنیم، خاک بر سر تو! براي اينكه مردم به ما اقبال کنند دست از احکام اولیه‌ی مسلم برداریم؟ ما براي تغليظ ديه در ماه‌های حرام اجماع و روایات صحیحه‌ی متعدد داریم آنگاه این آقای عمامه به سر می‌گوید یعنی چه در ماه ذی‌قعده اگر یک نفر شخصی را بکشد بگوئیم علاوه بر دیه‌، یک سوم هم اضافه بده؟ اين مسخره ‌است. ببینید کار برخی از ما به کجا رسیده؟

بعضي از متدینین تهران برای من فرستادند که فلان آقا اين حرف‌ها را زده و ناراحت بودند. امروز وظيفه تک‌تک ماست كه اين شبهه‌افكني‌ها را جواب بدهیم.

آقایان خیلی کار کنید، واقعاً حیف است که این نظام لطمه بخورد، ما بايد هر چه می‌توانیم شبانه روز تلاش کنیم، امروز حوزه با 40 سال پیش خیلی تفاوت کرده، ‌حرفهای جدید قوی در حوزه زیاد داریم، حرف آن آقا که حوزه امروز با 40 سال پیش یکی است، از روی نادانی و ناآگاهي است. با حوزه قم ارتباط داشته باشید. از بزرگان و مدرسین و علمای قم دعوت کنید بیایند و بگویید حرف حسابی برای ما بزنید، سؤالات‌تان را بنویسید، آنها هم با مطالعه كافي پاسخ بدهند.

خلاصه عرض من این است که موضوع حکومت در سرتاسر قرآن وجود دارد. امام حسن(علیه السلام) در مسجد در حضور معاویه به مردم فرمود اگر بعد از رحلت جدّم حکومت را به پدر من امیرالمؤمنین داده بودید امروز برکات خدا بر شما نازل می‌شد، عجیب این است در ذيل آیه «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ» دو روایت بسیار جالب نقل شده یکی آنکه امام حسین(علیه السلام) شب عاشورا وقتی اصحابش را جمع می‌کند می فرماید جدّم به من فرمودند تو به این سرزمین کشانده می‌شوی و شهید گردیده و جماعتی هم با تو به شهادت می‌رسند که درد شمشیر را حس نمی‌کنند، بعد هم مسئله‌ی حکومت حضرت حجت(عج) بیان می‌کند و در آخر می‌فرماید در آن زمان میوه‌های زمستانی در فصل تابستان و میوه‌های تابستانی در فصل زمستان هست و آنگاه آیه «ولو أن أهل القری» را بیان می فرمایند.

فاطمه زهرا(سلام الله علیها) هم در خطبه‌اش این آیه «ولو أن أهل القری» را می‌خواند، تقاضا می‌کنم این موضوع را به عنوان یک کار تحقیقی قرار بدهید، یک نفر از امامان را پیدا کنید كه راجع به حکومت حقه‌ی دین حرف نداشته باشد! از خود پیامبر، امیرالمؤمنین، فاطمه زهرا و همه معصومین تا برسیم به حضرت حجت همه می‌گویند دین حکومت دارد و حاكم هم باید خدا یا رسول خدا(ص) یا ائمه معصومین(ع) و فقيهاني باشد که به ادله ولایت فقیه از طرف ائمه منصوب هستند، اين مطلب مهمی است.

امام فقط با یک مقبوله عمر بن حنظله بساط حكومت پهلوي را جمع نكرد و بنيان انقلاب اسلامي را بنا ننهاد. مبناي امام يك امر ضروري و بديهي اسلام بود كه متأسفانه در طول تاريخ به آن توجه نشده بود. همان كه امام فرمود «الاسلام هو الحكومة».

باید قدردان این نعمت باشیم. یاد خطبای بزرگ تهران مرحوم آقای فلسفی، آقای شجاعی و آقای اسلامی و بزرگواران زیادی که به رحمت خدا رفته‌اند را گرامی می‌داریم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته