دشمنان برای هیئات و مساجد و مجالس روضه ما برنامهریزی کردهاند
۰۹ خرداد ۱۴۰۵
۱۴:۲۲
۴۰
خلاصه خبر :
آخرین رویداد ها
-
شهادت سبط اکبر رسول خدا؛ امام حسن مجتبی(ع) تسلیت و تعزیت باد
-
برگزاری مجلس بزرگداشت شهادت رهبر شهید و خانواده ایشان در مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)
-
مجلس بزرگداشت قائد عظیم الشأن در مسجد مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)
-
مجلس بزرگداشت قائد عظیم الشأن در مسجد مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)
-
مجلس بزرگداشت قائد عظیم الشأن در مسجد مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)
-
خیزش مردم در خونخواهی رهبر شهید
بسم الله الرحمن الرحیم
اولاً از اینکه لطف فرمودید و ما را به زیارت خودتان مفتخر کردید، تشکر میکنم.
ثانیاً از این گزارش بسیار امیدوارکننده و نویدبخشی که جناب آقای آبفروش محبت فرمودند، سپاسگزارم. البته ما رشحاتی از این کارها را در کشور میبینیم، اما با این استواری و با این برنامهریزی، حقیقتاً اطلاع نداشتم و بسیار خوشحال شدم.
من حرف تازهای ندارم که درباره هیئت خدمت تان عرض کنم؛ اما چند نکته را مطرح میکنم که قطعاً خودتان هم به آن توجه دارید.
نکته اول این است که دشمن، تأثیر این مجالس را چه در پیروزی انقلاب، چه بعد از انقلاب، چه در ایران و چه در خارج از ایران کاملاً فهمیده؛ بلکه گاهی دقیقتر از خود ما روحانیت، دقیقتر از خود ما هیئتیها، و حتی دقیقتر از خود مداحها و شعرا، لذا برای آن برنامهریزی کرده است.
اگر ما فکر کنیم برای همین مجلس روضهای که با اخلاص در مسجدی، حسینیهای یا زیر چادری برگزار میشود، دشمن برنامهای ندارد، این از اشتباهات ماست. برنامهریزی کرده و قرائنش هم روشن است.
در خارج از ایران؛ در پاکستان دیدید چه مسائلی به وجود آوردند، چه اشعار کفرآمیزی مطرح شد. بعد مقداری از همان فضا وارد ایران شد، حتی در بعضی از مداحیها هم نفوذ پیدا کرد. همین سال گذشته، آن قضایایی که در کاشان پیش آمد که من هم در مقابلش موضع گرفتم واقعاً بسیار خطرناک بود. این مسیر و این لوایی که آنجا دنبال میشد، حقیقتاً خطرناک بود.
دشمن چند هدف را در هیئتها دنبال میکند؛
اول، اینکه اساس این مجالس از بین برود و اثری از آن باقی نماند. وقتی مأیوس شد، سراغ تحریف آمد؛ یعنی کاری کند که این مجالس به سمتی دیگر بروند؛ توحیدشان زیر سؤال برود، تقوایشان زیر سؤال برود، بصیرتشان زیر سؤال برود.
این فکر هم که متأسفانه گاهی مطرح میشود، و شاید در بعضی مجالس هم شنیده شده، که «هر چه میخواهی معصیت کن، ولایت امیرالمؤمنین(ع) را که داری، خیالت راحت باشد»؛ این کمکم در بعضی از بچههای هیئتی ما اثر گذاشته بود، در حالی که با روایات اصلی ما سازگاری ندارد.
یک حالت دوگانه در بعضی منبریها، بعضی هیئتیها و بعضی مداحها به وجود آوردند، و نتیجهاش این میشود که آن هدف اصلی از بین برود.
میگویند: شما که اینگونه درباره امیرالمؤمنین(ع) یا درباره سیدالشهداء(ع) سخن میگویید، پس هر کاری خواستید بکنید، امام حسین(ع) نجاتتان میدهد. بله؛ ما معتقدیم امام حسین(ع) دست عزادارش را میگیرد؛ اما اگر این فکر حاکم شود، دیگر حقیقت عاشورا به جلو نمیرود. امام حسینی که برای مقابله با ظلم یزید، خیانت یزید و جنایت یزید قیام کرد، اگر این نگاه پیدا شود، دیگر آن جوان سینهزن چه نسبتی با این مبارزه پیدا میکند؟
میخواهم عرض کنم دشمن طراحی کرده و حتماً یکی از بخشهای مهم کار شما باید همین باشد؛ و علیالقاعده هم هست: اینکه راهکارهای دشمن برای از بین بردن معنویت هیئتها و دور کردن جوانها از حقیقت هیئت شناسایی شود، و متناسب با آن مقابله صورت بگیرد.
واقعاً هر جا که به مرز غلو میرسد باید محکم ایستاد، نباید اجازه داد غلو وارد شود. همین روایاتی که از اهلبیت(علیهم السلام) داریم که با غالیان برخورد میکردند و آنان را لعن میفرمودند، باید جدی گرفته شود.
نکته دوم اینکه واقعاً از این جامعیتی که فرمودید خوشحال شدم؛ اینکه هیئت را نه صرفاً با روحانیاش تعریف کنیم، نه با مدیرش، بلکه به عنوان یک حقیقت مستقل. این نگاه، بسیاری از اختلافها و دو دستگیها را از بین میبرد.
گاهی در همین دستهجات رقابتهایی پیش میآید، رقابت در اظهار ادب اشکالی ندارد؛ اما رقابت برای مطرح کردن خود، این خودش نوعی آفت است.
این تعریفی که از هیئت فرمودید، به نظرم هم تازه است و هم مهم. این باید دنبال شود.
هیئت یک حقیقت دارد، این عناوینی هم که فرمودید، به تعبیر ما، عنوانهای مُشیر هستند؛ اشاره میکنند به آن حقیقت.
اگر بخواهم اجمالاً عرض کنم، اولین و مهمترین معیار هیئت، اقامه دین است. همان که خدای متعال در قرآن کریم فرمود: {شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ}[1] عرض من این است که معیار اصلی هیئت، اقامه دین است. اقامه دین یعنی ما به دنیا بگوییم این هیئت، این عزاداری، این منبر، این مداحی، این جمع، یک عنوان دارد: اقامه دین. البته اقامه دین شاخههای فراوان دارد و باید آن شاخهها تبیین شود. باید دینداران واقعی را معرفی کنیم.
دینداران واقعی چه کسانیاند؟ پیغمبر اکرم9، ائمه معصومین9، و در زمان ما هر کسی که در همین مسیر حرکت میکند. من در بعضی از بحثها، از همین آیه استفاده کردم برای اینکه اقامه دین غیر از بیان دین است. پیامبر فقط مأمور بیان نبود؛ آیه میفرماید: {أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ} همانطور که میگوییم نماز واجب است، این «بیان» است؛ اما وقتی میگوییم نماز را برپا بدار: {أَقِيمُوا الصَّلَاةَ} این دیگر فقط بیان نیست؛ یعنی نماز باید در جامعه محقق شود. در مورد دین هم همین است.
اقامه دین یعنی حاکم اسلامی باید نگاه کند نماز هست یا نه، روزه هست یا نه، تعدی به حق دیگران هست یا نه، مسائل ازدواج، طلاق، اقتصاد، امنیت، بهداشت و همه شئون جامعه چگونه است. دین برای همه اینها برنامه دارد.
به یکی از اساتید عرض کردم اگر حکومت موظف است سلامت جامعه را حفظ کند، امنیت جامعه را حفظ کند، چگونه ممکن است نسبت به مسائل دینی وظیفه نداشته باشد؟ چگونه ممکن است نسبت به سعادت انسان مسئول نباشد؟ لذا به نظرم خوب است بحث مستقلی درباره «ماهیت اقامه دین» گذاشته شود.
خود مرحوم علامه طباطبایی هم در تفسیر المیزان، در بعضی از عباراتشان، اقامه دین را به حکومت دینی نزدیک معنا میکنند. از همین جهت است که در زیارات میخوانیم: «أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ، وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ...» اینها همه مصادیق اقامه دین است.
از طرف دیگر، یکی از مصادیق روشن اقامه دین، تعظیم شعائر است. خدای متعال میفرماید: {وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ}[2]چرا تعظیم شعائر موجب تقوای قلب است؟ برای اینکه خودش یکی از مصادیق اقامه دین است.
در هیئت، وقتی مسئله تعظیم شعائر و احیای امر اهلبیت(علیهم السلام) مطرح میشود، باید با نگاه علمی و دقیق دنبال شود.
اگر این فکر به یک منبری منتقل شد، نگاهش به هیئت عوض میشود؛ دیگر فقط سخنرانی نمیبیند؛ میگوید من باید در مسیر اقامه دین حرکت کنم؛ باید مطالعه کنم؛ شرایط اسلام و جامعه و جهان را بفهمم؛ و متناسب با آن حرف بزنم. این حقیقت هیئت، برای من واقعاً مطلب مهمی بود و استفاده کردم.
در کنار آن، همان نکته اول هم باید جدی گرفته شود؛ مرحوم شهید مطهری هم زیاد روی آن تأکید داشتند: مراقبت از ورود خرافات به هیئتها. این بسیار مهم است. هم غلو و هم خرافه، بهانه به دست دشمن میدهد. در حالی که حقایق در همین عزاداریها آنقدر فراوان است که ما هیچ نیازی به روضه جعلی و حرفهای خرافی نداریم.
مسیر اصلی هیئت این است: {وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً}[3] هیئتی واقعی شخصی است که این معنا را باور داشته باشد و در عمل نشان بدهد.
امیدوارم امام حسین(ع)، اهلبیت(علیهم السلام)، پیامبر اکرم(ص)، و حضرت زهرا(س) به همه ما کمک کنند که نوکری این خاندان را آنگونه انجام بدهیم که مرضیّ خداوند باشد. اگر بخواهیم انقلاب حفظ شود، باید هیئتها همینطور که فرمودید مردمی، دقیق، با اخلاص، و بدون هوا و هوس باقی بمانند. بهویژه در بخش کودکان و بانوان باید برنامه جدی داشت. برای بانوان هم هیئتهای مخصوص خودشان لازم است؛ جلسات مستقل، فضای مناسب، رشد معرفتی و تربیتی.
یادم هست چند سال پیش در تهران، در برنامهای برای تجلیل از جلسات قرآنی کشور، گزارشی داده شد که فقط در تهران حدود 1200 جلسه قرآن خانگی فعال است. آمار بسیار خوبی بود، در هیئت هم همینطور باید کار توسعه پیدا کند، نباید از قرآن و اهلبیت(علیهم السلام) جدا شویم، این دو محور اصلیاند.
همانجا عرض کردم: اهل منبر بین خودشان و خدا عهد کنند در هر منبر لااقل یک آیه و یک روایت بخوانند. متأسفانه منبرهای ما در بعضی جاها از قرآن و روایت خالی شده است.
در یک دورهای خوابها و کرامات جعلی روی منبر زیاد شد، حتی برای بعضی بزرگان، کرامات ساختگی نقل میکردند و خودشان از آن تبری میجستند.
یادم هست شخصی از شیراز آمده بود و با گریه میگفت در خواب دیده حضرت فرموده مشکلش را آقای فاضل لنکرانی حل میکنند. وقتی خدمت آقا رسید، ایشان به شدت ناراحت شدند و فرمودند: من اگر بخواهم از جا بلند شوم، باید دو نفر دستم را بگیرند؛ خیال نکنید من طیّ الأرض کردم و رفتم آنجا. خیلی با این حرفها مخالفت میکردند، باید مراقب بود منبرها به این سمت نرود. حتی در نقل بعضی داستانها باید دقت کرد، نباید چیزی گفته شود که با منطق اهلبیت(علیهم السلام) سازگار نباشد.
جوان امروز حساب میکند، سؤال میکند، مقایسه میکند، باید حرف مستند، روشن و متقن شنیده شود.
در پایان، انشاءالله با همین درایت و اخلاصی که دارید این جمع حفظ شود، مبادا مسائل سیاسی یا قومی یا امور دنیایی به این جمع لطمه بزند، این جمع فقط و فقط برای اقامه دین باقی بماند.
خداوند انشاءالله همه شما را حفظ کند، و این تلاشها را مورد قبول حضرت سیدالشهداء(ع) قرار بدهد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
--------------------
[1]. سوره شوری: آیه 13.
[2]. سوره حج: آیه 32.
[3]. سوره نساء: آیه 141.