حقیقت مداحی، تبیین مفاهیم ارزشی اسلام
۲۶ خرداد ۱۴۰۵
۱۳:۲۷
۵۶
خلاصه خبر :
آخرین رویداد ها
-
شهادت سبط اکبر رسول خدا؛ امام حسن مجتبی(ع) تسلیت و تعزیت باد
-
برگزاری مجلس بزرگداشت شهادت رهبر شهید و خانواده ایشان در مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)
-
مجلس بزرگداشت قائد عظیم الشأن در مسجد مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)
-
مجلس بزرگداشت قائد عظیم الشأن در مسجد مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)
-
مجلس بزرگداشت قائد عظیم الشأن در مسجد مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)
-
خیزش مردم در خونخواهی رهبر شهید
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
از حضور شما سروران مکرم که مفتخر به تشکیل مجموعه پر افتخارِ بسیج مداحان و مرثیهسرایان در کل کشور از سال ۱۳۸۹هستید، تشکر میکنم.
یکی از نقاط برجسته رهبر شهید (هرچند تمام نقاط حیات رهبری شهید ما برجسته بود) توجه به امر مداحی و مرثیهسرایی بود. مطالب و رهنمودهایی که ایشان به مداحان فرمودهاند شاید چندین جلد کتاب بشود اینها را تکثیر کنید و خلاصه یا نکات بسیار مهم، برجسته و راهبردی آن را به همه دستهجات عزاداری ارائه کنید.
آنچه که باید مردم، نخبگان، حوزههای علمیه و دانشگاههای ما توجه داشته باشند، این است که رهبرشهید ما حقیقتِ مداحی و ستایشگری اهلبیت را با تاکید بر اینکه مداحی و مرثیهسرایی باید در مسیر تبیین مفاهیم ارزشی اسلام باشد، احیا کردند.
تذکرات ایشان به شعرا که شعرهایتان را مطابق با حوادث زمان تنظیم کنید، باید حوادث زمان در قالب شعر درآید و آن را یک مداح و مرثیهسرا با صوت زیبا بخواند تا در ذهن جوانها و نسل موجود و نسل آینده جریان پیدا کند. از این جهت ما میتوانیم ایشان را احیاگر آن بنماییم.
کما اینکه در این ۳۷ سال بعد از رحلت امام، قرآن را در کشور احیا و جوانها و نخبگان را مرتبط با قرآن کرد؛ چه با قرائت قرآن، یا با تبیین مفاهیم قرآن، آیات جهادی قرآن و آیاتی که مربوط به مقابله با ظالمین است، اینها از برکات دوران پر افتخار رهبری ایشان بود و رضوان خدا بر ایشان باد.
من از این جمله امام هشتم(علیهالسلام) شروع کنم که در روز اول محرم فرمودند: «إِنَّ يَوْمَ الْحُسَيْنِ أَقْرَحَ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا وَ أَذَلَّ عَزِيزَنَا» از آن روزی که واقعه ناگوار شهادت امام حسین اتفاق افتاد «أَقْرَحَ جُفُونَنَا»؛ قلوب و دلهای ما چنان زخمی برداشته است که بههیچوجه قابل ترمیم نیست. قرح، آن زخمی است که به زودی قابل بهبودی نیست و شاید اصلاً قابل جبران نباشد. «وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا»؛ از چشمهای ما دائماً اشک میریزد. نه اینکه فقط روز عاشورا برسد و ما در آن روز اشکی بریزیم و تمام بشود.
اولین مطلب این است که شما بر همین اشک بر امام حسین(علیهالسلام) خیلی تأکید کنید. اجر و ثوابی که خداوند بر اشک بر امام حسین قرار داده در هیچ عملی دیده نمیشود. در روایات هفت یا هشت اثر بسیار مهم بر اشک بر امام حسین(علیهالسلام) ذکر شده است. بحث بُکاء را در هیئتها ترویج کنید. باید کاری کنیم که این جوانهایی که به هیئت میآیند، عادت کنند در خلوت خودشان هم یاد امام حسین(علیهالسلام) کنند و اشک بریزند.
امام حسین(علیهالسلام) فرمود: کسی که چشمهای او به خاطر من بگرید، من پیش خدا برای او استغفار میکنم و بعد فرمودند: نه من، بلکه پدرم و مادرم فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) برای کسی که بر امام حسین(علیهالسلام) اشک میریزد، استغفار میکنند. استغفار اهلبیت، کمال بسیار زیادی برای انسان میآورد و او را به مراتب بالایی میرساند.
عرب به آن اشکی که در چشم جمع شود «دَمْعَة» و به اشکی که جاری شود «قَطْرَة» میگوید. در روایات فرمودهاند این قطره اشک، حتی اگر به اندازه بال مگس باشد، خداوند ذنوب عِظام (گناهان بزرگ) او را میبخشد. هنگام مرگ، ائمه معصومین(ع) بر بالین او حاضر میشوند.
و عجیب این است که در روایت میفرمایند یک قطره از این اشک، حرارت جهنم را از بین میبرد. در قرآن کریم آمده است: {وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا} روز قیامت همه باید از جهنم عبور کنند. و تبیین علمی آن ـ یعنی آنچه از قرآن و روایات استفاده میشود ـ این است که پل صراط بر روی جهنم قرار دارد و همه باید از روی آن عبور کنند؛ پیامبر و غیر پیامبر، مؤمن و غیر مؤمن، مسلمان و غیر مسلمان. منتها کسی که وضعش بد باشد به جهنم سقوط کرده و کسی که وضعش خوب باشد از آن عبور میکند. انبیا و اولیا و شهدا و علما مانند برق از آن عبور میکنند بعضی هم مانند سواران بر اسب و بعضی مانند سواران بر شتر و بعضی مانند انسانهای پیاده عبور میکنند. ولی اشک بر امام حسین(علیهالسلام) حرارت آتش را «باکین للحسین» سرد میکند.
نکته دوم، مطالب مربوط به نحوه عزاداری هیئتها، سینهزنیها، فریاد زدنها و داد کشیدنها همه در روایات ما موجود است.
روایات ما از «بُکاء» یعنی گریه، شروع میکنند. بعد «صَرْخَة» است، «زَجْرَة» است، «جَزَع» است، «عَویل» است؛ عویل یعنی داد زدن: «وَبِالْعَوِيلِ دَاعِيَاتٍ» یعنی داد و فریاد میزد. این فریاد «یا حسین» ریشه محکم روایی و دینی دارد و اینطور نیست که بگوییم چیزی است که بعضیها آن را به وجود آوردهاند. این را تقویت کنید.
ما امسال در ایام محرم با یک حزن و اندوه و عزای مضاعفی مواجه هستیم که همانا شهادت رهبری و فرماندهان درجه اول و عزیزان بسیار خدمتگزار و پاک از سپاه و ارتش و مردم و ۱۶۸ فرزند عزیز ما در میناب است؛ برای اینها هم باید عزاداری بشود. البته عزاداری برای امام حسین(علیهالسلام) خودش وادی دیگری است که هیچ چیزی نمیتواند با آن مقایسه شود.
من همینجا این نکته را هم عرض کنم؛ جلوی این مقایسهکردنها باید گرفته شود. شنیدم یک آقای محترمی به مردم میگوید ببینید امیرالمؤمنین اسمش چه بود؟ علی. بعد که شهید شد، چه کسی جای او نشست؟ امام حسن مجتبی. بعد عین همین حرف را بر رهبرشهید و رهبرعزیز ـ که خدا حفظشان کند ـ تطبیق میکند! این بسیار انحراف بزرگی است.
این حرفها چیست؟ خود رهبر شهید در برابر اینگونه قیاسها مقاومت کرده و میفرمودند: من خاک پای قنبر امیرالمؤمنین نیستم! این چه حرفهایی است که میزنید؟ آن آقای محترم بگوید آن مقداری که رهبری شهید امیرالمؤمنین را به دنیا معرفی کرد، کمتر عالمی معرفی کرده است. ممکن است جوانی بگوید: آقا، بعد از امام مجتبی، امام حسین بود پس بعد از ایشان رهبر ما باید سید حسین باشد! بالاخره همه اینها دنبال این حرف میآید!
یا آن مقایسهای که در آن میزگرد یک روحانی راجع به همسر رهبر معظم انقلاب ـ شهیده محترمهای که رضوان خدا بر او باد ـ با حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) انجام داده بود! این چه قیاسهایی است که میکنند؟ اگر هزاران خمینی و هزاران خامنهای را کنار هم بگذارند، هیچیک به گوشهای از مقام امام معصوم نمیرسند! هر چند این دو بزرگوار افتخار همه روحانیت و حوزهها بوده و هستند و تا قیامت هم خواهند بود. اگر بعد از غیبت کبری تمام فقهای تاریخ را هم جمع کنند، به گوشهای از مقام معصوم نمیرسند.
امیرالمؤمنین(علیهالسلام) فرمودند: «لَا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ أَحَدٌ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ» هیچ فردی قابلیت قیاس با اهلبیت را ندارد. قابلیت اینکه بگوییم علم این آقا شبیه علم امیرالمؤمنین است، اصلاً وجود ندارد. فاصله از ذره تا خورشید است. چه حرفهایی اینها میزنند؟ لذا جلوی این تشبیهسازیها و این مقایسهکردنها را بگیرید؛ این مقایسهکردنها ضربه میزند.
من یک خاطرهای را عرض کنم یکی از نوجوانان حافظ قرآن، که از افتخارات قرآنی کشور است، زمانی که کودک بود؛ پدرش او را پیش پدر ما(رضواناللهعلیه) آورد. به پدر ما گفت: آقا، اینکه الآن پسرم هر چه بپرسید با آیات قرآن جواب میدهد، شبهات مربوط به امام جواد(علیهالسلام) را حل کرده است.
پدر ما خیلی ناراحت شد و گفت: میفهمی چه میگویی؟ من با بچه تو امامت امام جواد(علیهالسلام) را قبول کنم؟ این حرفها را نزن! او یک وادی دیگری دارد. ما باید امامت امام جواد(علیهالسلام) را اینگونه بیان کنیم همانطور که خدا حضرت عیسی(علیهالسلام) را در گهواره و حضرت یحیی(علیهالسلام) را در کودکی به مقام نبوت رساند؛ امام جواد را هم در هفتسالگی به امامت رسانده است. دیگر هیچجا این حرف را نزن. ما اصلاً نباید اجازه بدهیم کسی مقایسه کند. مراقب باشید این مقایسهها واقع نشود.
باید کاری کنیم که آن جریان فکری رهبری شهید در عزاداریها، در مداحیها، در مرثیهسراییها و در اشعار تحقق یابد، شما معیارهایش را استخراج نموده و نکات مهم آن را به همه هیئتها ارسال کنید و از آنها بخواهید که اگر میخواهید عزاداریتان روح داشته باشد، بر این اساس حرکت کنید.
عزاداری واقعی آن است که در عزاداران روحیه مقاومت ایجاد کند. عزاداری واقعی آن است که یک جوان را کاملاً آماده جانفشانی در مقابل دشمن کند.
بله، کسی هم که به سینهاش میزند و اشکش جاری میشود، ثواب میبرد بدون هیچ تردیدی. ولی اینها همه مقدمه برای رسیدن به آن حقیقت عزاداری است.
اصلاً اگر کسی سؤال کند: آقا، چرا برای اشک بر امام حسین(علیهالسلام) اینهمه ثواب در روایات ذکر شده است؟
اشک بر امام حسین(علیهالسلام) آنقدر مهم است که اگر کسی در نماز برای دنیای خود اشک بریزد، برای دردهای بدنی یا غصههای خودش، نمازش باطل میشود ولی درباره اشک بر امام حسین(علیهالسلام)، مرحوم والد ما (رضواناللهعلیه) و برخی دیگر از مراجع میفرمودند مبطل نماز نیست.
همانطور که اشک از خوف خدا مبطل نماز نیست، اشک بر امام حسین(علیهالسلام) در نماز نیز مبطل نماز نیست. این بسیار مهم است، باید درباره این مطالب، سخن گفت و مبانی علمی و فقهی آن را بیان کرد ولی هدف اصلی از اینهمه ثواب برای اشک بر امام حسین این بوده که مجاهدانی تربیت شوند که از اسلام و مکتب اهلبیت دفاع کنند.
باید بدانیم کسی به حقیقت امام حسین(علیهالسلام) نزدیک میشود که هر لحظه آمادگیاش برای شهادت در راه خدا بیشتر شود.
ما باید در محرم و صفر، مجالسمان ـ اعم از خطبای محترمی که منبر میروند و مداحها، مرثیهسرایان و شعرا ـ بهگونهای باشد که مخاطبان را برای شهادت آماده کند؛ که اگر روزی دشمن، خداینکرده، دوباره بخواهد شیطنت کند ـ که کار آنها همین است ـ قرآن میفرماید: «وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ» کفار دست از مقاتله با مسلمانان برنمیدارند، مگر اینکه شما را هم مانند خودشان از دینتان برگردانند ـ به مقابله با او برخیزند.
باید همیشه این روحیه شهادتطلبی در کشور ما وجود داشته باشد. باید مردم و جوانها احساس کنند که چنین روحیهای در جامعه وجود دارد.
به سهم ناچیز خودم از این حرکت عظیم شما تشکر میکنم خصوصاً از این حسن فکر و حسن سلیقه که گروههای مختلف را گرد هم جمع میکنید. باید اتحاد و همبستگی بین همه اقشار وجود داشته باشد. اگر اتحاد نباشد، دشمن از این تفرقه در مداحیگری و مرثیهسرایی سوءاستفاده میکند.
شما تاریخ نفوذ دشمن در هیئتها را در کشورهای دیگر ببینید؛ در پاکستان، افغانستان... خصوصاً پاکستان. دشمن شعرهای اختلاف انگیز را از قبل تعیین میکند و با ده واسطه به دست مداحان میرساند که بخوانند.
این مسائل را تبیین کنید، ما نباید اجازه بدهیم هر کسی هر شعری را بخواند. شعرها باید کاملاً مطابق با مبانی دینی ما باشد. در آنها غلو نباشد.
این غلوها ریشه عزاداریها را از بین خواهد برد؛ همانگونه که ریشه دین را از بین خواهد برد. برخوردی که ائمه(ع) با غالیان داشتند، حتی قویتر از برخورد با کفار بود. چون اینها ریشه دین را از بین خواهند برد.
لذا اتحاد خود را محکمتر کنید و با علما بیشتر ارتباط داشته باشید؛ با کسانی که در تاریخ، قضیه عاشورا و این مسائل کار کردهاند، کارهای عمیق و دقیق انجام دادهاند، بیشتر ارتباط داشته باشید. کارهایتان را به آنها عرضه کنید.
الان بحمدالله بزرگانی در قم هستند و انشاءالله این کار، قویتر و مؤثرتر از گذشته و خالصتر انجام شود تا بتوانیم اهداف امامین انقلاب را در این عزاداریها، به همان نحوی که آنها خواستهاند، پیاده کنیم بهگونهای که شهدای ما هم برای ما دعا کنند. چشم و نگاه شهدا به این هیئتهاست؛ میبینند یک خطیب چه میگوید، یک عزادار امام حسین(علیهالسلام) چه میکند، یک هیئت چه کاری انجام میدهد. امیدواریم بتوانیم قلوب آنها را شاد کنیم، انشاءالله.