pic
pic

پندها و نکته ها

سوال خود را بپرسید
مقایسه مقدار روایات شیعه با اهل سنت
در تاریخ ۰۳ بهمن ۱۳۹۴ و ساعت ۱۳:۴۸

من داخل پرانتز این خاطره را عرض کنم؛ موسوعه‌ی احکام الاطفال که مرکز فقهی چاپ کرده و من هم برایش حواشی دارم، هشت جلد است که تا به حال شش جلد آن چاپ شده است. جلد اولش را در ایام حج فرستادیم برای یکی از علما و فقهای مدینه از حنفی‌ها، بر جلد اولش هم یک مقدمه‌ی مفصلی نوشتم و ممیزات فقه شیعه را بیان کردم. ما برای او فرستاده بودیم و قرار شد که یک ملاقاتی با او داشته باشیم.

به دیدن ایشان رفتیم و محلی که برای دیدنش رفتیم یا منزلش بود یا محل درس و بحثش، یک کتابخانه‌ی بزرگی بود که شاگردانش نشسته بودند. پیرمردی بود که شاید بیش از 80 سال داشت، این کتاب را جلویش گذاشته بود و یک علامتی گذاشته بود، من تا دیدم این کتاب جلویش هست فهمیدم می‌خواهد حرفی بزند. به من گفت این کتاب مربوط به شماست؟ گفتم بله، گفت این مقدمه را شما نوشتی؟ گفتم بله، (به عربی می‌گفت). گفت: شما در مقدمه نوشتی فقه شیعه دارای 50 هزار حدیث فقهی است یا بیش از 50 هزار حدیث فقهی دارد اما فقه اهل‌سنت 500 حدیث فقهی هم ندارد! چرا چنین حرفی را نوشتی و چرا و به چه ملاکی این نسبت را به اهل سنت دادی؟

گفتم: این مطلبی که آنجا آورده بودم ریشه‌اش مال خود من نیست بلکه مربوط به آیت الله العظمی بروجردی است که ما هم از تلامذه‌ی ایشان این مطلب را شنیده بودیم. من به ایشان گفتم: صحیح بخاری چقدر حدیث دارد؟ هفت هزار و چهارصد و خُرده‌ای روایت دارد. گفتم از این احادیث چقدر مکرر در آن وجود دارد؟ گفتم بسیاری از آنها مکرر است. گفتم مکرر همین حدیث دوات و قلم است که هفت جای صحیح بخاری آمده که این هم خیلی خوب شد که وسط دعوا این نکته‌ی اعتقادی را به ایشان گفتیم. بعد گفتم چقدر احادیث مربوط به منایا و شأن نزول است؟ گفتم: اگر تمام آنها را غربال کنید، همین می شود. گفتم: حالا تو استیحاش می‌کنی ولی از احمد بن حنبل معروف است که ما به اندازه‌ی انگشتان یک دست حدیث فقهی از رسول خدا نداریم! این حرفی است که خودتان در کتب‌تان زدید. بحث طول کشید.

رسید به اینجا که می‌خواهم عرض کنم: یکی از شاگردهایش را صدا زد و به من گفت ما کاری به صحیح بخاری نداریم؛ الآن ملاک ما برای احادیث فقهی یک کتاب دیگری است. گفت برو آن کتاب را بیاور، گفتم این کتاب چقدر حدیث فقهی دارد؟ گفت حدود 1500 تا. گفتم: 1500 تا کجا و 50 هزار تا کجا؟ گفتم باز بالأخره دعوا و ادعای ما به قوّت خودش باقی است.

بعد گفتم حالا باز کن. یکی از احادیث که آورده بود این بود که رسول خدا (ص) در جنگ طائف دستور دادند درخت‌ها را آتش بزنند. گفتم: آیا این حدیث فقهی است؟ چون ادعا می‌کرد که این کتاب فقط احادیث فقهی را آورده است! گفت: بله حدیث فقهی است! گفتم: اشتباهت همین است. حدیث فقهی آن حدیثی است که قابلیّت برای استنباط داشته باشد این قضیةٌ فی واقعةٍ بوده است. بعد گفت: قضیةٌ فی واقعةٍ یعنی چه؟ خیلی برایم جای تعجب بود که یک پیرمردی که فقیه مهمی هم در مدینه بود، هنوز هم علی الظاهر باید زنده باشد. من شروع کردم برایش قضیةٌ فی واقعةٍ را بیان کردم و روشن کردم که ما یک قضایای خارجیه داریم روی همین نکته‌ای که حالا می‌خواهم عرض کنم که من را به یاد این خاطره انداخت.

۱,۳۶۰ بازدید