منظور از سنگ حرام در حديث رسول خدا(ص)
۲۱ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۴۶
منظور از سنگ حرام چيست که پيامبر(ص) فرمودهاند: در خانههايتان از سنگ حرام استفاده نکنيد. آيا اين حديث درست است؟
کلمات کلیدی :
۵,۷۹۳
تردد بین دو شهر قبل از اذان ظهر در ماه رمضان
۱۷ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۴۱
فردي که ساکن تهران است در ماه رمضان از منزل خود ساعت 8 صبح خارج شده و به کرج ميرود (از حد ترخص خارج ميشود) و پس از انجام کارهاي مربوطه به تهران بازميگردد و ساعت 11 صبح (قبل ازاذان ظهر) به تهران ميرسد. اگر اين فرد در طي اين سفر کاري که مبطل روزه است انجام نداده باشد آيا به محض رسيدن به تهران ميتواند نيت روزه نمايد؟ آيا روزه آن روزش صحيح است؟
کلمات کلیدی :
۵,۷۴۲
واقعه حرّه
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۲۸
واقعه «حَرّه» چيست؟ لطفا اطلاعات تاريخي آن را بیان فرماييد.
کلمات کلیدی :
۵,۷۱۷
خوردن شراب
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۳
آيا با خوردن شراب، انسان جنب ميشود و غسل واجب ميگردد؟
کلمات کلیدی :
۵,۶۷۹
منظور از اينکه مرگ دست خداست چيست؟
۲۱ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۴۰
من خيلي شنيدهام که ميگويند مرگ دست خدا است، ولي نميتوانم قبول کنم. به اين دليل: اولا من اين را قبول دارم براي هر فردي زمان وقوع مرگ روشن نيست. ولي در يک تصادف يا يک جنگ يا در هر شرايط، مثلا انسان در اثر سرعت زياد به اختيار خود تصادف ميکند و چون شدت تصادف زياد است او ضربه مغزي شده و همه بدنش خوني شده ميميرد. يا در جنگ يک سرباز با يک گلوله يا موشک و بمب دستي نابود شده و تمام بدنش تکه تکه ميشود. در اين حال نقش خدا چيست؟ چطور من بدانم مرگ اينها دست خدا است، در حالي که اين دو فرد به دليل آسيب شديد جسمي در اثر بمب موشک يا تصادف، مرگ آنها فرا ميرسد و ميميرند. در اين شرايط افراد توسط خدا کشته نميشوند که ما بگويم مرگ دست خداست. درکل اگر بگويم مرگ دست خداست، بايد تصادف اين فرد به اراده خدا باشد، که اين عمل با اختيار انسان جور در نميآيد، يا در شليک بمب به حالت جبري به اراده خدا صورت گرفته که در اين حالت اختيار فرد شليک کننده سلب ميشود. درکل اين که ميگويند مرگ دست خداست، بر چه اساسي ميگويند؟
کلمات کلیدی :
۵,۶۶۰
پاسخ به شبهات حجاب
۲۵ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۱۳
پيرو نامهي شمارهي ... متوجه شدم با توجه کامل، به سؤالات پاسخ ميدهید و از اينرو بار ديگر به خود باليدم که مقلد آیت الله فاضل لنکراني هستم. با توجه به توضيحات کامل شما، مواردي را که براي من مبهم است، مطرح ميکنم، با اين اميد که شما بتوانيد مرا راهنمايي کنيد. حقيقت این است که من تا 2 سال پيش آنچنان به حجاب اعتقاد داشتم که اگر هد بندم را پيدا نميکردم بيرون نميرفتم! ولي مواردي پيش آمد که موجب شد کاملا اعتقادم را از دست بدهم. کجاي قرآن نوشته اگر یک تار موي زن بيرون باشد در قیامت از همان تار مو آويزانش ميکنند؟! مگر دين اختياري نيست؟! کجاي قرآن نوشته اگر مانتوی زنها از يه مقداري کوتاهتر بود بايد مثل مجرمها جلوي در دانشگاه و در خيابان با ایشان رفتار شود؟! مگر دين اختياري نيست؟! کجاي قرآن نوشته در جامعهي اسلامي مردها هر جور مایل بودند باشند (با لباس کشتي، وزنه برداري و...) ولی خانمها بايد چشمهایشان را ببندند؟ چرا ما خانمها بايد براي آرامش اعصاب و روان آقايان همه کاري انجام دهیم ولي آنها...؟ کجاي قرآن نوشته هر چي دلت ميخواد غيبت کن، دروغ بگو، حق مردم رو بخور، ولي باز به خاطر حجاب و چادری که الکي سرت کردی، همه جا محترم باش؟ کجاي قرآن نوشته به زور مردم را اجبار کنید حجاب داشته باشند؟ شايد يکي اصلا مسلمان نبود. چطور تلويزيون ما همهاش غرب را نشان ميدهد که نميگذارند دخترهاي باحجاب به مدرسه بروند و اين کار را بد ميداند ولي اينجا همه مجبورند با روسري و گاهي اوقات با چادر به مدرسه و دانشگاه بروند؟! باز هم خدا با من بوده که من به نماز و روزه و خدا اعتقاد دارم و مثل خيلي از دوستانم اينها را با هم قاطي نکردهام. مطمئنا اگر شما هم در يک خانوادهي غربي متولد ميشديد، اينطور راجع به حجاب حرف نميزديد. اسلام گفته کاري نکنيد که جلب توجه شود. من اگر در کشور بيگانه با حجاب بيرون بروم، بيشتر جلب توجه ميشود. منظور من هم از بي حجابي، پوشش نامناسب نبود، بلکه پوششي رسمي، مناسب و در عين حال غير جلب توجه کننده است. من دارم در اين جامعه و در اين جوّ وحشتناک خفه ميشوم. باز هم منتظر راهنماييهاي بيطرفانه، غیر متعصبانه و منطقي شما هستم.
کلمات کلیدی :
۵,۸۴۱