نهج البلاغه


در باب زيانهاي زبان
 چاپ متن
ومن کلام له عليه السلام
بعد أن أقدم أحدهم علي الکلام فحصر
وهو في فضل أهل البيت، ووصف فساد الزمان
أَلاَ إِنَّ اللِّسَانَ بَضْعَةٌ مِنَ الْإِنْسَانِ، فَلاَ يُسْعِدُهُ الْقَوْلُ إِذَا امْتَنَعَ، وَلاَ يُمْهِلُهُ النُّطْقُ إِذَا اتَّسَعَ، وَإِنَّا لَأُمَرَاءُ الْکَلاَمِ، وَفِينَا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ، وَعَلَيْنَا تَهَدَّلَتْ غُصوُنُهُ.
فساد الزمان
وَاعْلَمُوا رَحِمَکُمُ اللهُ أَنَّکُمْ فِي زَمَانٍ الْقَائِلُ فِيهِ بالْحَقِّ قَلِيلٌ، وَاللِّسَانُ عَنِ الصِّدْقِ کَلِيلٌ، وَاللاَّزِمُ لِلْحَقَّ ذَلِيلٌ. أَهْلُهُ مُعْتَکِفُونَ عَلَي الْعِصْيَانِ، مُصْطَلِحُونَ عَلَي الْإِدْهَانِ، فَتَاهُمْ عَارِمٌ
، وَشَائِبُهُمْ آثِمٌ، عَالِمُهُمْ مُنَافِقٌ، وَقَارِئُهُمْ مُمَاذِقٌ، لايُعَظِّمُ صَغِيرُهُمْ کَبِيرَهُمْ، وَلاَ يَعُولُ غَنيِيُّهُمْ فَقِيرَهُمْ.
چاپ ترجمه
فصاحت و بلاغت اهل بيت (ع) آگاه باشيد، همانا زبان پاره‌اي از وجود انسان است، اگر آمادگي نباشد سخن نمي‌گويد، و به هنگام آمادگي، گفتار او را مهلت نمي‌دهد، همانا ما اميران سخن مي‌باشيم، درخت سخن در ما ريشه دوانده، و شاخه‌هاي آن بر ما سايه افکنده است. علل سقوط جامعه انساني خدا شما را رحمت کند، بدانيد که همانا شما در روزگاري هستيد که گوينده حق اندک، و زبان از راستگويي عاجز، و حق طلبان بي‌ارزشند، مردم گرفتار گناه، و به سازشکاري هم داستانند، جوانشان بداخلاق، و پيرانشان گناهکار، و عالمشان دورو، و نزديکشان سودجويند، نه خردسالانشان بزرگان را حرمت مي‌نهند و نه توانگرانشان دست مستمندان را مي‌گيرند