pic
pic

نهج البلاغه


تحريض مردم به جهاد
 چاپ متن
ومن کلام له عليه السلام
وقد جمع الناس وحضّهم علي الجهاد، فسکتوا ملياً
فقال عليه السلام: مَا بَالُکُمْ أَمُخْرَسُونَ أَنْتُمْ؟ فقال قوم منهم: يا أميرالمؤمنين، إن سرتَ سرنا معک. فقال عليه السلام: مَا بَالُکُمْ! لاَ سُدِّدْتُمْ لِرُشْدٍ! وَلاَ هُدِيتُمْ لَقَصْدٍ! أَفِي مِثْلِ هذَا يَنْبَغِي لِي أَنْ أَخْرُجَ؟ إِنَّمَا يَخْرُخُ فِي مِثْلِ هذَا رَجُلٌ مِمَّنْ أَرْضَاهُ مِنْ شُجْعَانِکُمْ وَذَوِي بَأْسِکُمْ، وَلاَ يَنْبَغِي لِي أَنْ أَدَعَ الْجُنْدَ، وَالْمِصْرَ، وَبَيْتَ الْمَالِ، وَجِبَايَةَ الْأَرْضِ، وَالْقَضَاءَ بَيْنَ الْمُسْلِمِينَ، وَالنَّظَرَ في حُقُوقِ الْمُطَالِبِينَ، ثُمَّ أَخْرُجَ فِي کَتِيبَةٍ أَتْبَعُ أُخْرَي، أَتَقَلْقَلُ تَقَلْقُلَ الْقِدْحِ فِي الْجَفِيرِ الْفَارِغِ، وَإِنَّمَا أَنَا قُطْبُ الرَّحَا، تَدُورُ عَلَيَّ وَأَنَا بِمَکَاني، فَإِذَا فَارَقْتُهُ اسْتَحَارَ مَدَارُهَا، وَاضْطَرَبَ ثِفَالُهَا. هذَا لَعَمْرُ اللهِ الرَّأْيُ السُّوءُ. وَاللهِ لَوْلاَ رَجَائِي الشَّهَادَةَ عِنْدَ لِقَائِي الْعَدُوَّ ـ وَلَوْ قَدْ حُمَّ لِي لِقَاؤُهُ ـ لَقَرَّبْتُ رِکَابِي ثُمَّ شَخَصْتُ عَنْکُمْ، فَلاَ أَطْلُبُکُمْ مَا اخْتَلَفَ جَنُوبٌ وَشَمَالٌ. طَعَّانِينَ عَيَّابِينَ، حَيَّادِينَ رَوَّاغِينَ. إِنَّهُ لاَ غَنَاءَ فِي کَثْرَةِ عَدَدِکُمْ مَعَ قِلَّةِ اجْتَِماعِ قُلُوبِکُمْ. لَقَدْ حَمَلْتُکُمْ عَلَي الطَّرِيقِ الْوَاضِحِ الَّتي لاَ يَهْلِکُ عَلَيْهَا إِلاَّ هَالِکٌ، مَنِ اسْتَقَامَ فَإِلَي الْجَنَّةِ، وَمَنْ زَلَّ فَإِلَي النَّارِ!.
چاپ ترجمه
علل نکوهش کوفيان. شما را چه مي‌شود؟ هرگز ره رستگاري نپوييد! و به راه عدل هدايت نگرديد! آيا در چنين شرائطي سزاوارست که من از شهر خارج شوم؟ هم‌اکنون بايد مردي از شما که من از شجاعت و دلاوري او راضي و به اطمينان داشته باشم، به سوي دشمن کوچ کند. مسووليتهاي رهبري و براي من سزاوار نيست که لشگر و شهر و بيت‌المال و جمع‌آوري خراج و قضاوت بين مسلمانان، و گرفتن حقوق درخواست کنندگان را رها سازم، آنگاه با دسته‌اي بيرون روم، و به دنبال دسته‌اي به راه افتم، و چونان تير نتراشيده در جعبه‌اي خالي به اين سو و آن سو سرگردان شوم. من چونان سنگ آسياب، بايد بر محور خود استوار بمانم، و همه امور کشور، پيرامون من و به وسيله من به گردش درآيد، اگر من از محور خود دور شوم مدار آن بلرزد و سنگ زيرين آن فرو ريزد، به حق خدا سوگند که اين پيشنهاد بدي است به خدا سوگند! اگر اميدواري به شهادت در راه خدا را نداشتم، پاي در رکاب کرده از ميان شما مي‌رفتم، و شما را نمي‌طلبيدم چندان که باد شمال و جنوب مي‌وزد زيرا شما بسيار طعنه‌زن، عيبجو، رويگردان از حق، و پرمکر و حيله‌ايد. مادام که افکار شما پراکنده است فراواني تعداد شما سودي ندارد، من شم ا را به راه روشني بردم که جز هلاک خواهان، هلاک نگردند، آن کس که استقامت کرد به سوي بهشت شتافت و آن کس که لغزيد در آتش سرنگون شد.