متن و ترجمه نهج البلاغه - پایگاه اطلاع رسانی آیت الله شیخ محمدجواد فاضل لنکرانی
pic
pic

نهج البلاغه


به معاويه
 چاپ متن
ومن کتاب له عليه السلام
إليه أيضاً
وَکَيْفَ أَنْتَ صَانِعٌ إِذَا تَکَشَّفَتْ عَنْکَ جَلاَبِيبُ مَا أَنْتَ فِيهِ مِنْ دُنْيَا قَدْ تَبَهَّجَتْ بِزِينَتِهَا، وَخَدَعَتْ بِلَذَّتِهَا، دَعَتْکَ فَأَجَبْتَهَا، وَقَادَتْکَ فَاتَّبَعْتَهَا، وَأَمَرَتْکَ فَأَطَعْتَهَا، وَإِنَّهُ يُوشِکُ أَنْ يَقِفَکَ وَاقِفٌ عَلَي مَا لاَ يُنْجيِکَ مِنْهُ مِجَنٌّ، فَاقْعَسْ عَنْ هذَا الْأَمْرِ، وَخُذْ أُهْبَةَ الْحِسَابِ، وَشَمِّرْ لِمَا قَدْ نَزَلَ بِکَ، وَلاَ تُمَکِّنِ الْغُوَاةَ مِنْ سَمْعِکَ، وَإِلاَّ تَفْعَلْ أُعْلِمْکَ مَا أَغْفَلْتَ مِنْ نَفْسِکَ، فَإِنکَ مُتْرَفٌ قَدْ أَخَذَ الشَّيْطَانُ مِنْکَ مَأْخَذَهُ، وَبَلَغَ فِيکَ أَمَلَهُ، وَجَرَي مِنْکَ مَجْرَي الرُّوحِ وَالدَّمِ. وَمَتَي کُنْتُمْ يَا مُعَاوِيَةُ سَاسَةَ الرَّعِيَّةِ، وَوُلاَةَ أَمْرِ الْأُمَّةِ؟ بِغَيْرِ قَدَمٍ سَابِقٍ، وَلاَ شَرَفٍ بَاسِقٍ، وَنَعُوذُ بِاللهِ مِنْ لُزومِ سَوَابِقِ الشَّقَاءِ، وَأُحَذِّرُکَ أَنْ تَکُونَ مُتَمادِياً فِي غِرَّةِ الْأُمْنِيَّةِ، مُخْتَلِفَ الْعَلاَنِيَةِ والسَّرِيرَةِ. وَقَدْ دَعَوْتَ إِلَي الْحَر
ْبِ، فَدَعِ النَّاسَ جَانِباً وَاخْرُجْ إِلَيَّ، وَأَعْفِ الْفَرِيقَينِ مِنَ الْقِتَالِ، لِتَعْلَمَ أيُّنَا الْمَرِينُ عَلَي قَلْبِهِ، وَالْمُغَطَّي عَلَي بَصَرِهِ! فَأَنَا أَبُو حَسَنٍ قَاتِلُ جَدِّکَ وَخَالِکَ وأَخِيکَ شَدْخاً يَوْمَ بَدْرٍ،ذلکَ السَّيْفُ مَعِي، وَبِذلِکَ الْقَلْبِ أَلْقَي عَدُوِّي، مَا اسْتَبْدَلْتُ دِيناً، وَلاَ اسْتَحْدَثْتُ نَبِيّاً، وَإنِّي لَعَلَي الْمِنْهَاجِ الَّذِي تَرَکْتُمُوهُ طَائِعِينَ، وَدَخَلْتُمْ فِيهِ مُکْرَهِينَ. وَزَعَمْتَ أَنَّکَ جِئْتَ ثَائراً بِدَمِ عُثْمانَ، وَلَقَدْ عَلِمْتَ حَيْثُ وَقَعَ دَمُ عُثْمانَ فَاطْلُبْهُ مِنْ هُنَاکَ إِنْ کُنتَ طَالباً، فَکَأَنِّي قدْ رَأَيْتُکَ تَضِجُّ مِنَ الْحَرْبِ إِذَا عَضَّتْکَ ضَجِيجَ الْجِمَالِ بِالْأَثْقَالِ، وَکَأَنِّي بِجَمَاعَتِکَ تَدْعُونِي جَزَعاً مِنَ الضَّرْبِ الْمُتَتَابِعِ، وَالْقَضَاءِ الْوَاقِعِ، وَمَصَارِعَ بَعْدَ مَصَارِعَ، إِلَي کِتَابِ اللهِ، وَهِيَ کَافِرةٌ جَاحِدَهٌ، أَوْ مُبَايِعَةٌ حَائِدَةٌ.
چاپ ترجمه
افشاي چهره معاويه چه خواهي کرد، آنگاه که جامه‌هاي رنگين تو کنار رود؟ که به زيباييهاي دنيا زينت‌شده بود، دنيا تو را با خوشيهاي خود فريب داده، و به دعوت آن پاسخ داده‌اي، فرمانت داد و اطاعت کردي، همانا به زودي تو را وارد ميدان خطرناکي مي‌کند که هيچ سپر نگهدارنده‌اي نجاتت نمي‌دهد. اي معاويه از اين کار دست بکش، و آماده حساب باش، و آماده حوادثي باش که به سراغ تو مي‌آيد، به گمراهان فرومايه، گوش مسپار، اگر چنين نکني به تو اعلام مي‌دارم که در غفلت‌زدگي قرار گرفته‌اي، همانا تو نازپرورده‌اي مي‌باشي که شيطان بر تو حکومت مي‌کند، و با تو به آرزوهايش مي‌رسد، و چون روح و خون در سراسر وجودت جريان دارد. معاويه! از چه زماني شما زمامداران امت و فرماندهان ملت بوديد؟ نه سابقه درخشاني در دين، و نه شرافت والايي در خانواده داريد، پناه بخدا مي‌برم از گرفتار شدن به دشمني‌هاي ريشه‌دار، تو را مي‌ترسانم از ينکه به دنبال آرزوها تلاش کني، و آشکار و نهانت يکسان نباشد.
پاسخ به تهديد نظامي معاويه! مرا به جنگ خوانده‌اي، اگر راست مي‌گويي مردم را بگذار و به جنگ من بيا، و دو لشکر را از کشتار بازدار، تا بداني پرده تاريک بر دل کدام يک از ما کشيده، و ديده چه کس پوشيده است؟ من ابوالحسن، کشنده جد و دايي و برادر تو در روز نبرد بدر، مي‌باشم که سر آنان را شکافتم، همان شمشير با من است، و با همان قلب با دشمنام ملاقات مي‌کنم، نه بدعتي در دين گذاشته، و نه پيامبر جديدي برگزيده‌ام، من بر همان راه راست الهي قرار دارم که شما با اختيار رها کرده، و با اکراه پذيرفته بوديد.
پاسخ به خونخواهي دروغين معاويه خيال کردي به خونخواهي عثمان آمده‌اي؟ در حالي که مي‌داني خون او به دست چه کساني ريخته‌شده، اگر راست مي‌گويي از آنها مطالبه کن، همانا من تو را در جنگ مي‌نگرم که چونان شتران زير بار سنگين مانده، فرياد و ناله سرمي‌دهي، و مي‌بينم که لشکريانت با بي‌صبري از ضربات پياپي شمشيرها، و بلاهاي سخت، و بر خاک افتادن مداوم تنها، مرا به کتاب خدا مي‌خوانند در حالي که لشکريان تو، کافرند و در انکار، از بيعت کنندگانند و پيمان‌شکن.