نورهای هستی
۰۲ فروردین ۱۴۰۴
۲۲:۰۸
۲۳
خلاصه خبر :
آخرین رویداد ها
-
عید سعید فطر تبریک و تهنیت باد
-
امروز دشمن درجه یک اسلام، اسرائیل است
-
شرکت در مراسمات مذهبی بهترین شاهد بر غلط بودن القائات دشمنان مبنی بر دین گریزی جوانان است
-
نورهای هستی
-
پیام تسلیت آیت الله فاضل لنکرانی به آیت الله العظمی نوری همدانی دامت برکاته
-
پاسخ به اشکالی به فرمایش آیت الله فاضل لنکرانی در معنای حدیث قدسی «الصوم لی و انا اجزی به»
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا را شاکر هستیم که ما را موفق به درک ماه مبارک رمضان امسال و این لیالی قدر فرمود.امشب که شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان است احتمال شب قدر بودنش بیشتر است، و البته احتمال شب بیست و سوم از امشب هم بیشتر است. ان شاء الله همه ما در احیاء مراسم شب بیست وسوم نیز اهتمام داشته باشیم.
خدای تبارک و تعالی میفرماید ما این قرآن با عظمت را در شب قدر نازل کردیم، یکی از عناوین قرآن نور است، همانطور که براساس آیات و روایات، کتابهای آسمانی دیگر، تورات موسی و انجیل عیسی هم نور هستند.
بحث امشب پیرامون این عنوان است. قرآن نور است یعنی چه؟ یکی از سورههای مبارکه قرآن سوره نور است و جهت اصلی نامگذاریاش این است که آیهی نور در این سوره قراردارد، «الله نور السموات و الأرض»، خدا خودش نور است، «مثل نوره کمشکاة فیها مصباح، المصباح فی زجاجة، الزجاجة کأنها کوکبٌ دریٌ یوقد من شجرة مبارکة زیتونة» این آیه از آیات بسیار مهم قرآن کریم است و فهم آن حتی برای اهل دقت و تفسیر خیلی مشکل است.
اگر در این چند دقیقه گوشهای از این آیه را بفهمیم چیز زیادی بدست خواهیم آورد و خیلی از مسائل برای ما روشن میشود، همه مشکلات ما دراین است که از مفاهیم وحقائق قرآن واین آیات شریفش دورهستیم و آنطور که شایسته است به آن توجه نمیکنیم.
خدا میفرماید میخواهید خودم را به شما معرفی کنم که من کیستم؟ هیچ عنوان وهیچ صفتی بالاتر و بهتر و زیباتراز نور برای خدا نیست، خدا نور آسمانها و زمین است. البته اینجا احتمالاتی وجود دارد، در روایتی امام هشتم(علیهالسلام) میفرماید: معنای آیه اینست که خدا اهل آسمانها یعنی ملائکه و موجوداتی که در آسمانها هستند و تعدادشان هزاران برابراهل زمین است را هدایت میکند همانطور که اهل زمین را هدایت میکند. احتمال دوم در«الله نور السموات و الأرض» اینست که خدا آسمان را با نجوم و ستارگان روشن قرار داده، زمین را هم به برکت خورشید روشن نموده است.
البته این نکته باید مورد توجه قرار گیرد گاهی که ائمه(علیهم السلام) برای فهم یک آیه مطلبی را ذکرمیفرمودند، آنرا به مقتضای فهم مردم بیان کرده و نگاه مینمودند مخاطب چه اندازه میفهمد. یعنی ممکن است آیه یک معنای عمیقتر از آن داشته باشد.
حال در این آیه خدا خودش را نور آسمانها و زمین معرفی میکند، «الله نور السموات و الأرض». این نور به چه معناست؟ آیا از قبیل همین نور ظاهری و حتی مانند خورشید و ستارگان است؟ یا طبق روایت امام هشتم مراد هدایت مخلوقات است؟ یا معنای دیگری؟
در مباحث تفسیری یک قاعدهی کلی را اساتید و بزرگان مطرح کرده اند و آن اینکه معانی الفاظ قرآن منحصربه همین معنای ظاهری نیست که در اختیار من و شماست، وقتی خدا به قلم قسم میخورد «ن و القلم و ما یسطرون» فکر میکنیم قلم همین قلمی است که دراختیار ماست.
یا هنگامی که خدا میگوید «الله نور» این نور چنان معنای عمیق و وسیعی دارد که اصلاً این نور ظاهری دنیا پیش آن، نور بشمار نمی آید، در فراز 47 دعای جوشن کبیرکه این شبها موفق به خواندن آن هستیم میخوانیم «یا نور النور یا منور النور یا خالق النور......»خدا حقیقت نور، مایه نورانیت نور، خالق نور و روشنایی بخش نور است پس وقتی میگوید من نور هستم به معنای نور ظاهری نیست، «یا مدبر النور یا مقدر النور، یا نور کل نور»، خدا مدبر و مقدرنور و نور هر نوری است، «یا نوراً قبل کل نور، یا نوراً بعد کل نور، یا نوراً فوق کل نور»، قبل و بعد و فوق هر نوری نور خداست.
این عبارات را چه بسیارخوانده ایم ولی در آن تدبر نکرده ایم. یعنی چه خدا نور قبل از هر نوری است؟ مسلم مراد از « الله نور السموات و الأرض» این نورهای ظاهری نیست چون خدا خودش را به نور آسمانها و زمین معرفی میکند، یعنی آن نوری که فوق نورخورشید و ستارگان، و فوق ملائکه و همه چیز است. روشن است که ما نمیتوانیم بفهمیم یعنی چه؟درمقام وصف همین نور ظاهری و حسی میگویند زیباترین موجود عالم نور است، لطیفترین موجود عالم نور است، پرسرعتترین موجود عالم نور است، سال نوری را که شما جوانها میدانید چیست. روشن است که ما فقط میتوانیم همین معانی ظاهری را درک کنیم در حالیکه خدا فوق این نورظاهری است.
ممکن است بگوییم مراد از نورآسمانها و زمین،حقیقت وباطن واصل وجودی آنهاست. در حقیقت خدا نور هر وجود و موجودی است. هرموجودی باهرصفت کمالی به وجودخداوند و صفات او ودریک کلمه به نور خداوند منتهی میشود. پس ذکر آسمانها و زمین به عنوان موجودات برجسته عالم است و در حقیقت خداوند نور هر وجودی از جمله نورهای حسی است. از این جهت میفرمایند نور هر نوری خداست.
البته باز نمیتوان معنای این توصیف را به صورت روشن فهمید و به عبارت دیگر امکان فهم آن هم نیست به همین جهت است که خداوند در مقام تمثیل برآمده است.
خدا در مقام معرفی خودش به نور، تمثیلی ذکر کرده و میفرماید «مثل نوره کمشکاة فیها مصباح»، مشکاة یعنی چراغدان و روزنه ای در دیوار که در قدیم چراغها را در آن قرار میدادند وموجب روشنایی اطراف میشد.
می فرماید: مثلِ نور من که فوق همه نورهای دنیاست، به چراغدانی میماند که داخلش چراغی روشن است و این چراغ در یک شیشهای قرار دارد که مثل یک ستاره ی درخشان است «کأنها کوکبٌ درّی»، یعنی نور خدا همیشه روشن است. این چراغدانها وقتی چراغی داخلش گذارده و اطرافش هم یک حبابی قرار میدادند، همیشه روشن بود.
معنای اجمالی این تمثیل آنست که نور ایمان چراغی است که در زجاجه ای بنام قلب مومن قرار دارد و این چراغ با این حباب و زجاجه در مشکاتی بنام سینه مومن است که مجموعه ای از اعتقادات دینی و اطلاعات معرفتی اوست. روشن است هرچه مشکات قویتر و محکمترو هرچه انسان مومن خود را در اثر انس با قرآن و اهلبیت عصمت و طهارت مجهزتر نماید،چراغ ایمان در قلب او پرفروغتر خواهدشد.
البته در روایات متعددی مشکات را به وجود مبارک پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) و مصباح را به نورعلم و زجاجه رابه علی بن ابیطالب(علیهالسلام) تطبیق و شجره مبارکه را شجره توحیدی حضرت ابراهیم ذکرنموده اند.
در برخی دیگر از روایات، مشکات به حضرت ابراهیم و زجاجه به اسماعیل و مصباح به حضرت محمدصلی الله علیه و آله تطبیق گردیده همانطور که در برخی دیگر به فاطمه و علی و حسن و حسین علیهم السلام تطبیق داده شده است.
قصد ورود به جزئیات را ندارم چون بحثش خیلی عمیق و مفصل است. فقط داخل پرانتز از صدا وسیما گلایه کنم که گاهی از افرادی به عنوان کارشناس دینی در برنامه های مذهبی دعوت بعمل میآورند که مطالب را غلط مطرح میکنند. مثلا میگویند هر کسی میتواند قرآن را بفهمد و به مردم میگویند اینکه به شما گفته اند قرآن کتاب تخصصی است حرف باطلی است بلکه هرکس میتواند قرآن را بفهمد. عجیب تر آنکه میگوید هر فهمی را هم خداوند متعال قبول دارد و صحیح میداند.
این حرفها چیست؟ ما بعد از 50 سال درس و بحث هنوز این آیه را نفهمیده ایم! مگر قرآن یک کلام معمولی است؟ برای فهم قرآن باید سراغ اهلش رفت. قرآن کتابی فوق عقول بشر است اگر ما روایات پیامبر و ائمه را نداشتیم اصلاً نمیتوانستیم قرآن را بفهمیم، حتی آن عباراتی که تصور میشود برای عموم مردم است مثل «إن الله علی کل شیء قدیر»، کل شیء یعنی چه؟ نباید قرآن را دست کم گرفت و آنرا کوچه و بازاری کرد، قرآن کتاب معمولی نیست، آیا درست است که در سیمای جمهوری اسلامی در شب ماه رمضان کنار قبر امیرالمؤمنین گفته شود فهم قرآن نیاز به حوزه و علما و اهل تخصص ندارد، خودت قرآن را ببین و هر چه فهمیدی خدا قبول دارد. شعر یک شاعررا چند درصد مردم میتوانند بفهمند؟ آیا میتوان گفت هر کسی آنرا هر طوری معنا کرد عیبی ندارد!
بله قرآن برای مردم و برای هدایت مردم است اما نیاز به تبیین دارد. خدا میفرماید «إنا أنزلنا علیک الذکر لتبین للناس ما نزّل إلیهم»، ما قرآن را نازل کردیم اما درکنار آن باید توی پیامبر هم باشی تا آنرا برای تبیین کنی. باید ائمه معصومین علیهم السلام قرآن را تبیین کنند و به تبع آنان عالمان دین هم آنرا توضیح دهند. خوارج هم از «إن الحکم إلا لله» همین را فهمیدند که حکم فقط مختص خداست لذا با امیرالمؤمنین به دشمنی برخاستند که چرا وقتی قرآن میگوید «إن الحکم إلا لله»، علی حکمیت را به ابوموسی اشعری سپرد و کافر شد! خوارج هم اینطوری بودند، داعش زمان ما هم همینطور بود، این چه حرفی است؟ چرا اینطور غلط اندر غلط کتاب خدا را در شبهای ماه رمضان خراب کنیم؟. بسیار مطالب غیر صحیح و غیر علمی، به دنبال این بودند که بگویند ما میخواهیم قرآن را از مهجوریت درآوریم اما قرآن را ضایع کردند!
خدا رحمت کند مرحوم والد ما رضوان الله علیه را آن زمان که یکی از نمایندههای مجلس اظهارنظری راجع به اسلام کرده بود ایشان در مجلس درس فرمود من که 70 سال است اسلام را میخوانم به خودم اجازه نمیدهم بگویم کارشناس اسلامی هستم تو چطور نخوانده میگوئی من کارشناس اسلامم.
در هر صورت این آیه میگوید خدا نور آسمانها و زمین است، مثل یک چراغی در چراغدان که دائماً با تلألؤ خاص روشن است، «یوقدمن شجرة مبارکة زیتونة لا شرقیّة و لا غربیة»، انحراف در آن وجود ندارد، صراط مستقیم است «یکاد زیتها یضیئ ولولم تمسسه نار» همیشه این نورانی است، آنچه که نور خداست همیشه هست، زمان و مکان آنرا از بین نمیبرد، «نورٌ علی نور»، برخی این را تطبیق کردند بر آمدن یک نبی بعد از نبی دیگردر طول تاریخ و در آمدن امامی بعد از امام دیگر در آخرالزمان، پس از نبی مکرم اسلام.
ما در این نورهای ظاهری نورٌ علی نور نمیتوانیم داشته باشیم اما در نورهای معنوی نورٌ علی نور داریم، «یهدی الله لنوره من یشاء»، خدا میفرماید این نورایمان را من به هر کسی نمیدهم، به کسی میدهم که خودم اراده کنم.
حال این نور خدا کجاست؟ این مثل که نوری همیشه تابنده است و هیچ وقت آلودگی و خاموشی در آن راه ندارد کجاست؟این چراغ کجاست؟ این مصباح و زجاجه کجاست؟ این مشکاة کجاست؟
خود قرآن میفرماید: «فی بیوت اذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه»، این مشکاة و نور در بیوتی است که خدا خواسته این بیوت رفعت داشته باشد، بیوتی که دائماً نام و یاد خدا در آن جاری است، «یسبّح له فیها بالغدوّ و الآصال»، شبانهروز تسبیح خدا در آن است، میگوئیم خدایا باز هم نفهمیدیم این بیوت چه کسانی هستند و کجا هستند؟
آیه بعد میفرماید «رجالٌ لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله»، اینها اشخاصی هستند که تجارت و خرید وفروش آنها را از یاد خدا و اقامه نماز و پرداخت زکات غافل نمی سازد و این افراد میترسند از روزی که قلوب و ابصار در آن دگرگون میشود.
قتاده که خود را فقیه اهل بصره میدانست خدمت امام باقر(علیهالسلام) رسید. برای خودش موقعیتی داشت و در میان اهلسنت مهم بود، اما وقتی خدمت امام باقر رسید بر اثر ابهت امام بدنش میلرزید، حضرت از او پرسید این «فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه» در مورد چه کسانیست؟ آنگاه خود در جواب فرمود این آیه مربوط به ما اهلبیت پیامبراست. قتاده گفت صدقت والله، جعلنی الله فداک جانم فدای شما به خدا سوگند که راست میگویی.
خلاصه در بررسی واژه نور در قرآن و روایات مشاهده میکنیم خدا نور است، کتب آسمانی نور است، پیامبر نور است، انبیاء نور هستند، خود اسلام نور است، خدا میفرماید« افمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نورٍ من ربه»، این دین اسلامی که خدا در دل من و شما قرار داده، و این شیعه بودن و ولایتی که در ما قرار داده سرمایه خیلی عظیمی است. این نور از خدا شروع میشود وانبیاء و اولیاء و ائمه و تمام کتب آسمانی را ازجنس خود ساخته و غرق نور میکند تا به قلب یک انسان مؤمن میرسد.
روز قیامت منافقین و منافقات به اهل بهشت میگویند «یوم یقول المنافقون و المنافقات للذین آمنوا انظرونا نقتبس من نورکم قیل ارجعوا وراء کم فالتمسوا نورا»، درقیامت که پناه بر خدا ظلمت و وحشت محض حکمفرماست و کسی کسی را نمیبیند، خدا میفرماید نوری که در وجود مومنین و شیعیان علی بن ابیطالب است آنها را به سمت بهشت میبرد، شبیه کسانی که در یک جای تاریک و ظلمانی، چراغی بدست دارند و میتوانند به جاهایی که میخواهند بروند، اما بقیه سرگردان و متحیر هستند. این نور خدا وقتی به قلب مؤمن میآید بعضی از مفسرین میگویند خود قلب مؤمن مشکاة یا زجاجه میشود.
درآیه دیگر میفرماید:«یوم تری المومنین والمومنات یسعی نورهم بین ایدیهم و بایمانهم»در هر صورت همین نور ایمان در دنیا، اثر مهمش در آخرت است که در محشرپیشاپیش مومنین و مومنات و از سمت راست آنان حرکت میکند و آنها را بسوی بهشت رهنمون میسازد.
اصل این نور، نور ولایت است چقدر باید شاکر خدا باشیم که ما پیرو علی هستیم.
کعب بن عیاض نزد پیامبراز امیرالمؤمنین بدگوئی کرد یا طعنه ای به او زد، پیامبری که علی خُلُقٍ عظیم و رحمة للعالمین است، چنان ناراحت شد که با دست به سینه او کوبید «فوکزه فی صدره » من جای دیگری این تعبیر را ندیدم! بعد فرمودند چه میگوئی؟ «إن لعلیٍ(علیهالسلام) نورین نور فی السماء و نور فی الارض فمن تمسک بنوره ادخله الله الجنة ومن اخطاه ادخله النار فبشّرالناس عنّی بذلک»، علی دارای دو نور است نوری در آسمانها برای اهل آسمان و نوری در زمین برای اهل زمین «نورٌ فی السموات لأهل السموات ونورٌ فی الارض لأهل الارض»، علی بن ابی طالب یکی از مظاهر نور خداست. سپس فرمود هرکس به نور علی تمسک کند داخل بهشت میشود و هرکس با نور علی مخالفت کند داخل جهنم میگردد و در آخر فرمود این بشارت را از جانب من به همه برسانید.
در روایت دیگری انس بن مالک نقل میکند که پیامبرفرمودند: خدا از نور وجه و صورت علی 70 هزار ملک آفریده که تا روز قیامت برای او و محبین او استغفار میکنند.«یستغفرون له و لمحبیّه إلی یوم القیامة»، آیا نباید به شیعه بودن خود ببالیم؟
امام باقر(علیهالسلام) در ذیل آیه «الذین آمنوا بالله و رسوله و النور الذی انزلناه» به ابوخالد کابلی فرمود:«،النور و لله الائمة من آل محمد صلی الله علیه و آله الی یوم القیامة، هم و الله نور الله الذی انزل، وهم والله نورالله فی السماوات وفی الارض»، اینها نور خدا هستند که نازل شده اند. امامت اینقدر عظیم است، خود ائمه فرمودند:« لا یقاس بنا أحد»، اگر تمام فقهای عالم و تمام فلاسفه و تمام علمای دنیا از اول تا آخر را در یک کفه ترازو بگذارند وزنهشان به اندازه یک هزارم امام نمی رسد.
شب قدر شب شناخت امام زمان(علیهالسلام) و اصل امامت است، شب قدر از خدا بخواهیم، این امامتی که به لطف خدا واز برکت پدران و مادران و اجداد ما و این حسینیهها و این مجالس به ما رسیده، قدرش را بدانیم، این سرمایه کمی نیست که در اختیار من و شما قرار داده شده.
«والله لنور الامام فی قلوب المؤمنین أنور من الشمس »نور امام در قلب یک انسان از نور خورشید فروزنده تر است « هم والله ینورون قلوب المؤمنین، والله یا ابا خالد لا یحبنا عبدٌ و لا یتولانا حتی یطهّر الله قلبه» بخدا سوگندهیچ بنده ای به ما محبت نمی ورزد و ولایت ما را نمی پذیرد مگرآنکه خداوند قلبش را پاک و طاهر میگرداند. خدا این نور را به هر کسی نمیدهد، اول باید قلب او را تطهیر کند تا نور اهلبیت در آن تجلی یابد.«و لا یطهر الله قلب عبدٍ حتی یسلّم لنا»، خدا قلب کسی را تطهیر میکند که تسلیم محض ما ائمه باشد. تسلیم مومنین مقامی برای ائمه نمیآورد بلکه برای ما مقام میآورد، آنها نیاز به تسلیم ما ندارند، 25 سال امیرالمؤمنین را خانه نشین کردند آیا از عظمت او کم شد؟ ابدا، این جامعه بود که به انحراف کشیده شد، این تاریخ بود که به انحراف کشیده شد و این انحراف تا ظهور حضرت حجت (عج) ادامه دارد.
خلاصه اینکه خدا نور است، قرآن نور است، امام نور است، دین نور است، واین نور در دنیا و آخرت دست آدم را میگیرد. وقتی قیامت برپا شود خدا میفرماید مؤمنین با نورشان در صحرای محشر حرکت میکنند. نماز نور است، هر چه میتوانید نماز بخوانید، میگویند ائمه چرا اینقدر نماز میخواندند، چون از نمازکسب نور میکنند، قیامت که برپا شود تازه مؤمنین میگویند خدایا «اتمم لنا نورنا»، ما نور کمی همراه خود آورده ایم.
مقاماتی وجود دارد که نمیفهمیم چیست؟ نمی دانیم در قیامت چه اوضاعی وجود دارد. مکرر علمای ما گفتهاند، در روایات هم وجود دارد، برادران و خواهران، تمام دنیا نه فقط این عمری که ما سپری میکنیم، نسبت به آخرت مثل رحم مادر میماند، اصلاً چیزی به حساب نمی آید. بیچاره آن کسی است که در این دنیا برای دنیا کار کند، اما کسی که دنبال نور باشد، ماه رمضان که شد قرآن بخواند، نماز بخواند، قرآن و نماز و روزه نور هستند، همین ذکر خدا را که میگوئید نور است، در قیامت و صحرای محشر همین ذکر دست تو را میگیرد.
در قیامتی که ظلمت محض است، نماز نور است و روزه نور است، امام معصوم نور است، امامت نور است، امشب وقتی لامپها خاموش میشود یک نگاهی به قلب خود کنیم ببینیم چقدر از این نور در ما وجود دارد، هر چه هست کم است، اماخدا میدهد، خدا وعده کرده در ماه رمضان بندگان من هر خواستهای داشته باشند به ایشان میدهم، مبادا فقط خواستههای دنیوی و ظاهری را طلب کنید هرچند خدا آنها را هم عنایت میکند، امشب بگوئیم خودت در قرآن گفتی الله نور السموات و الارض، عمر من در حال تمام شدن است و من معنای این آیه را نفهمیدم! من علی را نشناختم، فهم قرآن و درک ولایت را نصیبم فرما.
امشب در خانه علی چه خبر است؟ فرزندانش را دور خودش جمع کرد، وقتی طبیب گفت آقا کار شما تمام است و این شمشیر به وسط سر مبارک شما اصابت کرده، ام کلثوم که پشت پرده نشسته بود شروع کرد به گریه کردن، حضرت فرمود دخترم ساکت باش چرا گریه میکنی؟ اگر آنچه من الآن میبینم را توهم میدیدی گریه نمیکردی، ملائکهی الهی آمدند، جدّت پیامبر به استقبال من آمده، عمویم حمزه آمده، برادرم جعفر آمده، بعد فرمود یک کسی هم دور همه اینها با عجله میچرخد و منتظر آمدنِ من است و آن فاطمه است. «فاطمة طافت بینها» جملگی به من میگویند علی زود بیا که ما مشتاق دیدار تو هستیم، آخرین جمله امیرالمؤمنین این بود که « لمثل هذا فلیعمل العاملون» برای چنین لحظه ای باید عمل کنید. آقایان کاری کنیم که وقتی میخواهیم از دنیا برویم با خوشحالی برویم، شب قدر خدا دست ما را بگیرد و ما مشتاق لقاء خدا شویم.
خدایا لحظه مردن ما را لحظه راحتی ما قرار بده. نور ولایت، نور هدایت، نور قرآن و نور خودت را در قلوب ما هر چه بیشتر بفرما.