pic
pic

باز نشر ماجرای خواب جد ارجمند حضرت آیت الله فاضل لنکرانی(دامت برکاته)

خلاصه خبر :
آقاحسين! تمام مصيبت‌هايي كه بر من وارد شده و برای شما نقل گردیده، همه‌اش درست است.

حضرت آیت الله حاج شیخ محمد جواد فاضل لنکرانی(مد ظله) می‌‌فرمایند:

جدّ ما كه از مجتهدان بنام و شاگردان برجسته‌ي مرحوم آيت الله العظمي حائري بودند گفتند يك شبي من خواب ديدم در محضر آيت الله العظمي بروجردي نشسته‌ام از ايشان اجازه گرفتم مرخص شوم.

آقاي بروجردي فرمودند آقاي فاضل بنشينيد مهمان مهمي دارم. عرض كردم چه كسي مي‌خواهد تشريف بياورد؟ فرمودند مادرم زهرا مي‌خواهد بيايد، بنشين.

گفتم شما از اولاد ايشان هستيد شايد مناسب نباشد من باشم. فرمودند نه بنشينيد.

چند دقيقه‌ي بعد بي‌بي با يك عظمت و جلالي تشريف‌فرما شدند. سلام كرديم و جواب سلام ما را دادند و بلافاصله فرمودند فرزندم آقاحسين (اسم كوچك آقاي بروجردي) تمام مصيبت‌هايي كه بر من وارد شده و براي شما نقل گردیده، همه‌اش درست است، اينکه من را سيلي زدند، اينکه من را پشت در قرار دادند، اينکه درب خانه‌ي من را آتش زدند، همه‌اش درست است. بي‌بي اينها را نقل كرد و من از شدت گريه از خواب بيدار شدم. نزديك اذان صبح بود.

آن روز زودتر از روزهاي ديگر خدمت آقاي بروجردي رسيدم. آقا فرمودند آقاي فاضل چه شده امروز زود آمدي؟

گفتند آقا من يك خواب عجيبي ديدم و همينطور منقلب هستم. خواب را براي ايشان عرض كردم. آقاي بروجردي زار زار شروع به گريه كردند. تا ظهر كه من آنجا بودم چشم‌شان گريان بود. دائماً ‌جملات حضرت را يادآوري مي‌كردند و مي‌گريستند. بعد هم كه من برگشتم دوستان گفتند ايشان تا شب گريه مي‌كرد.

ناقل اين قضيه فرزند مرحوم آيت الله ميلاني است که اين را براي يكي از علماي مشهد كه اکنون در قيد حيات است نقل كرده و او هم براي من نقل كرده است.

جد ما که به مشهد مشرف شده بودند اين ماجرا را خدمت آقاي ميلاني هم نقل كردند و آقاي ميلاني هم همين حالت گريه و بُكا را پيدا کرده بودند.

بخشی از بیانات معظم له در چهارمين همايش شعر محبوبه خدا به مناسبت شهادت حضرت زهرا(س) مورخ 96/11/26


۶۲۷ بازدید