فقه تربیت

درس قبل

فقه تربیت

درس قبل

موضوع: فقه تربیت


تاریخ جلسه : ۱۴۰۴/۱۱/۸


شماره جلسه : ۱۵

PDF درس صوت درس
چکیده درس
  • مقدمه

  • نکات تعریف فلسفی

  • تربیت در اصطلاح دینی

  • تربیت از منظر روانشناسی

  • تربیت در اندیشه شهید مطهری ره

  • تربیت مثبت و تربیت منفی

  • قید اعتدال در تربیت

  • تربیت در اندیشه علامه طباطبائی ره

  • جمع بندی معنای اصطلاحی

  • تحلیل بعضی از تعاریف تربیت

  • تعریف اول

  • تعریف دوم

  • تربیت فردی و تربیت اجتماعی

  • پاورقی

دیگر جلسات
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحيمْ
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ


مقدمه:
در جلسه‌ی گذشته بحث لغوی «تربیت» را تا حدودی روشن کردیم. و گفتیم جامع‌ترین تعبیر در مورد معنای لغوی تربیت «السوق إِلَى جِهَةِ الْكَمَال» است. و نیز اشاره شد که به احتمال قوی «رُبُوّ» در اصل همان «رَبَبَ» بوده و سپس به صورت فعل مضاعف (رَبَّ) درآمده است.

حال با روشن شدن معنای لغوی، باید بررسی کنیم که آیا در اصطلاح، معنای دیگری برای تربیت شکل گرفته یا همان معنای لغوی حفظ شده و اصطلاح مستقلی ندارد.

و گفتیم که سه عنوان در این بحث وجود دارد؛ تربیت، تأدیب و اخلاق. تفاوت این سه عنوان در مباحث گذشته روشن شد. با مشخص شدن معنای اصطلاحی روشن خواهد شد که اخلاق زیرمجموعه‌ی تربیت و یکی از مصادیق تربیت به شمار می‌آید.
تربیت در اصطلاح:

از جهت تاریخی می‌بینیم که فلاسفه به گونه‌ای تربیت را تعریف کرده‌اند و اندیشمندان دینی به گونه‌ی دیگری تعریف ارائه داده‌اند. روان‌شناسان هم تعریف خاصی برای تربیت مطرح می‌کنند.
تربیت در اصطلاح فلاسفه:

فلاسفه در مقام تعریف، عمدتاً تربیت را بر محور «هدایت استعدادها» تعریف می‌کنند. زیرا بحث آنها درباره «وجود» است.

 می‌گویند در وجودِ انسان قابلیت‌هایی و استعدادهایی نهفته است؛ فرایندی که این استعدادها را به‌صورت آگاهانه به کمال برساند و به فعلیت درآورد، تربیت است.

نکات تعریف فلسفی:
در این تعریف چند نکته وجود دارد:
اولاً در تربیت، برنامه‌ای وجود دارد که معمولاً از آن به «فرایند» تعبیر می‌کنند. اما تعبیر دقیق‌تر، «دستورالعمل» و «برنامه» است.

ثانیا این برنامه برای هدایت‌گری آگاهانه انجام می‌شود نه غیر آگاهانه و غیر اختیاری.

ثالثا برنامه به‌گونه‌ای اجرا می‌شود که استعدادهای انسان به کمال برسد.

براساس استعداد انسان، تربیت انواعی پیدا می‌کند؛ مثلا اگر استعداد انسان در علم باشد، این برنامه «تربیت علمی» می‌شود؛ اگر در هنر باشد، «تربیت هنری» و اگر در اخلاق باشد، «تربیت اخلاقی» نام گذاری می‌شود.

به همین شکل، «تربیت بدنی» هم معنا پیدا می‌کند که امروزه رایج شده است؛ تربیت بدنی، یعنی استعدادهای بدن را به کمال خودش برسانیم.

«تربیت دینی» هم اینگونه معنا می‌شود و اعتقادات، اعمال و اخلاق را در بر می‌گیرد.

البته اخلاق، خارج از دین هم معنا دارد؛ اما وقتی می‌گوییم «تربیت دینی» اخلاق هم در دل آن می‌آید. بنابراین، اگر معنای فلسفی تربیت ـ که موضوعش، وجود است ـ را در نظر بگیریم، برنامه‌ریزی برای هدایت آگاهانه‌ی استعدادهای این وجود تا حد کمال مطلوب، تربیت نام دارد.
این یک بیان اصطلاحی از تربیت است.

تربیت در اصطلاح دینی:
در نگاه دینی، تربیت یعنی پرورش همه‌جانبه‌ی انسان برای رسیدن به مقام عبودیت خداوند.

این نگاه کاری به این ندارد که استعدادها به کمال برسند یا نرسند.

تربیت از منظر روانشناسی:
در روان‌شناسی که عمدتاً کار بر روی رفتار صورت می‌گیرد، تربیت را فرایندی می‌دانند برای سازگار کردن رفتارها و نگرش‌های افراد با اهداف معین. کاری به این ندارند که استعداد از قوه به کمال برسد یا اینکه عبودیت و بندگی که محور تربیت دینی است اتفاق بیفتد. بیشتر تربیت رفتاری را دنبال می‌کنند؛ یعنی این مسئله را دنبال می‌کنند که رفتار و نگرش انسان چگونه باشد که او به آرامش برسد؟ مثل اینکه چگونه می‌توان غضب را کنترل کرد؟ یا اینکه فردی وسواسی چگونه درمان می‌شود؟

گاهی اوقات هم ممکن است برای رسیدن به این هدف، حتی امری خلاف دین را دستور بدهند.

پس تربیت یک اصطلاح فلسفی پیدا کرد؛ یک اصطلاح دینی و یک اصطلاح روان‌شناختی.

تربیت در اندیشه شهید مطهری ره :
در کلمات بزرگان و در بعضی از کلمات تربیت را به گونه‌ای تعریف کرده اند.

مرحوم آقای مطهری رضوان‌الله‌علیه می‌فرماید: «تربیت یعنی پرورش استعدادهای درونی انسان.» [1]

این بیان، انعکاس همان تعریف فلسفیِ تربیت است.

البته بعد اضافه می‌کند که منظور از استعدادها چیزهایی است که خدا در فطرت انسان نهاده؛ این استعدادها باید رشد پیدا کنند و انسان مطابق فطرتش عمل کند، نه اینکه مطابق امیال و نظرات بیرونی ساخته شود، نه مطابق هوا و هوس.

تربیت مثبت و تربیت منفی:
یک نکته اینجا وجود دارد؛ و آن اینکه تربیت را نباید فقط در جنبه مثبت در نظر بگیریم.

گاهی اوقات انسانی را تربیت می‌کنند که از هر وحشی بدتر می‌شود. این فرد هم در حقیقت تربیت شده. منتها تربیتِ معکوس و تربیت منفی.

می‌بینیم در زمان ما بعضی‌ها افرادی را تربیت کرده‌اند که از کشتن یک بچه دو ساله لذت می‌برند. خب، این هم تربیت است.

البته این حرف یک مناقشه لغوی دارد؛ چون در لغت گفتند: «سوْقُ الشَّيءِ إِلَى جِهَةِ الْكَمَال». یعنی تربیت در سوق دادن شیء به جهت کمال است.

برای حل مناقشه اینگونه می‌گوییم که تربیت، سوق داده به یک جهت است. حال اگر به جهت کمال باشد، تربیتِ مثبت می‌شود. اگر تربیت به جهتی، ضد کمال باشد، تربیتِ منفی می‌شود. کسی ممکن است کاملاً تربیت شده باشد، ولی فقط بر طبق هوا و هوس عمل کند؛ بالاخره این هم تربیت شده است.
ممکن است کسی بگوید که تربیت، به معنای رشد دادن است.

جوابش این است که در تربیت منفی هم رشد هست. البته سقوط است ولی حقیقتش این است که در جهت منفی رشد کرده است. (أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ)[2]

این تربیت، رشد است، منتها رشد در جهت منفی.
رشد یعنی حرکت. گاهی حرکت به سوی کمال است که این رشد، می‌شود تربیت مثبت
و گاهی حرکت به سوی ضلالت است. لذا استعمالات عرف هم درباره افراد جانی می‌گویند «این‌ها کجا تربیت شده‌اند؟ »

در این نکته تأمل کنید؛ در لغت عمدتاً «الی جهت الکمال» مطرح شده، ولی وقتی دقت می‌کنیم می‌بینیم که ملاک، در آن طرف هم وجود دارد. آن طرف هم انسان آرام‌آرام حرکت می‌کند.

قرآن کریم مسئله استدراج را مطرح می‌کند: ﴿فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ * وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ﴾ [3]

این «سَنَسْتَدْرِجُهُم» یک نوع تربیت است. افرادی که بر کفرشان لجاجت دارند و بر ضلالتشان اصرار می‌ورزند، خدا هم قانون استدراج را در موردشان جاری می‌کند؛ با استدراج، روزبه‌روز بدبخت‌ترشان می‌کند.

یا در آیه دیگر می‌فرماید:
﴿يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ﴾ [4]
هر دو تربیت است؛ هم هدایت تربیت است و هم ضلالت.

قوام تربیت به این است که یک برنامه عملی وجود داشته باشد تا نفس حرکت کند؛ حالا یا حرکت به سوی کمال، یا حرکت به سوی ضد کمال. هر دو می‌شود تربیت.

در معنای لغوی گفتیم که ربا از همین باب است. ربا هم رشد است و یک نوع زیادی است، اما زیادیِ مذموم. دو جور زیاده متصور است؛ یک زیاده ممدوح، و یک زیاده مذموم.

بنابراین وقتی از تربیت سخن می‌گوییم، و بعد که از فقه تربیت حرف می‌زنیم، تربیت منفی هم داخل بحث است . چنانکه بعضی از تربیت‌ها حرام است.

بله غالباً در هنگام استعمال، کلمه تربیت را در تربیت مثبت به کار می‌برند. حتی در معنای لغوی و در معنای اصطلاحی، همه تربیت را حرکن به سمت کمال عنوان کرده اند. اما باید توجه داشت که حرکت به آن طرف هم تربیت است، منتها تربیت منفی.

قید اعتدال در تربیت:
شهید مطهری ره در جای دیگری می‌فرمایند: تربیت، پرورش جسم و روح است؛ یعنی استعدادهای بدنی و روحی، استعدادهای اصیل و رفع نیازهای واقعی انسان به‌گونه‌ای که میان آن‌ها تعادل برقرار شود و هیچ استعدادی مغفول نماند.

قید تعادل را ایشان اضافه کرده‌اند. اما این قید، جزء ذاتِ معنای تربیت نیست. تربیت یعنی این استعدادها به کمال برسد؛ یا از آن طرف، استعدادها به مرحله بالایی از شر برسد.

لذا بعضی از تربیت‌ها حرام است. یعنی آن کسی که انسانی را به گونه‌ای بار می‌آورد که اهل شر و ضرر به دیگران باشد،‌ این تربیت او منفی و حرام است.

شاهد اینکه تربیت منفی هم داخل در معنای تربیت است، نمونه‌ی خارجی است؛ می‌بینیم که بعضی از کودکان و نوجوانان فحاش‌اند. این‌ها در خانه، خانواده و محیطی تربیت شدند که والدین و اطرافیان اهل فحاشی بودند و در او اثر گذاشتند. این هم تربیت است.

تربیت در اندیشه علامه طباطبائی ره:
مرحوم آقای طباطبایی قدس‌سره می‌فرمایند: تربیت معنوی، جهت‌دهی به فرایند تجرد نفس، متناسب با فطرت ربوبی اوست.» این بیان، یک معنای دینی برای تربیت است با سه بُعد شناختی، گرایشی و عملی. یعنی انسان برنامه‌ای داشته باشد که تجرد نفسش را مطابق با فطرت، هم در مرحله درک و شناخت، هم در مرحله گرایش، و هم در مرحله عمل، همراه و هدایت کند.

در خیلی از موارد آقایان بیشتر همان تربیت دینی را محور تعریف قرار داده‌اند. گفته‌اند تربیت دینی و قرآنی، یعنی پرورش انسان در بُعد مادی، معنوی و اخلاقی.

این‌ها اصطلاحاتی است که به عنوان تعریف ذکر شده است.

یک نگاه فلسفی به تربیت وجود دارد که کاری به دین ندارند. فلاسفه می‌گویند وجود، هم از حیث مادی و جسمانی و هم از حیث روحی، باید تکامل پیدا کند و استعدادهایش به فعلیت برسد.

یک نگاه، نگاه دینی است که تربیت به معنای رسیدن به مقام عبودیت و رشد نفس برای عبودیت خدا می‌باشد. البته نه فقط در مرحله عمل، بلکه در مرحله اعتقادات، در مرحله اخلاق، و در مرحله عمل. بنابراین تربیت قرآنی در اصطلاح معروفش ـ در جهت مثبت ـ سه مرحله دارد.

از جهت اعتقادی تربیت نیاز مند برنامه‌ریزی برای رشد اعتقادات صحیح است تا انسان موحد شود.

آیا توحید ابعادی دارد؛ توحید در ذات، توحید در صفات، توحید در افعال. این‌ها همه مراحل توحید است. این‌ها از مقاصد تربیت اعتقادی و تربیت فکری است.

از جهت اخلاقی و عملی نیز تربیت دینی برنامه دارد. این‌که چه عملی را، چه زمانی و چگونه انجام بدهیم که تقرب به خدای تبارک و تعالی و عبودیت محقق گردد.

از منظر قرآنی تربیت منفی و تربیت شیطانی هم وجود دارد. کسانی که در حزب شیطان قرار می‌گیرند و اعتقادات صحیح را از دست می‌دهند، مانند منافقین، با یک برنامه‌ای به آن‌جا رسیده اند و تربیت شده‌اند.

در دوره ما سازمان منافقین واقعاً افراد را به گونه‌ای تربیت می‌کردند که افکار دینی‌شان تحت تاثیر قرار می‌گرفت. آن زمان می‌گفتند «شست‌وشوی مغزی» که در حقیقت همان تربیت منفی و شیطانی بود.

نمونه دیگر صوفیه است که انها نیز پیروان خود را به گونه‌ای تربیت می‌کنند.
داعش، طالبان و گروه‌های معاند همه به شکلی اتباع خود را تربیت می‌کنند. منتها تربیت در جهت ضلالت و ضد کمال.

جمع بندی معنای اصطلاحی:
ممکن است گفته شود که برای معنای اصطلاحی تربیت نمی‌توان معنای جامعی ارائه کرد. دلیلی هم ندارد که این سه را با هم متحد کنیم. بعضی از تعاریف را مشاهده می‌کنیم که همه تعریف را با هم جمع می‌کنند. شاید این صحیح نباشد. هر یک از تعاریف از یک منظر ارائه شده.

به هر حال، وقتی می‌خواهیم وارد بحث فقه تربیت بشویم، باید روشن کنیم که فقه التربیة یعنی کدام تربیت؟ تربیت فلسفی؟ تربیت دینی؟ تربیتی که روان‌شناس‌ها مطرح می‌کنند؟ یا هر سه؟

ما در بحث فقه التربیة، هر سه را باید مورد بحث قرار بدهیم.

تحلیل بعضی از تعاریف تربیت:
تعریف اول:

بعضی از اندیشمندان در تعریف تربیت گفته‌اند: «تربیت عبارت است از هرگونه فعالیتی که معلمان، والدین یا هر شخص دیگری به منظور اثرگذاری بر نگرش، شناخت، اخلاق و رفتار فرد دیگر انجام می‌دهند.»[5]

اینجا نکته‌ای وجود دارد که غالبا در تعابیری مانند این تعریف، فعالیت‌های نسبت به دیگری را شامل می‌شود و در مورد دیگرسازی بکار می‌رود، ولی باید گفت که تربیت نسبت به خود انسان هم معنا دارد.

خود انسان می‌تواند مربی خودش باشد. ﴿كَفَى بِالنَّفسِ وَاعِظاً﴾ [6]

تربیت اعم است از این‌که انسان برای خودش برنامه‌ریزی کند یا برای دیگری.

تعریف دوم:
یک تعریف دیگر هم در بعضی کتاب‌ها آمده است که گفته‌اند: «تربیت یعنی رفع موانع و ایجاد مقتضیات برای این‌که استعدادهای انسان در جهت کمال، کمال مطلق، شکوفا شود.»[7]
این تعریف ناشی از همان معنای فلسفی است.

بعضی هم تربیت را به معنای فعالیتی منظم و مستمر گرفته اند. این منظم و مستمر بودن، از ویژگی‌های برنامه است. یکی از مقومات تعریف تربیت، برنامه است. حالا متعلقش چیست؟ برنامه در جهت رشد جسمانی که همان تربیت بدنی است. یا در جهات دیگر مثل رشد شناختی، اخلاقی، اجتماعی، عاطفی و به طور کلی شکوفایی استعدادهای متربی، به‌گونه‌ای که نتیجه آن در شخصیت متربی، به‌ویژه در رفتارهای او ظاهر شود.

این تعریف هم تربیت را بین مربی و متربی منحصر کرده است. در حالی‌که تربیت نسبت به خود انسان هم ممکن است.

تربیت فردی و تربیت اجتماعی:
همچنین باید این نکته را هم توجه کرد که محور تربیت، گاهی فرد است و گاهی جامعه است. از آیات قرآن استفاده می‌شود که خدای تبارک و تعالی بر تربیت جامعه، بیشتر از تربیت فرد تاکید کرده است.

هرچند در آیه شریفه ﴿قُوا أَنفُسَكُم وَأَهلِيكُم نَارا﴾ [8] اول «أَنفُسَكُم» و بعد «أَهلِيكُم» آمده، و این مربوط به تربیت فردی است اما این آیه شریفه را هم باید دید که فرمود ﴿وَلَقَد بَعَثنَا فِی كُلِّ أُمَّة رَّسُولًا أَنِ ٱعبُدُوا ٱللَّهَ﴾ [9]

او می‌خواهد جامعه، جامعه‌ای باشد که عبادت کند.

البته یک بحث فلسفی وجود دارد که آیا جامعه غیر از افراد است یا نه؟ فارق از این بحث می‌گوییم بالاخره رسول، رسولِ امت است. تعبیر «امت» تعبیر رایجی است. و رسالت او مربوط به مجموع انسان‌هاست. یعنی مجموع انسان‌ها تا قیامت؛ فرقی نمی‌کند انسان‌های آن زمان یا زمان‌های بعد تا قیامت.

یا در آیه شریفه ﴿يَـأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا ٱدخُلُوا فِی ٱلسِّلمِ كَافَّة﴾[10] - که برای آیات اجتماعی بارها بکار بردیم- به این تربیت اجتماعی اشاره می‌کند.

روی این مطلب نیز تأمل کنید تا ان‌شاءالله دنباله بحث را جلسه بعد ادامه دهیم.

وَ صَلَّی الله عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرینْ

پاورقی
[1] - تعلیم و تربیت در اسلام – شهید مرتضی مطهری – ص 43
[2] - سوره الأعراف: آیه ١٧٩
[3] - سوره القلم: آیه ٤٤-45
[4] - سوره النحل آیه 93
[5] - سیره تربیتی پیامبر (ص) و اهل‌بیت . حسینی‌زاده. 1396. ج1، ص12
[6] - سوره الاسراء. آیه 14
[7] - سیری در تربیت اسلامی . دلشاد تهرانی. 1382. ص 25
[8] - سوره التحریم . آیه 6
[9] - سوره النحل . آیه 36
[10] - سوره البقرة. آیه 208

برچسب ها :

تربیت در اصطلاح تربیت فلسفی ‌ تربیت دینی تربیت مثبت تربیت منفی تربیت فردی تربیت اجتماعی خودسازی و دیگرسازی.

نظری ثبت نشده است .