pic
pic
نظریه بَداء
در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۸ & ساعت ۱۲:۱۰

موضوع بداء که یکی از باورهای مذهب حقّه اثنی عشری می باشد را برای بنده که یک جوان 22 ساله هستم به صورت واضح توضیح دهید.

نظریه بَداء، از اعتقادات مشهور شیعه امامیه است که غالباً مخالفان شیعه به انکار و انتقاد آن پرداخته‌‌اند.
طبق بیان قرآن کریم و روایات معصومین(علیهم السلام)، سرنوشت انسانها با کارهای خوب یا بد تغییر می‌‌کند. فضایلی همچون: صدقه، احسان، دعا، کمک کردن به دیگران، استغفار، توبه و نیکی به پدر و مادر، تقدیر را تغییر می‌‌دهد، موجب گشایش می‌‌شود.
بَداء در لغت و اصطلاح
بداء در لغت، دو معنا دارد: 1. «بَدَأَ الْأَمْرُ بُدُوّاً وَبَدآءً»؛ یعنی این موضوع آشکار و واضح شد. پس، یکی از معانی «بداء» آشکار شدن و وضوح است.
2. «بَدا لَهُ فِی الْأَمْرِ کَذا»؛ یعنی در این موضوع چنین رأیی برایش پیدا شد؛ رأی تازه ای پیدا کرد.
به بیان دیگر؛ بداء در یک معنا به معنای «آشکار شدن و ظاهر شدن چیزی پس از آنکه مخفی بوده است» می‌‌باشد.
خداوند متعال به همین معنا در آیه 48 سوره مبارکه زمر می‌‌فرماید: «و بدا لهم سیئات ما عملوا»؛ ظالمان و ستمگران در روز قیامت اعمال بدشان برای آنها آشکار می‌‌شود (و نتیجه کردار سوء خود را می‌‌بینند).
بنابر این، بداء در لغت عرب، به معنای آشکار شدن شیء مخفی می‌‌باشد.
در معنای دوم؛ بداء به معنای آشکار کردن است نه آشکار شدن.
منظور علمای شیعه از بداء؛ همین معنای دوم است که بداء یعنی آشکار کردن خداوند چیزی را که بر بندگان مخفی بوده و ظهورش برای آنان تازگی دارد.
در حقیقت، علمای شیعه کلمه بداء را در معنای مجازی آن یعنی «آشکار کردن» استعمال می‌‌کنند، نه در معنای حقیقی اش که «آشکار شدن» باشد. چون آشکار شدن برای بندگان است و برای خداوند معنا ندارد. چون خداوند جهل به چیزی ندارد تا برایش آشکار شود.
اما بداء در اصطلاح:
به معنای تغییر سرنوشت و تقدیر الهی در مورد انسان بر اثر اعمال پسندیده و ناپسند اوست. البته درباره خداوند، به مفهوم آشکار شدن چیزی است که بر بندگان مخفی بوده و ظهورش برای آنان تازگی دارد.
این تعریف، چیزی است که شیعه به دنبال اثبات آن می‌‌باشد و دارای اثر تربیتی فراوانی در جامعه اسلامی است.
مخالفان بداء آن را به معنای لغوی گرفته‌‌اند و به همین جهت، انتساب آن را به خداوند محال می‌‌دانند.
آنان چنین پنداشته اند که مقصود از بَداء درباره خداوند این است که برای حق تعالی نیز، همانند مخلوق رأی تازه ای غیر از آنچه پیش از بداء داشته، پیدا می‌‌شود.
در حالی که موافقان بداء، تعریف اصطلاحی خاصی را که مغایر با تعریف لغوی آن است، مدّ نظر قرار داده اند و این مفهوم، یعنی تأثیر عمل و رفتار پسندیده وناپسند، یا مؤمن و غیر مؤمن بودن شخص در تحوّل مشیّت الهی، امری است که نزد مخالفان بداء نیز مورد قبول واقع شده است؛ زیرا آنها نیز تأثیر دعا و صله رحم و صدقه و سایر اعمال نیک در رفع مقدرات و قضا و قدر الهی و تغییر آنها را می‌‌پذیرند.
بداء یعنی اینکه کارهای خوب، سرنوشت بد را به خوبی و سعادت تبدیل می‌‌کند و در مقابل، کارهای غیر اخلاقی و نافرمانی از احکام شریعت، همچون: بدخویی، بخل ورزی، قطع رحم، نافرمانی از پدر و مادر و ترک دعا، نقش منفی در سرنوشت افراد دارد، روزی را می‌‌کاهد و عمر را کوتاه می‌‌کند.
اعتقاد به بداء برخلاف آنچه مخالفان می‌‌پندارند، به معنای تغییر علم پیشین الهی نیست؛ بلکه اقرار به تقدیم و تأخیرها و محو و اثباتهایی است که خداوند در عالم تکوین پیش می‌‌آورد.
مسئله بداء از راه علم و عقل قابل اثبات نیست و دلیل عمده برای بداء؛ همان نقل است که هم در قرآن و هم درروایات وارد شده است.
دلیل برمسئله بداء، آیات قرآن کریم است، مثل «یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده امّ الکتاب»؛ خداوند هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد اثبات می‌‌کند و امّ الکتاب نزد اوست.
و نیز در مورد تغییر سرنوشت و مقدراتی که برای انسان به وسیله اعمال او تعیین شده، در بسیاری از آیات قرآن به آن تصریح شده است:
1. «إِنَّ اللهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ»؛ خداوند سرنوشت هیچ قوم [و ملتی ] را تغییر نمی دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است، تغییر دهند.
در این آیه، خداوند به صراحت می‌‌فرماید که تغییر سرنوشت یک قوم، بسته به تغییر رفتار ایشان است و خداوند مقدرات آن قوم را تغییر نمی دهد، مگر بر اساس اعمال ایشان.
بنابراین، هر گونه دگرگونی در منش و روش عملی بشر، موجب دگرگونی در سرنوشت اوست.
بداء در روایات:
روایات فراوانی در منابع شیعه و اهل سنت درباره بداء و تغییر مقدرات در پرتو رفتار انسان وارد شده است. برای نمونه، چند مورد را در موضوعات مختلف نقل می‌‌کنیم:
تحقق بداء در اثر دعا:
از مواردی که بداء را ثابت می‌‌کند، مسئله دعا و نیایش است که در قرآن و روایات تأکید بسیاری بر انجام آن شده است. به دیگر سخن، استجابت دعا خود به معنای تغییر تقدیر الهی است که در فرض نبودن دعا محقق می‌‌شد.
هم چنین مسئله صدقه و نیکی به والدین که بدی ها را به نیکی مبدل می‌‌کند.
در روایت آمده است که امیرمؤمنان(علیه السلام) درباره آیه «یَمْحُو اللهَ ما یَشآءُ وَ یُثْبِتُ» از پیامبر(صلی الله علیه وآله) سؤال نمودند و حضرت در پاسخ فرمودند: [ای علی!] با تفسیر آن، چشمان تو و امّتم را روشن می‌‌کنم. [بدان که ] صدقه دادن در راه خدا و نیکی به پدر و مادر و انجام کارهای خیر، باعث دگرگونی تیره بختی به نیکبختی شده و عمر را طولانی تر کرده، [انسان را] از پرتگاه های بد در اَمان می‌‌دارد.

۱,۴۶۷ بازدید