pic
pic
آیا ارتداد، جبر نیست؟
در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۹۷ & ساعت ۰۶:۴۶

چرا حکم کسي که از دين اسلام خارج مي‌شود اعدام است؟ آيا اين عمل بمنزله اجبار در پذيرش اسلام نيست؟

حکم اعدام مرتد در اسلام، با شرايطي که در کتابهاي فقهي بيان شده است، براي خنثي کردن توطئه دشمنان اسلام و حفظ صلابت و استحکام جامعه اسلامي و عزت مسلمانان است.

توضيح: براى پى بردن به فلسفه اين حكم الهى بايد خاستگاه وضع اين حكم از ديدگاه قرآن بررسى شود. قرآن نقل مى‌‌نمايد: «جمعى از اهل كتاب(يهود) گفتند (برويد ظاهراً) به آنچه بر مؤمنان نازل شده در آغاز روز ايمان بياوريد، و در پايان روز كافر شويد و(باز گرديد) شايد آن‏ها(از دين خود) باز گردند».

دوازده نفر از دانشمندان يهود خيبر و نقاط ديگر، نقشه‏اى ماهرانه براى متزلزل ساختن باور و ايمان بعضى از مؤمنان طرح نموده و با يكديگر تبانى كردند كه صبحگاهان خدمت پيامبر اسلام(ص) برسند و ظاهراً ايمان بياورند، ولى در آخر روز از آيين برگردند. هنگامى كه از علت كارشان سؤال شد بگويند: ما صفات محمّد را از نزديك مشاهده كرديم و هنگامى كه به كتب دينى خود مراجعه نموده يا با دانشمندان دينى خود مشورت كرديم، ديديم صفات و روش او با آنچه در كتب ما است، تطبيق نمى‌‌كند و از اين رو برگشتيم. اين موضوع سبب مى‌‌شود كه عده‌‌‏اى بگويند اين‏ها كه به كتب آسمانى از ما آگاه‌‌ترند، لابد آنچه را گفته‏‌‌اند راست مى‌‌گويند و به اين وسيله ايمان مسلمانان متزلزل مى‌‌گردد.
مكر و نيرنگ كفار به وسيله خداوند آشكار گرديد و حدّ ارتداد وضع شد.

اين ترفند مختص زمان رسول خدا(ص) نمى‌‌باشد، بلكه در همه زمان‏ها و مخصوصا در زمان ما امكان اجراى آن وجود دارد.

اسلام با وضع چنين حكمى جلوى مفاسد احتمالى(كه برخى نيز به وقوع پيوسته) را گرفته است كه در ذيل به نمونه‌هايى از اين مفاسد اشاره مى‌‌كنيم:

الف: همه مسلمانان از نظر اعتقاد و ايمان درونى در سطح بالا نيستند، بلكه برخى افراد در ايمانشان سست هستند. اين گونه تبليغات، افراد سست ايمان را تحت تأثير قرار مى‌‌دهد و آن‏ها را از مسير حق باز مى‌‌دارد. حدّ و حكم شرعى ارتداد مى‌‌تواند افراد را از انحراف باز دارد.

ب: اگر اسلام جلوى اين روند را نمى‌‌گرفت، نوعى جنگ روانى عليه دين صورت مى‌‌گرفت و كفار با تبليغات شديد عليه اسلام، علاوه بر اين كه مسلمانان را دلسرد مى‌‌كردند، باعث دلسرد شدن افرادى كه گرايش به اسلام داشتند مى‌‌شدند.

ج: مهم‏ترين مسئله ارتداد، پيامدهاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى آن است.

در جامعه اسلامى كه اسلام و احكام و قوانين آن پايه براى رفتارهاى فردى و اجتماعى و روابط خانوادگى و تعيين كننده رفتار انسان‏ها با يكديگر و ارزش‏هاى اخلاقى جامعه است، هرگونه اختلالى در ايمان و اعتقاد انسان‏ها با توجه به همسنگ نبودن آگاهى‏‌‌ها، در رفتارها تأثير گذاشته و التزام به احكام و قوانين دينى واجتماعى را سست مى‌‌كند و اركان جامعه را مورد تهديد جدّى قرار مى‌‌دهد.
همچنين گسترش افكار انحرافى در جامعه كه از طرف افراد مرتد ايجاد مى‌‌شود، نيروى مسلمانان را از جهت كمّى و كيفى مورد تهديد قرار مى‌‌دهد، از اين جهت هر گونه برنامه ريزى بر اساس نيروهاى اسلامى در جامعه، غير ممكن خواهد بود.

حكم ارتداد در اديان آسمانى ديگر نيز بيان شده و طبيعى است كه هر دينى براى محافظت از كيان خود، راهكارهايى را براى وحدت پيروان انديشيده باشد.

در حقيقت اين حكم يك فلسفه اساسى دارد و آن حفظ جبهه داخلى كشور اسلامى و جلوگيرى از متلاشى شدن آن و نفوذ بيگانگان و منافقان است؛ زيرا ارتداد در واقع يك نوع قيام بر ضد حکومت كشور اسلامى است كه در بسيارى از قوانين دنياى امروز نيز مجازات آن اعدام است.
اگر به افراد اجازه داده شود، هر روز مايل بودند خود را مسلمان معرفى كنند، و هر روز مايل نبودند استعفا دهند به زودى جبهه داخلى اسلام از هم متلاشى خواهد شد، و راه نفوذ دشمنان و عوامل و آيادى آنها باز خواهد شد، و هرج و مرج شديدى در سراسر جامعه اسلامى پديد خواهد آمد.
بنابراين، حكم مزبور، در واقع يك حكم سياسى است كه براى حفظ حكومت و جامعه اسلامى و مبارزه با آيادى و عوامل بيگانه ضرورى است.

از اين گذشته، كسى كه آيينى همچون اسلام را بعد از تحقيق و پذيرش رها كند، و به سوى آئين‏هاى ديگرى برود معمولًا انگيزه صحيح و موجهى ندارد، و بنابراين، درخور مجازات‏هاى سنگين است و اگر مى‏بينيم اين حكم، درباره زنان خفيف‏تر است به خاطر اين است كه: همه مجازات‏ها در مورد آنها تخفيف مى‏يابد.(تفسيرنمونه2: 756).

و اين مسئله ربط به اجبار در پذيرش دين ندارد، زيرا:

معناي «لا إکراه في الدّين» آن است که نمي‌‌توان کسي را به زور و اجبار معتقد به دين و يا هر مطلبي نمود بلکه چون ايمان و دين منشأ عقيدتي دارد و اين خود فرد است که مي‌‌پذيرد و دليل آن ادامه آيه است که: «قد تبين الرُّشدُ من الغيّ» يعني حق و باطل واضح است.

بنابراين معناي آيه مبارکه همان است که نوشتيم و در غير اين صورت اگر منظور آن باشد که هرکسي در اسلام آزاد است که هرکاري بکند، لازمه‌‌ی آن؛ هرج ومرج در جامعه است واين را عقلای عالم حتي غير مسلمانان هم نمي‌‌پذيرند و لذا مي‌‌بينيم که حتي قوانين غير شرعي که در هر کشوری برای ایجاد نظم و امنیت وجود دارد، و از آن به قانون مدني تعبير مي‌‌کنند، براي هر شهروندي لازم الاجراء است، حتي در آزادترين کشورهاي دنيا. بنابراين هرکسي که مسلمان شد بايد بر طبق قوانين اسلام عمل کند.

نتيجه: «لا إکراه في الدّين» مربوط به قبل از مسلمان شدن است و آيه شريفه به اين معنا است که در اصل پذيرش دين اکراه و اجبار نيست، بلکه راه حق و باطل به آنها نشان داده مي‌‌شود و در انتخاب آن مخيرند و راه تاريكي و ظلمات از راه نور و روشني با برهان جدا شده است. بنابراين هرکس آن را مي‌‌پذيرد با اعتقاد بپذيرد. اگر مسلمان شدند از عذاب خدا در امان هستند و اگر مسلمان نشدند و با آگاهي از حقانيت اسلام کافر ماندند گرفتار عذاب آخرت هستند و کافر حساب مي‌‌شوند.

۱,۱۶۷ بازدید