pic
pic
چگونه همه چیز مربوط به خداست؟
در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۷ & ساعت ۲۳:۳۲

آيا خدا دلتنگ مي‌‌شود؟ آيا حوصله خدا سر مي‌رود؟ آيا خدا نياز دارد با کسی حرف بزند؟ آيا خدا نياز دارد يک چيزي رو ببيند؟ آيا خدا نياز دارد با چيزي بازي کند؟ آيا خدا نياز به عبادت بنده‌‌اش دارد؟
آيا خدا نياز دارد که موجوداتي را خلق کند، تا آن موجودات خدا را بپرستند؟ آيا خدا با خلق فرشته و انس و جن می‌‌خواهد برای خودش ارتش جمع کند تا با يکی ديگر بجنگد؟ آيا خدا نياز به مهربانی دارد؟ آيا خدا مهربان است؟ آيا خدا عادل است؟ آيا خدا عدل را رعايت مي‌‌کند؟
جواب شما را می‌‌دانم. اگر جواب شما درست است، پس چرا خدا انسان را آفريد؟ اگر خدا عادل است، پس چرا يک بچه‌‌اي وقتي به دنيا مي‌‌آید می‌شود بچه‌‌ي پادشاه، و بچه‌‌ي ديگری مي‌‌شود بچه‌‌ي فقیر؟ بچه اول در ناز و نعمت بزرگ مي‌‌شود، اما بچه‌ي دوم حتّی ممکن است به شام شبش هم محتاج باشد؟ مگر به دنيا آمدن بچه‌‌ها دست خودشان است که انتخاب کنند در چه خانواده‌‌اي زندگي کنند؟ اگر خدا انسان را خلق نمي‌‌کرد، کدام بنده‌‌اي بود که بخواهد به بهشت برود يا کدام بنده‌‌اي بود که حقش ضايع شود؟ کدام بنده‌‌اي بود که اعمال ناشايستي انجام دهد که بعد مستحق جهنم باشد؟ اگر خدا مهربان است و از اول مي‌‌دانست که اينگونه مي‌‌شود، آیا نمي‌‌توانست که هيچ انساني را خلق نکنه تا آن انسان هم گناه نکند و به جهنم نرود؟ به من در مدرسه مي‌‌گویند که چون درخت هست، کوه هست، دنيا و زمين و زمان هست، پس خدا هم هست. آخه وجود زمين و زمان چه ربطي به بودن خدا دارد؟

1- خداوند؛ وجود بي نهايت و قادر مطلق است. او بر همه چيز قادر است و شکی نيست که قدرت او بي پايان است. خلقت عالم کائنات با آن همه عظمت و وسعتش همراه با نظم دقيق در بين موجودات عالم، بهترين گواه و دليل بر قدرت خداوند است. از صفات خداوند؛ قادر، عالم، حي، و امثال اين امور است. نتيجه وجود بي نهايت و قدرت مطلق اين است که به چيزي نيازمند نيست، پس خداوند به هيچ چيزي نياز ندارد. 

اما خلقت فرشتگان نيز به خاطر آن نيست که خداوندبه آنها نياز داشته باشد بلکه سنت خداوند براين است که عالم را به صورت اسباب و مسببات آفريده است و تمام حوادث مهم اين جهان را به وسيله فرشتگان که همه مطیع خداوند هستند جاري مي‌‌کند و فرشتگان هم مأموريت خود را انجام مي‌دهند تا قانون اسباب و مسببات در همه جا جاري گردد و کسي نپندارد که حوادث اين عالم بدون اسباب و علل جاري مي‌‌گردد.

قرآن کريم مي‌‌فرمايد «وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلاَّ هُوَ» (مدثر: 31)؛ لشکريان خداوند را غير از خود او کسي ديگر نمي‌‌داند.

به عنوان مثال يک پشه کوچک با فرمان الهي بر انجام این کار قدرت دارد که لشکريان نمرود و خود او را نابود مي‌‌کند، يا پرنده کوچکی به نام ابابيل، سپاه ابرهه را درهم مي‌‌شکند. تمام مخلوقات و موجودات عالم، لشکريان خدا هستند و اين نيز نه به خاطر نياز، بلکه به خاطر جاري ساختن اسباب امور عالم از مجراي طبيعيش است و هر مخلوق و موجودي در اين عالم مأموريت خاصي دارند و هيچکدام بدون حکمت آفريده نشده‌‌اند.

2- خداوند؛ عادل مطلق است و عالم را براساس عدالت خلق نموده است و محال است که ذره‌‌ای ظلم وستم در حق مخلوقات و بندگانش انجام دهد. دليلش هم آنست که چون خداوند بي نياز از همه کس و همه چيز مي‌‌باشد و ضعف و سستي در او راه ندارد تا محتاج به ظلم و ستم بر ديگران باشد، لذا عادل مطلق است.

در عين آنکه خداوند؛ قادر مطلق است و به مهرباني ديگران نياز ندارد، اما خودش به همه بندگانش مهربان است، بلکه به مراتب بيشتر از مادر نسبت به فرزندش، خداوند بندگانش را دوست دارد، ولکن اين مهرباني خداوند نسبت به بندگاني است که زمينه رحمت و مهرباني او را با اطاعت از خداوند در خود باقي بگذارد، اما بنده که با طغيان و معصيت زمينه رحمت خدا را از بين ببرد، خود چنين انسانی با اعمال زشت و نافرجام، زمينه عذاب را براي خود فراهم مي‌‌کند.
اما اينکه چرا خداوند بشر را خلق کرد؛ هدف از آن عبادت و معرفت و شناخت خداوند است و نتيجه آن؛ کمال است. در نتيجه خداوند انسان را با استعداد شگفت انگيزی خلق کرد تا به کمال برسد و خود خداوند متعال مى‏فرمايد: «خلق نكردم جن و انس را مگر آنكه عبادت كنند»، كه مقدمه عبادت، معرفت خداوند است.

بنابراين خداوند متعال هيچ موجودي و از جمله انسان را بدون هدف نيافريده است و کلاً عالم خلقت، هدفمند است و در قرآن کريم فلسفه و هدف از آفرينش جن و انس؛ «عبادت» بيان شده است که مفسّران آن را به معرفت و شناخت خداوند تفسير کرده‌‌اند. لکن اين بدان معنا نيست که خداوند نياز به عبادت بشر دارد، بلکه به اين معنا است که بشري که قابليت معرفت و عبادت خداوند را دارد، خداوند اين فرصت را در اختيار او گذاشته و اگر خدا او را خلق نمي‌‌کرد جاي سؤال بود که خدايا وقتي من انسان اين قابليت را داشتم چرا فرصت به من ندادي و چرا خلق نکردي تا به کمال برسم.

3- اين مسئله که يکي پسر پادشاه خلق مي‌‌شود و يکي پسر فقير وگدا، يا يکي معلول خلق مي‌‌شود و يکي سالم وقدرتمند، اينها ربطی به عدالت خداوند ندارد، زيرا: خداوند بشر را به طور مساوي و بدون تبعيض خلق مي‌‌کند، لکن همانطور که گفتيم سنت خدا بر این است که امور عالم را از مجراي اسباب طبيعي آن به جريان مي‌‌اندازد. خلقت انسان نيز از همين مجرا است. لذا ممکن است عواملي را خود والدين فراهم کند و نتيجه طبيعي آن؛ معلوليت فرزند باشد و يا ممکن است عوامل ديگر تأثير کند. همچنين ظلم و ستم بندگان نسبت به هم، تبعيض طلبي انسانها در برابر هم، سبب مي‌‌شود که يکي پادشاه و يکي گدا باشد و همه حاکمان دنيا به جز حکومتی که برمجراي قانون خدا باشد، همه آنها طاغوت و حکام جور و در مقابل حکومت خدا هستند و خداوند در اين دنيا به آنها مهلت مي‌‌دهد و در پايان آنها را گرفتار عذاب مي‌‌کند که خود آنها با قدرت طلبي و ظلم و ستم بر بندگان فراهم نموده است.

4- اما مسئله بهشت وجهنم؛ بايد بدانيد که خداوند بشر را در اصل براي بهشت خلق کرده است نه براي جهنم. خداوند بشر را آفريده و علاوه بر نعمت خلقت، نعمت ترقي و تعالي و رسيدن به معرفت و سعادت را نيز در اختيار او قرار داده است. چرا که گفتيم موجودي به نام انسان اين قابليت را دارد، که به کمال برسد.

لکن مطلبي که ممکن است به عنوان يک شبهه مطرح شود که در نامه شما هم آمده اين است که عدّه زيادي از انسانها منحرف و در نتيجه، گرفتار عذاب الهي مي‌‌شوند.

جواب اين نکته نيز اين است که اگر پدري از روي مهر وعطوفت وعشق به فرزندان، سرمايه و برنامه و تمام امکانات و وسائل را در اختيار فرزند گذاشت و گفت از سرمايه خوب استفاده کن، راه خلاف نرو، سرمايه را بيهوده به هدر نده، لکن فرزند با انتخاب و اختيار خود سرمايه را به باد داد و فقير شد، تنها مسئول و معاقَب خود اوست واين وضع را پدر براي او به وجود نياورده، بلکه عين اعمال و رفتار و نتيجه کار خود اوست. از اين جهت خداوند در قرآن کريم مي‌‌فرمايد: «فمن يعمل مثقال ذرّة خيراً يره و من يعمل مثقال ذرة شرّا يره»؛ يعني کسي که به‌‌اندازه سنگيني ذره‌‌اي کار خوبي انجام دهد آن را مي‌‌بيند، و کسي که به همين اندازه کاربدي انجام بدهد خود آن را مي‌‌بيند. يعني بهشت و جهنّم، نتيجه اعمال خود انسان است و کسي که سرمايه را خودش هدر دهد و يا به وسيله آن عاقبتي ناهنجار براي خود بيافريند، بايد خود را مذمت کند، مگر آنکه مجبور باشد، که خداوند حکيم، شخص مجبور را عذاب نمي‌‌کند.

امّا اينطور نيست، بلکه بشر هر کاري انجام مي‌‌دهد با اختيار وانتخاب خود انجام مي‌‌دهد، زيرا هم نعمت عقل دارد و هم اختيار، و علاوه بر همه اينها ازنعمت هدايت الهي به وسيله پيامبران و معصومين(عليهم السلام) برخوردار است.

اکنون با اين تفصيلات، از شما سؤال مي‌‌کنيم که انصافاً، ما بايد از خدا طلبکار باشيم يا بدهکار او هستيم؟ و آيا اگر خوب رفتار کنيم و به نعمت جاويدان الهي برسيم، همين براي هدفمند بودن خلقت کفايت نمي‌‌کند؟ باز اينجا تکرار مي‌‌کنيم که اگر با اين قابليت، خداوند بشر را خلق نمي‌‌کرد‌ آيا جاي اين سؤال نبود که چرا چيزي که مي‌‌توانست موجود شود و به سعادت برسد خداوند اين نعمت را از او دريغ کرد.

5- اما علم خداوند: علم خداوند به اعمال هريک از انسانها با اين خصوصيت است که مي‌‌داند که انسان به اختيار خود چنين کاري را مرتکب مي‌‌شود.
در نتيجه خداوند انسان را مختار آفريده و عقل واختيار به او داده است و نعمت هدايت انبياء الهي واولياء را هم در اختيار او قرار داده است وهيچ کس را خداوند مجبور بر شقاوت نکرده است و معناي اختيار نيز اين است که انسان مي‌‌تواند خوب باشد يا بد و علم خدا هم انسان را مجبور نمي‌‌کند، چون علم خداوند چنين است که خدا مي‌‌داند که فلان شخص به اختيار خود مرتکب جنايت مي‌‌شود.

6- اما قسمت اخير نامه که چگونه زمين و زمان و کوه و درخت، ربط به وجود خدا پيدا مي‌‌کند؟ اگر خود شما کمي دقت و فکر کنيد جواب آن را بدست مي‌‌آوريد.

بيان مختصر این است که شما از وجود دود، به وجود آتش پي مي‌‌بريد و از وجود يک ساختمان زيبا، به وجود يک بنّای ماهر و چيره دست پي مي‌‌بريد. پس فکر کنيد اين عالم را با اين وسعت و اين همه کهکشان و ستارگان ثابت و سيار و اين کوههاي زيبا و عظیم و پر منفعت و درختان و گياهان و اين همه موجودات را چه کسي خلق کرده است؟ آيا از وجود اينها به خالق آنها که خداوند قادر مطلق است پي نمي‌‌بريد.

اميدواريم که با اين جواب مختصر، قانع شده باشید و براي آشنائي مفصل و بهتر مي‌‌توانيد کتب اعتقادي از جمله «عدل الهي» شهيد مطهري و کتابهاي جناب آقاي قرائتي را مطالعه کنيد.

۱,۸۹۷ بازدید