pic
pic

حجاب، جامعه را با حيا می‌‌کند/ متن و فيلم گفتگوی حضرت آيت الله فاضل لنکرانی تحت عنوان «آئينه حجاب»

خلاصه خبر :
حضرت آیت الله فاضل لنکرانی(دامت برکاته) در برنامه «آئینه حجاب» که در تاريخ 20، 21 و 22 تيرماه 98 از شبکه قرآن سيما پخش شد، بيانات مهمی پيرامون حجاب از ديدگاه قرآن و روايات بيان فرمودند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری«حوزه» آیت‌الله محمدجواد فاضل لنکرانی با حضور در برنامه آینه حجاب شبکه قرآن سیما ضمن پاسخگویی به سؤالات درزمینه‌‌ی حجاب بر ضرورت رعایت عفاف و حجاب در جامعه تأکید کردکه متن سخنان این عضو جامعه مد رسین حوزه علمیه قم به این شرح است:


س) از منظر يک خانمي که در جامعه اسلامي زندگي مي‌کند عرض مي‌کنم من دختر جامعه اسلامي هستم که در ايران عزيز زندگي مي‌کنم و به اين کشور افتخار مي‌کنم منتهي تمايل دارم به اينکه حجابم را رعايت نکنم، يا نداشته باشم.

ج) بسم الله الرحمن الرحیم
اين سوال اتفاقاً از ما بسيار پرسيده مي‌شود و شايد در ذهن برخي از بانوان ما باشد که مانعي ندارد يک انسان مسلمان باشد و مقيد به نماز و روزه و حج باشد حتّي مسائل مستحبي، زيارت عتبات و مشاهد مشرفه را انجام بدهد ولي بگويد نمی خواهم حجاب داشته باشم. من به اين گروه از بانوان عرض مي‌کنم اين از نظر مبناي ديني به هيچ وجه صحيح نيست.

روي مباني ديني ما مسلمان کسي است که به جميع آنچه که پيامبر اکرم(ص) از طرف خداي تبارک و تعالي به عنوان دين اسلام آورده معتقد و مؤمن باشد. البته افرادي که رعايت حجاب نمي‌کنند متفاوت‌اند. برخي مي‌گويند ما به نماز و روزه معتقديم ولي به حجاب اعتقاد نداریم؛ يعني وجوب حجاب را قبول ندارند. در پاسخ به اين افراد باید گفت اصلاً از نظر ضوابط ديني و فقهي نمي‌شود اسم چنين شخصي را مسلمان گذاشت، فرقي نمي‌کند کسي بگويد من همه واجبات را قبول دارم و نماز را قبول ندارم يا همه را قبول دارم و روزه را قبول ندارم، اتفاقاً در ماه رمضان با اين مسئله هم مواجه هستيم.

پس براساس ضوابط فقهي و ديني مسلمان مؤمن کسي است که به جميع آنچه پيامبر (ص) آورده ايمان و اعتقاد داشته باشد. ممکن است کسي بگويد براي من ثابت نيست که پيامبر چنين تکليفي را آورده که بايد به او پاسخ ديگري داد.

قرآن کريم نسبت به افرادي که مي‌گفتند نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَنَکفُرُ بِبَعضٍ، در آيه ۱50 سوره مبارکه نساء مي‌فرمايد: «أُولئِک هُمُ الْکافِرُونَ حَقًّا»، يعني اگر کسي بگويد من برخي احکام را قبول دارم و به بعضي احکام اعتقاد ندارم از مصاديق کفر تلقي مي‌شود و کافر است. البته بايد توجّه داشت اين حکم مربوط به چنين فردي است که مي‌داند پيامبر حکم وجوب حجاب را گفته ولي انکار مي‌کند. اما اگر کسي بگويد من نمي‌دانم پيامبر چنين چيزي فرموده يا نه؟ يا حکم وجوب حجاب را مي‌داند و معتقد به آن هم هست ولي در مقام عمل رعايت نمي‌کند حکم ديگري دارد.

س) آيا در بين آيات شريفه قرآن کريم تصريح به حکم حجاب شده است؟

ج) بله و ما بايد اين موضوع را براي جامعه و نسل جوان امروز به روشني بيان کنيم. به نظر من مهم ترين سند حکم وجوب حجاب قرآن کريم است، يعني در ميان تکاليف ما برخي از تکاليف فقط ريشه روايي دارد اصلا در قرآن اشاره‌اي به آن نشده. تکاليفي نيز داريم که هم در قرآن آمده و هم در روايات و حجاب از اين نوع تکاليف است. به نظر من جامعه امروز و بانوان ما بايد به اين مسئله توجّه پيدا کنند که وجوب حجاب بر بانوان يک ريشه قرآني دارد، من معتقدم که بخشي از بانوان ما، دختران و خواهران که نسبت به مسئله حجاب موضع منفي دارند فکر مي‌کنند حجاب از سنت‌هاي گذشته است چه لزومي دارد که نسل امروز آن را رعايت کند؟ در حالي که قرآن به صراحت اين حکم را براي تمام زمان‌ها قرار داده است.

در دو سوره مهم قرآن سوره احزاب و سوره نور، در هر کدام در آيات متعدد مسئله حجاب مطرح شده است. در اين دو سوره در خصوص حجاب، خداوند متعال تکاليفي را هم متوجه مردان و هم بانوان کرده است. در مورد مردان در آيه 5۳ سوره احزاب خداي تبارک و تعالي خطاب به مردان مسلمان مي‌فرمايد وقتي مي‌خواهيد وارد منزل رسول خدا شويد همين‌طور سرتان را پايين نيندازيد و اندرون رويد. در درجه اول براي ورود به منزل بايد از خود پيامبر که مرد آن خانه است اجازه بگيريد «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاّ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ». در درجه دوم اگر از همسران ايشان مي‌خواهيد چيزي  طلب کنيد از پس پرده طلب کنيد «وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعًا فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ». يعني اين اندازه خداي تبارک و تعالي اهتمام دارد که اگر مردهاي اجنبي مي‌خواهند وارد منزل حضرت شوند از پس حجاب باشد، پارچه و مانعي وجود داشته باشد که بدون نگاه به گوشه‌اي از وجود زنان پيامبر خواسته خود را بگويند، چيزي که در ورود يک مهمان به خانه بايد متداول باشد.

اين امر خداي تبارک و تعالي نسبت به خانه پيامبر که يکي از مراکز مهم رفت و آمد مسلمانان است مي‌تواند الگو براي بشر باشد. البته اين در خصوص مردهاي نامحرم است چون محارم مثل پدر، پسر، برادر و... را استثناء مي‌کند.

بنابراين بانوان ما فکر نکنند که اسلام فقط آنها را مکلّف به رعايت حفظ حجاب کرده، فقط اين نيست. در آيه ۳0 سوره مبارکه نور هم ابتدا به مردان مؤمن مي‌فرمايد بايد غض بصر کنند، چشم بپوشانند و نگاه به نامحرم نکنند «قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ». و بعد از آن به بانوان مي‌فرمايد مراقب نگاه‌هاي خود باشند و حجاب را رعايت کنند. از این آیات مبارکه حرمت اختلاط مرد و زن هم استفاده مي‌شود که يک عنوان ديگري است.

حجاب و طهارت قلب انسان

پس قرآن کريم در مسئله حجاب هم تکليف را متوجه بانوان کرده و هم مردان و مهم‌تر آنکه در اين آيات فلسفه حجاب را هم بيان فرموده است. تقاضايم اين است که به اين نکته‌ي آيات خوب دقّت کنيد، آنجا که در سوره نور به مردان مي‌فرمايد: «ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ» و در آيه 53 سوره احزاب مي‌فرمايد: «ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ»؛ يعني خدا مي‌خواهد با رعايت حجاب در جامعه در دل‌هاي مردان و زنان طهارت قلبي به وجود آيد که اين طهارت خود کليد بسياري از خوبي‌هاست، همان‌طور که خباثت و رذالت قلبي کليد بسياري از بدي‌ها، شرارت‌ها و ظلم‌هاست.

حجاب فقط يک امر شخصي نيست. اگر حجاب آن‌طور که اسلام و قرآن مي‌گويد واقعا رعايت شود موجب طهارت قلوب است. ما نبايد از اين مفهوم، سريع عبور کنيم، يک کسي بگويد طهارت قلب يک امر اخلاقي است، نه! طهارت قلوب که يکي از حکمت‌هاي وجوب حجاب است از اهداف بلند دين می‌باشد. اصلاً دين براي سعادت و رشد و تکامل انسان آمده. بسياري از بانوان محترم مي‌پرسند برای خوب بودن چکار کنيم؟ جواب اين است، مگر خوبي چيست؟ خوبي مگر خوب نگاه کردن نيست؟ مگر خوب حرف زدن نيست؟ مگر خوب عمل کردن نيست؟ ريشه همه اين خوبي‌ها حتّي اخلاق خوب در طهارت قلب است. اگر کسي طهارت قلب پيدا کرد زبان و دست و چشم و گوش و فکر و همه وجودش با ارزش و زيبا مي‌شود، همه وجودش هنر مي‌شود.

در واقع اين مفهوم با ارزش حجاب که خداي تبارک و تعالي آن را به عنوان يکي از ضروريات دين مطرح مي‌کند با ايجاد طهارت قلبي در آحاد زنان و مردان، جامعه را متحول مي‌کند و موجب طهارت جامعه مي‌گردد.

س) پس حجاب تنها يک امر شخصي نيست؟

ج) بله امر اجتماعي هم هست. همان‌طور که در نماز جماعت علاوه بر آثار شخصي، آثار اجتماعي هم وجود دارد در حجاب هم آثار اجتماعي فراواني وجود دارد، حتّي بيشتر از روزه. روزه بيشتر آثار شخصي دارد هرچند در تحمّل گرسنگي انسان به فکر گرسنگان و مستضعفين مي‌‌افتد و از اين جهت با اجتماع هم ارتباط پيدا مي‌کند، ولي انجام اين تکليف بروز و ظهور بيروني ندارد. خيلي افراد در جامعه ما روزه مي‌گيرند ولي همکار نزديک آنها هم خبردار نمي‌شود لذا مي‌گويند در روزه ريا راه پيدا نمي‌کند. ولي حجاب با آثار فراوان اجتماعي کاملا نمود دارد.

آثار اجتماعی حجاب

الف) ترویج حیاء

يک اثر آن حيايي است که براي همه به وجود مي‌آورد. حتّي اگر نعوذ بالله دين را هم کنار بگذاريم، حيا يک چيزي است که هم عقلا آن را قبول دارند. در بين عقلا حتّي عقلايي که به اسلام يا ساير اديان معتقد نيستند رعايت احترام سالخوردگان و بزرگترها براي جوانان يک ارزش است. حيا در فطرت انسان وجود دارد، اسلام هم آمده تا فطرت انسان را شکوفا کند، حجاب موجب شکوفا شدن حياء در وجود انسان مي‌شود چه مرد و چه زن، اين سوء برداشت که مي‌گويند رعايت حجاب مخصوص زنان است بايد از بين برود. همان‌طور که گفته شد بر مرد هم حرام است که به زن نامحرم نگاه کند، حجاب جامعه را با حيا مي‌کند و اين را همه به خوبي مي‌فهميم.

همان‌طور که در ميان هر جمعي حيا اقتضاء مي‌کند انسان لباس و پوشش مناسب آن جمع را بپوشد. در زمين فوتبال زيرپوش مناسبت دارد و هيچ مشکلي هم ندارد. اما در ميان يک جمع فرهيخته هيچ کس با زيرپوش وارد نمي‌شود. حتّي خود خانم‌ها در موارد فراواني پوشش مناسب را رعايت مي‌کنند. پوشش آنها در مجلس عزا با مجلس عروسي تفاوت دارد. هيچ وقت لباس مجلس عزا را در مجلس عروسي نمي‌پوشند.

اساساً بحث پوشش و لباس در فرهنگ اسلام خود داراي يک قداست است. يک بحث بسيار زيبا همين اختيار نوع لباس و رنگ آن در مناسبت‌هاي مختلف است. حتّي در بعضي از روايات پوشیدن لباس بيرون از منزل در منزل از مصادیق اسراف بیان شده است. دين در مورد پوشش اين قدر دقّت کرده است. پيشنهاد مي‌کنم به اين دقّت هاي دين در مورد لباس و پوشش مرد و زن در برنامه‌هايتان بپردازيد چرا که لباس و طرز پوشش ارتباط خاصي با باطن انسان دارد که هيچ ترديدي در آن نيست. پوشش مناسب در روح انسان تحول ايجاد کرده و به باطن انسان زيبايي مي‌دهد.

خداي تبارک و تعالي مي‌فرمايد رعايت حجاب در بين مردم چه زن و چه مرد موجب طهارت قلوب مي‌شود. در آيه 53 سوره احزاب مي‌فرمايد: «ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ» و در آيه ۳0 سوره نور مي‌فرمايد: «ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ»؛ فروپوشي چشم موجب تزکيه است. يعني مردي که حيا کند و هنگام مواجهه با زن نامحرم چشم خود را فرو بندد و به او خيره نشود موجب طهارت قلبش مي‌شود. رعايت حجاب در اسلام صرف يک تکليف نيست که هيچ اثري غير از عبادت خدا نداشته باشد. گرچه عبادت هست ولي آثار فراوان شخصي و اجتماعي دارد.

پس تاکنون روشن شد حجاب در اسلام هم براي زن‌ها و هم براي مردها هر دو، مورد توجّه قرار گرفته و آثار حجاب هم به اين زيبايي در خود قرآن بيان شده است. بر اين اساس مي‌گوييم اگر پدر، مادر، برادر، خواهر، اهل محل، رفيق، نسبت به حجاب خانمی يک مقدار دلسوزي مي‌کند و تذکر به آن مي‌دهد براي اين است که مي‌خواهيم هم جامعه و هم آن خانم محترم به آن طهارت نفس و طهارت قلب برسد ان شاء الله.

ب) ایجاد مصونیّت برای بانوان

اثر دیگر حجاب اين است که وجود زن مصون از نگاه‌هاي حرام و دل‌هاي ناپاک می‌شود. گاهي اوقات در ذهن بعضي از بانوان ما هست که مردها چشم‌شان ناپاک است آنها نگاه نکنند ولي بحث ما فقط در مورد افرادي نيست که چشم‌شان ناپاک يا در دل‌شان مرض است. بحث در اين است که شما قلوب پاک را متزلزل مي‌کنيد، بالاخره قبول داريد در جامعه جوانان و مردان پاکي هم هستند که در اثر نگاه ممکن است لغزش پيدا کنند. اين يک امر طبيعي است که زن‌ها با زيبايي‌ها و جلوه‌گري‌هاي مختلفي که دارند زمينه لغزش و تزلزل را ايجاد مي‌کنند. اين حرفی بي‌پايه و غير منطقي است که کسی بگوید من بدون حجاب و چه بسا با آرايش و جلوه‌گري بيرون مي‌آيم و کسي به من نگاه نکند. هرچند مردها وظيفه دارند که چشم فرو ببندند و نگاه نکنند، ولي اين منطق نمي‌شود.

حجاب ابعادي دارد. يک بُعدش ايجاد مصونيت و امنيت براي زنان است. حتّي در کشورهاي غربي، کسي تصور نکند در غرب که زن‌ها بي‌حجاب هستند کسي کارشان ندارد. آمار آزارهای جنسی در آنجا را ملاحظه کنید. اصلا در غرب زن هويت اصلي خودش را از دست داده.

قرآن حجاب را موجب طهارت نفس و قلب مي‌داند. مثل آن داروي پيشگيرانه که براي سلامتي انسان ضروري است و اگر آن را استفاده نکند سلامتي‌اش به خطر مي‌افتد. حجاب عامل اصلي براي طهارت قلب انسان است. چه مرد و چه زن کسي هم نمي‌تواند بگويد من طهارت قلب نمي‌خواهم. نبود طهارت قلب منشأ بسياري از فسادها، ظلم‌ها، بدبختي‌ها و تجاوزهاست. اگر قلب انسان طاهر نباشد قساوت پيدا مي‌کند و قلب قسي و سنگدل به چنان مرحله‌اي مي‌رسد که اگر مادر او را در مقابل ديدگانش تکه‌تکه کنند براي او فرق نمي‌کند.

اسلام علاوه بر نظافت و طهارت ظاهري به طهارت باطني و سلامت روح توجّه کرده است. سلامت روح يعني چه؟ سلامت روح يعني انسان چنان خود را از آلودگي‌هاي باطني پاکيزه کرده باشد که در اندرون و خلوت خود اجازه ندهد پليد و حرام راه يابد. اين مسئله خيلي مهم است.

امروز از جمله علل آسيب‌هاي فرهنگي ـ خانوادگي و اجتماعي، همين بدحجابي‌ها و فيلم‌هاي ماهواره‌اي و اختلاط روابط زن و مرد نامحرم است. همین که فرد متأهل در درون خودش به فکر نامحرم است، اين يعني ناپاکي قلبي. حتّي ممکن است در ظاهر هم ديگر آن فرد را نبیند و با او حرفي نزند، ولي هم اينکه بنشيند و فکر او را در سر بپروراند، ناپاکي است.

اسلام مي‌خواهد نفس انسان در درون و خلوت هم طهارت داشته باشد. چرا که نقشه بسياري از جنايات بشر در خلوت او توسط نفس ناپاک و مکاره‌اش ترسيم مي‌شود.

ج) حجاب یک ارزش برای بانوان است

حجاب فوق مسئله امنيت و مصونيت، يک ارزش براي زن است و او را از دسترس همگان خارج مي‌کند. زن موجودي است که بايد محفوظ باشد و حجاب براي زن حريم درست کرده و سبب وقار و احترام او مي‌شود. به نظر من شايد زيباترين تعبير از حجاب همين نماد عفاف و پاکي است که سوره احزاب مي فرمايد: «ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ».

محققين چنين گفته‌اند که حجاب زن علامت و نماد پاکي در جامعه است. يعني به همگان اعلام مي‌کند من حريم دارم و مقيّد به پاکي هستم. البته نه اينکه هر کسي چادر دارد پاک است. خداي نا کرده! ممکن است کسي در لواي چادر عمل غير صحيحي هم انجام دهد، ولي چادر نشان پاکي و نماد عفت است. از آن طرف هم بايد توجّه داشت اگر زني بي‌حجاب بود به اين معنا نيست که او ناپاک است. ممکن است در اثر عدم اطلاع يا برخي توهمات حجاب را رعايت نکرده است.

ولي به‌هر‌حال عدم رعايت حجاب و پوشش مناسب به اين معناست که من براي خودم و براي بدن و اندام و موي سرم، احترامي قائل نيستم و حريمي نگه نداشتم، هر کسي بخواهد مي‌تواند نگاه کند. چنين فردي نمي‌تواند بگويد من اين‌طور بيرون مي‌آيم و کسي هم حق نگاه به من ندارد. وقتي در خيابان و مکان‌هاي عمومي حضور يابيد مگر چنين چيزي ممکن است؟ مثل آنکه به زن‌ها گفته شود مردها آزاد هستند عريان به خيابان آيند شما نگاه نکنيد؟! چنين حرفي غلط است و ممکن نيست. پس اگر کسي رعايت حجاب نکند به اين معناست که اعلام طهارت نمي‌کند و به نگاه‌هاي حرام چراغ سبز نشان مي‌دهد. ولي حجاب اعلام طهارت و پاکي است. يعني مي‌گويد من مي‌خواهم پاک باشم کسي نگاه ناپاک به من نکند، آيا اينها ارزش ندارد؟

حجاب و مقوله آزادی

از بانوان محترمي که در مخالفت با حجاب موضوع آزادي را مطرح مي‌‌کنند سؤال مي‌کنيم آيا به بهانه آزادي حاضريد قلب و درون خود را از طهارت و پاکي دور کنيد؟ آيا اين حق و حقوق شما است که نسبت به خودت اعلام ناپاکي کني و بگويي من حريم ندارم. آيا واقعا مي‌شود اسم اين کار را آزادي گذاشت؟ مثل اين است وقتی به کسي که مي‌خواهد يک سمّي را در جامعه توليد و پخش کند اعتراض کرده و بگوييم اين سم جامعه را از بين مي‌برد، او بگويد من آزاد هستم.

آيا همين خانم حاضر است بگويد چون آزادم مي‌توانم از سم براي خودم استفاده کنم؟ کدام آدم عاقلي وجود دارد که بگويد من به اسم آزادي حاضرم با خوردن سم خودم را بکشم يا مريض کنم؟ در مسائل باطني هم همين‌طور است. اين که فردي به اسم آزادي بخواهد طهارت نفس را کنار بگذارد اصلا با آزادي سازگاري ندارد. اسلام دنبال رشد و اعتلاي انسان است نبايد به بهانه آزادي جلوي رشد و اعتلاي درون و برون انسان را گرفت. آيا يک جوان مي‌تواند بگويد من آزادم، اصلاً نمي‌خواهم کار کنم، تمام مردم چنين جواني را تقبيح مي‌کنند، مي‌گويند انسان اگر کار نکند مُرده است، اگر کار نکند درمانده است، اگر کار نکند سربار و کَل بر جامعه شده و از کجا ارتزاق کند؟ پس همچنان که بيان اين حرف که من آزادم و نمي‌خواهم کار کنم به عنوان آزادي غلط است موضوع رعايت حجاب هم از اين قبيل است. البته ممکن است کسي بگويد حجاب موجب طهارت نيست، اينجا ما بايد براي او اثبات کنيم حجاب موجب طهارت است.

قرآن و تصریح به چادر

س) سوال می شود آيا در آیات حجاب تصریح به چادر هم شده است؟ و یا در زندگاني حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها چادر با همين شکل و شمايل زمان حاضر وجود داشته است؟

در پاسخ باید گفت قرآن کريم در آيه 59 سوره مبارکه احزاب خداي تبارک و تعالي نه تنها مسئله حجاب را مطرح فرموده بلکه به نظر ما اساساً از اين آيه لزوم چادر استفاده مي‌شود يعني آن پوششي که خداي تبارک و تعالي براي زنان در بيرون از خانه قرار داده چادر است. ما بعد از تبيين آيه شريفه به اين سؤال هم پاسخ خواهيم داد که اگر يک پوششي همان نتايج چادر را داشته باشد، مثل مانتوهاي بسيار گشادي که در بعضي از کشورهاي اسلامي وجود دارد، آيا حکم چادر را خواهد داشت يا نه؟

در اين آيه خداي تبارک و تعالي به پيامبر مي‌فرمايد: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ ِلأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ» اين حکم را به همسران و دختران خودت و زن‌هاي مؤمنين، يعني تمام زن‌هاي مؤمن تا روز قيامت ابلاغ کن. نکته قابل توجّه اين است، شايد در ذهن بعضي افراد چنين باشد که ممکن است حجاب يک امر واجب در زمان رسول خدا(ص) بوده. براي رفع اين ذهنيت بايد گفت در نساء المؤمنين کلمه نساء به مؤمنين اضافه شده و افاده‌ي جمع مي‌کند و شامل همه زن‌هاي مؤمن می شود، يعني امروز هم پيامبر به فرمان خدا همين حکم را به زن‌هاي مؤمن زمان ما ابلاغ مي‌کند.

«يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ» بايد خوب دقّت شود در اين قسمت از آيه که يک «يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ» ذکر شده و يک «مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ». بايد ديد هر يک از اين دو به چه معناست؟ در عرب وقتي کسي نزديک جايي مي‌‌شود از کلمه‌ الي استفاده کرده و مي‌گويند أدني إليه، ولي وقتي چيزي مثل پرده را مي‌خواهند در جايي بياويزند کلمه علي را به کار برده و مي‌گويند أدني عليه، در اين آيه خدا مي فرمايند يدنين عليهنّ يعني زن‌ها بر خود جلباب‌هایشان را بياويزند. بنابراين با وجود لفظ علی نبايد کلمه ادني به دنوّ و نزديک کردن معنا شود.

همه بحث‌ها در اين است که جلباب به چه معناست؟ پس روشن است که اين يک تکليف و دستور الهي به زن‌ها و دختران پيامبر و تمام زنان مؤمن تا روز قيامت است که بر خود جلباب بياويزند. در اين حکم هيچ کس ترديد ندارد بنابراين کسي نگويد حجاب يک امري است که من مي‌توانم داشته باشم يا نداشته باشم، خير حجاب تکليف الهي است. همان‌طور که خداي تبارک و تعالي مي‌فرمايد نماز و روزه و زکات بر مؤمنين واجب است در اين آيه هم به زنان مي‌فرمايد جلباب را بر خود بياويزيد. حال بايد ديد مراد از جلباب چيست؟

جلباب  به معنای چادر در کلام اهل لغت

در بسياري از کتاب‌هاي لغت، عرب جلباب را به پوششی معنا کرده است که چيزی را بپوشاند. جلباب بدن، چيزي است که همه بدن را بپوشاند. اگر چيزي فقط روي پا را بپوشاند يا فقط دست را بپوشاند و يا حتّي فقط سر و صورت و گردن را بپوشاند به آن جلباب نمي‌گويند. چون بر اساس اين آيه بدن بايد پوشيده شود و جلباب بدن سرتاسري است. در لغت اين لباس سرتاسري اختصاص به زن هم ندارد. نظير پارچه‌ي بزرگي که مردان هندي و پاکستاني روي لباس‌هاي خود مي‌اندازند و تا نوک پاي آنها را مي‌پوشاند.

ابن فارس در کتاب مقاييس اللغة در معناي جلباب مي‌گويد: «شيء يغشي شيئا» چيزي که چيز ديگري را کاملاً بپوشاند.

جوهري در صحاح اللغة مي‌گويد جلباب ملحفه است. فارس زبان‌ها معناي ملحفه و لحاف را به خوبي مي‌دانند، پوششي است که بايد از سر تا انگشتان پا را بپوشاند. به چيزي که بخشي از بدن را بپوشاند لحاف نمي‌گويند.

در بعضي از کتاب‌هاي لغت فارسي مثل فرهنگ مقامات حريري، که از کتب اصيل فارسي است تصريح به چادر شده و گفته‌اند: «جلباب همان چادر و تن‌پوش رويي است» لذا از نظر لغت هيچ ترديدي وجود ندارد. البته گاهي در لغت عرب جلباب را در قميص يعني پيراهن و يا مقنعه استعمال کرده‌اند ولي اين استعمال مجازي است. برای رسیدن به نتیجه روشن  با قرار دادن تمام کتب لغت در کنار هم به خوبي مي‌يابيم جلباب همين چادر است بعضی از کتب لغت مي‌گويد «جلباب: الملاعه» ملاعه پوشش سرتاسري است.

چادر در کلام مفسّرین

واژه جلباب غیر از لغت در کلام مفسرين هم به چادر معنا شده است. ابن عباس که مفسران به سخنان او بسيار استناد مي‌کنند ميگويد «الذي يستر من الفوق إلي الاسفل» جلباب آن است که از بالا تا پايين را مي‌پوشاند. در کتاب نهج البلاغه هم که غير از آن مفاهيم بلند ديني و سياسي و اخلاقي‌اش يک کتاب ادبي هم هست امير المؤمنين مي‌فرمايد «من احبنا اهل البيت فليستعدّ للفقر جلبابا» ، کسي که ما اهل البيت را دوست دارد براي حفاظت خود از فقر جلباب آماده کند. و در بعضي از روايات ‌آمده صبر جلبابي براي فقر است.

طبعاً منظور از این روايات پوشش کامل و سرتاسري براي حفظ انسان است.

بيضاوي هم در تفسيرش مي‌گويد: جلباب آن است که سر و صورت و تمام بدن را تا پا بپوشاند. اين تعبير هم نسبت به حضرت زهرا سلام الله عليها وقتي که مي‌خواستند به مسجد بروند و خطبه بخوانند آمده «لاثت خمارها علي رأسها واشتملت بجلبابها» حضرت مقنعه‌شان را به سر پيچيدند و با جلباب(