pic
pic
عزاداری و صبر در مصیبت
در تاریخ ۰۴ اسفند ۱۳۹۶ & ساعت ۱۶:۰۷

1-آیا عزاداری بر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام با وجود نص صریح قران بر لزوم صبر و تعداد بیشمار روایات صبر در مصیبت در تضاد نیست؟
2- چگونه می توان آیات و روایات صحیح مبتنی بر صبر در مصیبت را با عزاداری جمع کرد؟
3- اگر در پاسخ بیان شود که مصیبت اهل بیت علیهم السلام استثنا از صبر است دلیل آن چیست؟ تعدادی از آیات و روایات بیان کننده صبر در مصیبت:
وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ﴿155﴾
الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ ﴿156﴾
سوره بقره آیات155-156
والصبر على ثلاثة أقسام: صبر على الطاعة، وصبرعن المعصية، وصبر على المصيبة.
وقال علي عليه السلام: الصبر مطية لا تكبوا بصاحبها.
والصبر على المصيبة مصيبة للشامت، ولا شك انّ الصابر محرز أجرها، ويكبت عدوّه بصبره، ويسلم من ضرر الجزع بشق ثوب أو ألم في بدنه، والجازع يدخل عليه بجزعه ثلاث آفات: يحبط أجره، ويشمت عدوّه، ويدخل الضرر على نفسه بما يلحقه من الألم، وصبر الصابر مصيبة للشامت.وينبغي للعاقل أن تحدث له المصيبة موعظة، لأنّ من الجائز أن يكون موضع المفقود، فهو أحق بالحمد لله والثناء عليه، ويحدث في نفسه الاستعداد بمثل ما نزل بغيره من موت أو بلية يستدفعها بالدعاء.
وقال أمير المؤمنين عليه السلام: الصبر من الايمان بمنزلة الرأس من الجسد، ولا ايمان لمن لا صبرله.
إرشاد القلوب نویسنده ، الحسن بن أبي الحسن محمد الدّيلمي ج1ص250
١٢ ـ كا : عن محمدبن يحيى ، عن أحمد بن محمد بن عيسى قال : أخبرني يحيى ابن سليم الطائفي قال : أخبرني عمروبن شمر اليماني يرفع الحديث إلى علي قال : قال رسول الله : الصبرثلاثة : صبر على المصيبة ، وصبر على الطاعة وصبر على المعصية ، فمن صبر على المصيبة حتى يردها بحسن عزائها كتب الله له ثلاثمائة درجة ما بين الدرجة إلى الدرجة كمابين السماء إلى الارض ، ومنصبر على الطاعة كتب الله له ستمائة درجة ما بين الدرجة إلى الدرجة كما بين تخوم الارض إلى العرش ، ومن صبر على المعصية كتب الله له تسعمائة درجة مابين الدرجة إلى الدرجة كما بين تخوم الارض إلى منتهى العرش .
بحار الأنوار العلامة المجلسي ج71 ص77
وقال أمير المؤمنين : أيها الناس عليكم بالصبر فانه لادين لمن لاصبر له.
وقال: إنك إن صبرت جرت عليك المقادير ، وأنت مأجور،وإنك إن جزعت جرت عليك المقادير وأنت مأزور.
عن أبي عبدالله قال : الصبر رأس الايمان.
عنه قال : الصبر من الايمان بمنزلة الرأس من الجسد ، فاذا ذهب الرأس ذهب الجسد كذلك إذا ذهب الصبر ذهب الايمان.
بحار الأنوار ، العلامة المجلسي ج71 ص92
٥٦ ـ محص : عن ربعي ، عن أبي عبدالله قال : إن الصبر والبلاء يستبقان إلى المؤمن فيأتيه البلاء ، وهو صبور ، وإن الجزع والبلاء يستبقان إلى الكافر فيأتيه البلاء وهو جزوع.
بحار الأنوار نویسنده العلامة المجلسي ج71 ص95
وقال قال أبو الحسن الثالث المصيبة للصابر واحدة وللجازع اثنتان.
بحار الأنوار نویسنده العلامة المجلسي ج82ص88

بسمه تعالی
سلام علیکم
با دقت در مجموع آیات و روایات و با توجه به حقیقت معنای صبر درروایات، استفاده می شود که عزاداری امام حسین و اهل بیت علیهم السلام نه تنها منافات با صبر ندارد، بلکه عین صبر و استقامت می باشد.
توضیح:
دراینکه صبر از مقامات عالی است شکی نیست و در آیات قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام توصیه و تاکید به صبر و استفامت شده است . لیکن صبری که درٱیات و روایات به آن توصیه شده است اختصاص به صبر بر مصائب ندارد، بلکه صبر در تمام میدان‌های زندگی اعم از زندگی فردی و اجتماعی، مطرح است و انسان باید در خوشحالی و عزا، جنگ و صلح ، گرفتاری و رفاه صبور باشد و خداوند هم در برابر صبر اجر بی‌پایان و مزد بی‌حساب قرار داده است «انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب» .
شاخص موارد صبر درهمین روایتی که از پیامبر اسلام صل الله علیه و آله وسلم نقل شده ، بیان شده که فرمود: «الصبر ثلاثه صبر عند المصیبة و صبر علی الطاعتة و صبر عن المعصیة» صبر بر سه گونه است، 1. صبر در مصائب؛ 2. صبر بر بندگی (و طاعت خداوند) یعنی، صبر در برابر مصیبت (در مقابل شهوات و تمایلات نفسانی و پرهیز از گناه و صبر در برطاعت و عبادت خداوند . 
از طرف دیگر روایات زیاد دلالت دارد که برای مصیبت امام حسین علیه السلام گریه کنید فریاد بزنید ضجه و ناله کنید و در برابر این عزاداری داری خداوند ثواب و پاداش زیاد عنایت می کند.
با توجه به این دو دسته روایات، باید دید که مراد از صبر در آیات و روایات چیست؟ و مصداق بی صبر کدام است؟
با دقت به آیات و روایاتی که توصیه به صبر نموده اند، این نکته به خوبی به دست می‌آید، که مراد از بی‌صبری گریه کردن و اشک ریختن و عزاداری کردن نیست، و نیز تنها جزع و فزع هم بی صبری حساب نمی شود، بلکه مراد جزع و فزع و اظهار سخنان بیهوده و باطل در هنگام مصیبت، و اظهار نارضایتی نسبت به قضا و قدر الهی است، چنان‌که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در مصیبت فرزندش ابراهیم، در حالی که اشکش جاری بود فرمود: «و انّا بک لمحزونون، تبکی العین و یدمع القلب و لا نقول، یسخط الرب عز‌ّو‌جل»، فرزندم، برای تو غمناک هستیم، چشم می‌گرید و دل می‌سوزد اماّ چیزی که موجب نارضایتی خداوند گردد بر زبان نمی‌آوریم. در روایات دیگر چنین آمده است «یحزن القلب ، و تدمع العین، ولانقول ما یسخط الرب و انّا علی ابراهیم لممحزونون» ، بعد از دفن ابراهیم در قبرستان بقیع، برای آن کودک آن‌قدر گریه کرد که اشک از محاسنش جاری گردید به آن حضرت اعتراض کردند، ای رسول خدا تو دیگران را از گریه منع می‌کردی اکنون خود گریه می‌کنی؟ آن حضرت فرمود: «لا لیس هذا بکاء غضب انما هذا رحمة و من لایرحم لایرحم» این گریه خشم و نارضایتی نیست بلکه گریة رحمت و رأفت است، و هر کس رحم نکند، مورد رحمت واقع نمی‌شود.
از این روایت استفاده می شود که گریه و عزاداری درصورتی مخالف صبر است که از روی نارضایتی بر قضای الهی باشد. نه صرف گریه کردن که گریه کردن در عزاداری و مصیبت ، رحمت و نشانه رأفت و رقت قلب انسان است.
براین اساس در روایات تاکید به مجالس عزاداری در مصیبت های عادی و افراد معمولی شده است و مستحب است افراد برای دلداری و تسلیت دادن به مصیبت زدگان و توصیه آنان به صبر در مجلس عزاداری صاحب مصیبت شرکت کنند واین نحو عزاداری که در بین عموم مسلمانان رایج است، در راستای تقویت اراده و ایمان و احترام به احساسات و عواطف بازماندگان قرار دارد و اسلام هم سفارش فرموده است که پس از مرگ مسلمانی، سایر مسلمانان جمع شده و به بازماندگان تسلّی و تعزیت دهند و در آن مجالس برای از دست‌رفتگان از درگاه خداوند متعال در‌خواست آمرزش نموده و قرآن تلاوت کنند و بازماندگان را به صبر و استقامت توصیه نمایند در این باره روایات فراوانی نقل شده است.از جمله امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ به نقل از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: «من عزّی مصاباً کان له مثل اجره من غیر ان ینتقص من اخر المصاب شیئ» کسی که مصیبت دیده‌ای را تعزیب دهد از پاداشی به مانند پاداش او برخوردار خواهد شد، بدون این‌که از پاداش مصیبت دیده کم شود. 
قسم دیگری از عزاداری نیز وجود دارد که دارای مرتبه بالاتری است، این عزاداری ویژه انسان‌های بزرگ، یعنی پیامبران و اوصیای آنها، بویژه پیامبر اسلام و اهل بیت آن حضرت است. 
کیفیت عزاداری بستگی به سنگینی مصیبت فرق می کند، مثلا عزاداری در مصیبت فرد عادی با عزاداری در مصیبت یک شهید فرق می کند.
مصیبت امام حسین علیه السلام سنگین ترین مصیبت بود که بعد از رحلت پیامبر اسلام بر خاندان اهل بیت وارد گردید بلکه عظیم ترین مصیبتی بود که بر اسلام وارد شد. 
برای آنکه این مصیبت فراموش نشود و یاد و نام انقلاب و نضهت اسلامی امام حسین از تاریخ محو نشود و جنایت بنی امیه و یزیدیان فراموش نشود، ائمه معصومین علیهم السلام برای برپای عزاداری  که همراه بارضایت مندی از قضا و قدر الهی باشد، تاکید و توصیه نموده اند.
در نتیجه این نوع عزاداری که هر سال شیعیان مراسم عزاداری تشکیل بدهند و از وقت، راحتی و سرمایه خود بگذرند تا مجلس عزاداری امام حسین علیه السلام را زنده نگهدارند، نه تنها منافات با صبر ندارد بلکه عین صبر و استقامت حساب می شود.

۱,۰۹۱ بازدید

علت مشکلات و سختیها و فایده آنها
در تاریخ ۰۴ اسفند ۱۳۹۶ & ساعت ۱۶:۰۷

دليل اين همه سختي و مشکلاتي که در زندگي براي انسان پيش مي‌‌آيد چيست و چه سودي براي انسان دارد؟ اگرآفرينش طوري بود که سختي‌ و رنجهايش اين قدر گسترده نبود، چه مشکلي پيش مي‌‌آمد؟

دنيا دار امتحان و رنج و زحمت است نه جاي آسايش و رفاه و بر اساس احاديث و روایات؛ خداوند رفاه وآسايش را در بهشت قرار داده است، ولي بشر آن را در دنيا جستجو مي‌‌کند و هرگز به آن نمي‌‌رسد و هر نعمتي در دنيا، همراه با گرفتاريها است.
علت گرفتاريها چيست؟
براساس آيات قرآن كريم و روایات اهل بيت عصمت(عليهم السلام)، گرفتاريهايی كه براي مؤمنين پيش مي‌آيد يا به خاطر ندانم كاريهاي خود آنها است يا آزمايش‌‌هاي الهي است يا براي بالابردن درجات معنوي آنها است.
توضيح مختصر هر يك اينست كه: 


الف) گاهي انسان مرتكب خطاها و اشتباهات مي‌‌گردد كه پيامد آن ها به صورت گرفتاري وبلا درزندگي دنيا پديدار مي‌گردد.
هرگناه، اثر وپيامد مخصوص دارد، برخي گناه فقر مي‌‌آورد، برخي هم گرفتاري ديگر ايجاد مي‌‌كند، چنانچه امام علي(ع) در دعاي كميل مي‌‌فرمايد: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلاء»؛ «خدايا گناهانی كه سبب رسوايی مي‌‌گردد و گناهانی كه موجب خشم وانتقام تو مي‌‌گردد، گناهانی كه نعمت‌‌هاي تو را تغيير مي‌‌دهد و مانع از اجابت دعا مي‌گردد و گناهانی كه سبب نزول بلا مي‌‌گردد را بر من ببخش و بيامرز».
در هر صورت اين گرفتاري ها هم به خاطر آن است كه كيفر گناهان او باشد و چون خدا بنده‌‌ي مؤمنش را دوست دارد در برابر برخي از گناهان او را گرفتار مي‌‌كند تا كيفر خطاي او در همين دنيا گردد و در آخرت سبكبار باشد و اين خود، لطف و رحمت خدا نسبت به بنده مؤمن است. ولي كسي كه مورد غضب قرار گيرد در بسياري موارد به جاي گرفتاري، نعمتش را بيشتر مي‌‌كند تا در نهايت او را به عذاب دردناك آخرت گرفتار سازد.

ب) امتحان‌‌هاي الهي
گاهي گرفتاريها به خاطر آنست كه مورد آزمايش و امتحان الهي قرار مي‌‌گيرد.
يكي از سنت ها وقانون‌‌هاي ثابت خدا اينست كه مؤمنين را آزمايش مي‌‌كند، چنانچه قرآن كريم در آيات زيادی به اين مسئله اشاره دارد. براي نمونه:
در قرآن کریم مي‌‌فرمايد: «لَتُبْلَوُنَّ في‏ أَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنَ الَّذينَ أَشْرَكُوا أَذىً كَثيراً وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الأمُورِ»(آل عمران:186)

«البته، ‌آزمونهاي مالي و جاني(بسيار) در پيش خواهيد داشت، و بي ترديد و ناگزير، از پيروان (دروغين) كتابهاي آسماني پيشين و نيز از كساني كه مرام شرك را برگزيده‌‌اند، آزار و زخم زبان فراوان خواهيد ديد، اگر صبر پيشه کنید و استقامت كنيد همه كارتان روبراه خواهد شد و توفيق رفيق شما خواهد گرديد».

و نیز مي‌‌فرمايد: «و لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الاَمْوالِ وَ الأَْنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ» (بقره:155)؛ «قطعا همه ي شما را با چيزي از ترس، گرسنگي و كاهش در مالها و جانها و ميوه ها آزمايش مي‌كنيم، وبشارت ده به استقامت كنند گان...».
همچنین مي‌‌فرمايد: «أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا آمنا و هم لا يفتنون...»(عنكبوت1-3)
«آيا مردم چنين پنداشته‌‌اند كه به صرف اينكه بگويند: ايمان آورديم؛ رهايشان مي‌‌كنند و در بوته آزمايش قرار شان نمي‌‌دهند؟ حال آنكه ما امتهايي را كه پيش از اينان بوده‌‌اند نيز آزموده‌‌ايم.(پس، ناگزير مسلمانان را هم خداوند خوا هد آزمود) و معلوم خواهد گردانيد كه چه كساني داراي ايمان راستين هستند و چه كساني بدروغ ادعاي ايمان كرده‌‌اند».

البته آزمايش‌‌هاي الهي چار چوب مشخص ومعين ندارد بلكه هر كس متناسب با حالات روحي اش آزمايش و امتحان مي‌‌گردد. لذا در آيه ديگر مي‌‌فرمايد: «وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ» (انبياء: 35)؛ «ما شمارا به بديها و خوبيها آزمايش مي‌كنيم و سرانجام به سوي ما بازگردانده مي‌شويد».

حكمت امتحان‌‌هاي الهي چيست؟
هر چند خداوند از همه امور آگاه است، لذا امتحانات الهي براي رفع جهل از امور نيست، لكن براي آنكه شايستگي ولياقت انسان‌‌هاي مؤمن خالص به نمايش گذاشته شود واستعداد‌‌هاي دروني او بروز وظهور پيدا كند او را مورد امتحان قرار مي‌‌دهد. خالص كردن انسان مؤمن وآشكار شدن جوهره ايمان مؤمن يكي از حكمت‌‌هاي آزمايش الهي است. همان گونه كه صنعتگر، طلا را در آتش مي‌اندازد تا ناخالصي‌هاي او در كوره آتش نابود شود و طلاي خالص بدست آيد، خداوند هم انسان‌‌هاي مؤمن را در كوره بلاها وغم ها پخته و ايمان اورا خالص مي‌‌سازد. هم چنين جدا ساختن صفوف مؤمنين راستين از كساني كه صرفا در زبان مؤمن هستند ازديگر حكمت‌‌هاي امتحان‌‌هاي الهي است چنانچه امام علي(ع) مي‌‌فرمايد: «لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَنْ يُمَحَّصُوا وَ يُمَيَّزُوا وَ يُغَرْبَلُوا وَ يُسْتَخْرَجُ فِي الْغِرْبَالِ خَلْق»؛ «بايد مردم خالص شوند و امتحان گردند و تميز داده شوند و غربال شوند، و استخراج شوند».
بنابراين، مؤمنين متناسب با مرتبه ايمان و وضعيت روحي شان مورد آزمايش‌‌هاي سخت الهي قرار مي‌گيرند و كسي نپندارد كه راه ايمان و دينداري هميشه از ميان گلزارها و باغستانهاي سر سبز مي‌‌گذرد و انسان با ايمان در سراسر اين راه طولاني كه در پيشرو دارد، روي برگ‌‌هاي گل قدم مي‌‌گذارد كه اين پندار نشانه‌‌ي بي خبري از ماهيت ايمان و دين ‌مي‌باشد. شايد همين انديشه و پندار بوده است كه زماني در مكه در افكار بعضي از مسلمانان رخنه كرده بود كه تا كي بايد به جرم داشتن ايمان به خداي يكتا زجر بكشيم؟

خداوند براي زدودن اين موهومات از انديشه‌‌ي آنان، آيات ذيل را نازل فرمود:
«أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ»(عنكبوت/2-3)؛ «آيا مردم چنين پنداشته‌‌اند كه به صرف اينكه بگويند: ايمان آورديم رهايشان مي‌‌كنند ودربوته ي آزمايش قرار شان نمي‌‌دهند؟ حال آنكه ما امتهايي را كه پيش از اينان بوده‌‌اند نيز آزموده‌‌ايم.(پس، ناگزير مسلمانان را هم خداوند خوا هد آزمود) و معلوم خواهد گردانيد كه چه كساني داراي ايمان راستين هستند و چه كساني بدروغ ادعاي ايمان كرده‌‌اند».
گويا همين پندار‌‌هاي ناهنجار كه با آوردن ايمان نبايد ديگر مشكلات بر سر راه آنان باشد، در اذهان مسلمانان در مدينه هم به وجود آمده بود كه براي بطلان اين باور هم خداوند فرمود: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى‏ نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريب‏»(بقره: 214)؛ «يا گمان كرده‌‌ايد كه به همين سادگي مي‌‌توانيد داخل بهشت بشويد؟! هنوز كه شما مانند امتهاي پيشين به مصائب گرفتار نيامده‌‌ايد، آنها آنقدر سختي مي‌‌كشيدند(و فراز و نشيبها را طي مي‌‌كردند و آنچنان پريشان و هراسان مي‌‌شدند) كه پيامبر خدا با مؤمنان و پيروانش همصدا مي‌‌گرديد و همه يك زبان مي‌‌گفتند پس ياري خداوند چه شد؟! همه بدانند كه ياري خداوند بسيار نزديك است».
پس از جنگ أحد كه مسلمانان آن همه تلفات و زخمي داشتند و هفتاد نفر از جنگجويان نمونه و سران سپاهشان را از دست داده بودند‌(در چنين شرايطی، براي اينكه بفهماند كه راه ايمان و دينداري با سختي‌‌ها همراه است) خداوند اين آيه را نازل فرمود «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرينَ»(آل عمران:142)؛ «مبادا گمان كنيد كه به همين ‌آساني مي‌توانيد به بهشت در آييد؟ هنوز خداوند مجاهدان شما را معلوم نگردانيده و صابران شما را باز نشناخته است».
در هر صورت باب آزمايش الهي بحث مفصل دارد و حكمتهاي آن هم زياد مي‌‌باشد و خداوند همه بندگانش را به نحوي مورد آزمايش قرار مي‌‌دهد چنانچه پيامبران الهي مورد آزمايش شديد قرار مي‌گرفتند.

ج) بالا بردن اجر و پاداش معنوي
گاهي گرفتاريها به خاطر آنست كه خداوند انسان‌‌هاي مؤمن را گرفتار مي‌‌سازد تا او صبر بر بلاها كند و درجات معنوي او را بالا ببرد.
در روايتي كه از عبدالرحمن دراين زمينه وارد شده است چنين آمده: «عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ ذُكِرَ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) الْبَلَاءُ وَ مَا يَخُصُّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْمُؤْمِنَ فَقَالَ سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ أَشَدُّ النَّاسِ بَلَاءً فِي الدُّنْيَا فَقَالَ النَّبِيُّونَ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ وَ يُبْتَلَى الْمُؤْمِنُ بَعْدُ عَلَى قَدْرِ إِيمَانِهِ وَ حُسْنِ أَعْمَالِهِ فَمَنْ صَحَّ إِيمَانُهُ وَ حَسُنَ عَمَلُهُ اشْتَدَّ بَلاؤُهُ وَ مَنْ سَخُفَ إِيمَانُهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلَاؤُهُ»؛ 

«عبدالرحمن ابن حجاج مي‌‌گويد: خدمت امام صادق(ع) سخن از بلا و آنچه خداي عزّوجل مؤمن را به آن مخصوص مي‌‌دارد به ميان آمد، حضرت فرمود: از رسول خدا‌(صلي الله عليه وآله) پرسيدند: در دنيا بلاي كدام كس سخت تر است؟ فرمود: پيغمبران، سپس هر كه به آنها شبيه‌‌تر است(اوصيا) به ترتيب و بعد از آن مؤمن به ‌‌اندازه ايمان و نيكي كردارش گرفتار شود، پس هر كه ايمانش درست و كردارش نيكو باشد گرفتاريش سخت است و هر كه ايمانش سست و عملش ضعيف باشد گرفتاريش اندكست».
‌در روايت ديگر مي‌خوانيم «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُ بِمَنْزِلَةِ كِفَّةِ الْمِيزَانِ كُلَّمَا زِيدَ فِي إِيمَانِهِ زِيدَ فِي بَلَائِه»؛ ازامام صادق(ع) روايت نموده‌‌اند كه فرمود: مؤمن مانند كفه ترازو است، كه هر چه بر ايمانش بيفزايد، بر بلايش افزوده شود.
امام صادق(ع) فرمود: همانا خداوند دوستان خود را به مصيبتها و پيش آمدها گرفتار مي‌‌كند تا بدان جهت، بدون داشتن گناه، به آنها اجر و ثواب عنايت فرمايد.

در حديث ديگر از پيامبر اسلام(ص) چنين نقل شده است:
«إِنَّ الرَّجُلَ لَيَكُونُ لَهُ الدَّرَجَةُ عِنْدَ اللَّهِ لَا يَبْلُغُهَا بِعَمَلِهِ يُبْتَلَى بِبَلَاءٍ فِي جِسْمِهِ فَيَبْلُغُهَا بِذَلِكَ»؛ «براي مرد در نزد خداوند درجه و مقام است كه به وسيله عمل خود نمي‌‌تواند به آن برسد(عملش قاصر است پس) خداوند بدن او را گرفتار بلا (مصائب،امراض و...) مي‌‌گرداند، به اين وسيله به آن مقام نائل مي‌‌گردد».
به همين مضمون از امام صادق(ع) هم روايت شده است كه فرمود: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ فِي الْجَنَّةِ مَنْزِلَةً لَا يَبْلُغُهَا عَبْدٌ إِلَّا بِالِابْتِلَاءِ فِي جَسَدِهِ».
حال با توجه به آنچه بيان شد لازم است شما برادر گرامي راجع به زندگي انسان‌‌هاي خوب و آبرومند نزد خدا، مانند پيامبران وامامان وساير بندگان مؤمن توجه و فكر نمائيد؛ گرفتاري كه براي آنها در دنيا پيش آمد نموده است براي هركسي ديگر اگر پيش بيايد تحملش شايد بسيار مشكل و سخت باشد.
لابد زندگي حضرت ايوب پيامبر را شنيده‌‌ايد كه در اثر ‌آزمايش خدا همه دارائي‌ها، فرزندان و سلامتي اش را در مدت بسيار كم از دست داد. با آنكه مصيبت فرزندان جوان، رويكرد شديد فقر، بيماري شديد و عليل شدن بدن و زخم زبان ها و طعن‌‌هاي مردم بر آن حضرت وارد گرديد، ولي نه تنها لب به اعتراض به خدا باز نكرد و نگفت خدايا تو مرا مبتلا وگرفتاركردي و در قيامت راه تو را مي‌‌گيرم. بلكه هميشه شكر خدا نمود و صبر كرد تا زماني كه خدا همه بلاها را دفع كرد و او هم قهرمان صبر وآبرومند بيشتر در نزد خدا والگوي صبر در ميان همه انسان‌‌هاي مؤمن گرديد.
در زندگي ائمه توجه كنيد، آنها چقدر گرفتاري داشتند. مخصوصا به حادثه كربلا توجه كنيد چه مصيبت عظيمی بر اين خاندان رخ داد، ولي با همه آن مصائب كه در كربلا رخ داد. قهرمان صبر كربلا يعني حضرت زنيب(س) نه تنها اعتراض نكرد بلكه فرمود «ما رأيت إلا جميلا»؛ «از خدا به جز خوبي چيزي نديدم». حتي در شب بعد از شهادت برادران و يارانش، نماز نافله شب را هم ترک نکرد.
حال شما خود فكر كنيد شايد گرفتاري‌‌هاي شما آزمايش الهي باشد، شايد هم جهات ديگر داشته باشد و اصولا بر اساس برخي روایات خداوند گاهي خير بنده‌‌اش را در گرفتاري‌‌هاي دنيا مي‌‌بيند وحكمتش اقتضا مي‌‌كند كه او را گرفتار سازد.
همچنين اجابت دعا و توسلات هم منوط به برخي شرائط است كه تا شرائط محقق نگردد مستجاب نمي‌‌گردد. همچنين گاهي خدا دوست دارد ناله بنده را بشنود، بدان جهت اجابت دعاي او را تأخير مي‌اندازد. نيز گاهي اجابت دعا را بر خير وصلاح بنده‌‌اش نمي‌‌داند، لذا دعاهاي او را به عنوان درجه معنوي او در عالم ديگر ذخيره مي‌‌كند. و ما چون به حكمت‌‌هاي خدا آگاه نيستيم، فكر مي‌‌كنيم هر چه ما خواستيم خدا بايد اجابت كند و ائمه هم بايد واسطه در اجابت باشند، در حالي كه حكمت‌‌هاي ديگری هم در اين عالم در كار است كه ما بي خبريم.

۲,۲۳۵ بازدید