pic
pic
حق مطالبه و حق حبس زوجه در صورت عدم قدرت بر پرداخت مهریه
در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۹۶ & ساعت ۲۱:۴۸

مهریه خانمی 80 گرم طلای 18 عیار به صورت عندالمطالبة و 313 سکه بهارآزادی با شرط عندالقدرة و الاستطاعة مي باشد.
80 گرم طلای 18 عیار عندالمطالبة توسط زوج پرداخت شده و در مورد 313 عدد سکه عندالقدرة و الاستطاعة، نظر به کارمند بودن زوج و عدم استطاعت پرداخت دفعی، حکم به تقسیط و پرداخت هر سه ماه، یک عدد سکه شده است.
الف) آیا با این شرایط، زوجه حق حبس دارد؟
ب) با توجه به شرط عندالقدرة و الاستطاعة، با پرداخت اولین قسط، حق حبس از بین می رود یا تا آخرین قسط حق حبس باقی است؟


اگر مهریه به صورت مؤجل و عند القدرة بوده است، زن حق حبس و حق امتناع از نزدیکی شوهر ندارد و تا زمانی که شوهر قدرت مالی برای پرداخت تمام مهریه پیدا نکند زن حق مطالبه و حق امتناع و حبس را ندارد.

۱۳۴ بازدید

حق نحله
در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۹۶ & ساعت ۲۱:۴۸

زني شوهرش او را پس از ده سال زندگي مشترک در حالي که داراي سه فرزند است طلاق مي‌‌دهد آيا اين زن حق مطالبه نحله که در قانون مدني ايران آمده است را دارد، با توجه به اينکه اين زن پس از طلاق هم پشتوانه مالي ندارد؟ آيا دريافت مهريه به نرخ روز مانع دريافت نحله مطابق قانون مي‌‌شود؟


مهریه حق زن است چه شوهر طلاق بدهد یا ندهد زن می‌‌تواند مهریه‌‌اش را بگیرد.
اگر مرد، زن را طلاق داده زن همان مهریه‌‌ای را که در وقت عقد معین نموده است، می‌‌تواند از مرد بگیرد، اگر مهریه پول نقد معین شده است به احتیاط واجب نمی‌‌تواند بیش از آن مقداری که معین کرده است بگیرد و احتیاط آن است که مرد و زن در این مورد با هم مصالحه کنند و اگر مهریه طلا و اجناس دیگر معین شده است. همان چیزی را که مهریه قرار داده می‌تواند بگیرد و می‌‌تواند به نرخ روز قیمت آنها را بگیرد.

۶۶۵ بازدید

منافات برخی قوانین مهریه با احکام شرعی
در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۹۶ & ساعت ۲۱:۴۸

لطفا در اثبات این مطلب به بنده کمک کنید.
پيامبر اکرم(ص) فرمود: «من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم» (وسائل الشيعة15: 141)، همچنين به نقل از كافي(ج2،ص163) و وسائل(ج11،ص559) مرحوم كليني از هاشمي از امام صادق(ع) روايت كرده كه فرمود:«... من لم يهتم بامور المسلمين فليس منهم»،
باز از آن حضرت منقول است كه فرمود «من أصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس منهم و من سمع رجل ينادي ياللمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم»، همچنين كليني از ابوبصير از امام صادق(ع) روايت كرده كه فرمود «أيّما رجل من شيعتنا أتي رجل من إخوانه فاستعان به في حاجته فلم يعنه و هو يقدر إلا ابتلاه الله بأن يقضي حوائج عدة من أعدائنا يعذبه الله عليها يوم القيامة».
به راستي اين که گفته‌‌اند «کل ما حکم به الشرع حکم به العقل» و... يعني چه؟ يعني اگر حکمي صادر کرديم که صد درصد مغاير با عقل و منطق بود مشکلي ندارد! گويند شخصي مسكر خورده بود، او را پيش قاضي آوردند. قاضي دستور داد تا 1000 ضربه بزنندش. شخص گفت آقاي قاضي شما يا تا بحال شلاق نخورده‌ايد يا اينكه شمارش بلد نيستيد.
اخيراً رأي وحدت رويه‌اي كه به منزله قانون است و جز با قانون باطل نمي‌شود تحت عنوان «تقسيط مهريه، نافي حق حبس زوجه نيست» از سوي ديوانعالي كشور صادر شده است.
حال سؤال بنده اين است كه گيريم آن جوان نادان در حالي كه مست شهوت بوده، چنان مهريه‌اي را قبول كرده كه توان پرداختش را نداشته است، آيا مجازات او 41 سال تجرّد و بدون همسر ماندن است؟ ثانيا شما کدام يک از عناصر سه گانه جرم(عنصر مادي و معنوي و رواني) را در عمل زوج مي‌‌بينيد که اين مجازات را براي او روا مي‌‌داريد و تجويز مي‌‌نماييد؟! مگر مي‌شود به مرد گفت شما نفقه و مهريه اين زن اسمي را بدهيد و نيازهاي روحي و جنسي خود را با ديگران و از طريق روابط آزاد برطرف نماييد؟!
براستي اين رأي چه مناسبتي با شعار تحکيم مباني خانواده و تشييد مباني خانواده و تعميق روابط محبت آميز زن و مرد و حفظ کيان خانواده و پرهيز از طلاق و ايجاد آرامش و مودت و رحمتي که در قرآن کريم هدف از ازدوج بيان شده دارد؟ آيا کسي مي‌داند؟! با اين اوصاف بايد استفاده از حق حبس را هم به يکي از طرق انحلال نکاح افزود!
طرق انحلال نکاح عبارتند از: 1. طلاق 2. فوت يکي از زوجين 3. استفاده از حق حبس. اين رأي يعني رأي به انحلال خانواده.
به راستي کدام مرد عاقلي حاضر خواهد شد که 41 سال فقط مهريه و نفقه بدهد و 41 سال صبر کند تا بعد از آن زن به خانه او تشريف فرما شود، تازه آن هم اگر بيايد، چون قانونگذار در اين خصوص هيچ حمايتي از مرد نمي‌‌کند، به اين دلیل که حکم الزام به تمکين، قابل اجرا نيست و به زور پاسبان و ژاندارم هم نمي‌‌توان زن را وادار به تمکين نمود!
حالا بعضي يا شمارش بلد نيستند و نمي‌‌دانند که 41 سال يعني يک عمر، يا اين که مفهوم ازدواج و فلسفه آن را نمي‌‌دانند. شما كه حتماً تا بحال گرفتار چنين همسري نشده‌ايد، ولي قطعاً شمردن كه بلد هستيد! آنچه مسلم است اين است که حق حبس براي متعاقدين وجود دارد و الزام يک نفر از متعاقدين به تسلیم عوض(که در اينجا زوج ملزم به پرداخت مهريه است) بدون اينکه طرف ديگر ملزم به تسليم معوض شود(زوجه ملزم به تمکين شود)، أبعد الاشياء از عدالت و قوانين و شرع است، پس حق حبس يا بايد براي زوجين باشد يا هيچکدام(منبع: جواهر الکلام- مسالک الافهام- سرائر ابن ادريس و ...).
شما که ادعا مي‌‌کنيد مهر، وثيقه نکاح است، بقول شهيد مطهري اگر چنين بود خداوند در قرآن بجاي «و آتوا النساء صدقاتهن نحلة» مي‌‌فرمود «و آتوا النساء صدقاتهن وثيقة»! و باز بقول آن بزرگوار شما مي‌‌خواهيد بگوييد که پيامبر از حضرت امير(ع) در قبال حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) قصد دريافت وثيقه را داشت؟ ثالثاً مهريه‌‌اي که اصولاً به صورت نقدي بلافاصله پس از عقد دريافت مي‌‌شد چگونه مي‌‌توانست وثيقه باشد!
البته شما خود مي‌‌دانيد که ايرادات فراواني به مهريه‌‌هاي کنوني از نظر شرعي و عقلي وارد است که فقط به بيان چند نمونه اکتفا مي‌‌کنم:
الف: در بحث مهريه در جامعه ما تنها کساني که حق اظهار نظر ندارند فرزندان هستند و بنابراين اين قرارداد فضولي و غير نافذ است.
ب: مهريه‌‌هاي کنوني بر اساس حديث رفع تکليف ما لايطاق بوده که چنين تکاليفي ساقط است.
ج: در بسياري موارد مهريه‌‌هاي کنوني به لحاظ صوري بودن و فقدان قصد، باطل است و عبارت «کي داده کي گرفته» کاملاً مؤيّد همين امر است و نمي‌توانيد انكار كنيد كه از مرتكزات عرفيه ما ايرانيان است.
د: با توجه به آمار قوه قضاييه فقط سه الی چهار درصد کساني که مهريه خود را به اجرا مي‌‌گذارند موفق به اخذ آن مي‌‌شوند و اين چه وثیقه يا پشتوانه مالي است که غير قابل وصول است!!
ه: وقتي شما فرض را بر اين مي‌‌گذاريد که زوج بلافاصله پس از ملائت(یسار)، زوجه را طلاق خواهد داد، اين امر مستلزم اين است که زنان همواره در حيف و ميل کردن مردان کوشا باشند تا مرد به لحاظ عدم تمکن مالي هيچ وقت قادر به طلاق زوجه نباشد.
و. بر اساس احاديث فراواني که از نبي مکرم اسلام و ائمه اطهار(عليهم السلام) وارد شده، مهر سنگين؛ نشانه شوم بودن و نحس بودن زن و مهر سبک؛ نشانه برکت زن است، علاوه اینکه مهر سنگين موجب ايجاد کينه و عداوت مي‌‌شود و و و.... پس چرا عليرغم اين همه احاديث و روایات، از مهريه‌‌هاي نامعقول و نجومي حمايت مي‌‌کنيد!
البته دهها دليل ديگر که خود بهتر مي‌‌دانيد و بدليل جلوگيري از اطناب کلام در اين جا از ذکر همه آنها خودداري مي‌‌کنم.
تمامي قوانين خانواده مخالف ضروريات فقه است؛ مرد براي ازدواج مجدد احتياج به اذن هيچ کس ندارد نه حاکم نه زن(رجوع شود به مکاسب شيخ‌انصاري، مبحث شروط، شرايط ضمن عقد)؛
روايت اول: «محمدبن قيس عن ابي جعفر(ع) في رجل تزوّج امرأة و شرط لها ان هو تزوّج عليها امرأة... فهي طالق فقضي في ذلک انّ شرط الله قبل شرطکم فان شاء وفي لها بما اشترط و إن شاء أمسکها و اتّخذ عليها و نکح عليها»؛ محمدبن قيس از امام باقر(ع) سئوال مي‌‌کند راجع به مردي که در ضمن عقد با همسرش شرط مي‌‌کند که اگر هَوو(زن ديگري) به سر او آورد، او خود مختار طلاق باشد، امام جواب داد: شرط خدا قبل از شرط شما است«يعني خلاف شرط الهي است»، او اگر خواست به شرط خود وفا کند و اگر خواست هم او را نگه دارد و زن ديگري نيز بگيرد.(وسائل الشيعه،ج15، ص46)
و نيز روايت ديگر: «عبدالله بن سنان عن أبي عبدالله في رجل قال لأمرئة إن نکحت عليک فهي طالق قال ليس ذلک بشئ انّ رسول الله قال من اشترط شرطاً سوي کتاب الله فلا يجوز ذلک له و لا عليه»؛ ابن سنان از امام صادق(ع) راجع به مردي که به زنش مي‌‌گويد اگر سر تو زن گرفتم، اختيار طلاق دست تو باشد، امام فرمود اين شرط درست نيست زيرا پيامبر(ص) فرمود: کسي که شرطي خلاف کتاب خدا نمايد به نفع و يا ضرر او جايز نيست.(همان/ج47)
من با آنها موافقم كه مي‌فرمايند شخصي که در شرف ازدواج هست بايد عقلايي فکر نمايد و بعد مهريه را معين نمايد و لازم به ذکر است زوجي که با علم بر اين موضوع مهريه‌‌اي معين مي‌نمايد که در توانش نيست و موجب اعمال حق حبس زوجه مي‌گردد بنا بر قاعده اقدام بايد حرج را هم تحمل نمايد چون از إقدام خودش نشأت گرفته است.
متاسفانه بزرگترين مشکل ما عدم علم و آگاهي مردان است. شما فکر مي‌‌کنيد چند درصد از مردان از «حق حبس» اطلاع دارند؟ به نظر حقير بايد در موقع ثبت، سر دفتران ازدواج و طلاق، زوج را از وجود چنين حقي براي زوجه مطلع نمايند.
باور بفرماييد با جواناني مواجه شدم که فکر مي‌‌کردند که مهريه را فقط موقع طلاق بايد تأديه نمود! آيا سران دفاتر ازدواج در اين خصوص هيچ مسئوليتي نبايد داشته باشند؟
بله فرمايش آنها متين، وقتي کسي با اطلاع و علم، تن به تعهدي مي‌دهد، به ضرر خود اقدام نموده و خود کرده را تدبير نيست و قاعده اقدام هم از مسقطات ضمان است، ولي وقتي که نمي‌‌داند، چطور؟ بر اساس حديث رفع(رفع عن أمتي تسعة أشياء) که يکي از موارد نه گانه آن «مالا يعلمون» مي‌‌باشد، تکليفي بر او بار نيست و تکليف ساقط است، چون از وجود چنين حقي براي زوجه هيچ اطلاعي نداشته است.
مضافاً بر اينکه متأسفانه فريب زوج نيز در چنين مواردي مزيد بر علت مي‌‌شود، چرا که سر سفره عقد، داماد را از عدم وصول مهريه مطمئن مي‌‌سازند، با عباراتي چون «مهريه را کي داده و کي گرفته» و يا «اين پول ها خوردن ندارد» و «خدا قسمت هيچ کس نکند»، زوج را فريب داده و بلافاصله اقدام به صدور اجراييه و استفاده از حق حبس مي‌‌نمايند، که اين امر به هيچ عنوان قابل پذيرش نيست.
وقتي كه زوجه در هنگام عقد از وضعيت دارايي بنده مطلع بوده و من حاضرم زوجه را سوگند دهم كه صريحاً به زوجه گفته‌ام كه هيچ دارايي ندارم و ايشان با علم به اين موضوع، همسري مرا انتخاب كرده است، باز هم آيا قاعده اقدام بر عمل ايشان مترتب نمي‌باشد؟
چون امروزه دفاع از حقوق زن و مرد ستيزي و مظلوم نمايي زنان، تبديل به يک پرستيژ اجتماعي شده و نشانه روشنفکري است، خوب است من هم عليرغم ميل باطني و براي همرنگ شدن با جماعت، شروطي را به عنوان شرايط ضمن عقد نکاح به زنان پيشنهاد كنم! هيچ کس منکر ظلمي که در حق زنان جامعه ما رفته و مي‌‌رود نيست، يکي از مصاديق اين اجحاف، پيش بيني ضمانتهاي اجرايي بسيار ضعيف براي تخلف مردان از تکاليف آنها مي‌‌باشد. به عنوان مثال براي جرم ترک انفاق به موجب ماده ... قانون مجازات اسلامي، فقط مجازات حبس، آن هم از سه ماه و يک روز تا پنج ماه در نظر گرفته شده است و براي وصول مهريه نيز فقط با اعمال ماده دو قانون نحوه اجراي محکوميت‌‌هاي مالي مي‌‌توان مرد را فقط تا وصول مهر حبس نمود.
به اميد روزي که مجازات ترک انفاق، به حبس ابد با اعمال شاقه تغيير يابد و هم چنين زنان بتوانند بخاطر مهر، زوج را إلي الابد در حبس نگه دارند. خوشبختانه براي تخلف زنان از تکاليفي چون حسن معاشرت و تشييد و معاضدت در تربيت اولاد، قانون هيچ ضمانت اجرايي پيش بيني نکرده است، فقط براي عدم تمکين، عدم استحقاق نفقه را پيش بيني کرده است که اميدواريم از قانون مدني حذف شده تا زنان حتي با وجود عدم تمکين بتوانند نفقه خود را بطور کامل دريافت نمايند.
حقوقي که براي زن، خاصه بعد از طلاق در نظر گرفته شده، فقط شامل نصف دارايي مرد و اجرت المثل و نحله هست. البته مهريه ارتباطي به طلاق نداشته، بلکه زن هر وقت اراده نمود مي‌تواند از طريق اجراي ثبت يا دادگاه آن را وصول نمايد و قبل از مطالبه نيز مي‌‌تواند کليه اموال مرد و شماره حسابهاي او را نيز توقيف و او را ممنوع الخروج نمايد و اينگونه است كه ماده 1133 ق م در حقيقت بيان مي‌كند مرد فكر مي‌كند مي‌‌تواند با رعايت شرايط مقرر در اين قانون با مراجعه به دادگاه تقاضاي طلاق همسرش را بنمايد.
خوشبختانه راهي وجود دارد که زنان مي‌‌توانند ضمن حفظ بکارت، مهريه و در عين حال نفقه خود را نيز دريافت نموده و با بلا تکليف گذاشتن مرد او را مجبور به ازدواج مجدد نموده و با اختيار حاصله از بند 12 شروط ضمن عقد وکالتاً از طرف زوج خود را مطلقه نموده و به ثروت کلاني دست يابند و البته اين چرخه مي‌‌تواند با ازدواج‌‌هاي مجدد زن ضمن حفظ بکارت ادامه پيدا کند که اين امر موجب ارتقا و بهبود وضع مالي زنان جامعه و توانمندي اقتصادي آنها خواهد شد.
به هر حال تا زماني كه قانونگذار كاملاً همه حقوق را از مرد سلب نمايد، اگر زني بخواهد به لحاظ مالي ازدواج موفقي داشته و به تمامي خواسته‌‌هاي مادي خود برسد، بايد علاوه بر تعيين مهريه‌‌هاي سنگين(حداقل تعدادي سکه به تاريخ تولد خويش البته به تاريخ ميلادي و صد البته سکه طرح قديم) شروط زير را نيز حتماْ به عنوان شروط ضمن عقد نکاح در سند ازدواج قيد نمايد تا بتواند علاوه بر رسيدن به وضعيت آرماني به لحاظ مالي، مرد را از هر لحاظ بطور کامل تحت سيطره خود قرار داده و او را حتي از طبيعي‌‌ترين حقوق خود محروم سازد:
1- زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکيل به غير داد تا زوجه در هر زماني که بخواهد از جانب زوج اقدام به متارکه کرده و خود را از علقه زوجيت رها سازد، به هر طريق اعم از بذل يا اخذ مهريه.
2- زوج به زوجه وکالت بلا عزل داد تا هر زمان خواست مهريه را به هر ميزان که خواست افزايش دهد.
3- زوجه اجازه دارد هر زمان اراده نمود به خارج از کشور مسافرت نموده و نيازي به اجازه مجدد زوج نباشد، چه براي اخذ يا تمديد يا تجديد گذرنامه و اين اجازه دائمي است.
4- زوجه حق ادامه تحصيل را تا هر مرحله‌اي که لازم بداند خواهد داشت در هر مکان و محلي که ايجاب کند.
5- زوج، زوجه را در انتخاب هر شغلي که مايل باشد و در هر محلي که صلاح بداند مخير مي‌‌نمايد.
6- زوج مکلف است هنگام جدايي اعم از اينکه متارکه به درخواست زوج باشد يا به درخواست زوجه، کليه دارايي خود را اعم از منقول و غير منقول و وجوه نقدي بلاعوض به زوجه منتقل نمايد.
7- حق انتخاب مسکن و تعيين کشور و شهر يا محل آن با زوجه خواهد بود.
8- حضانت فرزندان بعد از طلاق مطلقاً با زوجه خواهد بود و در صورت خروج از کشور نيز نيازي به اذن پدر نخواهد بود.
9- اختيار زمان بچه دار شدن مطلقاً در اختيار زوجه خواهد بود.
10-نزديکي و تمکين در اختيار زوجه بوده و هر زمان که اراده نمود زوج مکلف به همبستري با زوجه خواهد بود.
11- اگر احياناً تقاضاي همبستري از سوي زوج باشد، زوج بايد قبلاً مبلغي(که از سوي زوجه تعيين مي‌‌شود) به شماره حساب زوجه واريز نمايد با اين حال زوجه در نزديکي مخير بوده و اين امر موجد هيچ حقي هم براي زوج نخواهد بود.
12- زوج به هيچ عنوان حق طلاق زوجه را نخواهد داشت.
13- زوج پس از متارکه به هيچ عنوان حق ازدواج را نخواهد داشت، اعم از نکاح دائم يا نکاح منقطع.
14- زوجه هر وقت مصلحت بداند مي‌‌تواند زوج را تنبيه بدني نمايد و زوج حق هر گونه اعتراض بعدي را در اين خصوص از خود سلب و ساقط مي‌نمايد.
15- زوج مکلف به انجام کليه کارهاي منزل بوده و در موقع جدايي نيز حق درخواست اجرت المثل را از اين حيث نخواهد داشت.
16- زوجه هرگونه که مقتضي و صلاح بداند در برقراري ارتباط با ديگران مخير بوده و زوج حق هرگونه اعتراض بعدي را از خود سلب و ساقط مي‌نمايد.
17- درخصوص تربيت اولاد، زوجه هر گونه صلاح بداند اقدام خواهد نمود و زوج حق دخالت در اين خصوص را نخواهد داشت.
18- رياست خانواده با زوجه خواهد بود.
19- زوجه شرط نمود که زوج ضمن اطاعت کامل از زوجه از والدين ايشان نيز تبعيت کامل داشته باشد.
20- زوجه شرط نمود عند اللزوم نفقه والدين ايشان نيز با زوج باشد.
21- حق رجوع بعد از طلاق با زوجه خواهد بود.
22- نفقه زوجه علاوه بر مصاديق قانوني که عبارت از تهيه مسکن و البسه و خوراک و هزينه‌‌هاي بهداشتي و دارويي مي‌‌باشد شامل کليه تفريحات زوجه نيز از قبيل مسافرت خارج از کشور و غيره خواهد بود و ميزان نفقه نيز توسط زوجه بدون لحاظ کردن وضعيت مالي زوج تعيين خواهد شد.

برادر عزيز و گرامي: مهريه؛ حق زن است و تعيين مقدار آن نيز در اختيار زوجه مي‌‌باشد. هر چند مستحب است زنها مهريه کمتر بگذارند ولي در عين حال شرع از گرفتن مهريه زياد در صورتي که شوهر راضي باشد منع نکرده است. زن نمي‌‌تواند شوهر را مجبور به پذيرش مهريه سنگين نمايند، اما در صورتي که در هنگام عقد، زوج راضي به مهريه سنگين باشد عقد صحيح است و مهريه به عنوان دين بر عهده شوهر قرار مي‌‌گيرد و هر زمان زوجه بخواهد مي‌‌تواند مهريه را مطالبه کند و بر شوهر واجب است آن را پرداخت کند.
براي‌ جلوگيري از پایمال شدن حق مهريه، در پاره‌اي از موارد، خانم ها حق دارند که قبل از دريافت مهريه، از تمکین خودداري کنند تا حقشان پایمال نگردد.
کسي که قصد دارد ازدواج کند بايد با چشمهاي باز و با دقت و با مشورت با بزرگان خانواده مخصوصا پدر و مادر و در نظر گرفتن جهات مختلف مسئله، با آگاهي کامل اقدام به ازدواج کند تا گرفتار چنين مشکلي نشود.
اگر کسي بدون مشورت با ديگران و حتي در پاره‌اي از موارد بدون در نظر گرفتن نظر بزرگان خانواده، حتي پدر و مادر و بدون در نظر گرفتن توان پرداخت مهريه، با احساسات خود اقدام به ازدواج با مهريه سنگين نمايد و با اختيار خود، خودش را گرفتار مهريه سنگين و مشکلات ناشي از آن مي‌نمايد، تقصير ديگران چيست؟ آيا انتظار داريد که به خاطر اشتباه چنين افرادي، دادگاه، قانون شرع را بشکند؟
البته اين مسئله‌اي را که اشاره نموده‌‌ايد که مرد، حق ازدواج مجدد ندارد، صحيح نيست، و مرد حق دارد با رعايت عدالت، تا چهار همسر دائمي انتخاب کند و اين قانون ثابت خدا است و هيچ قاضي و دادگاه هم نمي‌تواند آن را منع کند، مگر آنکه زن اول در ضمن عقد شرط کرده باشد که مرد بدون اذن او، حق گرفتن همسر مجدد نداشته باشد، که دراين صورت قانون مي‌‌‌تواند اورا منع کند و دراين مورد نيز مرد بايد از اول متوجه باشد و اين شرط را در هنگام عقد قبول نکند و اگر قبول کرد بايد به شرطي که نموده وفادار باشد و اگر عمل نکرد قانون مي‌‌تواند او را منع کند، اما اگر چنين شرط نشده باشد، مرد مي‌تواند ازدواج مجدد کند و نياز به اذن زن يا هيچ کسي ديگر نمي‌‌باشد.
ناگفته نماند که شما بايد به اين مسأله نيز بينديشيد که اگر مواردي از اين گونه مشکلات براي مردها پيش مي‌‌آيد و در واقع مرد در دام ستم همسرش قرار مي‌‌گيرد، از آن طرف نيز در موارد بسيار بيشتر از اين موارد، زنها در دام ستم مردها قرار دارند و در بسياري از موارد زنها مورد اذيت و آزار شوهران قرار مي‌‌گيرند و با کوچکترين بهانه آنها را مورد ضرب و شتم قرار مي‌‌دهند و در پاره‌اي از موارد، مرد، آن قدر زن را اذيت مي‌‌کند تا مجبور شود مهريه‌‌اش را ببخشد و او را طلاق دهد و امثال اين موارد.
در اين موارد که حتي خانم ها به اميد زندگي کردن در دام ستم مردان قرار مي‌‌گيرند و حتي به اختيار خود هم اين ظلم و ستم را انتخاب نکرده‌‌اند، هيچ کس انتظار ندارد قانون خدا شکسته شود و نمي‌گويند چرا زن خودش اختيار طلاق خود را نداشته باشد، ولي در مثل مواردي که شما در نامه اشاره کرديد که به مراتب کمتر از موارد ديگر مي‌‌باشد انتظار داريد دادگاه قانون خدا را بشکند و حق مهريه و تمکين را سلب نمايد. آيا انصاف است؟!
در هر صورت در فرض سؤال اگر در هنگام عقد، توسط همسر او شرط نشده باشد که او حق ازدواج مجدد بدون اذن همسرش را ندارد، مي‌‌تواند براي خود همسري ديگر اختيار کند و اقساط مهريه همسر اول را نيز ماهيانه پرداخت کند تا مدت آن تمام گردد.

۱,۴۵۹ بازدید

تعلق مهریه بعد از تغییر جنسیت
در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۹۶ & ساعت ۲۱:۴۸

اگر زن جهت تغییر از شوهر خود اذن گرفته باشد، چه مقدار مهریه به وی تعلق خواهد گرفت و اگر اذن نداشته باشد چه مقدار؟

اذن شوهر ملازمه‌ای با سقوط مهریه ندارد

۷۲۰ بازدید

کلید واژه ها: مهریه تغییر جنسیت زن