غيبت کردن درباره ديگران
در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ & ساعت ۰۰:۵۲

وقتي شخصي کنار ما کارهايي انجام مي‌‌دهد که ما مجبور به حرف زدن در مورد آن مي‌‌شويم و براي يکديگر تعريف کنيم، حکم اين مسئله چيست؟ آيا ما بايد او را از اين صحبت مطلع کنيم يا خير؟

اگر پشت سر ديگران حرفي بزنيد که اگر بشنود ناراحت مي‌‌شود، غيبت محسوب مي‌‌شود و جايز نيست.
البته اين در صورتي است که آنچه مي‌‌گوئيد واقعيت داشته باشد و يا عيبي را ذکر کنيد که در او باشد.  اما اگر نباشد، تهمت است و آن هم حرام است.

۳۲ بازدید

غيبت دوستان يا فاميل
در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ & ساعت ۰۰:۵۲

گاهي شخصي از فاميل يا دوستان نزديك حرفي به انسان مي‌‌زند كه جواب دادن به آن باعث كدورت شديد و يا قطع رحم مي‌‌گردد و انسان از اين حرف خيلي ناراحت مي‌‌شود. اگر انسان در جاي ديگر و به شخص ديگر اين مسئله را بازگو كند يا درددل كند تا بتواند خودش را تخليه كند، آيا غيبت محسوب مي‌‌شود؟

بله، غيبت محسوب می‌‌شود.

۴۷ بازدید

سوال از علت عادل نبودن امام جماعت
در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ & ساعت ۰۰:۵۲

آيا مي‌‌توان براي پي بردن به عدالت کسي(روحاني) با افرادي مشورت کرد و يا دليل عدم عدالت او را جويا شد؟ (آيا اين موارد غيبت محسوب مي‌‌شود؟)

بلي، براي احراز عدالت مي‌‌توان تحقيق کرد و حسن ظاهر هم کافي است و تحقيق، غيبت محسوب نمي‌‌شود. لکن جويا شدن از دليل عدم عدالت، وجهي ندارد، زيرا چيزي که لازم است در مورد امام جماعت تحقيق شود، عدالت است، نه تفحص در علت عدم عدالت.

۵۰ بازدید

تعريف و موارد جواز غيبت
در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ & ساعت ۰۰:۵۲

1- تعريف دقيق غيبت چيست؟
2- در چه مواردي غيبت جايز است؟
3- فاسق چه كسي است؟

1- معناي غيبت آن است كه پشت سر مسلمان چيزي بگوئيد كه او خوشش نمي‌‌آيد و مصداق بارز آن؛ گفتن عيوب اوست و همچنين چيزي كه باعث تنقيص او در جامعه شود. لازم به ذكر است كه حتي اگر اين عيوب را هم داشته باشد غيبت محسوب مي‌‌شود و حرام است و در صورتي كه نداشته باشد علاوه بر غيبت، تهمت هم هست.

2- از موارد جواز غيبت، مورد اول؛ غيبت متجاهر به فسق است در همان کاري که انجام مي‌‌دهد. يعني کسي که پوشيده و مستور گناه نمي‌‌کند، بلکه در ملاء عام مرتکب معصيت مي‌‌شود،
مورد دوّم دادخواهي مظلوم و اعلام ظلم ظالم بر اوست که مي‌‌تواند بگويد که فلان کس اين ظلم را در حق من انجام داده است.
مورد سوّم در مقام مشورت دادن به شخصي است که از انسان مشورت مي‌‌خواهد، خصوصاً براي امور مهمي مثل ازدواج و يا شرکت در تجارت و امثال اينها.
مورد چهارم جائي است که مصلحت اقوي و اهمي در بين باشد. مثل حفظ جان و مال و ناموس محترم که اگر غيبت کند به هرجهت موجب حفظ آنها مي‌‌شود، که اين مورد از موارد ضرورت است.
مورد پنجم جائي است که غيبت شخص و گفتن کاري که او مي‌‌کند موجب آن مي‌‌شود که جلوي کار منکر او گرفته شود، مثلاً کسي کار حرامي انجام مي‌‌دهد، و شخصي که مي‌‌داند خود نمي تواند جلوي او را بگيرد، لکن اگر به ديگر بگويد گر چه غيبت محسوب مي‌‌شود، لکن موجب جلو گيري از کار بد او مي‌‌شود که در اين صورت جائز است.
مورد ديگر ريشه کن کردن ماده فساد است، مثل آنکه شخصي بدعت گزار در دين است و افراد نمي‌‌دانند، براي آنکه مردم را گمراه نکند به افراد بگوئيم که اين شخص بدعت گزار است.
البته اينها مواردي بود از مستثنيات غيبت، لکن يک نکته را بايد ياد آور شويم که اصل در غيبت، حرمت است و مواردي که ذکر شد در صورتي جائز است که شخص بتواند موضوع را خوب تشخيص دهد و خداي ناکرده گاهي در اثر ندانستن، دچار گناه غيبت نشود، چون مرزها باريک است و احتمال خطا در اين گونه چيزها قوي است.

3- کسي که گناه مي‌‌کند فاسق است و کسي که علناً گناه مي‌‌کند و ابا ندارد که مردم او را در حال گناه ببينند متجاهر به فسق است.

۴۹ بازدید