pic
pic
فشار گرفتاری و مشکلات بر انسان
در تاریخ ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ & ساعت ۰۲:۲۵

حقیقت این است که ديگر از شدت گرفتاریها خسته شده‌‌ام و در حد كافر شدن نيز رفته‌‌ام. نمي‌‌دانم چكار كنم. هر كاري مي‌‌كنم كه مقداری از بدبختيهايمان كمتر شود، بدتر مي‌‌شود. چندبار نيز مزاحم شما شده‌‌ام و راههايی نيز برایم گفته‌‌ايد، ولي هيچ تأثيري نداشت.
ديگر هيچ فكري به ذهنم نرسيد تا اينكه دوباره مزاحم شما شدم و آخرين راه باقي مانده براي من، شما بوديد.
من آدم بي ظرفيتي نيستم كه زود از كوره در بروم، ولي ديگر به آخر خط رسيده‌‌ام. حالا اگه شما راهي به نظرتان مي‌‌رسد به من بگویيد.

آنچه كه درجواب شما مي‌‌توانيم بگويیم این است كه: تنها شما نيستيد كه گرفتاري داريد بلكه هركس دراين دنيا به نوعي از گرفتاري ها و بلاها، مبتلا مي‌‌باشد. 


علت گرفتاريها چيست؟
براساس آيات قرآن كريم و روایات اهل بيت عصمت(عليهم السلام)، گرفتاريهايی كه براي مؤمنين پيش مي‌آيد يا به خاطر ندانم كاريهاي خود آنها است يا آزمايش‌‌هاي الهي است يا براي بالابردن درجات معنوي آنها است.


توضيح مختصر هر يك این است كه:
الف) گاهي انسان مرتكب خطاها و اشتباهات مي‌‌گردد كه پيامد آن ها به صورت گرفتاري وبلا درزندگي دنيا پديدار مي‌گردد.
هرگناه، اثر وپيامد مخصوص دارد، برخي گناه فقر مي‌‌آورد، برخي هم گرفتاري ديگر ايجاد مي‌‌كند، چنانچه امام علي(ع) در دعاي كميل مي‌‌فرمايد: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلاء»؛ «خدايا گناهانی كه سبب رسوايی مي‌‌گردد و گناهانی كه موجب خشم وانتقام تو مي‌‌گردد، گناهانی كه نعمت‌‌هاي تو را تغيير مي‌‌دهد و مانع از اجابت دعا مي‌گردد و گناهانی كه سبب نزول بلا مي‌‌گردد را بر من ببخش و بيامرز».
در هر صورت اين گرفتاري ها هم به خاطر آن است كه كيفر گناهان او باشد و چون خدا بنده‌‌ي مؤمنش را دوست دارد در برابر برخي از گناهان او را گرفتار مي‌‌كند تا كيفر خطاي او در همين دنيا گردد و در آخرت سبكبار باشد و اين خود، لطف و رحمت خدا نسبت به بنده مؤمن است. ولي كسي كه مورد غضب قرار گيرد در بسياري موارد به جاي گرفتاري، نعمتش را بيشتر مي‌‌كند تا در نهايت او را به عذاب دردناك آخرت گرفتار سازد.


ب) امتحان‌‌هاي الهي
گاهي گرفتاريها به خاطر آنست كه مورد آزمايش و امتحان الهي قرار مي‌‌گيرد.
يكي از سنت ها وقانون‌‌هاي ثابت خدا این است كه مؤمنين را آزمايش مي‌‌كند، چنانچه قرآن كريم در آيات زيادی به اين مسئله اشاره دارد. براي نمونه:
در  قرآن کریم مي‌‌فرمايد: «لَتُبْلَوُنَّ في‏ أَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنَ الَّذينَ أَشْرَكُوا أَذىً كَثيراً وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الأمُورِ»(آل عمران:186)
«البته، ‌آزمونهاي مالي و جاني(بسيار) در پيش خواهيد داشت، و بي ترديد و ناگزير، از پيروان(دروغين) كتابهاي آسماني پيشين و نيز از كساني كه مرام شرك را برگزيده‌‌اند، آزار و زخم زبان فراوان خواهيد ديد، اگر صبر پيشه کنید و استقامت كنيد همه كارتان روبراه خواهد شد و توفيق رفيق شما خواهد گرديد».
و نیز مي‌‌فرمايد: «و لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الاَمْوالِ وَ الأَْنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ»(بقره:155)؛ «قطعا همه ي شما را با چيزي از ترس، گرسنگي و كاهش در مالها و جانها و ميوه ها آزمايش مي‌كنيم، وبشارت ده به استقامت كنند گان...».
همچنین مي‌‌فرمايد: «أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا آمنا و هم لا يفتنون...»(عنكبوت1-3)
«آيا مردم چنين پنداشته‌‌اند كه به صرف اينكه بگويند: ايمان آورديم؛ رهايشان مي‌‌كنند و در بوته آزمايش قرار شان نمي‌‌دهند؟ حال آنكه ما امتهايي را كه پيش از اينان بوده‌‌اند نيز آزموده‌‌ايم.(پس، ناگزير مسلمانان را هم خداوند خوا هد آزمود) و معلوم خواهد گردانيد كه چه كساني داراي ايمان راستين هستند و چه كساني بدروغ ادعاي ايمان كرده‌‌اند».
البته آزمايش‌‌هاي الهي چار چوب مشخص ومعين ندارد بلكه هر كس متناسب با حالات روحي اش آزمايش و امتحان مي‌‌گردد. لذا در آيه ديگر مي‌‌فرمايد: «وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ»(انبياء: 35)؛ «ما شمارا به بديها و خوبيها آزمايش مي‌كنيم و سرانجام به سوي ما بازگردانده مي‌شويد».


حكمت امتحان‌‌هاي الهي چيست؟
هر چند خداوند از همه امور آگاه است، لذا امتحانات الهي براي رفع جهل از امور نيست، لكن براي آنكه شايستگي ولياقت انسان‌‌هاي مؤمن خالص به نمايش گذاشته شود واستعداد‌‌هاي دروني او بروز وظهور پيدا كند او را مورد امتحان قرار مي‌‌دهد. خالص كردن انسان مؤمن وآشكار شدن جوهره ايمان مؤمن يكي از حكمت‌‌هاي آزمايش الهي است. همان گونه كه صنعتگر، طلا را در آتش مي‌اندازد تا ناخالصي‌هاي او در كوره آتش نابود شود و طلاي خالص بدست آيد، خداوند هم انسان‌‌هاي مؤمن را در كوره بلاها وغم ها پخته و ايمان اورا خالص مي‌‌سازد. هم چنين جدا ساختن صفوف مؤمنين راستين از كساني كه صرفا در زبان مؤمن هستند ازديگر حكمت‌‌هاي امتحان‌‌هاي الهي است چنانچه امام علي(ع) مي‌‌فرمايد: «لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَنْ يُمَحَّصُوا وَ يُمَيَّزُوا وَ يُغَرْبَلُوا وَ يُسْتَخْرَجُ فِي الْغِرْبَالِ خَلْق»؛ «بايد مردم خالص شوند و امتحان گردند و تميز داده شوند و غربال شوند، و استخراج شوند».
بنابراين، مؤمنين متناسب با مرتبه ايمان و وضعيت روحي شان مورد آزمايش‌‌هاي سخت الهي قرار مي‌گيرند و كسي نپندارد كه راه ايمان و دينداري هميشه از ميان گلزارها و باغستانهاي سر سبز مي‌‌گذرد و انسان با ايمان در سراسر اين راه طولاني كه در پيشرو دارد، روي برگ‌‌هاي گل قدم مي‌‌گذارد كه اين پندار نشانه‌‌ي بي خبري از ماهيت ايمان و دين ‌مي‌باشد. شايد همين انديشه و پندار بوده است كه زماني در مكه در افكار بعضي از مسلمانان رخنه كرده بود كه تا كي بايد به جرم داشتن ايمان به خداي يكتا زجر بكشيم؟


خداوند براي زدودن اين موهومات از انديشه‌‌ي آنان، آيات ذيل را نازل فرمود:
«أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ»(عنكبوت/2-3)؛ «آيا مردم چنين پنداشته‌‌اند كه به صرف اينكه بگويند: ايمان آورديم رهايشان مي‌‌كنند ودربوته ي آزمايش قرار شان نمي‌‌دهند؟ حال آنكه ما امتهايي را كه پيش از اينان بوده‌‌اند نيز آزموده‌‌ايم.(پس، ناگزير مسلمانان را هم خداوند خوا هد آزمود) و معلوم خواهد گردانيد كه چه كساني داراي ايمان راستين هستند و چه كساني بدروغ ادعاي ايمان كرده‌‌اند».
گويا همين پندار‌‌هاي ناهنجار كه با آوردن ايمان نبايد ديگر مشكلات بر سر راه آنان باشد، در اذهان مسلمانان در مدينه هم به وجود آمده بود كه براي بطلان اين باور هم خداوند فرمود: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى‏ نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريب‏»(بقره: 214)؛ «يا گمان كرده‌‌ايد كه به همين سادگي مي‌‌توانيد داخل بهشت بشويد؟! هنوز كه شما مانند امتهاي پيشين به مصائب گرفتار نيامده‌‌ايد، آنها آنقدر سختي مي‌‌كشيدند(و فراز و نشيبها را طي مي‌‌كردند و آنچنان پريشان و هراسان مي‌‌شدند) كه پيامبر خدا با مؤمنان و پيروانش همصدا مي‌‌گرديد و همه يك زبان مي‌‌گفتند پس ياري خداوند چه شد؟! همه بدانند كه ياري خداوند بسيار نزديك است».
پس از جنگ أحد كه مسلمانان آن همه تلفات و زخمي داشتند و هفتاد نفر از جنگجويان نمونه و سران سپاهشان را از دست داده بودند‌(در چنين شرايطی، براي اينكه بفهماند كه راه ايمان و دينداري با سختي‌‌ها همراه است) خداوند اين آيه را نازل فرمود «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرينَ»(آل عمران:142)؛ «مبادا گمان كنيد كه به همين ‌آساني مي‌توانيد به بهشت در آييد؟ هنوز خداوند مجاهدان شما را معلوم نگردانيده و صابران شما را باز نشناخته است».
در هر صورت باب آزمايش الهي بحث مفصل دارد و حكمتهاي آن هم زياد مي‌‌باشد و خداوند همه بندگانش را به نحوي مورد آزمايش قرار مي‌‌دهد چنانچه پيامبران الهي مورد آزمايش شديد قرار مي‌گرفتند.


ج) بالا بردن اجر وپاداش معنوي
گاهي گرفتاريها به خاطر آنست كه خداوند انسان‌‌هاي مؤمن را گرفتار مي‌‌سازد تا او صبر بر بلاها كند و درجات معنوي او را بالا ببرد.
در روايتي كه ازعبدالرحمن دراين زمينه وارد شده است چنين آمده: «عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ ذُكِرَ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) الْبَلَاءُ وَ مَا يَخُصُّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْمُؤْمِنَ فَقَالَ سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ أَشَدُّ النَّاسِ بَلَاءً فِي الدُّنْيَا فَقَالَ النَّبِيُّونَ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ وَ يُبْتَلَى الْمُؤْمِنُ بَعْدُ عَلَى قَدْرِ إِيمَانِهِ وَ حُسْنِ أَعْمَالِهِ فَمَنْ صَحَّ إِيمَانُهُ وَ حَسُنَ عَمَلُهُ اشْتَدَّ بَلاؤُهُ وَ مَنْ سَخُفَ إِيمَانُهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلَاؤُهُ»؛ «عبدالرحمن ابن حجاج مي‌‌گويد: خدمت امام صادق(ع) سخن از بلا و آنچه خداي عزّوجل مؤمن را به آن مخصوص مي‌‌دارد به ميان آمد، حضرت فرمود: از رسول خدا‌(صلي الله عليه وآله) پرسيدند: در دنيا بلاي كدام كس سخت تر است؟ فرمود: پيغمبران، سپس هر كه به آنها شبيه‌‌تر است(اوصيا) به ترتيب و بعد از آن مؤمن به ‌‌اندازه ايمان و نيكي كردارش گرفتار شود، پس هر كه ايمانش درست و كردارش نيكو باشد گرفتاريش سخت است و هر كه ايمانش سست و عملش ضعيف باشد گرفتاريش اندكست».
‌در روايت ديگر مي‌خوانيم «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُ بِمَنْزِلَةِ كِفَّةِ الْمِيزَانِ كُلَّمَا زِيدَ فِي إِيمَانِهِ زِيدَ فِي بَلَائِه»؛ ازامام صادق(ع) روايت نموده‌‌اند كه فرمود: مؤمن مانند كفه ترازو است، كه هر چه بر ايمانش بيفزايد، بر بلايش افزوده شود.
امام صادق(ع) فرمود: همانا خداوند دوستان خود را به مصيبتها و پيش آمدها گرفتار مي‌‌كند تا بدان جهت، بدون داشتن گناه، به آنها اجر و ثواب عنايت فرمايد.
در حديث ديگر از پيامبر اسلام(ص) چنين نقل شده است:


«إِنَّ الرَّجُلَ لَيَكُونُ لَهُ الدَّرَجَةُ عِنْدَ اللَّهِ لَا يَبْلُغُهَا بِعَمَلِهِ يُبْتَلَى بِبَلَاءٍ فِي جِسْمِهِ فَيَبْلُغُهَا بِذَلِكَ»؛ «براي مرد در نزد خداوند درجه و مقام است كه به وسيله عمل خود نمي‌‌تواند به آن برسد (عملش قاصر است پس) خداوند بدن او را گرفتار بلا(مصائب،امراض و...) مي‌‌گرداند، به اين وسيله به آن مقام نائل مي‌‌گردد».
به همين مضمون از امام صادق(ع) هم روايت شده است كه فرمود: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ فِي الْجَنَّةِ مَنْزِلَةً لَا يَبْلُغُهَا عَبْدٌ إِلَّا بِالِابْتِلَاءِ فِي جَسَدِهِ».
حال با توجه به آنچه بيان شد لازم است شما برادر گرامي راجع به زندگي انسان‌‌هاي خوب و آبرومند نزد خدا، مانند پيامبران وامامان وساير بندگان مؤمن توجه و فكر نمائيد؛ گرفتاري كه براي آنها در دنيا پيش آمد نموده است براي هركسي ديگر اگر پيش بيايد تحملش شايد بسيار مشكل و سخت باشد.
لابد زندگي حضرت ايوب پيامبر را شنيده‌‌ايد كه در اثر ‌آزمايش خدا همه دارائي‌ها، فرزندان و سلامتي اش را در مدت بسيار كم از دست داد. با آنكه مصيبت فرزندان جوان، رويكرد شديد فقر، بيماري شديد و عليل شدن بدن و زخم زبان ها و طعن‌‌هاي مردم بر آن حضرت وارد گرديد، ولي نه تنها لب به اعتراض به خدا باز نكرد و نگفت خدايا تو مرا مبتلا وگرفتاركردي و در قيامت راه تو را مي‌‌گيرم. بلكه هميشه شكر خدا نمود و صبر كرد تا زماني كه خدا همه بلاها را دفع كرد و او هم قهرمان صبر وآبرومند بيشتر در نزد خدا والگوي صبر در ميان همه انسان‌‌هاي مؤمن گرديد.
در زندگي ائمه توجه كنيد، آنها چقدر گرفتاري داشتند. مخصوصا به حادثه كربلا توجه كنيد چه مصيبت عظيمی بر اين خاندان رخ داد، ولي با همه آن مصائب كه در كربلا رخ داد. قهرمان صبر كربلا يعني حضرت زنيب(س) نه تنها اعتراض نكرد بلكه فرمود «ما رأيت إلا جميلا»؛ «از خدا به جز خوبي چيزي نديدم». حتي در شب بعد از شهادت برادران و يارانش، نماز نافله شب را هم ترک نکرد.
حال شما خود فكر كنيد شايد گرفتاري‌‌هاي شما آزمايش الهي باشد، شايد هم جهات ديگر داشته باشد و اصولا بر اساس برخي روایات خداوند گاهي خير بنده‌‌اش را در گرفتاري‌‌هاي دنيا مي‌‌بيند وحكمتش اقتضا مي‌‌كند كه او را گرفتار سازد.
همچنين اجابت دعا و توسلات هم منوط به برخي شرائط است كه تا شرائط محقق نگردد مستجاب نمي‌‌گردد. همچنين گاهي خدا دوست دارد ناله بنده را بشنود، بدان جهت اجابت دعاي او را تأخير مي‌اندازد. نيز گاهي اجابت دعا را بر خير وصلاح بنده‌‌اش نمي‌‌داند، لذا دعاهاي او را به عنوان درجه معنوي او در عالم ديگر ذخيره مي‌‌كند. و ما چون به حكمت‌‌هاي خدا آگاه نيستيم، فكر مي‌‌كنيم هر چه ما خواستيم خدا بايد اجابت كند و ائمه هم بايد واسطه در اجابت باشند، در حالي كه حكمت‌‌هاي ديگری هم در اين عالم در كار است كه ما بي خبريم.
پس خداوند هيچ گاه بدون جهت كسي را گرفتار نمي‌‌كند او بندگان را بيش از مادر نسبت به فرزندش دوست دارد. شما هم سعي كنيد كه برافكار خود مسلط باشید و فريب وسوسه‌‌هاي شيطان را نخوريد و رابطه خود را با خدا تيره نسازيد.
آنچه در نامه شما ملاحظه شد، نشانه وسوسه شيطان است كه مي‌‌خواهد همه اجر و ثواب شما را از اين گرفتاري‌‌هايی كه داريد و كسب كرديد از بين ببرد و شما را شكست خورده ميدان آزمايش الهي بگرداند. به وسوسه او توجه نكنيد كه شما را زيانمند دنيا وآخرت مي‌سازد.
از رحمت خدا مأيوس و نااميد نباشيد كه اين خود گناه بسيار بزرگی است و نا اميدي از رحمت خدا انسان را از هر خير وخوبي دنيا و آخرت دور مي‌‌سازد. شما هم اميد به رحمت حق را ازدست ندهيد و ارتباط خودرا با خدا در هر حال محكم سازيد و اگر ارتباط انسان با خدا سالم باشد، و بر خداوند توکل کند، خداوند هم راه خروج از مشکلات را نشان خواهد داد و زمينه رفع گرفتاريها را فراهم مي‌‌کند.

۱,۱۹۶ بازدید