pic
pic
آیا خدا ظلم می‌‌کند؟
در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ & ساعت ۱۵:۲۳

چرا خدا اين همه ظلم مي‌‌كند؟ مگر ما پيامبر هستيم كه امتحان شويم؟ أصلاً من دلم جهنم مي‌‌خواهد چه كار كنم؟ ديگر من طاقت اين همه ظلم در دنيا را ندارم.


خداوند هيچ‌‌گاه به کسي ظلم نمي‌‌کند و هيچ کسي از خدا عادل‌‌تر نيست و خداوند عالم کائنات را بر اساس عدالت پايه‌‌ريزي نموده است و در چندين آيه، قرآن کريم سفارش به عدالت نموده و بر ظالمان وستمگران نفرين نموده است.

بنابراين گرفتاريهايي که براي شما و يا ساير افراد پيش آمده، هيچ ربطی به عدالت خداوند ندارد، بلکه:
گرفتاريهايی كه براي مؤمنين پيش مي‌آيد يا به خاطر ندانم كاريهاي خود آنها يا آزمايش‌‌هاي الهي يا براي بالابردن درجات معنوي آنها است.

توضيح مختصر هر يك اين‌ است كه:
الف) گاهي انسان مرتكب خطاها و اشتباهاتي مي‌‌گردد كه پيامد آن‌ها به صورت گرفتاري و بلا در زندگي دنيا پديدار مي‌گردد.

هرگناه، اثر و پيامد مخصوصی دارد؛ برخي گناهان فقر مي‌‌آورد، برخي هم گرفتاري ديگر ايجاد مي‌‌كند. چنانچه امام علي(ع) در دعاي كميل مي‌‌فرمايد: «اللّهم اغفر لي الذنوب التي تهتك العصم اللهم اغفر لي الذنوب التي تنزل النقم اللهم اغفر لي الذنوب التي تغير النعم اللهم اغفر لي الذنوب التي تحبس الدعاء اللهم اغفر لي الذنوب التي تنزل البلاء»؛ خدايا گناهاني كه سبب رسوايي مي‌‌گردد، و گناهاني كه موجب خشم وانتقام تو مي‌‌گردد، گناهاني كه نعمت‌‌هاي تورا تغيير مي‌‌دهد، مانع ازاجابت دعامي‌گردد و گناهاني كه سبب نزول بلا مي‌‌گردد. بر‌من ببخش و بيامرز.

در هر صورت اين گرفتاريها هم به خاطر آن است كه كيفر گناهان او باشد و چون خدا بنده‌‌ي مؤمنش را دوست دارد در برابر برخي از گناهان او را گرفتار مي‌‌كند تا كيفر خطاي او در همين دنيا گردد و در آخرت سبكبار باشد و اين خود لطف و رحمت خدا نسبت به بنده مؤمن است. ولي كسي كه مورد غضب قرار گيرد در بسياري موارد به جاي گرفتاري نعمتش را بيشتر مي‌‌كند تا در نهايت او را به عذاب دردناك آخرت گرفتار سازد.

ب) امتحان‌‌هاي الهي: گاهي گرفتاريها به خاطر آنست كه مورد آزمايش وامتحان الهي قرار مي‌‌گيرد.
يكي از سنت‌‌ها و قانون‌‌هاي ثابت خدا این ‌است كه مؤمنين را آزمايش مي‌‌كند، چنانچه قرآن كريم در آيات زياد به اين مسئله اشاره دارد براي نمونه:

در سوره آل عمران آيه 186 مي‌‌فرمايد: «لتُبلونّ في أموالكم و أنفسكم و لتسمعن من الذين اوتوا الكتاب من قبلكم و من الذين أشركوا أذي كثيراَ و إن تصبروا و تتقوا فإن ذلك من عزم الأمور»؛
«البته، ‌آزمونهاي مالي و جاني(بسيار) در پيش خواهيد داشت، و بي ترديد و ناگزير، از پيروان(دروغين) كتابهاي آسماني پيشين و نيز از كساني كه مرام شرك را برگزيده‌‌اند، آزار و زخم زبان فراوان خواهيد ديد، اگر صبر پيشه کنيد و استقامت كنيد، همه كارهايتان روبراه خواهد شد و توفيق رفيق شما خواهد گرديد».

در جاي ديگر مي‌‌فرمايد: «آيا مردم چنين پنداشته‌‌اند كه به صِرف اينكه بگويند: ايمان آورديم؛ رهايشان مي‌‌كنند و در بوته آزمايش قرارشان نمي‌‌دهند؟ حال آنكه ما امتهايي را كه پيش از اينان بوده‌‌اند نيز آزموده‌‌ايم.(پس، ناگزير مسلمانان را هم خداوند خواهد آزمود) و معلوم خواهد گردانيد كه چه كساني داراي ايمان راستين هستند و چه كساني بدروغ ادعاي ايمان كرده‌‌اند».

البته آزمايش‌‌هاي الهي چارچوب مشخص و معين ندارد، بلكه هر كس متناسب با حالات روحي‌‌اش آزمايش و امتحان مي‌‌گردد. لذا در آيه ديگر مي‌‌فرمايد: «وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ»(انبياء: 21/35) «ما شما را به بديها و خوبيها آزمايش مي‌كنيم و سرانجام به سوي ما بازگردانده مي‌شويد».

حکمت امتحان الهی: از آنجا که خداوند از همه امور آگاه است، لذا امتحانات الهي براي رفع جهل از امور نيست. لكن براي آنكه شايستگي و لياقت انسان‌‌هاي مؤمن خالص به نمايش گذاشته شود و استعداد‌‌هاي دروني او بروز و ظهور پيدا كند او را مورد امتحان قرار مي‌‌دهد.

خالص كردن انسان مؤمن وآشكار شدن جوهره ايمان مؤمن يكي از حكمت‌‌هاي آزمايش الهي است همانگونه كه صنعتگر، طلا را در آتش مي‌اندازد، تا ناخالصي‌هاي آن دركوره آتش نابود و طلاي خالص بدست آيد.

خداوند هم انسان‌‌هاي مؤمن را در كوره بلاها و غمها پخته و ايمان او را خالص مي‌سازد. همچنين جدا ساختن صفوف مؤمنين راستين از كساني كه صرفا در زبان مؤمن هستند از ديگر حكمت‌‌هاي امتحان‌‌هاي الهي است. چنانچه امام علي(ع) مي‌‌فرمايد: «لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَنْ يُمَحَّصُوا وَ يُمَيَّزُوا وَ يُغَرْبَلُوا وَ يُسْتَخْرَجُ فِي الْغِرْبَالِ خَلْقٌ»؛ «بايد مردم خالص شوند و امتحان گردند و تميز داده شوند و غربال شوند، و استخراج شوند».

بنابراين، مؤمنين متناسب با مرتبه ايمان و وضعيت روحي‌‌شان مور د آزمايش‌‌هاي سخت الهي قرار مي‌گيرند و كسي نپندارد كه راه ايمان و دينداري هميشه از ميان گلزارها و باغستانهاي سرسبز مي‌‌گذرد و انسان با ايمان در سراسر اين راه طولاني كه در پيش رو دارد، روي برگ‌‌هاي گل قدم مي‌‌گذارد كه اين پندار نشانه‌‌ي بي‌‌خبري از ماهيت ايمان و دين ‌مي‌باشد. شايد همين انديشه و پندار بوده است كه زماني در مكه در افكار بعضي از مسلمانان رخنه كرده بود كه تا كي بايد به جرم داشتن ايمان به خداي يكتا زجر بكشيم؟

خداوند براي زدودن اين موهومات از انديشه‌‌ي آنان، آيات ذيل را نازل فرمود:

«أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا آمنا و هم لايفتنون ولقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا وليعلمنّ الكاذبين»(عنكبوت/1-3)؛ آيا مردم چنين پنداشته‌‌اند كه به صرف اينكه بگويند: ايمان آورديم رهايشان مي‌‌كنند ودربوته ي آزمايش قرار شان نمي‌‌دهند؟ حال آنكه ما امتهايي را كه پيش از اينان بوده‌‌اند نيز آزموده‌‌ايم.(پس، ناگزير مسلمانان را هم خداوند خوا هد آزمود) و معلوم خواهد گردانيد كه چه كساني داراي ايمان راستين هستند و چه كساني بدروغ ادعاي ايمان كرده‌‌اند.

در هر صورت باب آزمايش الهي بحث مفصلی دارد و حكمتهاي آن هم زياد مي‌‌باشد و خداوند همه بندگانش را به نحوي مورد آزمايش قرار مي‌‌دهد، همانگونه که پيامبران الهي مورد آزمايش شديد قرار مي‌گرفتند.

ج) بالا بردن اجر و پاداش معنوي: گاهي گرفتاريها به خاطر آنست كه خداوند انسان‌‌هاي مؤمن را گرفتار مي‌‌سازد تا او صبر بر بلاها كند و درجات معنوي او را بالا ببرد.

در روايتي كه از عبدالرحمن در اين زمينه وارد شده چنين آمده: «عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ ذُكِرَ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) الْبَلَاءُ وَ مَا يَخُصُّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْمُؤْمِنَ فَقَالَ سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) مَنْ أَشَدُّ النَّاسِ بَلَاءً فِي الدُّنْيَا فَقَالَ النَّبِيُّونَ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ وَ يُبْتَلَى الْمُؤْمِنُ بَعْدُ عَلَى قَدْرِ إِيمَانِهِ وَ حُسْنِ أَعْمَالِهِ فَمَنْ صَحَّ إِيمَانُهُ وَ حَسُنَ عَمَلُهُ اشْتَدَّ بَلاؤُهُ وَ مَنْ سَخُفَ إِيمَانُهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلَاؤُهُ»؛ عبدالرحمن ابن حجاج مي‌‌گويد: خدمت امام صادق(عليه‌‌السلام) سخن از بلا و آنچه خداي عزوجل مؤمن را به آن مخصوص مي‌‌دارد به ميان آمد، حضرت فرمود: از رسول خدا‌(صلي الله عليه وآله)پرسيدند: در دنيا بلاي كدام كس سخت‌‌تر است؟ فرمود: پيغمبران، سپس هركه به آنها شبيه‌تر است(اوصيا) بترتيب وبعد ازآن مؤمن به‌‌اندازه ايمان و نيكي كردارش گرفتار شود. پس هر كس ايمانش درست وكردارش نيكو باشد گرفتاريش سخت است و هر كه ايمانش سست وعملش ضعيف باشد گرفتاريش اندك‌است.

‌در روايت ديگر مي‌خوانيم: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُ بِمَنْزِلَةِ كِفَّةِ الْمِيزَانِ كُلَّمَا زِيدَ فِي إِيمَانِهِ زِيدَ فِي بَلَائِه»؛ ازامام صادق(ع) روايت نموده‌‌اند كه فرمود: مؤمن همانند كفه ترازوست، كه هر چه بر ايمانش بيفزايد، بر بلايش افزوده شود.

امام صادق(ع) فرمود: همانا خداوند دوستان خود را به مصيبتها و پيشامدها گرفتار مي‌‌كند تا بدان جهت، بدون داشتن گناه، به آنها اجر و ثواب عنايت فرمايد.

۲,۷۱۶ بازدید

حکمتهای خدا در خلقت
در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ & ساعت ۱۵:۲۳

سلام من قبلا خيلي به سایت شما می‌‌آمدم و سؤال مي‌‌پرسيدم، ولي به تازگي ديگر هيچي برای من مهم نيست، نمي‌‌دانم چرا اينجوري شدم؟ خودم هم از اين وضعيت راضي نيستم، ولي احساس مي‌‌کنم، آنهايي که نمي‌‌دانند برای چه اين کارها را مي‌‌کنند، فقط طبق چيزي که به ایشان گفته شده، گناه را انجام مي‌‌دهند، احمق هستند. من نمي‌‌‌دانم چرا يک چيز برای ما بد است، برای يکي ديگر خوب است؟ چه حکمتي است که من اينجا هستم، يکي ديگه يک جاي ديگر است؟ اصلا ما برای چي هستيم؟ خدا به وجود ما نياز داشت؟ اگر اینگونه است که آن وقت بودن خدا هم زير سوال می‌‌رود. ما فقط برای عبادت آفريده شده‌‌ايم؟ مگر فرشته‌‌‌‌ها نبودند؟ چرا يکي از گرسنگي مي‌‌ميره، يکي ديگر از پرخوري؟ ما بايد منتظر بشينیم تا بالاخره روز جزا بياد؟ پس اين دنيا برای چيست؟ اگر قرار بود خيلي‌‌‌ها اينجا عذاب بکشند، اصلا اين دنيا برای چي بود؟ اصلا چرا ما هستيم...!

سؤال شما نياز به بحث مفصل دارد. خلاصه‌‌ی جواب آن است که ما خداوند عالم را حکيم مي‌‌دانيم. حکيم کسي است که کار بي هدف و بيهوده انجام نمي‌‌دهد و هرکاري که به دست قدرت او صورت مي‌‌گيرد هدفمند و داراي جهتي است. در قرآن کريم دو نکته به مردم گوشزد شده است؛ يکي آنکه خداوند همه چيز را براي بشر آفريده است، يعني خلقت با اين عظمت از کرات و اجرام بزرگ آسماني گرفته(که هنوز بشر به ذره‌‌اي از اين درياي بي کران و خلقت با عظمت پي نبرده) تا ريزترين موجودات، همه براي بشر و در خدمت او آفريده شده‌‌اند و اين مطلب را از آيات مختلف قرآن مي‌‌توان فهميد. به عنوان مثال مي‌‌فرمايد: «خلق لکم ما في الارض جميعاً»؛ هر آنچه در زمين است براي شما خلق شده است. پرواضح است که زمين در منظومه شمسي و متأثر از فعل و انفعالات کرات ديگر و از جمله خورشيد با آن خلقت عظيم است که مثلا اگر نور و گرماي او نبود، زندگي نبود. به هر حال همه چيز براي بشرآفريده شده است.


از طرف ديگر؛ خداوند انسان را به عنوان خليفه خود در زمين معرفي کرده و وقتي ملائکه علت را مي‌‌پرسند، خداوند مي‌‌فرمايد: «من چيزي را مي‌‌دانم که شما نمي‌‌دانيد»، و اين ريشه در بحث قابليت بشر و در خليفة اللّهي انسان دارد، که انسانهاي کامل، نتيجه‌‌ی اين خلقت هستند.

مطلب دوّم؛ خداوند خود هدف خلقت را بيان کرده و فرموده است که جن و إنس را نيافريدم مگر آنکه خدا را عبادت کنند، و کلمه «يعبدون» را مفسّران به «يعرفون» تفسير کرده‌‌اند. يعني هدف؛ تحصيل معرفت الهي و در يک کلام؛ «خداشناسي» است.

به هرحال خداوند بشر را آفريده و علاوه بر نعمت خلقت، نعمت ترقي و تعالي و رسيدن به معرفت و سعادت را نيز در اختيار او قرار داده است، چرا که موجودي به نام انسان اين قابليت را دارد، و اگر خداوند اينگونه عمل نمي‌‌کرد جاي سؤال داشت که چرا خداوند فياض که قدرت دارد، افراد با قابليت را محروم کرده است.

بنابراين، اگر خوب توجه کنيد، پي مي‌‌بريد که ذات اقدس حق، بي نياز از خلقت انسان مي‌‌باشد ولي انسان را به عنوان اشرف موجودات خلق نمود تا از طريق پرستش و عبادت خداوند به کمال برسد.
اگر انسان خلق نمي‌‌شد، خلقت فرشتگان و ساير موجودات و مخلوقات و هدفمندي خلقت، عالم کائنات را کامل نمي‌‌کرد. زيرا موجودات ديگر غير از انسان؛ يا عقل محض اند يا داراي نفس و شهوت محض مي‌‌باشند. ملائک؛ عقل محض اند و از نيروي نفس برخوردار نيستند. حيوانات فقط از قوه نفساني برخوردارند و از عقل محروم اند به همين جهت هيچ کدام آنها زمينه کمال يافتن را ندارد.

تنها موجودي که از هر دو بُعد برخوردار است؛ انسان است و درعين حال داراي اختيار مي‌‌باشد.
این استکه نفس، مانند موتور ماشين، انسان را براي حرکت وتلاش وادار مي‌‌کند و عقل به اين حرکت و تلاش انسان جهت مي‌‌بخشد و اين دو نيرو همراه با اختياري که انسان دارد بهترين زمينه کمال را براي او فراهم مي‌‌کند، لذا انسان‌‌هاي اوليه و انسان‌‌هاي فعلي از نظر کمال و پيشرفت در جهات مختلف زندگي قابل قياس نمي‌‌باشد.

حال از شما سؤال مي‌‌کنم که با اين زمينه که در نهاد انسانها قرار دارد آيا اگر انسان خلق نمي‌‌شد جاي اين پرسش نبود که چرا يک چنين موجودي خلق نشده است تا هدف خلقت کامل گردد؟!
براين اساس؛ خداوند انسانها را خلق نمود و قبل از عالم جاودان، زندگي دنيا را قرار داد و جاي کمال يافتن و به کمال رسيدن انسان را نيز در همين دنيا قرار داد، تا بعد از رسيدن به کمال نهائي، نتيجه اصلي آن را در عالم جاودانه و در حيات بهشتي دريافت نمايد.

دنيا ميدان آزمايش‌‌هاي الهي است و براي انسانها صحنه‌‌هاي مختلفي از آزمايش و امتحان را قرار مي‌‌دهد. اگر انسان به اختيار خود و با استفاده از عقلي که خدا به او داده است. طبق دستورات خداوند و مطابق با فطرتش حرکت کند و از گناه و معصيت و ستم به ديگران خودداري کند وعمرش را در عبادت و طاعت خداوند و کمک و نيکوئي به ديگران به پايان برساند، پيروزمند آزمايشهاي الهي است و نتيجه آن را در عالم ديگر دريافت مي‌‌کند و اگر کسي خدايی نکرده با سوء استفاده از اختيار خود، مرتکب معصيت و ستم گردد، نتيجه‌‌ی نهائي و اصلي آن را نيز در عالم ديگر دريافت مي‌‌کند. اين همان چيزي است که قرآن کريم مي‌‌فرمايد: «کل نفس بما کسبت رهينة»؛ هر نفسی در گرو رفتار و کردار و گفتار خودش مي‌‌باشد.

اينجا ممکن است اين شبهه به وجود بيايد که چرا عده‌‌اي از انسان ها به عذاب الهي در عالم آخرت گرفتار مي‌‌گردند.

جواب اين شبهه اين است که اين دسته از انسانها با اختيار خود و با سوء استفاده از اختيار و امکاناتي که خدا به آنها داده است راهي را در پيش گرفته‌‌اند که نتيجه‌‌ی آن گرفتار شدن به اين عذاب است و چنين نيست که خداوند از قبل، عذاب را براي آنها مهيا کرده باشد و آنها را به اجبار به سوي عذاب ببرد.

مثلا اگر فرض کنيم پدري از روي مهر وعطوفت وعشق به فرزندان سرمايه و برنامه و تمام امکانات و وسائل را در اختيار او قرار دهد و بگويد از سرمايه خوب استفاده کن، راه خلاف نرو، سرمايه را بيهوده تلف مکن، ولکن فرزند با انتخاب و اختيار خود، سرمايه را به باد دهد و فقير شود، مسئول خود اوست و اين وضع را پدر براي او به وجود نياورده، بلکه نتيجه اعمال و رفتار و کار خود او ‌مي‌باشد، و از اين جهت خداوند در قرآن کريم مي‌‌فرمايد: «فمن يعمل مثقال ذرّة خيراً يره و من يعمل مثقال ذرة شرّا يره»؛ «يعني کسي که به‌‌اندازه سنگيني ذره‌‌اي کار خوب يا بد انجام دهد نتيجه آن را مي‌‌بيند»، يعني بهشت و جهنّم نتيجه اعمال خود انسان است، و کسي که سرمايه را خود هدر بدهد و يا به وسيله آن عاقبتي ناهنجار براي خود بيافريند بايد خود را مذمت کند.

حالا با اين تفصيلات از شما سؤال مي‌‌کنيم که انصافاً، ما بايد از خدا طلبکار باشيم يا بدهکار او هستيم؟ و آيا اگر خوب رفتار کنيم و به نعمت جاويدان الهي برسيم همين براي هدفمند بودن خلقت کفايت نمي‌‌کند؟ و اگر خداوند بشر را با اين قابليت خلق نمي‌‌کرد، جاي اين سؤال نبود که چرا چيزي که مي‌‌توانست موجود شود و به سعادت برسد خداوند اين نعمت را از او دريغ کرد؟!! اميدواريم در اين مختصر، جواب خود را دريافت کرده باشيد.

اما اينکه چرا عده‌‌اي از انسانها از گرسنگي مي‌‌ميرند و عده‌‌اي از پرخوري؟ و در يک کلام بي عدالتي‌‌ها و ستم‌‌هايي که در دنياست چگونه توجيه مي‌‌گردد؟

در پاسخ اين سؤال نيز بايد عرض کنيم که خداوند همه انسان ها را يکنواخت و داراي استعداد رسيدن به کمال، خلق نموده است، اما همانگونه که عرض کرديم، دنيا را محل آزمايش و امتحان قرار داده است و انسانها را هم در عملکرد خودشان در اين دنيا آزاد گذاشته است و انسان مختار است، نسبت به انجام کار خوب يا بد، و پيامبران را براي راهنمايي انسانها در مسير خوب مبعوث نموده است و عقل را به عنوان پيامبري دروني براي درک خوب و بد خلق نموده است. و همه اينها را در اختيار بشر قرار داده است.

از طرف ديگر قوانين تشريعي الهي هماهنگ با قوانين تکويني عالم است و اگر اکثريت انسانها طبق دستور خداوند حرکت کنند، نظام طبيعي عالم نيز به نفع آنها مي‌‌گردد.

ولي هرگاه انسان بر خلاف فطرتش عمل کند، نظام طبيعي عالم هم بر ضرر آنها حرکت مي‌‌کند، آن وقت نظام عدالت در جامعه بشري به هم مي‌‌خورد؛ ظلم و ستم به وجود مي‌‌آيد، عده‌‌اي مظلوم قرار مي‌‌گيرند وعده‌‌اي در فقر و گرسنگي بسر مي‌‌برند و صدها گرفتاري ديگر به وجود مي‌‌آيد و هيچکدام آنها خلل در عدالت خداوند ايجاد نمي‌‌کند، زيرا خداوند انسان را از اين بي‌‌عدالتي ها منع نموده است. ولي انسانها با اختيار خود زمينه بي عدالتي را فراهم مي‌‌کنند و با معصيت بلاها را بر خود مسلط مي‌‌کنند و يا در اثر آزمايش‌‌هاي الهي گرفتاري‌‌هايي براي آنها فراهم مي‌‌گردد. در هر صورت اين بحث مفصل و دامنه دار است که در نامه قابل گنجايش نمي‌‌باشد.

خلاصه: هدف از خلقت انسان رسيدن او به کمال است و دنيا محل آزمايش الهي مي‌‌باشد و بي عدالتي ها نسبت به هم، ربطي به خداوند ندارد و به عدالت خداوند صدمه وارد نمي‌‌کند و خداوند نسبت به بندگان مهربان تر از مادر نسبت به فرزندش است و هر انساني نتيجه کار خود را در عالم ديگر مي‌‌بينند هر چند در همين دنيا نيز نتيجه اعمال و رفتار انسانها ديده مي‌‌شود، ولي به طور کامل در عالم ديگر مي‌‌باشد.

شما سعي کنيد طبق احکام خداوند و آنچه که به عنوان وظيفه عملي در رساله عمليه مراجع بيان شده است عمل کنيد و از گناهان دوري کنيد قطعا سعادتمند دنيا و آخرت مي‌‌شويد و تنها راه رسيدن انسان به سعادت «عمل کردن به دستورات خداوند» مي‌‌باشد.

۱,۱۳۸ بازدید

فشار گرفتاری و مشکلات بر انسان
در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۸ & ساعت ۱۵:۲۳

حقیقت این است که ديگر از شدت گرفتاریها خسته شده‌‌ام و در حد كافر شدن نيز رفته‌‌ام. نمي‌‌دانم چكار كنم. هر كاري مي‌‌كنم كه مقداری از بدبختيهايمان كمتر شود، بدتر مي‌‌شود. چندبار نيز مزاحم شما شده‌‌ام و راههايی نيز برایم گفته‌‌ايد، ولي هيچ تأثيري نداشت.
ديگر هيچ فكري به ذهنم نرسيد تا اينكه دوباره مزاحم شما شدم و آخرين راه باقي مانده براي من، شما بوديد.
من آدم بي ظرفيتي نيستم كه زود از كوره در بروم، ولي ديگر به آخر خط رسيده‌‌ام. حالا اگه شما راهي به نظرتان مي‌‌رسد به من بگویيد.

آنچه كه درجواب شما مي‌‌توانيم بگويیم این است كه: تنها شما نيستيد كه گرفتاري داريد بلكه هركس دراين دنيا به نوعي از گرفتاري ها و بلاها، مبتلا مي‌‌باشد. 


علت گرفتاريها چيست؟
براساس آيات قرآن كريم و روایات اهل بيت عصمت(عليهم السلام)، گرفتاريهايی كه براي مؤمنين پيش مي‌آيد يا به خاطر ندانم كاريهاي خود آنها است يا آزمايش‌‌هاي الهي است يا براي بالابردن درجات معنوي آنها است.


توضيح مختصر هر يك این است كه:
الف) گاهي انسان مرتكب خطاها و اشتباهات مي‌‌گردد كه پيامد آن ها به صورت گرفتاري وبلا درزندگي دنيا پديدار مي‌گردد.
هرگناه، اثر وپيامد مخصوص دارد، برخي گناه فقر مي‌‌آورد، برخي هم گرفتاري ديگر ايجاد مي‌‌كند، چنانچه امام علي(ع) در دعاي كميل مي‌‌فرمايد: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلاء»؛ «خدايا گناهانی كه سبب رسوايی مي‌‌گردد و گناهانی كه موجب خشم وانتقام تو مي‌‌گردد، گناهانی كه نعمت‌‌هاي تو را تغيير مي‌‌دهد و مانع از اجابت دعا مي‌گردد و گناهانی كه سبب نزول بلا مي‌‌گردد را بر من ببخش و بيامرز».
در هر صورت اين گرفتاري ها هم به خاطر آن است كه كيفر گناهان او باشد و چون خدا بنده‌‌ي مؤمنش را دوست دارد در برابر برخي از گناهان او را گرفتار مي‌‌كند تا كيفر خطاي او در همين دنيا گردد و در آخرت سبكبار باشد و اين خود، لطف و رحمت خدا نسبت به بنده مؤمن است. ولي كسي كه مورد غضب قرار گيرد در بسياري موارد به جاي گرفتاري، نعمتش را بيشتر مي‌‌كند تا در نهايت او را به عذاب دردناك آخرت گرفتار سازد.


ب) امتحان‌‌هاي الهي
گاهي گرفتاريها به خاطر آنست كه مورد آزمايش و امتحان الهي قرار مي‌‌گيرد.
يكي از سنت ها وقانون‌‌هاي ثابت خدا این است كه مؤمنين را آزمايش مي‌‌كند، چنانچه قرآن كريم در آيات زيادی به اين مسئله اشاره دارد. براي نمونه:
در  قرآن کریم مي‌‌فرمايد: «لَتُبْلَوُنَّ في‏ أَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنَ الَّذينَ أَشْرَكُوا أَذىً كَثيراً وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الأمُورِ»(آل عمران:186)
«البته، ‌آزمونهاي مالي و جاني(بسيار) در پيش خواهيد داشت، و بي ترديد و ناگزير، از پيروان(دروغين) كتابهاي آسماني پيشين و نيز از كساني كه مرام شرك را برگزيده‌‌اند، آزار و زخم زبان فراوان خواهيد ديد، اگر صبر پيشه کنید و استقامت كنيد همه كارتان روبراه خواهد شد و توفيق رفيق شما خواهد گرديد».
و نیز مي‌‌فرمايد: «و لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الاَمْوالِ وَ الأَْنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ»(بقره:155)؛ «قطعا همه ي شما را با چيزي از ترس، گرسنگي و كاهش در مالها و جانها و ميوه ها آزمايش مي‌كنيم، وبشارت ده به استقامت كنند گان...».
همچنین مي‌‌فرمايد: «أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا آمنا و هم لا يفتنون...»(عنكبوت1-3)
«آيا مردم چنين پنداشته‌‌اند كه به صرف اينكه بگويند: ايمان آورديم؛ رهايشان مي‌‌كنند و در بوته آزمايش قرار شان نمي‌‌دهند؟ حال آنكه ما امتهايي را كه پيش از اينان بوده‌‌اند نيز آزموده‌‌ايم.(پس، ناگزير مسلمانان را هم خداوند خوا هد آزمود) و معلوم خواهد گردانيد كه چه كساني داراي ايمان راستين هستند و چه كساني بدروغ ادعاي ايمان كرده‌‌اند».
البته آزمايش‌‌هاي الهي چار چوب مشخص ومعين ندارد بلكه هر كس متناسب با حالات روحي اش آزمايش و امتحان مي‌‌گردد. لذا در آيه ديگر مي‌‌فرمايد: «وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ»(انبياء: 35)؛ «ما شمارا به بديها و خوبيها آزمايش مي‌كنيم و سرانجام به سوي ما بازگردانده مي‌شويد».


حكمت امتحان‌‌هاي الهي چيست؟
هر چند خداوند از همه امور آگاه است، لذا امتحانات الهي براي رفع جهل از امور نيست، لكن براي آنكه شايستگي ولياقت انسان‌‌هاي مؤمن خالص به نمايش گذاشته شود واستعداد‌‌هاي دروني او بروز وظهور پيدا كند او را مورد امتحان قرار مي‌‌دهد. خالص كردن انسان مؤمن وآشكار شدن جوهره ايمان مؤمن يكي از حكمت‌‌هاي آزمايش الهي است. همان گونه كه صنعتگر، طلا را در آتش مي‌اندازد تا ناخالصي‌هاي او در كوره آتش نابود شود و طلاي خالص بدست آيد، خداوند هم انسان‌‌هاي مؤمن را در كوره بلاها وغم ها پخته و ايمان اورا خالص مي‌‌سازد. هم چنين جدا ساختن صفوف مؤمنين راستين از كساني كه صرفا در زبان مؤمن هستند ازديگر حكمت‌‌هاي امتحان‌‌هاي الهي است چنانچه امام علي(ع) مي‌‌فرمايد: «لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَنْ يُمَحَّصُوا وَ يُمَيَّزُوا وَ يُغَرْبَلُوا وَ يُسْتَخْرَجُ فِي الْغِرْبَالِ خَلْق»؛ «بايد مردم خالص شوند و امتحان گردند و تميز داده شوند و غربال شوند، و استخراج شوند».
بنابراين، مؤمنين متناسب با مرتبه ايمان و وضعيت روحي شان مورد آزمايش‌‌هاي سخت الهي قرار مي‌گيرند و كسي نپندارد كه راه ايمان و دينداري هميشه از ميان گلزارها و باغستانهاي سر سبز مي‌‌گذرد و انسان با ايمان در سراسر اين راه طولاني كه در پيشرو دارد، روي برگ‌‌هاي گل قدم مي‌‌گذارد كه اين پندار نشانه‌‌ي بي خبري از ماهيت ايمان و دين ‌مي‌باشد. شايد همين انديشه و پندار بوده است كه زماني در مكه در افكار بعضي از مسلمانان رخنه كرده بود كه تا كي بايد به جرم داشتن ايمان به خداي يكتا زجر بكشيم؟


خداوند براي زدودن اين موهومات از انديشه‌‌ي آنان، آيات ذيل را نازل فرمود:
«أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ»(عنكبوت/2-3)؛ «آيا مردم چنين پنداشته‌‌اند كه به صرف اينكه بگويند: ايمان آورديم رهايشان مي‌‌كنند ودربوته ي آزمايش قرار شان نمي‌‌دهند؟ حال آنكه ما امتهايي را كه پيش از اينان بوده‌‌اند نيز آزموده‌‌ايم.(پس، ناگزير مسلمانان را هم خداوند خوا هد آزمود) و معلوم خواهد گردانيد كه چه كساني داراي ايمان راستين هستند و چه كساني بدروغ ادعاي ايمان كرده‌‌اند».
گويا همين پندار‌‌هاي ناهنجار كه با آوردن ايمان نبايد ديگر مشكلات بر سر راه آنان باشد، در اذهان مسلمانان در مدينه هم به وجود آمده بود كه براي بطلان اين باور هم خداوند فرمود: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى‏ نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريب‏»(بقره: 214)؛ «يا گمان كرده‌‌ايد كه به همين سادگي مي‌‌توانيد داخل بهشت بشويد؟! هنوز كه شما مانند امتهاي پيشين به مصائب گرفتار نيامده‌‌ايد، آنها آنقدر سختي مي‌‌كشيدند(و فراز و نشيبها را طي مي‌‌كردند و آنچنان پريشان و هراسان مي‌‌شدند) كه پيامبر خدا با مؤمنان و پيروانش همصدا مي‌‌گرديد و همه يك زبان مي‌‌گفتند پس ياري خداوند چه شد؟! همه بدانند كه ياري خداوند بسيار نزديك است».
پس از جنگ أحد كه مسلمانان آن همه تلفات و زخمي داشتند و هفتاد نفر از جنگجويان نمونه و سران سپاهشان را از دست داده بودند‌(در چنين شرايطی، براي اينكه بفهماند كه راه ايمان و دينداري با سختي‌‌ها همراه است) خداوند اين آيه را نازل فرمود «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرينَ»(آل عمران:142)؛ «مبادا گمان كنيد كه به همين ‌آساني مي‌توانيد به بهشت در آييد؟ هنوز خداوند مجاهدان شما را معلوم نگردانيده و صابران شما را باز نشناخته است».
در هر صورت باب آزمايش الهي بحث مفصل دارد و حكمتهاي آن هم زياد مي‌‌باشد و خداوند همه بندگانش را به نحوي مورد آزمايش قرار مي‌‌دهد چنانچه پيامبران الهي مورد آزمايش شديد قرار مي‌گرفتند.


ج) بالا بردن اجر وپاداش معنوي
گاهي گرفتاريها به خاطر آنست كه خداوند انسان‌‌هاي مؤمن را گرفتار مي‌‌سازد تا او صبر بر بلاها كند و درجات معنوي او را بالا ببرد.
در روايتي كه ازعبدالرحمن دراين زمينه وارد شده است چنين آمده: «عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ ذُكِرَ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) الْبَلَاءُ وَ مَا يَخُصُّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْمُؤْمِنَ فَقَالَ سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ أَشَدُّ النَّاسِ بَلَاءً فِي الدُّنْيَا فَقَالَ النَّبِيُّونَ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ وَ يُبْتَلَى الْمُؤْمِنُ بَعْدُ عَلَى قَدْرِ إِيمَانِهِ وَ حُسْنِ أَعْمَالِهِ فَمَنْ صَحَّ إِيمَانُهُ وَ حَسُنَ عَمَلُهُ اشْتَدَّ بَلاؤُهُ وَ مَنْ سَخُفَ إِيمَانُهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلَاؤُهُ»؛ «عبدالرحمن ابن حجاج مي‌‌گويد: خدمت امام صادق(ع) سخن از بلا و آنچه خداي عزّوجل مؤمن را به آن مخصوص مي‌‌دارد به ميان آمد، حضرت فرمود: از رسول خدا‌(صلي الله عليه وآله) پرسيدند: در دنيا بلاي كدام كس سخت تر است؟ فرمود: پيغمبران، سپس هر كه به آنها شبيه‌‌تر است(اوصيا) به ترتيب و بعد از آن مؤمن به ‌‌اندازه ايمان و نيكي كردارش گرفتار شود، پس هر كه ايمانش درست و كردارش نيكو باشد گرفتاريش سخت است و هر كه ايمانش سست و عملش ضعيف باشد گرفتاريش اندكست».
‌در روايت ديگر مي‌خوانيم «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُ بِمَنْزِلَةِ كِفَّةِ الْمِيزَانِ كُلَّمَا زِيدَ فِي إِيمَانِهِ زِيدَ فِي بَلَائِه»؛ ازامام صادق(ع) روايت نموده‌‌اند كه فرمود: مؤمن مانند كفه ترازو است، كه هر چه بر ايمانش بيفزايد، بر بلايش افزوده شود.
امام صادق(ع) فرمود: همانا خداوند دوستان خود را به مصيبتها و پيش آمدها گرفتار مي‌‌كند تا بدان جهت، بدون داشتن گناه، به آنها اجر و ثواب عنايت فرمايد.
در حديث ديگر از پيامبر اسلام(ص) چنين نقل شده است:


«إِنَّ الرَّجُلَ لَيَكُونُ لَهُ الدَّرَجَةُ عِنْدَ اللَّهِ لَا يَبْلُغُهَا بِعَمَلِهِ يُبْتَلَى بِبَلَاءٍ فِي جِسْمِهِ فَيَبْلُغُهَا بِذَلِكَ»؛ «براي مرد در نزد خداوند درجه و مقام است كه به وسيله عمل خود نمي‌‌تواند به آن برسد (عملش قاصر است پس) خداوند بدن او را گرفتار بلا(مصائب،امراض و...) مي‌‌گرداند، به اين وسيله به آن مقام نائل مي‌‌گردد».
به همين مضمون از امام صادق(ع) هم روايت شده است كه فرمود: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ فِي الْجَنَّةِ مَنْزِلَةً لَا يَبْلُغُهَا عَبْدٌ إِلَّا بِالِابْتِلَاءِ فِي جَسَدِهِ».
حال با توجه به آنچه بيان شد لازم است شما برادر گرامي راجع به زندگي انسان‌‌هاي خوب و آبرومند نزد خدا، مانند پيامبران وامامان وساير بندگان مؤمن توجه و فكر نمائيد؛ گرفتاري كه براي آنها در دنيا پيش آمد نموده است براي هركسي ديگر اگر پيش بيايد تحملش شايد بسيار مشكل و سخت باشد.
لابد زندگي حضرت ايوب پيامبر را شنيده‌‌ايد كه در اثر ‌آزمايش خدا همه دارائي‌ها، فرزندان و سلامتي اش را در مدت بسيار كم از دست داد. با آنكه مصيبت فرزندان جوان، رويكرد شديد فقر، بيماري شديد و عليل شدن بدن و زخم زبان ها و طعن‌‌هاي مردم بر آن حضرت وارد گرديد، ولي نه تنها لب به اعتراض به خدا باز نكرد و نگفت خدايا تو مرا مبتلا وگرفتاركردي و در قيامت راه تو را مي‌‌گيرم. بلكه هميشه شكر خدا نمود و صبر كرد تا زماني كه خدا همه بلاها را دفع كرد و او هم قهرمان صبر وآبرومند بيشتر در نزد خدا والگوي صبر در ميان همه انسان‌‌هاي مؤمن گرديد.
در زندگي ائمه توجه كنيد، آنها چقدر گرفتاري داشتند. مخصوصا به حادثه كربلا توجه كنيد چه مصيبت عظيمی بر اين خاندان رخ داد، ولي با همه آن مصائب كه در كربلا رخ داد. قهرمان صبر كربلا يعني حضرت زنيب(س) نه تنها اعتراض نكرد بلكه فرمود «ما رأيت إلا جميلا»؛ «از خدا به جز خوبي چيزي نديدم». حتي در شب بعد از شهادت برادران و يارانش، نماز نافله شب را هم ترک نکرد.
حال شما خود فكر كنيد شايد گرفتاري‌‌هاي شما آزمايش الهي باشد، شايد هم جهات ديگر داشته باشد و اصولا بر اساس برخي روایات خداوند گاهي خير بنده‌‌اش را در گرفتاري‌‌هاي دنيا مي‌‌بيند وحكمتش اقتضا مي‌‌كند كه او را گرفتار سازد.
همچنين اجابت دعا و توسلات هم منوط به برخي شرائط است كه تا شرائط محقق نگردد مستجاب نمي‌‌گردد. همچنين گاهي خدا دوست دارد ناله بنده را بشنود، بدان جهت اجابت دعاي او را تأخير مي‌اندازد. نيز گاهي اجابت دعا را بر خير وصلاح بنده‌‌اش نمي‌‌داند، لذا دعاهاي او را به عنوان درجه معنوي او در عالم ديگر ذخيره مي‌‌كند. و ما چون به حكمت‌‌هاي خدا آگاه نيستيم، فكر مي‌‌كنيم هر چه ما خواستيم خدا بايد اجابت كند و ائمه هم بايد واسطه در اجابت باشند، در حالي كه حكمت‌‌هاي ديگری هم در اين عالم در كار است كه ما بي خبريم.
پس خداوند هيچ گاه بدون جهت كسي را گرفتار نمي‌‌كند او بندگان را بيش از مادر نسبت به فرزندش دوست دارد. شما هم سعي كنيد كه برافكار خود مسلط باشید و فريب وسوسه‌‌هاي شيطان را نخوريد و رابطه خود را با خدا تيره نسازيد.
آنچه در نامه شما ملاحظه شد، نشانه وسوسه شيطان است كه مي‌‌خواهد همه اجر و ثواب شما را از اين گرفتاري‌‌هايی كه داريد و كسب كرديد از بين ببرد و شما را شكست خورده ميدان آزمايش الهي بگرداند. به وسوسه او توجه نكنيد كه شما را زيانمند دنيا وآخرت مي‌سازد.
از رحمت خدا مأيوس و نااميد نباشيد كه اين خود گناه بسيار بزرگی است و نا اميدي از رحمت خدا انسان را از هر خير وخوبي دنيا و آخرت دور مي‌‌سازد. شما هم اميد به رحمت حق را ازدست ندهيد و ارتباط خودرا با خدا در هر حال محكم سازيد و اگر ارتباط انسان با خدا سالم باشد، و بر خداوند توکل کند، خداوند هم راه خروج از مشکلات را نشان خواهد داد و زمينه رفع گرفتاريها را فراهم مي‌‌کند.

۱,۵۵۱ بازدید