pic
pic

بحث تفسیر موضوعی پیرامون آیات معاد

جلسه 45
  • در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۳۹۷
چکیده نکات

آخرت ظرف ظهور باطن اعمال انسان نه باطن دنیا
آخرت ظرف ظهور اعمالی است که در سعادت و شقاوت انسان دخیل است
استفاده‌ حکم فقهی «لزوم توجه به آخرت» از آیه شریفه
غرض از تکرار ضمیر «هم» در آیه شریفه


بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمدلله رب العالمين و صلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين


آخرت ظرف ظهور باطن اعمال انسان نه باطن دنیا
بحث در آیات شریفه «هفتم و هشتم» سوره مباركه روم بود؛ خداوند تبارك و تعالی می‌فرماید: «یعلمون ظاهراً من الحیاة الدنیا و هم عن الآخرة هم غافلون»، گفتیم از آیه شریفه نمی‌شود استفاده كرد كه «ظاهراً» در مقابل باطن است و خداوند تبارك و تعالی در مقام مذمت است كه چرا اینها به باطن دنیا توجه ندارند، اگر هم دنیا باطن داشته باشد اما نمی‌شود از آیه استفاده كرد كه آخرت باطن دنیا است، هر چند برخی از اعاظم و بزرگان و اساتید فرمودند از آیه استفاده می‌شود كه آخرت باطن دنیا است، ولی از كجای آیه چنین مطلبی استفاده می‌شود؟

خداوند متعال می‌فرماید: عیب مردم این است كه به ظاهر محسوس دنیوی امروز نگاه می‌كنند و به آینده كه آخرت است توجه ندارند و غفلت دارند اما اینكه آخرت، باطن همه‌ی این دنیا است از آیه استفاده نمی‌شود، بلکه آخرت ظرف ظهور باطن اعمال انسان است و در این تردیدی وجود ندارد، آیات زیادی هم در قرآن دلالت بر این معنا دارد، حتی همین مجلس درس و همین گفتگو، یك باطنی دارد و این باطن در عالم آخرت ظهور می‌كند، آخرت ظرف ظهور و كشف باطن اعمال انسان است اما به این معنا نیست كه آخرت باطن دنیا باشد، یك عده‌ای ممكن است بهشت و جهنم را ببینند ولی بهشت و جهنم باطن این دنیا نیست.

اگر عمومیت «بیده ملکوت کل شیء» مورد پذیرش واقع شود ملتزم می شویم که دنیا باطن دارد اما دلالت بر این ندارد که آخرت باطن دنیا است، آخرت ظرف ظهور اعمال است اما دنیا تمام اعمال انسان نیست، دنیا شامل آسمان، زمین، لیل، نهار، تمام موجودات می‌شود، دنیا ملكوت دارد و اصلاً باطن هم دارد اما اینكه آخرت باطن این دنیاست از كجاست؟ دلیلش چیست؟ آخرت یك ظرف و مكان دیگری است، یک نشئه‌ی دیگری بعد از این دنیا است، آخرت ظرف ظهور دنیا نیست، آخرت ظرف ظهور اعمال انسان است.

آخرت ظرف ظهور اعمالی است که در سعادت و شقاوت انسان دخیل است
در ضمن، همه اعمال انسان آنجا ظهور پیدا نمی‌کند، آیا «خوردن و خوابیدن» آنجا ظهور دارد؟ بلکه اعمالی كه ملاكات در آن وجود دارد، لذا مباهات غیر اقتضائیه آنجا ظهور ندارد و چه نیازی به ظهور باطنش است. در نتیجه اگر یك لیوان آب خوردن در مسیر اطاعت الهی قرار گیرد این در قیامت ظهور دارد اما مجرد آب خوردن و اصلاً كاری به اطاعت خدا نداشتن، این ظهور نخواهد داشت، دلیلی بر اینكه «كل عملٍ صادر من الانسان» باطنی دارد كه در روز قیامت ظهور پیدا می‌کند وجود ندارد، بلکه اعمالی كه در سعادت انسان، در قرب و دوری انسان از خدا، در عصیان دخالت دارد، ظهور پیدا می‌کند.

پس اگر كسی كه از این نعمت ظاهری مباح، نه مصداق خیر و نه مصداق شر است، استفاده کند، در آخرت ظهور نخواهد داشت و در آیه شریفه «فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیراً یرَه‏»[1]، «خیر» یا عقلی یا عرفی و یا شرعی است، «شر» هم یا عقلی یا عرفی و یا شرعی است، حالا اگر یك چیزی نه مصداق خیر و نه مصداق شر است و از جمله مباحات غیر اقتضائیه باشد، نیازی به ظهور باطن آن نیست.

بنابراین با عنایت الهی و فضل الهی، با کنار هم گذاشتن قرائن،  نتیجه گرفته می‌شود که از قرآن نمی‌توان استفاده كرد كه آخرت باطن دنیا است، بلکه آخرت ظرف ظهور اعمال انسان است، مثلاً اگر غیبتی انسان كرده، زبانش اینقدر دراز می شود كه اهل محشر از روی او راه بروند، اما اینكه گفته شود هر عملی انسان انجام دهد باطنی دارد كه در قیامت ظاهر می‌شود کلام نادرستی است مثلاً نومی كه لیس للعباده است، یك وقت انسان می‌خوابد برای اینکه این را مقدمه برای تحجّد و مطالعه یا خدمت به خدا قرار بدهد در این هنگام این در آخرت ظهور دارد، اما یك كسی نومش مثل نوم حیوانات است آیا ظهور دارد؟ پس ادعای ما این است اعمالی که مصداق برای خیر و شر است در قیامت باطنش ظاهر می‌شود.

نکته: با جریان قرینه‌ی مناسبت حكم و موضوع در «فَینَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون‏»[2] نتیجه گرفته می‌شود «ینبئکم» در جایی معنا پیدا می‌کند که «نبأ» اثر داشته باشد؛ یعنی خبر دادن در كارهایی كه مصداق برای ثواب و یا مصداق برای عصیان است معنا دارد نه در اعمالی که هیچ اثری ندارد مثلاً چه معنا دارد خدواند متعال در روز قیامت بفرماید: در فلان روز یک دقیقه خوابیدی، نه گناه بوده نه واجب بوده، بسیاری از خوردنی های حلال، وقت گذرانی های حلال، در آخرت ظهور پیدا نمی‌کند. البته از اینکه انسان از اینها برای تقرب به خداوند متعال استفاده نکند موجب حسرت می‌شود، ولی اینکه گفته شود موضوع برای مؤاخذه است کلام نادرستی است.

پس آنچه از آیه هفتم استفاده می‌شود این است كه خداوند متعال مذمت می‌كند كه چرا اینها به این امور ظاهری دنیا خودشان را مشغول كرده‌ا‌ند «و هم عن الآخرة هم غافلون» و از آخرت غافل‌اند.

استفاده‌ حکم فقهی «لزوم توجه به آخرت از آیه شریفه
از آیه شریفه«یعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُون» آیا می‌توان‏ این نكته‌ی فقهی را استفاده کرد كه توجه به آخرت یكی از واجبات است؟ چون در مباحث قرآنی و مباحث اخلاقی، این بحث وجود دارد که انسان باید توجه به آخرت داشته باشد اما آیا توجه به آخرت به عنوان یك تكلیف می‌توان از این آیه شریفه استفاده كرد؟ زیرا وقتی که خداوند تبارك و تعالی غفلت از آخرت را مذمت می‌كند می توان گفت پس غفلت «عن الآخره حرامٌ» و توجه به آخرت «واجبٌ»؟

گاهی اوقات توجه فقط در یك امر قلبی نفسانی منحصر می‌شود که در اینجا این مراد نیست، آنچه می‌خواهیم بگوئیم این است که انسان باید در زمان حیاتش فی الجمله توجه به آخرت داشته باشد، توجه كند به اینكه یك روزی می‌میرد، توجه كند به اینكه یك روزی باید پاسخ بدهد، روز حشر است، سؤال و جواب است، بعید نیست كه بتوان از آیه وجوب شرعی استفاده کرد؛ یعنی روز قیامت یكی از مؤاخذه‌هایی كه انسان بشود، این است كه تو چرا توجه به آخرت نكردی.

در مباحث اخلاقی وقتی این بحث مطرح می‌شود و روایات زیادی هم در زمینه یاد خدا، یاد مرگ و یاد قیامت وجود دارد اما آنجا این بحث را نمی‌کنند که آیا از این روایات می‌شود این عنوان فقهی را استفاده كرد یا خیر؟ بعید هم نیست حکم فقهی از آن استفاده کرد وقتی که چنین مذمتی خداوند تبارك و تعالی می‌‌کنند.

حتی می‌توان این بحث را هم به میان آورد که آیا «حب الدنیا» حرام است یا نه؟ غیر از اینكه ریشه برای نابودی انسان است، انسان یك كاری كند كه حبّش به دنیا هر روز بیشتر بشود، خود این كار حرامی است یا نه؟

بنابراین از این آیه مذکور و بعضی از آیاتی كه راجع به توجه به قیامت، توجه به مردن است، بعید نیست استفاده حکم فقهی شود یا حداقل بگوئیم برای شارع مطلوب است یعنی حداقل از جهت فقهی مسلّم است که یکی از مستحبات، توجه به آخرت است، مثلاً فقط بنشیند فكر كند که یك روزی می‌میرد، هر چند ذکری نگوید، یك روزی محشور می‌شود، یك روزی باید پاسخ بدهد، آیا این مستحب فقهی است؟ مسلم است که خود این عمل، رجحان شرعی دارد، برای شارع مطلوبیت دارد و تردیدی در آن نیست. حالا بالاتر از آن را می‌خواهیم احتمال بدهیم كه وجوب باشد، بعید هم نیست، منتهی وجوب آن، فی الجمله است؛ یعنی نه اینکه هر روز بر آدم واجب باشد، بالأخره انسان در عمرش یك اندازه‌ی توجه به آخرت داشته باشد.

غرض از تکرار ضمیر «هم» در آیه شریفه
نكته دیگری که در آیه مناسب است مورد توجه گیرد، تکرار ضمیر«هم» است «وهم عن الآخرة هم غافلون»، مفسرین می‌گویند: تكرار «هم» برای این است كه خداوند تبارك و تعالی بفرماید: منشأ غفلت، خودتان هستید، منشأ غفلت خدا نیست، منشأ غفلت امور دیگر نیست، منشأ غفلت خود انسان است «و هم عن الآخرة هم غافلون»، خود اینها غافل هستند، این مطلب در بعضی از تفاسیر و شاید در خیلی از تفاسیر ذكر شده و مطلب درستی هم است.

پس از آیه شریفه استفاده می‌شود كه منشأ غفلت، خود انسان است و این باز نكته‌ی اخلاقی بسیار مهمی دارد و آن این است که انسان نباید تقصیر را گردن اجتماع، گردن حكومت، گردن پدر و مادر بیندازد، هر چند اینها نقش دارند ولی اساس خود انسان است، اگر انسان در فراز و نشیب‌های زندگی غافل نباشد، هیچ چیز نمی‌تواند او را بلرزاند و هیچ چیز نمی‌تواند او را از میدان خارج كند اما اگر غفلت برای او حاصل شد به اندك علت و اندك چیزی، از میدان خارج می‌شود.

و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين



[1] ـ زلزله،7.
[2] ـ «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا عَلَیكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا یضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمیعاً فَینَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون»‏، مائده، 105.

۱,۱۰۵ بازدید

نظر شما

کد امنیتی
مطالب بیشتر...
دانلود صوت جلسه
به توسعه ی کلیدواژه های دروس کمک کنید

برای این درس کلیدواژه پیشنهاد بدهید
چکیده نکات

آخرت ظرف ظهور باطن اعمال انسان نه باطن دنیا
آخرت ظرف ظهور اعمالی است که در سعادت و شقاوت انسان دخیل است
استفاده‌ حکم فقهی «لزوم توجه به آخرت» از آیه شریفه
غرض از تکرار ضمیر «هم» در آیه شریفه