موضوع: نماز جمعه ۲
تاریخ جلسه : ۱۴۰۵/۶/۲۱
شماره جلسه : ۱
چکیده درس
-
ویژگی های فقیه در دین در روایتی از امیرالمومنین (ع)
-
ویژگی اول: نا امید نکردن مردم از رحمت الهی
-
ویژگی دوم: ایمن نکردن مردم از عذاب الهی
-
ویژگی سوم: عدم ترخیص در معاصی الهی
-
چهارم: ترک نکردن قرآن
-
طرح اجمالی مسئله وجوب نماز جمعه در عصر غیبت
-
1. وجوب تعیینی نماز جمعه در عصر غیبت
-
2. حرمت نماز جمعه در عصر غیبت
-
3. وجوب تخییری
-
4. وجوب تخییری عقد و وجوب تعیینی حضور
-
جایگاه آیه «فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ»
-
ورود به ادله وجوب تعیینی
-
پاورقی
-
منابع
دیگر جلسات
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحيمْ
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ
خداوند متعال را شاکریم که در سال جاری نیز توفیق آغاز دوباره درس و بحث را به ما عنایت فرمود و امیدواریم این توفیق را از ما سلب نکند. همچنین از خداوند متعال مسئلت داریم شرّ دشمنان اسلام، شیعه و انقلاب را از این کشور و از عموم مسلمانان برطرف فرماید و روزبهروز بر عزت اسلام، انقلاب و ایران بیفزاید.
مطابق رسم معمول، برای آغاز بحث و تیمن و تبرک، حدیث یا آیهای از قرآن کریم را قرائت میکنیم تا انشاءالله درس و بحث را با نورانیت کلام خداوند و احادیث اهلبیت (علیهم السلام) آغاز کنیم.
در کتاب «فضل العلم» کافی، در باب «صفة العلماء»، مرحوم کلینی به سند خود روایتی را از حلبی نقل میکند:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْقَمَّاطِ عَنِ اَلْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: أَ لاَ أُخْبِرُكُمْ بِالْفَقِيهِ حَقِّ الْفَقِيهِ مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ لَمْ يُرَخِّصْ لَهُمْ فِي مَعَاصِي اللَّهِ وَ لَمْ يَتْرُكِ اَلْقُرْآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلَى غَيْرِهِ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهُّمٌ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي عِبَادَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَفَكُّرٌ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهُّمٌ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي عِبَادَةٍ لاَ فِقْهَ فِيهَا أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي نُسُكٍ لاَ وَرَعَ فِيه.[1]
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در این روایت، چهار ویژگی را برای «فقیه حقیقی» بیان میکنند. البته مراد از «فقیه» در این روایت، فقیه به معنای اصطلاحی آن نیست؛ بلکه مقصود، دینشناس و کسی است که آشنایی صحیحی با دین دارد. ازاینرو، این چهار شاخص را باید بر خود تطبیق کنیم و ببینیم آیا این ویژگیها در ما وجود دارد یا خیر. اگر این چهار ویژگی در انسان جمع باشد، میتوان گفت مرتبهای از فقه، به معنای اعم آن، در او وجود دارد.
ویژگی اول: نا امید نکردن مردم از رحمت الهی
نخستین ویژگی فقیه حقیقی این است که مردم را از رحمت خداوند مأیوس نکند. انسان ممکن است با مشکلات و گرفتاریهای مختلفی مواجه شود، اما کسی که با مردم ارتباط دارد، بهویژه روحانی و عالم دین، نباید به جای آنکه مرهمی بر مشکلات آنان باشد، موجب ناامیدی آنان شود و بگوید مشکلات بیشتر خواهد شد، اوضاع بدتر میشود و گرفتاریها افزایش پیدا میکند؛ بهخصوص در زمان ما که شیاطین، اشرار و دشمنان، از جهات مختلف کشور را برای از بین بردن آن تحت فشار قرار دادهاند.
فقیه کسی است که به مردم امید بدهد و به آنان یادآوری کند که باب رحمت خداوند همچنان باز است و جنود غیرمرئی الهی در کار هستند. اینها واقعیتهایی است که باید به آن توجه داشت.
در قضیه جنگ احزاب، خدای تبارک و تعالی میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا»[2] خداوند در این آیه، مؤمنان را به یادآوری نعمت خود در جریان جنگ احزاب فرا میخواند؛ دشمنان به آنان حمله کردند، اما خداوند با فرستادن باد و لشکریانی که آنان نمیدیدند، دشمن را دفع کرد. بنابراین باید به لطف خداوند اطمینان داشته باشیم و به او توکل کنیم. البته اینکه لطف خداوند چه زمانی و به چه صورتی تحقق پیدا میکند، امری است که مصلحت آن را نمیدانیم.
بر اساس این فرمایش امیرالمؤمنین (علیه السلام)، اگر جوانی سالهای زیادی از عمر خود را در بطالت و ضلالت گذرانده باشد و پس از آن به یک روحانی مراجعه کند، روحانی نباید او را مأیوس کند؛ بلکه باید به او بگوید راه باز است. اگر یک روز از عمر او باقی مانده باشد، باز هم راه باز است و اگر حتی یک ساعت از عمر او باقی مانده باشد، باز هم راه باز است.
همچنین طلبهای که در تحصیل کوتاهی کرده است، نباید مأیوس شود؛ بلکه باید او را امیدوار کرد. اساساً ابتدا باید خودمان به خودمان امید بدهیم. خداوند متعال میفرماید: «وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ»[3] یأس از رحمت خداوند گناه است و انسان نباید خود را از رحمت الهی محروم بداند. بنابراین، خود ما نیز باید امیدوار باشیم.
اکنون که در ابتدای سال تحصیلی قرار داریم، باید امیدوار باشیم که به فضل و لطف خداوند میتوانیم رشد کنیم. یکی از اموری که در سخنان مرحوم امام (رحمه الله) فراوان دیده میشود، توجه دادن مردم به فضل و لطف خداوند است؛ بهگونهای که بعید است سخنرانیای از ایشان باشد و در آن از «خدای تبارک و تعالی» سخنی به میان نیامده باشد. در فرمایشات مقام معظم رهبری و شهیدان نیز همین توجه به فضل و لطف خداوند دیده میشود و آنان همواره جامعه و خواص را به فضل خدا متذکر میشدند. ما نیز باید نسبت به خودمان امیدوار باشیم.
سنت قطعی خداوند، پیروزی مسلمانان است. ممکن است نسل ما آن پیروزی را نبیند، اما این نصر و پیروزی تحقق خواهد یافت. تحقق این نصر مسلّم است؛ حال ممکن است امروز باشد یا فردا، اما در نهایت محقق خواهد شد.
از بین رفتن باطل نیز قطعی است. قرآن کریم تصریح میکند که باطل مانند کف روی آب است «فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ»[4] باطل مانند کف روی آب است؛ ممکن است امروز از بین نرود، اما سرانجام از میان خواهد رفت. ما باید این حقایق را باور داشته باشیم.
در نتیجه، کسی میتواند مردم را به رحمت خداوند امیدوار کند که خود این آیات الهی را باور داشته و با قرآن آشنا باشد. ازاینرو، روحانیت باید همواره مردم را امیدوار کند.
ویژگی دوم: ایمن نکردن مردم از عذاب الهی
دومین ویژگی فقیه حقیقی آن است که مردم را از عذاب الهی ایمن نکند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید:«وَلَمْ يُؤَمِّنْهُمْ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ.» همانگونه که فقیه نباید مردم را از رحمت خداوند مأیوس کند، نباید با تکیه افراطی بر رحمت و کرامت الهی، عذاب خداوند را نیز نادیده بگیرد. اینکه گفته شود کرامت خداوند اقتضا نمیکند بندهای را در آتش عذاب کند، اجتهاد در برابر نصوص فراوانی است که بر وجود عذاب الهی دلالت دارند. خداوند متعال همانگونه که رحیم و کریم است، عذاب او نیز «أَلِيمٌ» است. بنابراین، لازم است فقیه مردم را نسبت به عذاب الهی بیم دهد و از گرفتار شدن در آن برحذر دارد.
ویژگی سوم: عدم ترخیص در معاصی الهی
سومین ویژگی آن است که فقیه به مردم در ارتکاب معاصی الهی ترخیص ندهد «وَلَمْ يُرَخِّصْ لَهُمْ فِي مَعَاصِي اللَّهِ.» مقصود از فقیه در این روایت، دینشناس است و یکی از وظایف او آن است که تا حد امکان مردم را از معصیت خداوند دور کند. گاهی ممکن است انسان به بهانه مصلحت یا ضرورت، در ارتکاب معصیت برای خود یا دیگران مجوز صادر کند؛ برای مثال، دروغ را به صرف مصلحت یا ربا را به دلیل مشکلات مالی تجویز کند. فقیه حقیقی کسی است که تا جایی که امکان دارد، مانع تحقق معصیت الهی شود و در این زمینه به آسانی ترخیص ندهد.[5]
چهارم: ترک نکردن قرآن
چهارمین ویژگی فقیه حقیقی آن است که قرآن را به رغبت و گرایش به غیر آن ترک نکند:«وَلَمْ يَتْرُكِ الْقُرْآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلَى غَيْرِهِ.» بنابراین، قرآن باید در زندگی انسان جایگاه محوری داشته باشد و نباید کتابهای دیگر به گونهای جایگزین آن شوند که قرآن مورد غفلت قرار گیرد. مطالعه کتابهای ادبی، تاریخی و حتی رمان در جای خود میتواند مفید باشد، اما نباید به قیمت ترک انس با قرآن تمام شود.
از مهمترین عوامل موفقیت بزرگان دین، انس با قرآن و تدبر در آن بوده است. با تأمل در سیره امام خمینی (رضواناللهعلیه) و مقام معظم رهبری میتوان نقش قرآن را در شکلگیری اندیشه و هدایت آنان بهخوبی مشاهده کرد. امام خمینی (رضواناللهعلیه) در یکی از آثار اخلاقی خود، ذیل یکی از آیات قرآن مطالب فراوانی بیان کرده و تصریح میکند که مطالب دیگری درباره آن آیه در ذهن دارد که اگر نوشته شود، به اندازه یک کتاب خواهد شد. این امر نشاندهنده عمق انس ایشان با قرآن است.
همچنین بسیاری از اندیشهها و هدایتهای اجتماعی مقام معظم رهبری را میتوان در پرتو همین انس و ارتباط عمیق با قرآن تحلیل کرد. ازاینرو، لازم است بهویژه طلاب و اهل علم، قرآن را در متن زندگی علمی و عملی خود قرار دهند و با قرائت، تدبر و انس مستمر با آن، زمینه تحقق این ویژگی فقیه حقیقی را در خود فراهم کنند.
امید است که به توفیق الهی، ما نیز از مصادیق «فَقِيهِ حَقِّ الْفَقِيهِ» باشیم که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در این روایت بیان فرموده است.
در سال گذشته بحث فقهی نماز جمعه را بر اساس «تحریر الوسیله» آغاز کردیم. امام خمینی (رضواناللهتعالیعلیه) در ابتدای بحث، نماز جمعه را در عصر حاضر واجب تخییری دانسته و میفرمایند:
تجب صلاة الجمعة في هذه الأعصار مخيّراً بينها وبين صلاة الظهر، والجمعة أفضل و الظهر أحوط، وأحوط من ذلك الجمع بينهما[6]
بر این اساس، نماز جمعه را واجب تخییری دانستهاند، در عین آنکه نماز جمعه را افضل و نماز ظهر را احوط میدانند و احتیاط بیشتر را در جمع میان هر دو نماز میدانند.
در این بحث، محور اصلی مباحث «جواهر الکلام» است. پس از آن، «البدر الزاهر» مرحوم آیتالله بروجردی و «موسوعة الإمام الخوئي» مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین از مهمترین منابع این بحث، کتاب «صلاة الجمعة» مرحوم آیتالله شیخ مرتضی حائری (رضواناللهتعالیعلیهم) است که به نظر میرسد از قویترین آثار مستقل در موضوع نماز جمعه باشد. در کنار این منابع، گاهی به کتابهایی مانند «مصباح الفقیه» مرحوم همدانی و دیگر آثار فقهی نیز مراجعه خواهد شد.
برای ترسیم اجمالی مسئله، باید ابتدا به سیر تشریع و وجوب نماز جمعه توجه کرد. تردیدی نیست که نماز جمعه در زمان پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) واجب بوده و در زمان ائمه معصومین (علیهمالسلام) نیز از فرائض اسلامی به شمار میرفته است. مسئله اصلی از عصر غیبت آغاز میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا همان وجوب تعیینی که در عصر حضور وجود داشته، در عصر غیبت نیز استمرار دارد یا خیر؟
شهید ثانی نخستین فقیهی است که بهطور جدی مسئله وجوب تعیینی نماز جمعه در عصر غیبت را مطرح کرده است.[7] همچنین نخستین رساله مستقل درباره نماز جمعه نیز به ایشان منسوب است که درباره آن مباحثی وجود دارد و در سال گذشته به برخی از آنها اشاره شد. پس از ایشان، صاحب مدارک نیز به وجوب تعیینی نماز جمعه در عصر غیبت قائل شده است.
اقوال در مساله
در میان فقهای معاصر نیز مرحوم آیتالله شیخ مرتضی حائری قائل به وجوب تعیینی نماز جمعه در عصر غیبت شده است. ایشان پس از تکمیل مباحث خود تصریح میکند که وجوب تعیینی نماز جمعه در عصر غیبت ثابت است، خواه اقامه آن توسط فقیه باشد یا غیر فقیه؛ بنابراین، اقامه نماز جمعه توسط امام جماعت متعارف نیز میتواند مشمول این وجوب باشد.
بر این اساس، مسئله اساسی که باید در ادامه مورد بررسی قرار گیرد، ادله وجوب تعیینی نماز جمعه در عصر غیبت است و باید دید آیا ادلهای که برای این مدعا اقامه شده، توان اثبات وجوب تعیینی را دارد یا خیر.
در مقابل قول به وجوب تعیینی، احتمال دیگری نیز مطرح شده و آن، حرمت نماز جمعه در عصر غیبت است. بر اساس این دیدگاه، ادله دلالت دارد که اقامه نماز جمعه از مناصب خاص امام معصوم (علیه السلام) است و در عصر حضور، تنها در صورتی نماز جمعه مشروع خواهد بود که خود معصوم (علیه السلام) آن را اقامه کند یا شخصی را برای این امر منصوب کرده باشد. بنابراین، اگر ثابت شود که اقامه نماز جمعه از مناصب اختصاصی امام معصوم (علیه السلام) است، لازمه آن این خواهد بود که در عصر غیبت، اقامه نماز جمعه مشروع نباشد و حتی حرام باشد. در میان فقها، ابن ادریس در «السرائر»، سلار در «المراسم» و برخی دیگر، به حرمت نماز جمعه در عصر غیبت قائل شدهاند.
با توجه به این دو دیدگاه، مسئله در نگاه ابتدایی میان وجوب تعیینی و حرمت نماز جمعه در عصر غیبت دایر خواهد بود. بنابراین، این پرسش مطرح میشود که وجوب تخییری که بسیاری از متأخران، بهویژه فقهای معاصر، به آن قائل شدهاند، بر چه اساسی شکل گرفته و از کجا ناشی شده است؟
برای روشن شدن این مسئله، لازم است شیوه استدلال و تقسیمبندی روایات در آثار برخی از فقهای متأخر مورد توجه قرار گیرد. میان صاحب جواهر، آیتالله بروجردی، آیتالله خویی و آیتالله حائری، در نحوه ورود به بحث و دستهبندی روایات، تفاوتهایی وجود دارد.
فقهای متقدم معمولاً بحث نماز جمعه را بر اساس شرایط آن مطرح میکردند. نخستین شرط را وقت، قرار میدادند و ذیل آن درباره وقت نماز جمعه بحث میکردند؛ ازاینرو، در بسیاری از کتب فقهی قدما، بخش قابل توجهی از مباحث نماز جمعه در ضمن مباحث اوقات نماز مطرح شده است.
شرط دیگری که در کلمات فقها برای نماز جمعه مطرح شده، امامت «سلطان عادل» است که در روایات و عبارات فقها با تعابیری مانند «سلطان»، «سلطان عادل» و «امام الأصل» بیان شده است. مرحوم آیتالله بروجردی با بررسی عبارات فقها و روایات، این شرط را مورد توجه قرار داده است. در تحلیل این تعابیر باید توجه داشت که ائمه (علیهم السلام) به دلیل شرایط سیاسی و حساسیت حکومتها، در مقام بیان عمومی معمولاً از تصریح به عنوان «امام معصوم» پرهیز میکردند و اینگونه تعابیر بیشتر در میان خواص اصحاب مطرح بوده است.
مرحوم آیتالله حائری در تفسیر شرط «سلطان عادل» معتقد است که مقصود از آن، صرفاً امام جماعت عادلی است که اقامه نماز جمعه را بر عهده میگیرد. بنابراین، از نظر ایشان، برای مشروعیت نماز جمعه لازم نیست امام جمعه شخصی مانند حاکم عادل یا منصوب از سوی امام معصوم (علیه السلام) باشد، بلکه عادل بودن امام جماعت برای تحقق این شرط کافی است.
در مقابل، با مراجعه به عبارات فقهای متقدم، از شیخ مفید و شیخ طوسی و سید مرتضی گرفته تا فقهای متأخر، و نیز با توجه به روایات باب، روشن میشود که عنوان «سلطان عادل» در مسئله نماز جمعه، به صرف امام جماعت عادل بودن تفسیر نمیشود و در کلمات فقها، این عنوان به عنوان شرطی مستقل برای انعقاد نماز جمعه مطرح شده است. بررسی تفصیلی این عبارات از مباحث مهمی بود که در سال گذشته مورد توجه قرار گرفت و نشان داد که اصل وجود چنین شرطی در کلمات فقها قابل انکار نیست.
از جهت روش اجتهادی، مرحوم آیتالله بروجردی بحث را از همین شرط آغاز میکند و ابتدا به بررسی عنوان امام و شرط عدالت و سلطنت در اقامه نماز جمعه میپردازد. صاحب جواهر نیز در «شرایع» از همین بحث شرطیت «سلطان عادل» وارد مسئله میشود؛ با این تفاوت که در ادامه، محور بحث را بر ادله عدم وجوب تعیینی نماز جمعه در عصر غیبت قرار میدهد.
صاحب جواهر پس از ذکر ادله عدم وجوب تعیینی، ادله حرمت نماز جمعه در عصر غیبت را نیز مطرح کرده و آنها را بهطور کامل رد میکند. سپس در پاسخ به دیدگاه محقق، به عبارتی از ایشان در «شرایع» میپردازد. مرحوم محقق قول به وجوب تخییری را از تحکمات بیدلیل و سست میداند. صاحب جواهر در پاسخ میگوید:«وَهُوَ كَذَلِكَ، إِلَّا أَنَّ مَا ذَهَبَ إِلَيْهِ أَيْضًا مِثْلُهُ فِي الْبُرُودَةِ»[8]
بااینحال، صاحب جواهر با استناد به ادلهای که پیشتر برای نفی وجوب تعیینی و اثبات وجوب تخییری بیان کرده است، در نهایت خود به وجوب تخییری نماز جمعه در عصر غیبت قائل میشود.
مرحوم آیتالله خویی نیز ابتدا ادلهای را برای نفی وجوب تعیینی نماز جمعه در عصر غیبت مطرح میکند. سپس با توجه به روایاتی که از سوی ائمه (علیهم السلام) اذن در اقامه نماز جمعه را افاده میکند، این دو دسته دلیل را با یکدیگر جمع کرده و از انضمام آنها وجوب تخییری را استفاده میکند؛ با این تفاوت که ایشان وجوب تخییری را در مرحله انعقاد نماز جمعه میداند.
بر اساس دیدگاه ایشان، نماز جمعه عقداً واجب تخییری است؛ یعنی در مرحله اقدام برای انعقاد نماز جمعه، شخص میان انعقاد نماز جمعه و ترک آن مخیر است. اما پس از آنکه نماز جمعه با وجود شرایط لازم منعقد شد، وجوب آن نسبت به افراد تعیینی خواهد بود.
ازاینرو، تعبیر دقیق دیدگاه مرحوم آیتالله خویی این است که نماز جمعه «عقداً» وجوب تخییری دارد، اما پس از انعقاد، بر افراد وجوب تعیینی خواهد داشت، هرچند ایشان این وجوب تعیینی را «علی الأحوط» مطرح میکند.[9] بنابراین، اگر در شهری شرایط اقامه نماز جمعه فراهم باشد و نماز جمعهای منعقد شود، پس از انعقاد، حضور و اقامه آن برای افراد واجد شرایط، حکم وجوب تعیینی پیدا میکند؛ اما اصل انعقاد نماز جمعه در مرحله نخست، واجب تعیینی نیست.
در ادامه بحث، به آیه شریفه «فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ»[10] نیز استناد شده است. برخلاف آنچه گاهی تصور میشود، این آیه در مقام تشریع اصل وجوب نماز جمعه نیست تا بتوان با تمسک به اطلاق آن، وجوب تعیینی نماز جمعه را در زمان حضور و غیبت اثبات کرد و استناد به اطلاق «إِذَا نُودِيَ» برای اثبات وجوب تعیینی در عصر غیبت، در صورتی صحیح است که آیه در مقام بیان اصل تشریع وجوب باشد؛ در حالی که چنین نیست.
مفاد آیه، ناظر به وجوب یا استحباب سعی و حرکت به سوی نماز جمعه پس از تحقق موضوع آن است. همچنین آیه دلالت دارد که پس از انعقاد نماز جمعه، ترک آن و پرداختن به امور دنیوی، مانند بیع، جایز نیست.بنابراین، آیه متکفل بیان حکم نماز جمعه پس از تحقق شرایط و انعقاد آن است، نه تشریع اصل وجوب نماز جمعه در عصر غیبت.
پس از بررسی دیدگاههای مربوط به وجوب تخییری، بحث به ادله وجوب تعیینی نماز جمعه رسید. مرحوم آیتالله حائری برای اثبات وجوب تعیینی، ادلهای اقامه کرده است که در دو بخش کلی آیات و روایات قابل بررسی است.
در بخش آیات، مهمترین دلیل، آیه شریفه «فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ» بود که مورد بررسی قرار گرفت. پس از آن، بحث به روایات رسید. روایات نیز در چند طایفه قابل دستهبندی است و در طایفه دوم، روایت نخست مورد بررسی قرار گرفت.
روایت دوم این طایفه در «وسائل الشیعة»، جلد هفتم، کتاب الصلاة، ابواب صلاة الجمعة، باب پنجم، حدیث دوم، «مصححه عبدالملک بن أعین» نقل شده است. این روایت در ادامه بحث مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
این روایت در «البدر الزاهر» در صفحه ۶۳ و در کتاب «صلاة الجمعة» مرحوم آیتالله حائری در صفحه ۱۴۰ ذکر شده است.
وَ صَلَّی الله عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرینْ
پاورقی
[1] محمد بن یعقوب کلینی، مؤلف، الکافی (اسلامیه)، م ١، ص 36.
[2] قرآن قرآن :سوره احزاب، آية 9.
[3] قرآن کریم :سوره یوسف، آية 89.
[4] قرآن کریم :سوره رعد، آية 17.
[5] خاطره حضرت استاد از آیت الله اشتهاردی: در این زمینه، خاطرهای از دوران خدمت در بعثه حج مرحوم والد (رضواناللهعلیه) قابل توجه است. در آن زمان، بزرگان بسیاری در بعثه حضور داشتند و بعثه ایشان نیز از بعثههای شاخص بود. از جمله مرحوم آیتالله شیخ علیپناه اشتهاردی (رحمهالله) که حدود ده سال در بعثه در خدمت ایشان بودیم. ایشان از نظر فقهی استظلال را حتی در شب نیز جایز نمیدانست و معتقد بود که در شب هم نمیتوان سوار ماشین مسقف شد؛ برخلاف برخی فقها و مراجع که استظلال در شب را جایز میدانستند. ایشان بر نظر خود اصرار داشت و آن را جایز نمیدانست. در مقطعی، شرایط بهگونهای شد که ماشینهای روباز شبها حرکت نمیکردند و تنها در روز امکان استفاده از آنها وجود داشت و کسانی که با این ماشینها رفتوآمد میکردند، گاهی دچار بیماری میشدند. به ایشان عرض میکردیم که ممکن است در اثر این وضعیت بیمار شوید. جملهای که ایشان در پاسخ میگفت، همچنان در ذهن من باقی مانده است: «من چطور با معصیت خدا بگویم لبیک؟» ایشان استظلال را معصیت میدانست و بر همین اساس حاضر نبود برای انجام حج، آن را مرتکب شود. حتی در یک سال که اساساً ماشینهای روباز وجود نداشت، فرمود: «من اصلاً مُحرم نمیشوم و به ایران برمیگردم؛ من نمیتوانم با معصیت خدا لبیک بگویم.» این نگاه، نمونهای روشن از عدم ترخیص در معصیت الهی است. البته ممکن است ما به اندک بهانهای برای خود عذر بتراشیم؛ برای مثال، بگوییم معدهام مقداری درد میکند، پس روزه را بخورم، یا در مواردی که عنوان اضطرار مطرح میشود، بلافاصله برای خود یا دیگران مجوز ارتکاب معصیت صادر کنیم. در حالی که فقیه حقیقی کسی است که تا حد امکان اجازه ندهد معصیت خداوند تحقق پیدا کند.
[6] تحریر الوسیلة، مع موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) و دفتر قم، م 1، ص 242.
[7] رسائل الشهید الثاني، مع پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی(دفتر تبلیغات اسلامی) و رضا مختاری، م 1، ص 171-259.
[8] جواهر الکلام (ط. القدیمة)، م ١١، ص 193.
[9] « مسأله ۷۴۰) نماز جمعه مانند نماز صبح دو ركعت است، و امتيازش از نماز صبح اين است كه دو خطبه در پيش دارد، و نماز جمعه تخييرى است: به اين معنى كه مكلف در روز جمعه مخير است كه نماز جمعه را بخواند درصورتى كه شرائطش موجود باشد، يا نماز ظهر بهجا آورد، پس اگر نماز جمعه را بهجا آورد كفايت از ظهر مىكند... (مسألة ۷۴۱) هر گاه نماز جمعهاى كه داراى شرائط است بر پا شود، بنابر احتياط حضورش واجب است. » (توضیح المسائل (خویی)، صص 129 و 130.)
[10] قرآن کریم :سوره جمعه، آية 9.
منابع
علاوه بر قرآن.
خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، تحریر الوسیلة، مع موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) و دفتر قم، جامع فقه 3 (کتابخانه و دانشنامه تخصصی فقه)، مؤسسة تنظیم و نشر آثار الإمام الخمینی (قدس سره)، د.ت.
خوئی، سید ابوالقاسم، توضیح المسائل (خویی)، مؤسسة إحياء آثار الامام الخوئي، بیتا.
شهید ثانی، زینالدین بن علی، رسائل الشهید الثاني، مع پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی(دفتر تبلیغات اسلامی) و رضا مختاری، جامع فقه 3 (کتابخانه و دانشنامه تخصصی فقه)، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم. مرکز انتشارات، د.ت.
صاحب جواهر، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام (ط. القدیمة)، بیروت، دار إحياء التراث العربي، د.ت.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی (اسلامیه)، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1363.
علاوه بر قرآن.
خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، تحریر الوسیلة، مع موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) و دفتر قم، جامع فقه 3 (کتابخانه و دانشنامه تخصصی فقه)، مؤسسة تنظیم و نشر آثار الإمام الخمینی (قدس سره)، د.ت.
خوئی، سید ابوالقاسم، توضیح المسائل (خویی)، مؤسسة إحياء آثار الامام الخوئي، بیتا.
شهید ثانی، زینالدین بن علی، رسائل الشهید الثاني، مع پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی(دفتر تبلیغات اسلامی) و رضا مختاری، جامع فقه 3 (کتابخانه و دانشنامه تخصصی فقه)، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم. مرکز انتشارات، د.ت.
صاحب جواهر، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام (ط. القدیمة)، بیروت، دار إحياء التراث العربي، د.ت.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی (اسلامیه)، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1363.
نظری ثبت نشده است .