pic
pic
  • ۱۰۱

    مطلبند که در زمان ظهور، عالم تکوين به نقطه‌ی اوج شکوفایی خود مى‌رسند؛ يعنى تمام عالم و آدم، زمين و آسمان، درختان و گیاهان و یا خشکی و دريا و بالاخره تمام اشیاء و موجوداتی که در عالم تکوين هستند، تمام استعدادها و قابليت‌هایشان، به فعليت و ظهور و بروز مى‌رسد.

    به عبارت دیگر، در حالت عادی اگر کسى صدمتر یا دويست‌متر از زمينى را بذر بپاشد، یا درختان میوه‌ای را بکارد، طبیعی است که در زمان خاصی، انتظار مى‌کشد تا کاشته‌ی‌اش به نتيجه و ثمر برسد، ولی بر حسب روایات، زمان ظهور يک زمان عادى نيست و عالم تکوین به نقطه‌ای از شکوفایی می‌رسد که فوق درک بشر است و این مساله در روایات به خوبی اشاره شده است. چنانچه پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) در این باره می‌فرماید:

    «تُنَعَّمُ أُمَّتِي فيها نعمةً لَمْ يُنَعَّمُوا مثلها، يُرْسَلُ السَّمَاءُ عَلَيْهِمْ مِدْرَاراً وَ لا تدخر الْأَرْضُ شَيْئاً مِنْ النبات وَ الْمَالُ‏ كُدُوسٌ».[1]

    امت من در عهد او آن چنان متنعم مي‌شوند كه هرگز در تاريخ نظير ندارد. آسمان سيل آسا بر آن‌ها فرو مي‌بارد و زمين چيزي از گياهانش را ذخيره نمي‌كند.

    و یا هم ایشان در روایت دیگری می‌فرمایند:

    «يخرج في آخر امتي المهدي، يسقيه الله الغيث و تخرج الأرض نباتها و يعطي صحاحا و تكثر الماشية و تعظم الامة»[2]

    در آخر امت من مهدي خارج مي‌شود، خداوند باران رحمتش را بر او فرو مي‌ريزد و زمين گياهانش را براي او بيرون مي‌فرستد. مال را به طور مساوي تقسيم مي‌كند، دام بسيار فراوان مي‌شود، امت اسلامي بسيار شكوهمند مي‌گردد.


    1. ر. ک. به: الزام الناصب في إثبات الحجة الغائب‌، حائری یزدی، ص163.

    2. ر. ک. به: المستدرك علی الصحیحین، حاكم نیشابوری، كتاب الفتن والملاحم، ح8716.

  • ۱۰۲

    بنابراین هيچ مکتب و مذهبى، نسبت به آخرالزمان حرف و سخنی غنى‌تر از مذهب شيعه ندارد؛ چه این‌که تمام سخن در سایر مکاتب، تنها در حد اميد دادن به آمدن یک مصلح و برچیده شدن بساط ظلم از دنیا ختم می‌شود، در حالی که در متون روایی، احادیث فراوانی از اهل بیت(عليهم السلام) وارد شده که دال بر این مطلبند که در آخر الزمان، عدالت، چنان فراگیر می‌شود که حتى به درون خانه‌ها که شخصی‌ترین محل زندگی انسان است نیز، نفوذ مى‌کند، همان‌طور که سرما و گرما داخل خانه‌ها مى‌رود و این تنها گوشه‌ای از برنامه‌ی اصلاح جهانى توسط حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است. لیک همان‌طور که روشن است، مساله‌ی تکامل عالم تکوین در عصر ظهور، مطلب بسیار با اهمیت و خاصی است که سبب ایجاد نور امید در دل متدینین به ظهور می‌گردد.

    مطلب ششم. ظهور، اوج تکامل وجودی بشر؛

    مساله‌ی دیگری که در زمان ظهور محقق می‌شود و نور امید و نشاط را در قلوب مشتاقان به ظهور بر می‌افروزد، بحث «تکامل وجودی بشر در دوران ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف)» است؛ چه این‌که در منابع روایی، احادیثی وجود دارد که دلالت می‌نمایند بر این مطلب که در زمان ظهور، انسان‌ها به چنان رشدی خواهند رسید که در تاریخ آفرینش انسان بی‌سابقه خواهد بود؛ به طور مثال برخی از روایات معتقدند که هر انسانى، در هر نقطه‌ای از زمین بخواهد با حضرت امام مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) صحبت کند، بدون هيچ واسطه‌اى مى‌تواند با ایشان صحبت کند و صداى عزیز زهرا(عليه السلام) را بشنوند و معنای اين سخن آن است که حتى وجود خود بشر نیز تکامل پيدا مى‌کند. یعنی اعضا و جوارح مادی انسان، اعم از چشم، گوش و... و یا اعضای معنوی انسان اعم از فکر، عقل و تدبیر او، به مرحله‌ای می‌رسد که مرحله‌ی بالاترى از آن در جهان مادی قابل تصور نیست. به عنوان مثال امام باقر(عليه السلام) در این باره می‌فرمایند:

  • ۱۰۳

    «إذا قامَ‏ قائمُنا وَضَعَ‏ اللهُ‏ يَدَهُ‏ على‏ رؤوس‏ العباد، فجَمَعَ‏ بها عقولَهم وكَمَلَتْ به أحلامُهم»[1]

    چون قائم ما قیام کند خداوند دست رحمتش را بر سر بندگان گذارد پس عقولشان را جمع کند و در نتیجه خردشان کامل شود.

    همچنین عصر ظهور، دوران تکامل بعد علمى ‌انسان و سایر ابعاد ديگر او نيز هست و البته در این زمینه روايات فراوانی نیز وارد شده است. به عنوان مثال هر چند فهم کتاب خدا، فهم آسانى نيست، ولی برخی از روایات می‌گویند که در زمان ظهور، حتی زنان خانه‌دار نیز مى‌توانند بر طبق قرآن، قضاوت کرده و حکم کنند. امام باقر(عليه السلام) در تایید این مطلب می‌فرمایند:

    «وَ تُؤْتَوْنَ الْحِكْمَةَ فِي زَمَانِهِ حَتَّى إِنَ‏ الْمَرْأَةَ لَتَقْضِي‏ فِي‏ بَيْتِهَا بِكِتَابِ اللهِ تَعَالَى وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللهِ(صلي الله عليه وآله)»[2]

    در زمان حضرت مهدى(عليه السلام)، به دانش و حكمت دست مى‌يابيد تا آنجا كه زن در خانه‌اش، بر اساس كتاب خداى تعالى و سنّت رسول خدا قضاوت مى‌كند.

    بر این اساس، روایت امام باقر(عليه السلام) که به جابر بن یزید جعفی فرمود:

    «يَا جَابِرُ لَيْسَ‏ شَيْ‏ءٌ أَبْعَدَ مِنْ‏ عُقُولِ‏ الرِّجَالِ‏ مِنْ‏ تَفْسِيرِ الْقُرْآنِ»[3]

    هيچ چيزى دورتر از عقل بشر از تفسير قرآن نيست

    دال بر این مطلب است که بشر تا قبل از ظهور، توان فهم کامل قرآن را ندارد؛ از این رو در هر زمان تعداد مفسرين از انگشتان يک دست تجاوز نمی‌کند. اما بر اساس روایت فوق، در زمان ظهور، دايره‌ى فهم، علم و آگاهی انسان‌ها، آن چنان قوى مى‌شود که فهم کتاب خدا براى همه، حتى براى زنان ميسور و میسر می‌شود.


    1. ر. ک. به: اصول کافى، کلینی(رحمه الله)، ج‏1، ص29.

    2. ر. ک. به: بحار الأنوار، مجلسی(رحمه الله)، ج‏52، ص352، به نقل از الغیبة نعمانی(رحمه الله).

    3. ر. ک. به: المحاسن، برقی(رحمه الله)، ج‏2، ص2.99

  • ۱۰۴

    بررسی یک شبهه؛

    حال سؤال مهم این است که آيا امکان دارد که خداوند متعال، کتابى را برای انسان‌ها بفرستد، ولی بیش از هفتاد تا هشتاد درصد آن کتاب، تا قبل از ظهور آخرین حجتش، براى غالب بشر مجهول باشد؟ آیا اين کار با حکمت الهی سازگار است؟ و به تعبیر دیگر، آيا ممکن است خدا اين همه بيابان‌ها و آسمان‌ها و درياها را خلق کند و از آن يک هزارم يا يک ميليونيم بهره‌بردارى بشود؟

    تبیین پاسخ به شبهه‌ی مذکور؛

    پاسخ این است که حکمت بالغه‌ی الهی اقتضاء مى‌کند که نهايت فهم انسان‌ها نسبت به قرآن در يک بازه‌ی زمانى و یک دوره‌ی خاصی، اتفاق بیفتد. حال چه چيزى براى انسان از اين لذيذتر است که به او بگويند: «ای انسان، در انتظار فهم کتاب خدا باش». بله آن دوران بسیار شیرین و امیدوار کننده است. زیرا همین که انسان بداند بالاخره يک زمانى فرا خواهد رسید که پرده‌هاى حجابى که فکرش را گرفته بود، از روى آيات مشعشع قرآن کنار مى‌رود و حقايق و نورانيت‌ها را خدا در اختيار انسان قرار مى‌دهد، امیدش به آینده روشن چند برابر و در نتیجه کنش و واکنش او نسبت به خداشناسی، خداباوری و خدامحوری افزون می‌گردد؛ از این رو، نبايد اميد را صرفاً منحصر در آمدن امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و ریشه کنی در ظلم خلاصه نمود.

    البته به نظر نگارنده، تکامل وجود بشر یکی از ابعاد و اتفاقات زمان ظهور است که از جهت عملى شايد نسبت به ابعاد ديگر ظهور، نمود بيشترى داشته باشد، ولی ابعاد ديگر ممکن است از جهت ارزشى، ظهور بيشترى داشته باشند. چه این‌که بر حسب روايات، در زمان قیام قائم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) کينه‌ها از قلوب محو مى‌شود[1] و ديگر هيچ دو انسانى پيدا نمى‌شود که نسبت به يکديگر کينه یا بغض داشته باشند؛ یعنی تکامل اخلاقى و روحى حاصل می‌شود.


    1. ر. ک. به: الملاحم و الفتن في ظهور الغایب المنتظر، ابن طاووس(رحمه الله)، ص151.

  • ۱۰۵

    به عبارت دیگر، در زمان حاضر کمتر می‌توان دو آدم یا دو برادر یا دو خواهر پیدا نمود که در آن‌ها نسبت به یکدیگر، کينه و بغض نباشد! آری متأسفانه کمتر می‌توان این موضوع را در میان خانواده‌ها مشاهده نمود و غالباً هر کسى از دست برادر یا خواهرش، يک جور ناراحتى‌ها، نگرانى‌ها و یا خدای نکرده کينه‌هایى دارد ولی به تعبیر امام علی(عليه السلام) در زمان ظهور، این روند کاملاً معکوس می‌شود و بی شک اميد واقعى همين موضوع است که انسانِ منتظر، در انتظار درک دورانی باشد که روح، نفس، فکر و عقل انسان به تکامل می‌رسد؛ زمانی که امام باقر(عليه السلام) درباره‌ی آن زمان می‌فرماید:

    «إذا قامَ‏ قائمُنا وَضَعَ‏ اللهُ‏ يَدَهُ‏ على‏ رؤوس‏ العباد، فجَمَعَ‏ بها عقولَهم وكَمَلَتْ به أحلامُهم»[1]

    چون قائم ما قیام کند خداوند دست رحمتش را بر سر بندگان گذارد پس عقولشان را جمع کند و در نتیجه خردشان کامل شود.

    بنابراین معنای اين روایت آن نيست که هر انسانى را خدمت حضرت ولی عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بیاورند و ایشان روى سر ایشان یک دستی بکشد. بلکه بدین معناست که اراده‌ی تکوينى و سنت الهی، بر اين است که همين عقلى که خدا به بشر داده اگر در طول صدها هزار سال، ارزشش ده درجه بود، در زمان ظهور صد درجه بشود. حال چه نعمت و ارزشی بالاتر از عقل وجود دارد که انسان به امید کامل شدنش باشد؟ بله، اين‌ها همه مربوط به زمان ظهور قائم آل محمد(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است؛ زمانی که حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ظهور مى‌کند و خداوند به واسطه‌ی وجود مبارک او عقول بشر را کامل مى‌کند.

    نتیجه گیری و جمع بندی؛

    آن طور که روشن شد، بدون شك، دوران پس از ظهور حضرت مهدى(عجل الله تعالي فرجه الشريف)،


    1. ر. ک. به: اصول کافى، کلینی(رحمه الله)، ج‏1، ص29.

  • ۱۰۶

    والاترين، شكوفاترين و ارجمندترين فصل تاريخ انسانيّت است. دورانى كه وعده‌هاى خداوند در خلافت مؤمنان و امامت مستضعفان و وراثت صالحان محقق، مى‌گردد و جهان، با قدرت الهىِ آخرين پرچمدار عدالت و توحيد، صحنه‌ی شكوهمندترين جلوه‌هاى عبودیت و عبادت پروردگار مى‌شود. البته این دوران، از پس ملازمت سال‌ها رنج و امید، نشاط و آمادگی، شهادت و رشادت و بسیاری از دیگر فضائل اخلاقی گذر کرده است و فرهنگ مهدوي، چنين ويژگي برجسته‌اي دارد. در اين فرهنگ مترقي، اميد محور اصلي است و مي‌توان آن را لمس كرد و تنها كافي است كه سرچشمه‌هاي اميدبخش را در این فرهنگ اصیل، استخراج نمود.

    بنابراین از مجموع مطالب پیش گفته به این نتیجه می‌رسیم که در فرهنگ مهدویت، انتظار واقعى به اين نيست که منتظر، صرفاً به خواندن دعاى فرج، اکتفاء نماید؛ زیرا در این فرهنگ، دعاى فرج، تنها اولين پله و اولين شروع است، ولى به همين مقدار ختم نمى‌شود که به صرف خواندن دعاى فرج بتوان گفت که اين فرد، از منتظران واقعى است. بلکه منتظر واقعى آن کسى که خود را اصلاح کرده و دنبال دين مردم است.

    آری منتظر واقعی آن کسی است که به خود هرگز اجازه ندهد که بدون داشتن پشتوانه‌ی دينى و علمى‌ و به صرف خواند چند کتاب بيايد و به عنوان دين، سخن‌رانى و سخن‌وری کند! بله اين چنین افرادی نمى‌توانند جزو منتظران واقعى باشد؛ زیرا کسى که به نام دین هر چیزی را می‌گوید و اساساً برايش فرقى نمی‌کند که به نام دین چه می‌گوید، منتظر واقعی نیست. هر چند متاسفانه اين روزها، بعضى از سخنان غیر عالمانه به گوش انسان مى‌خورد که بسيار رنج آور است. آن هم برخی از افرادی که نه بن مايه‌هاى علمى‌ دارند و نه ریشه‌های حوزوى، این‌ها سخنانی مى‌گويند که از نظر دینی کاملاً مردود است؛ به عنوان مثال درباره «ایران» گفته شده است:

    «من بر مكتب ايران اصرار دارم. از مكتب اسلام دريافت‌هاي متنوعي وجود دارد و من بر مكتب ايران اصرار دارم. برخي‌ها از من خرده مي‌گيرند كه چرا نمي‌گويي مكتب اسلام و مي‌گويي مكتب ايران؟ زیرا از مكتب اسلام دريافت‌هاي

  • ۱۰۷

    متنوعي وجود دارد؛ اما دريافت ما از حقيقت ايران و حقيقت اسلام، مكتب ايران است و ما بايد از اين به بعد، مكتب ايران را به دنيا معرفي كنيم. باور دارم [که] واژه‌ی ايران ذكر است. شما در ذكر دنبال چه چيزي هستيد. ذكر واژه‌ی مرتبط با روح مؤمن است و به جهان درون باور كردن ارزش‌هاي متعالي انسان مرتبط است. از ذكر چه مي‌جويند شاعران/ همان را بجويند از ايران. ايران ذكر است و تاريخ ايران آكنده از ايمان است...».[1]

    یا درباره‌ی «گردشگری» گفته‌اند:

    «گردشگری یک عبادت است، چون انسان‌ها را به هم و به طبیعت نزدیک می‌کند و انسان‌ها را به آیات الهی می‌رساند و آيات الهی نیز انسان‌ها را به خداوند می‌رساند».[2]

    حال به مطرح کنندگان این افکار باید خطاب کرد که اصولاً شما چه کسی هستى که مى‌گويى واژه‌ی ايران، ذکر و عبادت است یا گردشگری عبادت است. آیا نعوذ بالله شما پيامبر خدایی؟ آیا نعوذ بالله شما وصى‌ پیامبر خدایی؟ آیا شما مجتهدی؟ که در مورد دین و عبادت و ذکر خدا این سخنان را به کار می‌بری؟ اصلاً شما مى‌دانى که عبادت و ذکر به معنای چیست؟ آیا شما خودت را با پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) که متصل به منبع وحى الهی است، مقایسه می‌کنی که درباره‌ی امام علی(عليه السلام) فرمود: «ذکر على عبادة». شما و امثال شما باید بدانید که کسی حق گفتن چنین سخنان بدعت آمیزی را ندارد؛ زیرا حتی يک مرجع تقليد که ده‌ها سال از عمر خود را در فهم دین صرف کرده نیز، از نزد خویش، حق ندارد که بگويد: «فلان عمل عبادت است» یا «بهمان عمل ذکر است» چه برسد به


    1. سخنرانی در مراسم اختتاميه همايش ايرانيان مقيم خارج از كشور. ر. ک. به: خبرگزاری فارس: سیاسی - Nuclearشماره: 8905130174 مورخ 13/5/89 ساعت 10:00 http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8905130174

    2. ر. ک. به: مصاحبه با روزنامه ایران، مورخ21 اردیبهشت92.

  • ۱۰۸

    شما. بله حتی مجتهدان و فقیهان عظام نیز باید براى سخنانشان دليل داشته باشند.

    بنابراین فهم ناقص از دين، بزرگترين مشکل دوران معاصر است. همه باید بدانند که دين را باید از دينداران حقیقی و صاحبان واقعى دین آموخت؛ از آن‌هايى که به مکتب اهل بيت(عليهم السلام) متصلـند و هر روز بر سر سفره‌ی قرآن و سنت نبوی(صلي الله عليه وآله) می‌نشینند، یعنی از مراجع عظام و مجتهدين بزرگواری که عمر گرانمایه‌ی خود را حقیقتاً در راه دین صرف کرده‌اند بايد دین را ياد گرفت، نه از کسانی که در این جایگاه نیستند و بدون بن‌مایه‌های علمی و دینی در مورد دین سخنوری می‌کنند. پس غیر از عالمان و فقیهان راستین دین، کسی حق ندارد تا راجع به دين، اظهار نظر کند. مطابق این رویکرد:

    منتظر واقعى آن کسی است که با خبرگان حقیقی و کارشناسان واقعى دين ارتباط داشته باشد، نه با افراد غیر کارشناس که خود را در حد اشعارى چند درباره حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و مطالبی درباره رؤيت ایشان در خواب و.... قانع می‌کنند.

    منتظر واقعى آن کسی است که در انتظار زمانی است که فهمش نسبت به خداوند متعال، قرآن کریم و خليفه‌ی خدا(عجل الله تعالي فرجه الشريف) يک قدم بيشتر شود.

    منتظر واقعى آن کسی است که بداند، دم به دم باید مقدار و میزان معرفتش را نسبت به حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بيشتر کند.

    آری این‌ها علائم منتظر واقعی است؛ از این رو، لازم است تا همه با هم کوشش نمایند و چنین انتظاری را در خود، خانواده و جامعه‌شان پياده کنند.

    در پایان، از خداوند منان مسئلت دارم تا همه‌ى مومنان باورمند و جوانان برومند و همه‌ى انسان‌هايى که در کشور متعلق به نام مبارک امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ساکنند را از انصار و اعوان واقعى آن حضرت قرار بدهد و در دنيا و آخرت بين ما و اهل بيت طاهرین(عليهم السلام) جدايى ميندازد و تمام مسؤلین و رهبر معظم انقلاب، علماء و مراجع و حوزه‌هاى علميه و دانشگاهيان و اساتيد و همه آن‌هايى که در اين کشور در حال تلاش برای تقویت دین مردم و خدمت در راه این نظام مقدس اسلامی که به فرموده امام راحل عظیم الشان ان‌شاءالله مقدمه‌ای است براى ظهور آن منجى کل، موفق و مؤيد بدارد.

    و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته

  • ۱۰۹
  • ۱۱۰

۵۲,۷۱۵ بازدید