pic
pic
  • ۱۵۱

    آری، بعثت یکایک انبیاء بزرگوار الهی(عليهم السلام) برای این بود که هر یک از ایشان، بخشی از دین را برای مردم زمان خود بازگو کنند و در این خلال، به امت خویش متذکر می‌شدند که نه پیام‌رسانی آن‌ها تمام حقیقیت دین است و نه عمل مردم بر طبق آن پیام‌ها، غایت خلقت و مطلوب نهایی خداوند متعال به حساب می‌آید؛ بلکه قرار است که حقیقت دین، غایت خلقت و مطلوب نهایی خداوند در یک زمان خاصی در روی زمین محقق شود.

    ب. استدلال به آیه‌ی شریفه‌ی نهم صف؛

    خداوند متعال در این آیه‌ی شریفه‌ی می‌فرماید:

    )هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ([1]

    اوست آن خدايی که پيامبر خود را همراه با هدايت و دين راستين فرستاد تا آن دین را بر همه اديان پيروز گرداند، هر چند مشرکان را ناخوش آيد.

    مطابق این آیه‌ی شریفه، خداوند متعال رسول خویش را با بینات و هدایت ها و معجزات و کتاب و اینها فرستاد تا تمام دین را برای تمام بشر حاکم گرداند. البته میان مفسرین در این‌که منظور از کلمه‌ی «کله» کل دین است یا کل بشر، اختلاف است، ولی هر دو نظر، مطلوب است. زیرا بدیهی است که کل دین برای کل بشر، در زمان هیچ‌یک از پیامبران الهی(عليهم السلام)، حتی در زمان رسول خدا(صلي الله عليه وآله) و ائمه‌ی طاهرین(عليهم السلام) واقع نشده است، ولی ‌به تصریح نصوص معتبر و شواهد مقبول، تمام انبیاء معظم(عليهم السلام) حتی پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) و ائمه‌ی اطهار(عليهم السلام) از ابتدا به دنبال تحقق این هدف نهایی و مقدس بودند.


    1. ر. ک. به: سوره‌ مبارکه‌ صف، آیه‌ شریفه‌9.

  • ۱۵۲

    به عبارت دیگر، تمام آن ذوات مقدسه، جزو منتظرین واقعی بوده‌اند. یعنی همان طور که انبیاء گذشته به نبوت پیامبر ختمی مرتبت(صلي الله عليه وآله) بشارت می‌‌دادند، همان‌طور مغز اصلی این بشارت، ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بوده است؛ بدین بیان که پیام اصلی بشارت تمامی پیامبران الهی(عليهم السلام) این بوده است، که بعد از ظهور آخرین پیامبر خدا(صلي الله عليه وآله) یکی از اولاد او که در میان تمام انبیاء(عليهم السلام) معین و مشخص بوده که او از میان اولاد پیامبر خاتم(صلي الله عليه وآله) مصلح کل است، ظهور خواهد نمود و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.

    نتیجه این‌که، «مسئله‌ی انتظار» یکی از عمیق‌ترین مفاهیم دینی در میان تمامی ادیان الهی و از دقیق‌ترین مباحث الاهیاتی و آخرالزمانی است و لذا نمی‌‌توان آن را همانند یک عمل مستحبی دانست و یا در کنار یکی از مستحبات به حساب آورد.

    ‌نکته دوم: بایسته‌های انتظار واقعی از منظر روایات؛

    آن‌طور که از روایات برداشت می‌شود، ایمان بدون انتظار، ایمان کاملی نیست؛ یعنی مومن بدون این‌که منتظر باشد، قطعاً به ایمان خویش توجه عمیقی نداشته و نخواهد داشت. یعنی ویژگی:

    «ایمان بدون انتظار»: این گونه است که انسان، به حداقل‌ها می‌اندیشد و قائل است که، «تنها باید ایمان خویش را حفظ کرده و واجبات و محرمات را رعایت نماید»؛ در این صورت روشن است که قطعاً انتظار در چنین افرادی، باعث تحرک و جنب و جوش نمی‌شود.

    ولی ویژگی:

    «ایمان به همراه انتظار»: این‌گونه است که انسان، به حداکثرها فکر می‌کند و معتقد است که: «نه تنها باید ایمان خویش را حفظ کرده و واجبات و محرمات را رعایت نماید، بلکه به عنوان یک مسلمان و مؤمن، باید به دنبال تحقق مقصود خداوند متعال از خلقت آسمان‌ها و زمین و ارسال رسل و انزال کتب باشد و امیدوار به رویت آن روز به اصلاح خود و جامعه می‌پردازد»؛ در این صورت بدیهی است که، انتظار در چنین انسانی، باعث تحرک و جنب و جوش می‌شود و هرگز او را آرام نمی‌‌گذارد.

  • ۱۵۳

    آری، انتظاری را که دین مبین اسلام از مسلمان و مومن می‌خواهد همین گونه انتظار است، نه انتظاری که انسان را منزوی کرده و بی‌اطلاع از اقدامات ضد دینی شیاطین نگه دارد و بدین روست که در روایات از قول پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) آمده است:

    «احب الاعمال الى اللّه عزّوجلّ انتظار الفرج»[1] «أَفْضَلُ‏ أَعْمَالِ‏ أُمَّتِي‏ انْتِظَارُ الْفَرَجِ»[2] «انْتِظَارُ الْفَرَجِ‏ عِبَادَةٌ»[3] «أَفْضَلُ‏ الْعِبَادَةِ انْتِظَارُ الْفَرَجِ»[4] «أَفْضَلُ‏ جِهَادِ أُمَّتِي‏ انْتِظَارُ الْفَرَجِ».[5]

    «محبوبترین اعمال به سوی خدای عزوجل انتظار فرج است» «برترين كارهاى امت من انتظار فرج است». «انتظار فرج عبادت است» «والاترين عبادت، انتظار فرج است» «بالاترين جهاد امت من، انتظار فرج است».

    و یا این تعبیری که در کلمات امیرالمؤمنین(عليه السلام) هست که فرمودند:

    «انْتَظَرُوا الْفَرَجَ‏ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ‏ رَوْحِ‏ اللهِ‏ فَإِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ انْتِظَارُ الْفَرَجِ»[6]

    در انتظار گشايش باشيد و از رحمت‏ خداوند نااميد نشويد؛ زيرا دوست داشتني‏ترين كارها نزد خداوند انتظار گشايش است.


    1. ر. ک. به: بحارالأنوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج52،، ص133، باب22.

    2. ر. ک. به: الزام الناصب، یزدی حائری، ص137 و بحارالأنوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج52، ص122.

    3. ر. ک. به: همان.

    4. ر. ک. به: نهج الفصاحة، ص78، ينابيع المودة، قندوزی، ج3، ص169.

    5. ر. ک. به: تحف العقول، ابن شعبه حرانی(رحمه الله)، ص33 و بحارالأنوار، مجلسی(رحمه الله)، ج51، ص156.

    6. ر. ک. به: نوادر الأخبار فيما يتعلق باصول الدين، محمد محسن فيض كاشاني(رحمه الله)، ص249.

  • ۱۵۴

    البته ممکن است گفته شود که «رَوح الله» بر خود حضرت حجت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) اطلاق می‌‌شود همچنان‌که مشهور فقهاء چنین فرموده‌اند، ولی به نظر می‌رسد خود فرج و ظهور، «رَوح الله» است؛ یعنی حقیقت و هدف اصلی خدای تبارک و تعالی در آن زمان، ظهور است.

    و یا امیرالمؤمنین(عليه السلام) در کلامی دیگر فضیلت منتظر را همچون شهید در راه خدا تشبیه کرده و می‌فرماید:

    «الْمُنْتَظِرُ لِأَمْرِنَا كَالْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِي سَبِيلِ اللهِ»[1]

    هر کسی که در انتظار حکومت ما باشد، بسان کسی است که در راه خدا به خون خویش درغلتیده است.

    و یا فرمایش امام سجاد(عليه السلام) که منتظران را برترین افراد زمان خود معرفی کرده و می‌فرمایند:

    «إِنَّ أَهْلَ‏ زَمَانِ‏ غَیبَتِهِ‏ الْقَائِلُونَ‏ بِإِمَامَتِهِ الْمُنْتَظِرُونَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ أَهْلِ كُلِّ زَمَان»[2]

    آن گروه از مردم عصر غیبت امام دوازدهم كه امامت او را پذیرفته و منتظر ظهور او هستند، برترین مردم همه روزگاران هستند.

    و یا کلام امام صادق(عليه السلام) که منتظران را اولیاء خدا معرفی فرموده و می‌فرمایند:

    «طُوبَى‏ لِشِیعَةِ قَائِمِنَا الْمُنْتَظِرِینَ‏ لِظُهُورِهِ فِی غَیبَتِهِ وَ الْمُطِیعِینَ لَهُ فِی ظُهُورِهِ أُولَئِكَ أَوْلِیاءُ اللهِ الَّذِینَ‏ لا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُون‏»[3]


    1. ر. ک. به: كمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق(رحمه الله)، ص645.

    2. ر. ک. به: رياض‌الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار، نعمت‌ الله‌ جزائرى، ج‏3، ص128.

    3. ر. ک. به: كمال الدين و تمام النعمة، شیخ صدوق(رحمه الله)، ج‏2، ص357.

  • ۱۵۵

    خوشا به حال شیعیان قائم ما كه در زمان غیبتش منتظر ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمان‌بردار او، آنان دوستان خدا هستند، همان‌ها كه نه ترس به دل راه مى‏دهند و نه اندوهگین مى‏شوند.

    یا روایت دیگری که از امام صادق(عليه السلام) نقل شده که فرمودند:

    «منْ مَاتَ مُنْتَظِراً لِهَذَا الْأَمْرِ كَانَ كَمَنْ كَانَ مَعَ الْقَائِمِ فِي فُسْطَاطِهِ لَا بَلْ كَانَ كَالضَّارِبِ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللهِ(صلي الله عليه وآله) بِالسَّيْفِ»[1]

    هر كه منتظر اين امر باشد و بميرد مانند كسى است كه با قائم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در خيمه‌اش باشد، نه بلكه مانند كسى است كه پيش روى رسول خدا(صلي الله عليه وآله) شمشير زده باشد.

    آری انتظاری که در روایات مطرح شده، این نیست که منتظر طبق آن در خانه‌ی خود بنشیند و کاری نداشته باشد که بر سر اسلام و مسلمین چه می‌‌آید، یا این نیست که منتظر باید بیگانه باشد از این‌که دشمنان اسلام چه حرکات و تحرکاتی را ضد اسلام تدارک می‌‌بینند. زیرا اساساً در فرهنگ روایی، نام چنین عملی را انتظار نمی‌دانند و یا اصلاً این انتظار، مد نظر اهل بیت(عليهم السلام) نیست. بله، انتظاری را که امام خمینی(رحمه الله) در فرمایشاتشان می‌‌فرمودند که:

    «ارزش دارد انسان در مقابل ظلم بایستد و مشتش را گره کند و توی دهنش بزند و نگذارد که این‌قدر ظلم زیاد بشود، این ارزش دارد. ما تکلیف داریم آقا! این‌طور نیست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان-سلام الله علیه- هستیم، پس دیگر بنشینیم در خانه‌هایمان، تسبیح را دست بگیریم و بگوییم «عجّل علی فرجه» عجّل با کار شما باید تعجیل بشود، شما باید زمینه را فراهم کنید برای آمدن او؛ و فراهم کردن اینکه مسلمین را با هم مجتمع کنید، همه با هم بشوید، إن شاءالله ظهور می‌کند ایشان».[2]


    1. ر. ک. به: همان، ج2، ص338.

    2. ر. ک. به: صحيفه نور، امام خمینی(رحمه الله)، ج18، ص269.

  • ۱۵۶

    همین گونه انتظار است، نه انتظاری که انسان را منزوی کرده و او را بی‌اطلاع می‌خواهد از آن چه بر ضد دین واقع می‌‌شود.

    بنابراین آن انتظاری که دارای ثواب زیادی است، انتظاری است که منتظر به دنبال تحقق کامل دین، برای تمام بشریت باشد. بله این همان انتظاری است که انسان مومن را به تاسیس و تشکیل حکومت اسلامی سوق می‌‌دهد.

    ‌نکته سوم: آسیب‌ شناسی انتظار و منتظران؛

    کسانی که تاریخ معاصر ایران را مطالعه کردند به خوبی می‌دانند که قبل از انقلاب اسلامی، گروهی بودند و هستند که با برداشت‌های سطحی و غلط از برخی روایات، معتقد بودند که باید برای ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، فساد را در جامعه اسلامی و انسانی گسترش داد. در حالی‌که این برداشت نه تنها یک ادعای عوامانه از مفاهیم دقیق دینی است، بلکه قویاً به نظر می‌رسد القایی باشد که از ناحیه‌ی دشمنان اسلام بر مسلمین وارد شده است؛ زیرا یکی از توطئه‌هایی که دشمنان اسلام دارند، تحریف مفاهیم عمیق و ریشه دار اسلامی است.

    بله دشمنان اسلام و دشمنان بشریت، به دنبال تحریف مفهوم اصیل انتظاری هستند که همه‌ی انبیاء عظام(عليهم السلام) به دنبال آن بوده‌اند و برای آن مبعوث شدند و به تبع، خود جزو منتظرین واقعی بوده‌اند. شیاطین و دشمنان به خوبی می‌دانند که آن ذوات مقدسه، به معنای صحیح و واقعی کلمه، منتظر بودند؛ «منتظر ظهور دین کلی در کل زمین»؛ «منتظر هدایت همه‌ی ابناء بشریت»؛ «منتظر بلوغ نهایی جامعه از جهت عقل و درک» و بالاخره «منتظر حاکمیت یکپارچه‌ی فضائل اخلاقی بر جامعه‌ی انسانی». از این رو همواره به دنبال تحریف مفهوم انتظار بوده و هستند.

    ‌نکته چهارم: تبیین مراتب انتظار نسبت به منتظران؛

    بنابراین طبق بیانی که برای انتظار ذکر شد، منتظر به مقدار درکی که از مفهوم انتظار دارد، در یک تقسیم بندی، دارای مراتب مختلفی است که عبارتند از:

  • ۱۵۷

    مرتبه اول: انتظار رسولان و انبیاء معظم الهی(عليهم السلام): تمام انبیاء و رسولان الهی(عليهم السلام) قبل از رسالت حضرت ختمی مرتبت(صلي الله عليه وآله) منتظرند تا خاتم انبیاء(صلي الله عليه وآله) و خاتم اوصیاء(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ظهور کند تا رسالت آنان در تمام ابعاد به بار بنشیند؛

    مرتبه دوم: انتظار رسول مکرم اسلام(صلي الله عليه وآله): نیز منتظر است تا رسالت انبیاء ماضی(عليهم السلام) در تمام ابعاد به بار بنشیند؛

    مرتبه سوم: انتظار ائمه‌ی‌ اطهار(عليهم السلام): نیز منتظرند تا رسالت نبی مکرم اسلام(صلي الله عليه وآله) و انبیاء ماضی(عليهم السلام) در تمام ابعاد به بار بنشیند؛

    مرتبه چهارم: انتظار علماء، فقهاء و مراجع عظام: که خود یکی از منتظرانی هستند، که قلبشان مالامال از ظهور حضرت خاتم الاوصیاء(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است، تا رسالت رسولان و انبیاء معظم الهی(عليهم السلام) به بار بنشیند؛

    مرتبه پنجم: انتظار مردم عادی: نیز منتظر ظهور حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) هستند تا حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ظهور کنند و به آمال اولیاء معصوم(عليهم السلام) و انبیاء معظم الهی(عليهم السلام) جامه عمل بپوشانند.

    ‌نکته پنجم: انکشاف آثار واقعی انتظار، پس از زمان ظهور؛

    بدیهی است که تحقق کامل حاکمیت دین و کمال دینداری، بعد از زمان ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ظاهر می‌شود و این حقیقت انتظار است، خواه اسم آن را مدینه‌ی فاضله بگذارند و خواه اسم آن را جامعه‌ی پر از عدل و داد بگذارند و یا نام دیگری برای آن انتخاب کنند و این، از خصوصیات دین مبین اسلام است؛ چرا که دین اسلام، دین جامع و کاملی است که تمام ابعاد آن در جامعه‌ی زمان ظهور محقق شود. هم‌چنان‌که در برخی از روایات به این واقعیات اشاره شده است و ویژگی‌هایی برای آن دوران بر شمرده شده است که عبارتند از:

  • ۱۵۸

    ویژگی اول: برقراری عدالت و رفع ظلم؛

    به عنوان مثال پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) در تبیین ویژگی آن زمان به «عدم وقوع ظلم و برقراری قسط و عدل بین مردم» اشاره فرموده و می‌فرمایند:

    «الْمَهْدِيُ‏ مِنْ‏ وُلْدِي‏ تَكُونُ‏ لَهُ‏ غَيْبَةٌ، اذا ظهر يملأ الأرض قسطاً و عدلا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً»[1]

    مهدى از فرزندان من است. او را غيبتى هست. زمانى كه ظهور كند، زمين را از قسط و عدل پر سازد چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد.

    البته به نظر می‌رسد گسترش عدالت و قسط، تنها یک برگ از زمان ظهور باشد و برگ دیگر آن، این است که در آن موقع، دیگر به کسی ظلم نمی‌‌شود و اساساً به صورت عادی امکان ندارد که انسانی به انسان دیگر ظلم نماید.

    ویژگی دوم: برقراری نظم و امنیت؛

    امام علی(عليه السلام) درباره‌ی ویژگی آن زمان می‌فرماید:

    «تَمْشِيَ‏ الْمَرْأَةُ بَيْنَ‏ الْعِرَاقِ‏ وَ الشَّامِ‏ لَا تَضَعُ‏ قَدَمَيْهَا إِلَّا عَلَى نَبَاتٍ وَ عَلَى رَأْسِهَا زَنْبِيلُهَا[زينتها] لَا يُهَيِّجُهَا سَبُعٌ وَ لَا تَخَافُهُ»[2]

    اگر قائم ما قيام كند...زنى تواند زنبيل[زینت] به سر، بين عراق و شام رفت و آمد كند و جز بر سر سبزه قدم نگذارد، و درنده‏اى او را نلرزاند و نترساند.

    ویژگی سوم: تکامل انسان از حیث اخلاقی و عقلانی؛

    امام باقر(عليه السلام) آن زمان را، زمان اوج تکامل انسان از حیث اخلاقی و عقلانی معرفی کرده و می‌فرماید:

    «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللهُ يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ كَمَلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُمْ»[3]


    1. ر. ک. به: ينابيع المودة، قندوزی، ج3، باب78.

    2. ر. ک. به: تحف العقول، حرانی(رحمه الله)، النص، 115.

    3. ر. ک. به: كافى؛ شیخ کلینی(رحمه الله)، ج1، ص25 و بحار الانوار، مجلسی(رحمه الله)، ج52، ص328 و با كمى اختلاف كمال الدين، شیخ صدوق(رحمه الله)، ج2، ص685.

  • ۱۵۹

    وقتى كه قائم ما قيام كند خدا دستش را بر سر بندگان مى‌گذارد تا عقل‌هايشان را جامع [و در بردارنده همه چيز] گرداند و افكار [و آرزوها]یشان جامه كمال پوشیده.

    ویژگی چهارم: گشایش ابواب علم؛

    امام صادق(عليه السلام) آن زمان را دوران اطلاع مردم از علوم جدید و گشایش ابواب علم معرفی کرده و می‌فرمایند:

    «العِلْم سَبْعة و عِشْرون حَرْفاً، فَجَمیع ما جاءت بِه الرُسُل حَرْفان فَلَم یعْرف النّاس حتّی الیوم غَیرِ الحَرْفین فَإذا قام قائِم أخرج الخَمْسة و العِشْرون فَبثَّها فی النّاس».[1]

    علم، بیست و هفت حرف است و همه آن علم‏هایی که پیامبران آورده‏اند دو حرف است. پس مردم تا قیام حضرت مهدی بیش از دو حرف از علم را نمی‏دانند. پس زمانی که قائم قیام می‏کند، خارج می‏نماید بیست و پنج حرف دیگر را و بین مردم منتشر می‏نماید.

    ویژگی پنجم: محو عصیان و معصیت الهی؛

    امام صادق(عليه السلام) در تبیین ویژگی‌های آن دوران به عدم انجام گناه در آن زمان که رکن رکین عبودیت الهی است، اشاره فرموده و می‌فرمایند:

    «وَ لَا يَعْصُونَ‏ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِي أَرْضِهِ»[2]

    در زمين به نافرمانى خدا نمى‌پردازند.


    1. ر. ک. به: بحار الانوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج52، ص336.

    2. ر. ک. به: منتخب الاثر في الامام الثاني عشر‌(عليه السلام)، آیت الله العظمی حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی دامت برکاته، ص497، ح8..

  • ۱۶۰

    یعنی آن زمان، زمانی است که تمام نقاط زمین رویش دارد؛ برای این که گناه نمی‌‌شود؛ زیرا بشر به حدی رسیده که دیگر به خویش اجازه گناه نمی‌دهد، هر چند ممکن است مواردی نیز وجود داشته باشد که برخی از افراد گناه ‌‌کنند، لکن سخن در آن است که در آن زمان، نوع بشر به مرحله‌ای می‌رسد که دیگر بین خود و خدا گناه نمی‌کند.

    ویژگی ششم: اوج تکامل دینی؛

    یکی دیگر از ویژگی‌های دوران ظهور، رشد شخصیتی مردم از حیث عبادی است؛ چرا که بشر تا قبل از ظهور، به درستی نمی‌‌تواند خدا را عبادت کند. به عبارت دیگر، در طول تاریخ بشریت، عبادت خدا همواره یکی از متغیراتی بوده که اعصار مختلفی را پشت سر گذارده، تا به زمان رسول خدا(صلي الله عليه وآله) رسیده است. در آن زمان، مسلمین با تربیتی که اسلام به عنوان آخرین دین و نبی مکرم اسلام(صلي الله عليه وآله) به عنوان آخرین پیامبر و ائمه‌ی اطهار(عليهم السلام) به عنوان آخرین هادیان الهی مربی آن بودند، به خوبی توانستند خدا را عبادت کنند؛ عبادتی که در میان شرایع الهی، هیج سابقه‌ای نداشت و برترین نوع عبادت به حساب می‌آمد؛ از این رو، دیگر کسی نمی‌‌تواند مانند مسلمین، خدا را عبادت کند، لکن کامل‌ترین نوع عبادت، در زمان ظهور اتفاق می‌‌افتد، زیرا در آن زمان، همه چیز به خصوص دین و عبادت، در مرحله‌ی اعلای خود قرار می‌‌گیرد و این همان امری است که دین مبین اسلام به دنبال آن است. بر این اساس، کسانی که دین را در زمان ظهور، صرفاً امری شخصی و فردی معنا می‌کنند، واقعاً از مفاهیم و مبانی صحیح دینی بی‌اطلاعند.

    آری انتظاری که همه انبیاء معظم الهی(عليهم السلام) و پیروان آن‌ها، در طول تاریخ به دنبال آن بودند، صرف انتظار ظهور امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برای خواندن دو رکعت نماز بیشتر نبوده، بلکه انتظار برای پیاده شدن ابعاد وسیع دین در آن عصر بوده است. یعنی همان انتظاری که انسان را به «حرکت و حماسه‌ی در راه خدا»، به «تفکر و تدبر در آیات قرآن»، به «امر به معروف و نهی از منکر»، به «فتح قله‌های عقلانی و علمی»، به «اصلاح و تزکیه‌ی نفس» و «بسیاری از فضائل اخلاقی» وادار می‌کند.

۵۲,۷۱۱ بازدید