موضوع: نماز جمعه
تاریخ جلسه : ۱۴۰۴/۹/۲۲
شماره جلسه : ۴۵
-
خلاصه جلسه گذشته
-
دلیل نهم: استدلال به روایات باب «استحباب استشعار حزن در عيدين»
-
بررسی سندی روایت
-
بیان استدلال به روایت
-
اشکالات مرحوم حائری به استدلال به روایت
-
1. ضعف سند روایت
-
ارزیابی اشکال
-
2. عدم دلیل بر سرایت حکم از نماز عیدین به نماز جمعه
-
ارزیابی اشکال
-
3. ناظر بودن روایت بر حق کلی ولایت
-
ارزیابی اشکال
-
4. برداشت اولویت و نه شرطیت به امام معصوم از روایت
-
ارزیابی اشکال
-
بیان «ان قلت» در کلام مرحوم حائری
-
ارزیابی پاسخ مرحوم حائری
-
جمع بندی دلیل نهم
-
پاورقی
-
منابع
-
جلسه ۱
-
جلسه ۲
-
جلسه ۳
-
جلسه ۴
-
جلسه ۵
-
جلسه ۶
-
جلسه ۷
-
جلسه ۸
-
جلسه ۹
-
جلسه ۱۰
-
جلسه ۱۱
-
جلسه ۱۲
-
جلسه ۱۳
-
جلسه ۱۴
-
جلسه ۱۵
-
جلسه ۱۶
-
جلسه ۱۷
-
جلسه ۱۸
-
جلسه ۱۹
-
جلسه ۲۰
-
جلسه ۲۱
-
جلسه ۲۲
-
جلسه ۲۳
-
جلسه ۲۴
-
جلسه ۲۵
-
جلسه ۲۶
-
جلسه ۲۷
-
جلسه ۲۸
-
جلسه ۲۹
-
جلسه ۳۰
-
جلسه ۳۱
-
جلسه ۳۲
-
جلسه ۳۳
-
جلسه ۳۴
-
جلسه ۳۵
-
جلسه ۳۶
-
جلسه ۳۷
-
جلسه ۳۸
-
جلسه ۳۹
-
جلسه ۴۰
-
جلسه ۴۱
-
جلسه ۴۲
-
جلسه ۴۳
-
جلسه ۴۴
-
جلسه ۴۵
-
جلسه ۴۶
-
جلسه ۴۷
-
جلسه ۴۸
-
جلسه ۴۹
-
جلسه ۵۰
-
جلسه ۵۱
-
جلسه ۵۲
-
جلسه ۵۳
-
جلسه ۵۴
-
جلسه ۵۵
-
جلسه ۵۶
-
جلسه ۵۷
-
جلسه ۵۸
-
جلسه ۵۹
-
جلسه ۶۰
-
جلسه ۶۱
-
جلسه ۶۲
-
جلسه ۶۳
-
جلسه ۶۴
-
جلسه ۶۵
-
جلسه ۶۶
-
جلسه ۶۷
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ
در جلسه گذشته؛ اشکالات مرحوم حائری به استدلال به موثقه سماعه مبنی بر حمل لفظ «امام» در روایات نماز جمعه بر امام جماعت غیرمعصوم، مورد نقد و بررسی قرار گرفت؛ در پاسخ به این اشکالات این مطالب مورد تاکید قرار گرفت که محل نزاع در این روایات، ظهور لفظ است، و با توجه به ارتکاز عرفی و غلبه استعمال، لفظ مطلق «امام» در فضای روایات، ظهور در امام معصوم یا منصوب از جانب او دارد و تعابیری چون «أمَّهُم بعضُهم» یا «إمامٌ یَخطُب» و حتی توضیحات احتمالی راوی، هیچیک صلاحیت انصراف یا رفع این ظهور را ندارند، زیرا این تعابیر یا ناظر به شرایط تقیهاند یا عرفاً بر شأن امامت و خطابت دینیِ صاحبمنصب دلالت میکنند، ازاینرو، مجموع اشکالات حائری ناتمام است و دلالت روایات، از جمله حدیث سماعه، بر امام معصوم یا منصوب از جانب او باقی میماند.
دلیل نهم بر اشتراط اقامه نماز جمعه به امام معصوم یا منصوب از جانب او ـ و به تعبیر دیگر، به حاکم و سلطان عادل ـ آن است که نماز جمعه به نماز عیدین قیاس شده است؛ بدین بیان که همانگونه که در روایات تصریح شده اقامه نماز عیدین از مناصب امام علیهالسلام است و تحقق آن منوط به حضور و اقامه امام میباشد، نماز جمعه نیز به همان ملاک، از شؤون و مناصب امام به شمار میآید. در این زمینه، روایتی در «وسائلالشیعه» نقل شده است که عنوان آن «باب استحباب استشعار الحزن فی العیدین» میباشد؛ عنوانی که ناظر به توصیه به نوعی اندوه در عید فطر و عید قربان است، به جهت آنکه حقوق اهلبیت علیهمالسلام مورد غصب واقع شده است.
طریق شیخ طوسی به محمد بن احمد بن یحیی ـ چنانکه اردبیلی در جامعالروات تصریح کرده ـ طریق صحیح و معتبری است. در این سند، عباس بن معروف قمی ورّاق قرار دارد که از اصحاب امام رضا، امام هادی و امام جواد علیهمالسلام بوده و نجاشی[2] و شیخ طوسی[3] او را توثیق کردهاند. پس از او حسن بن محبوب، از اصحاب اجماع[4]، و سپس حنان بن سدیر قرار دارد که شخصی ثقه است؛[5] هرچند پس از شهادت امام کاظم علیهالسلام به وقف گراییده،[6] و به همین جهت مرحوم علامه حلّی به روایات او اعتنا نمیکرد، با این حال وی از امام باقر، امام صادق و امام کاظم علیهمالسلام روایت نقل کرده است. در ادامه سند «عبدالله بن زبیان» ذکر شده است؛ هرچند در برخی طرق دیگر، مانند طریق صدوق، به جای آن «عبدالله بن سنان» آمده، در حالی که حنان بن سدیر نمیتواند از عبدالله بن سنان روایت نقل کند و ازاینرو این نقل نادرست دانسته شده است. بر این اساس، گفتهاند مقصود یا «عبدالله بن زبیان» است یا «عبدالله بن دینار»، که به جهت شباهت کتابتی این اسامی، احتمال تصحیف در آنها وجود دارد؛ و چون عبدالله بن زبیان در منابع رجالی اثری ندارد،[7]بنابراین «عبدالله بن دینار» در سند متعیّن میشود که وی نیز مورد توثیق قرار گرفته است. بنابراین، روایت با توضیح مذکور، موثّق به شمار میآید.
امام باقر علیهالسلام فرمودند: «ای عبدالله، هیچ روز عیدی برای مسلمانان ـ چه عید قربان و چه عید فطر ـ فرا نمیرسد مگر آنکه خداوند در آن روز اندوهی تازه برای آل محمد علیهمالسلام تجدید میکند». عبدالله بن دینار پرسید: «چرا؟» حضرت فرمودند: «زیرا آنان حق خویش را در دست دیگران میبینند». مقصود آن است که منصب و حق اهلبیت علیهمالسلام در اختیار خلفای جور، بهویژه حاکمان بنیامیه و بنیعباس، قرار گرفته است.
در ادامه، آیتالله حائری اشکالی را بهصورت «إنقلت» و با این مضمون مطرح میکند اگر حق، صرفاً «حق اولویت» باشد، نقض آن معمولاً موجب حزن شدید و مستمر نمیشود؛ در حالی که روایت از «تجدید حزن» سخن میگوید و این ظهور در غصب یک حق واقعی دارد، نه آنکه به معنای منع یک امتیاز ترجیحی باشد.
ایشان در پاسخ، دو بیان ارائه میدهند؛ در پاسخ اول بر همان مطلب اول خود تاکید می کند میگوید: بعید نیست مراد از «حق»، همان حق اولویت باشد؛ و اقامه نماز از آن جهت موجب حزن است که این شأن، به «امیر» قائم شده، نه آنکه نفس اقامه نماز، مشروط یا متوقف بر امام باشد.
بنابراین، نکاتی که آیتالله حائری در پاسخ به استدلال مبتنی بر این روایت مطرح کردهاند، تام و قابل پذیرش نیست. به نظر ما، نماز جمعه از این حیث در حکم نماز عیدین است؛ بدین معنا که هرچند ادعای قطع و جزم در این مسئله ممکن نیست، اما ظن قوی وجود دارد که اگر بر اساس این روایت، اقامه نماز عیدین به امام معصوم یا منصوب از جانب او اختصاص داشته باشد، همین ملاک و حکم در مورد نماز جمعه نیز جریان خواهد داشت.
پاورقی
[1] تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج 7، ص 475، حدیث 1.
[2] رجال النجاشي، ص 281.
[3] رجال الطوسي، ص 361.
[4] « تَسْمِيَةُ اَلْفُقَهَاءِ مِنْ أَصْحَابِ أَبِي إِبْرَاهِيمَ و أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عليهما السلام- أَجْمَعَ أَصْحَابُنَا عَلَى تَصْحِيحِ مَا يَصِحُّ عَنْ هَؤُلاَءِ وَ تَصْدِيقِهِمْ وَ أَقَرُّوا لَهُمْ بِالْفِقْهِ وَ اَلْعِلْمِ: وَ هُمْ سِتَّةُ نَفَرٍ آخر دون الستة نفر الذين ذكرناهم في أصحاب أبي عبد الله عليه السلام، منهم يونس بن عبد الرحمن، و صفوان بن يحيى بياع السابري، و محمد بن أبي عمير، و عبد الله بن المغيرة، و الحسن بن محبوب، و أحمد بن محمد بن أبي نصر. » (اختیار معرفة الرجال، ج 2، ص 830.)
[5] فهرست کتب الشیعة و أصولهم و أسماء المصنفین و أصحاب الأصول، ص 164.
[6] همان، 334.
[7] « ٦٨٦٠ - عبد الله بن ذبيان: روى عن أبي جعفر ع، و روى عنه حنان بن سدير. التهذيب: الجزء ٣، باب صلاة العيدين من الزيادات، الحديث ٨٧٠. أقول: هذه الرواية رواها محمد بن يعقوب، عن حنان بن سدير، عن عبد الله بن دينار، عن أبي جعفر ع. الكافي: الجزء ٤، كتاب الصيام ٢، باب النوادر ٨٣، الحديث ٢.و رواها الصدوق عن حنان بن سدير، عن عبد الله بن سنان، في نسخة. و عن عبد الله بن دينار، عن نسخة، عن أبي جعفر ع. الفقيه: الجزء ٢، باب النوادر من أبواب الصوم، الحديث ٤٨٧.و على ذلك فلا وجود لعبد الله بن ذبيان.» (معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، 1372، ج 11، ص 196.)
[8] « مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ (عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ) عنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ دِينَارٍ: مِثْلَهُ » (تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج 7، 475، حدیث 2.)
[9] « وَ رَوَاهُ اَلصَّدُوقُ مُرْسَلاً؛ وَ رَوَاهُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ وَ رَوَاهُ فِي اَلْعِلَلِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ[9] عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ دِينَارٍ.»(همان.)
[10] مرتضی حائری، صلاة الجمعة (حائری)، ص 83.
[11] « أقول: لا يخفى ما فيه من الضّعف، لما فيه أوّلا: من ضعف الحديث. و- ثانيا: أنّ إسراء الحكم منه إلى الجمعة قياس مع الفارق، لاختلاف صلاة العيدين و الجمعة في غير واحد من الأحكام من حيث الكيفيّة و الشرائط.» (همان.)
[12] «ثالثا: كون المقصود من الحقّ صلاة العيد غير معلوم، بل لعلّ المقصود به الخلافة و السلطنة، و يكون العيد يوم ظهورها و بروزها على رؤوس الأشهاد.»(صلاة الجمعة (حائری)، 84.)
[13] «رابعا: لا يدلّ إلّا على أولويّة الإمام بالنّسبة إلى السائرين، فإنّ الخليفة يتكفّل ذلك من باب كون حقّ الأولويّة له و لو على نحو الاستحباب.» (همان.)
[14] «إن قلت: المستفاد من التعليل أنّ الملاك لتجديد الحزن صرف كون حقّهم في يد غيرهم و رؤيتهم ذلك، لا كونهم ممّن يقيمونها من باب قيام حقّ الأولويّة بهم، و لا. لأنّهم مزاحمون للأئمّة بالحقّ : و هو صادق على كلّ جمعة تقام بغيره أو بغير إذنه.قلت:- أوّلا-: إنّه لعلّ المراد بالحقّ هو حقّ الأولويّة، و إقامتها من باب تقوّمها بالأمير، لا نفس إقامة صلاة الجمعة.و ثانيا: إنّ تجديد الحزن بصرف كون ما يستحقّه بيد غيره- من غير مزاحمة له، بل من باب الإعراض عنه و عدم طريق للاستيذان منه- لا يناسب الأوسطين من النّاس، فكيف بالأولياء؟ فالتعليل الّذي هو لا بدّ أن يكون أمرا ارتكازيّا لا يناسب إلّا كونه على يد غيرهم على وجه المزاحمة.» (همان.)
منابع
حائری، مرتضی، صلاة الجمعة (حائری)، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، 1418.
حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم - ایران، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، 1416.
خویی، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، 1372.
طوسی، محمد بن حسن، فهرست کتب الشیعة و أصولهم و أسماء المصنفین و أصحاب الأصول، مکتبة المحقق الطباطبائي، 1420.
طوسی، محمدبن حسن، رجال الطوسي، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، 1427.
کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفة الرجال، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، 1404.
نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشي، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، 1365.
نظری ثبت نشده است .